ایالات متحده آمریکا در برابر ایران آرایش جنگی تمام عیاری گرفته است. عمده محورهای مورد توجه در اتاق جنگ آمریکا بر علیه کشورمان، حوزه های اقتصادی، فرهنگی و عملیات روانی هستند. در موضوع نظامی، به علت قدرت کشورمان، آمریکایی ها شانسی برای خود در برابر ایران قائل نیستند.

محمودرضا امینی -خبرگزاری موج: آرایش آمریکا ، کشورهای اروپایی و برخی هم پیمانان منطقه ای آن ها در قبال ایران یک آرایش جنگی است. وقتی از جنگ صحبت می کنیم اینگونه به ذهن متبادر می شود که منظور همان جنگ نظامی است با این حال، اگر بخواهیم اتاق جنگ دشمن بر علیه کشورمان را بررسی کنیم با ابعاد مختلفی مواجه می شویم که در این نوشتار به آن ها خواهیم پرداخت:

جنگ نظامی:

سخت ترین، جنجالی ترین، و البته پرهزینه ترین اقدام اتاق جنگ آمریکا و نیروهای نیابتی آن بر علیه ایران، به راه انداختن یک جنگ نظامی است. ظرفیت های نظامی ایران و آمریکا قابل توجه است. آمریکا از ظرفیت های فناورانه، پروازی، راداری، موشکی، الکترونیکی، زمینی و دریایی قابل ملاحظه ای برخوردار است. در مقابل، ایران هم ظرفیت های گسترده زمینی، دریایی، هوایی، موشکی و سایبری را داراست که کار را برای ایالات متحده آمریکا بسیار سخت می کند. آمریکا به خوبی می داند که ایران از آمادگی های لازم برای مقابله با تهدید احتمالی این کشور برخوردار است.

هم نیروهای رسمی نظامی ایران و هم نیروهای مردمی، آمادگی کامل دارند به تهدید آمریکا پاسخ محکم و قاطع بدهند. ایران به خوبی تحرکات و مواضع جبهه آمریکایی و متحدانش را در منطقه رصد می کند و از قابلیت بالایی برای هدف قرارن منافع و مواضع آمریکایی ها در منطقه برخوردار است. ایران درک و اشراف خوبی بر مواضع متحدان منطقه ای آمریکا مثل عربستان، اسرائیل و غیره نیز دارد. آتش ایران به خوبی قابلیت هدف قرار دادن آن ها را دارد. از این رو، اگر می بینیم در شرایط کنونی آمریکایی ها می گویند جنگ نظامی با ایران در دستورکار نیست، این به آن دلیل است که توسل به گزینه نظامی برای آن ها به شدت خطرناک و همچنین پرهزینه است.

جنگ اقتصادی:

جنگ اقتصادی آمریکا بر علیه ایران، تمامی زیرساخت های اقتصادی ایران در بخش های صنعتی، خدماتی، تولیدی،کشاورزی، گردش مالی و درآمد ارزی را هدف قرار داده است. در جنگ اقتصادی آمریکا بر علیه کشورمان، هرچه ما از آمادگی کمتری برخوردار باشیم، پیشروی دشمن را بهتر و بیشتر درک می کنیم. در فضای اقتصادی کشورمان، علاوه بر وجود ظرفیت ها و قابلیت های بسیار خوب، نقاط ضعف قابل توجهی را بویژه در بحث مدیریت و تدبیر اقتصادی شاهد هستیم.

سربازان صحنه نبرد اقتصادی با آمریکا، افرادی هستند که سرمایه دارند و باید سرمایه را با فکر و تدبیر مناسب بکار گیرند. این افراد در کشورمان وجود دارند با این حال در بحث مدیریت اقتصادی با چالش های جدی مواجه هستیم. درست بر همین اساس است که در بحث اقتصادی، مردم، دشمنی آمریکا با ایران را به نحو محسوس تری حس می کنند. در این راستا، متاسفانه شاهدیم از داخل کشور نیز پالس هایی به خارج فرستاده می شود و مهر تاییدی بر این گزاره آمریکایی ها زده می شود که فشار اقتصادی بر ایران موثر افتاده است.

در برخی مواقع شاهد بوده ایم مطالبی که در جلسات خصوصی ذکر شده اند، توسط برخی افراد به بیرون درز کرده اند. در این راستا، با علم به اینکه می دانیم کشورمان به نفت وابستگی دارد و آمریکایی ها نیز هدف قرار دادن نفت ایران را به مثابه نقطه اصلی هدف قرار دادن کشورمان برای خود تعریف کرده اند، باز هم تدبیر مناسبی برای رهایی از این وابستگی را شاهد نیستیم. اگر ما جایگزینی برای نفت بیابیم که از لحاظ تولید ثروت برایمان ممکن الوصول باشد، مسلما دیگر نگرانی از بابت تحریم نفتی آمریکا نخواهیم داشت. ایران از ظرفیت های گسترده ای در بحث اقتصاد برخوردار است. جدای از ظرفیت های خدادادی، کشورمان از وجود دانشگاه ها و جوانان شایسته ای نفع می برد که می توانند در بحث تولید ثروت، گام های قابل توجهی را بردارند. در کنار همه این ظرفیت ها، از نفت نیز می توان در قالب های گوناگون(نه به صورت خام) استفاده کرد. وقتی در ما این فکر ایجاد شود که خودمان نمی توانیم و نیاز به فناوری و دستاوردهای غربی داریم، اینگونه می شود که می بینیم غربی ها از همین نقطه برای ضربه زدن به کشورمان استفاده می کنند. صحنه جنگ اقتصادی آمریکا بر علیه ایران نشان می دهد تک های هجومی آمریکا در فضای اقتصادی ایران که با بی تدبیری ها و عدم انسجام های ما نیز همراه بوده، موجب شده تا در برخی مواقع فشارهای آمریکا بر کشورمان موثر باشد و ملت ما را تحت فشار قرار دهد.

جنگ فرهنگی:

جنگ اصولا به دنبال دستیابی به اهدافی است. اهداف جنگ صرفا خلاصه و محدود به تصرف خاک نمی شود. حتی اگر تصرف خاک را هم در نظر بگبریم، هدف اصلی تغییر و تحول در حاکمیت و تسلط بر ملت است. گزاره تسلط بر ملت را می توان از طرق فرهنگی نیز میسر ساخت. ایالات متحده آمریکا در این زمینه با امکانات گسترده ای بر علیه ایران وارد شده است. نمود عمده این کنش را می توان در تحرکات وسیع آمریکایی ها در فضای مجازی مشاهده کرد. در فضای فرهنگی، ما اساسا مدیریت فرهنگی نداریم. این بدان معناست که دشمن در فضایی به ما حمله کرده که ما از فقدان مدیریت فرهنگی رنج می بریم. امری که انسجام ما را کم می کند و میزان خسارت ها بر ما را افزایش می دهد. با این حال، یک ویژگی مثبت ما در این فضا، وجود بسیجیان و جهادگران بسیار زیادی است که در حوزه فرهنگی فعال هستند. این افراد با حس کردن بی تدبیری ها، خود پا به میدان می گذارند و با آتش به اختیاری، از کیان فرهنگی کشورمان دفاع می کنند.

بسیجیان، مردم، جوان های ارزشی و متدین همه و همه، پاسداران فرهنگ کشورمان هستند. با این حال، دشمن در این حوزه نیز لطماتی را برای ما ایجاد کرده است. نبود مدیریت فرهنگی(نهادهای مختلف مثل صدا و سیما، وزارت ارشاد، سازمان تبلیغات اسلامی و شورای انقلاب فرهنگی هستند اما مدیریت واحد نداریم)، علی رغم وجود بسیجیان فرهنگی در کشورمان موجب شده تا از انسجام کافی برای برخورد با تهدیدات دشمن برخور نباشیم که این امر، برای کشورمان ایجاد خسارت می کند. در اقتصاد ما مدیر داریم اما تدبیر نداریم. در فرهنگ اساسا مدیریت و تدبیر وجود ندارد. دشمن در بحث فرهنگی از طرق مختلف برای ضربه زدن به کشورمان وارد شده است. نمونه های جنگ فرهنگی که اکنون آمریکایی ها بر علیه کشورمان کار گرفته اند را پیش از این در تاریخ شاهد بوده ایم. مثلا در جنگ اندلس، اروپایی ها با حربه جنگ فرهنگی بر علیه مسلمانان وارد شدند و با ترویج بی بند باری ها و ناهنجاری های فرهنگی، به مسلمانان آسیب زدند. تاکنون سه جنبه مهم از اتاق جنگ آمریکا بر علیه کشورمان را بررسی کردیم. با این حال، جنبه چهارمی نیز وجود دارد که در واقع سه جنبه گذشته را به یکدیگر پیوند می زند و میان آن ها ایجاد انسجام می کند: جنگ روانی.

جنگ روانی:

آمریکایی ها جنگ روانی را همواره به عنوان مکمل اقدامات خود بر علیه کشورمان در نظر گرفته اند. تحرکات اخیر آن ها مبنی بر اینکه ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن عازم خلیج فارس است یا جان بولتون فلان مطلب را می گوید، همه این ها به دنبال پمپاژ خوف و ترس به مردم هستند. جدای از مردم، متاسفانه شاهدیم اقدامات آمریکا در این زمینه در برخی مسوولین نیز اثرگذار است. در کنار اینها، آمریکایی ها به اقدامات عملیات روانی نیز روی می آورند. در جدیدترین نمونه شاهدیم که واشنگتن از انفجارهای اخیر در بندر فجیره، به دنبال نوعی پرونده سازی بر علیه جمهوری اسلامی ایران است. بریتانیا نیز اخیرا از شهروندان دوزیست(دو تابعیتی) خود خواسته تا به ایران سفر نکنند زیرا امکان بازداشت آن ها وجود دارد. بریتانیا و آمریکا اقداماتی در رابطه با تعدیل نیروهای سیاسی خود در عراق نیز انجام دادند. در این راستا، شاهدیم که این کشورها یک فرآیند روانی را بر علیه ایران در منطقه و جهان ایجاد کرده اند و تلاش دارند همه چیز را آشفته و به هم ریخته جلوه بدهد و وحدت و انسجام کشورمان را از بین ببرند. آمریکایی به طور خاص ارزش های حاکم بر جامعه را هدف قرار می دهند و با انجام اقدامات روانی مثل ایجاد دوقطبی های کاذب، به دنبال تضعیف جامعه هستند. متاسفانه در شرایط فعلی شاهدیم برخی مقام های کشورمان در سخنان خود ناامیدی را به جامعه پمپاژ می کنند که این برای کشور هزینه زاست. در عرصه جنگ و عملیات روانی ، ما نه سرباز داریم، نه مدیر داریم، نه سرمایه گذاری کرده ایم و نه تدبیر داریم.

به طور کلی می توان گفت آمریکا در قبال ایران یک آرایش کامل جنگی گرفته است.در بحث نظامی اقدام خاصی نمی تواند کند چون ما آماده ایم و از قدرت کافی برخورداریم. در موضوع اقتصادی، به میزانی که ما با قدرت و مقاومت وارد میدان نمی شویم، آمریکایی ها با سختی و قدرت فراوان وارد می شوند و اقتصاد ما را تحت تاثیر قرار می دهند که نمود آن را در بحث بازار طلا و ارز خود شاهدیم. در فرهنگ نیز همانطور که گفته شد، بسیجی داریم اما مدیریت نداریم. در فرهنگ به آتش به اختیارها امیدواریم نه به مسوولان. در بحث روانی نیز آمریکایی ها به دنبال تزریق ترس و وحشت به جامعه هستند. در این زمینه متاسفانه ما سرباز، مدیریت، تدبیر و سرمایه گذاری نداشته ایم.

با توجه به آنچه گفته شد، همه افراد باید قبول کنند که در اتاق جنگ نشسته اند.  در اتاق جنگ، به آدم های جنگی نیاز داریم. در این فضا، مدیران، تصمیم سازان و به طور کلی همگی فعالان باید با روحیه انقلابی و جنگی وارد میدان کارزار شوند. در حاضر به نظر نمی رسد که ما در اتاق جنگی نشسته باشیم. من فرخوان می کنم نیروهای انقلابی متعهد را در حوزه های مختلف، تا به طور شبانه روزی برای مقابله با اقدامات آمریکایی ها اقدام کنند. معنی ندارد تصمیمی را مقام اول کشور گرفته باشد اما سایر رده ها آن را اجرا نکنند. آمریکایی ها ما را رصد می کنند. نقاط ضعف و قوت ما را شناسایی می کنند و با ضربه وارد کردن به نقاظ ضعف، سعی در تضعیف ما دارند. آمریکایی ها به هیچ وجه در نقاطی که ما قدرت داریم وارد نمی شوند. ترامپ اخیرا به صراحت اعلام کرده که من به دنبال جنگ نظامی با ایران نیستم اما فشارهای اقتصادی بر این کشور را تشدید خواهم کرد. این اظهار نظر، مهر تاییدی بر این گزاره است که باید روی نقاط ضعف خود کار کنیم و فضای تهدید بر علیه کشور را از بین ببریم.