یک تحلیلگر مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه ریاست قوه قضاییه فراتر از جناح ها و احزاب است، گفت: آیت الله رییسی دیگر نماینده یک جریان سیاسی در کشور نیست.

​به گزارش خبرگزاری موج، محمود رضا امینی در گفتگویی تفصیلی به تحولات اخیر در قوه قضاییه پرداخت و این تحولات را در جهت افزایش اعتبار و اقتدار دستگاه قضایی مثبت ارزیابی کرد.

متن گفتگوی فوق به شرح زیر است:

 

با انتصاب آیت الله رییسی به ریاست دستگاه قضایی از سوی مقام عظمای ولایت، تحولاتی را در این قوه شاهد هستیم که نشان دهنده عزم مدیریت جدید برای اصلاح در دستگاه قضایی است. حال این پرسش مطرح می شود که اساسا دستگاه قضایی اصلاح پذیر است؟

هر دستگاه و نهادی می تواند فعالیت ها و وظائف خود را خوب انجام داده یا می تواند بد کار کند. چرا فکر کنیم اگر یک کاری بد انجام شده، نمی شود اصلاحش کرد. شاید در بد عمل کردن، زمان های طولانی گذشته و مدیران مختلفی که آمده اند همچنان تلاشی در بهبود روش ها و روند ها نکرده اند، اما این امر به معنی اصلاح ناپذیری نیست.

قوه قضاییه نیز مانند سایر ساختارها، روندهای خوب و روندهای بد را در طول تاریخ خود تجربه کرده است. اما به دلیل اینکه تنها قوه ای است که عملا ضامن عدالت، ضامن صحت عمل دیگران و مدعی حقوق حاکم و مردم است، انتظار این است که این قوه عملا دور از هرگونه ناپایداری و نابسمانی و احیانا فساد از یک طرف و از سوی دیگر پویایی، رونق، توسعه، اعتبار و اقتدار باشد تا امید مردم را افزایش دهد.

 

آیا آیت الله رییسی توانمندی اصلاح دستگاه قضایی را دارد؟

آقای رییسی بعد از چهل سال که از تشکیل قوه قضاییه گذشت، به ریاست این قوه منصوب شده است. باید گفت که رییسی تنها رییس قوه قضاییه است که برای این سمت برنامه داشته و این برنامه امید و انتظار رهبری را برآورده کرده است. با بررسی سوابق کاری آیت الله رییسی به این نتیجه می رسیم که وی آدم مجربی در کار خودش است. در طول زندگی علاوه بر حوزه و دانشگاه و درس و بحث، در کار قوه قضاییه از نقطه صفر شروع کرده و به بالاترین مسوولیت ها، یعنی معاون اول رییس قوه قضاییه، دادستان کل کشور، رییس سازمان بازرسی و مدیریت های مختلف رسیده و کار در این مسوولیت ها را تجربه کرده و در نهایت به ریاست قوه قضاییه منصوب شده است.

چنین فردی وقتی قرار می شود که مسوولیت مدیریت قوه قضاییه را بر عهده گرفته و بعد از چهل سال، تغییر و تحول جدی در قوه قضاییه ایجاد کند، قطعا با مطالعه و برنامه ریزی این مسوولیت را قبول کرده است. روسای قبلی دستگاه قضایی دیدگاه ها و نظراتی داشتند، اما برنامه منسجمی نداشته اند. رویکردی که رییسی بر عهده گرفته، نشان می دهد که می خواهد تغییرات بنیادینی در دستگاه قضایی ایجاد کند. او تلاش دارد هم اعتبار قوه قضاییه را افزایش دهد و هم اقتدار این نهاد را. اعتبار قوه قضاییه با کارهای نو و بدیع و اقداماتی که مردم احساس عدالت کنند و خرسند باشند محقق می شود. اما افزایش اقتدار دستگاه قضایی، با عملکرد قوی و برخورد بدون اغماض با فساد محقق می گردد.

در گذشته این تصور وجود داشت که اگر کسی گرفتاری دارد و شکایتی را مطرح کرده است، دستگاه قضایی می تواند برای رسیدگی به این شکایت ورود کند. به همین دلیل ارتباط معناداری بین جامعه اسلامی و قوه قضاییه در روابط ساختاری و ارتباط اجتماعی وجود نداشت.

این در حالی است که امروز قوه قضاییه مدعی حقوق شهروندی می شود، مدعی شفافیت می شود، مدعی حمایت از پلیس می شود، مدعی حمایت از حقوق عامه مردم می شود. اینها نشان دهنده تلاش در جهت اصلاح قوه قضاییه و افزایش اعتبار و اقتدار این دستگاه است.

وقتی می بینیم آقای رییسی در فرایند ارتباطات مردمی، مدعی می شود که هر پیشنهاد و انتقادی دارید بگویید و به مردم پاسخگو می شود و می گوید قضات احکام خود را باید شفاف کنند و حتی ظرفیت های مالی خود را آماده است که شفاف سازی کند، وقتی می گوید آمادگی دارم و مایل هستم بدون اغماض با فساد در درون قوه قضاییه و قضات برخورد کنم، نشان می دهد که رویکرد جدیدی در قوه قضاییه حاکم شده و اینها نشان دهنده توانمندی های آیت الله رییسی برای اداره دستگاه قضایی است.

 

اگر آیت الله رییسی به دنبال اصلاح دستگاه قضایی است، پس می توان گفت که این سیستم نیاز به اصلاح داشته است؟

حتما دستگاه قضایی نیاز به اصلاح دارد. قوه قضاییه نمی توانست اعتماد مردم و نظام را با همان روند قبلی حفظ و تقویت کند. لذا باید در جهت افزایش اقتدار و اعتبار و امید مردم و حتی امید حاکمیت اصلاحاتی در دستگاه قضایی ایجاد شود.

 

با توجه به اینکه آیت الله رییسی از جوانی در دستگاه قضایی حضور داشته و مسوولیت های مختلفی را بر عهده گرفته، نمی توان گفت که وی خود در برخی اشکالات نقش داشته است؟ اگر چنین فرضی صحیح باشد، چگونه می توان برای اصلاح دستگاه قضاییه به وی امید بست؟

آقای رییسی در دستگاه قضایی دو نوع مسوولیت داشته است. یک نوع مسوولیت مستقیم. مانند سازمان بازرسی. می توانیم سازمان بازرسی در دوره رییسی را ارزیابی کنیم و ببیینم تا چه اندازه موفق عمل کرده است. یک نوع مسوولیت غیر مستقیم داشته است. مانند معاون اولی. معاون اولی حوزه اختیارات محدودتری دارد و در حقیقت معاون فرد دیگری است که تصمیم گیر اصلی اوست.

با این وجود همه مسوولیت های رییسی را می توان ارزیابی کرد و در مورد عملکردش نظر داد.

رییسی در مقاطع مختلف، تجربه های مختلفی را کسب کرد و این تجربیات به توانمندی او افزوده است. به عنوان نمونه در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان یک کاندیدای مطرح با نیازهای جامعه مواجعه شد. در مدیریت آستان قدس رضوی نیز با مردم از اقشار مختلف آشنا شد و تجربیات بیشتری را کسب کرد. به عبارتی آیت الله رییسی به غیر از قوه قضاییه در فضای اجتماعی نیز تجربه گسترده ای دارد.

لذا شاید بتوانیم بگوییم که یکی از بهترین گزینه ها کشور برای ریاست قوه قضاییه او بود. به ویژه اینکه در طول خدمت از ابتدا تاکنون نقطه ضعفی در مسائل شخصی و خانوادگی ایشان نیست. آقازادگی و وابستگی و رانت ندارد. در عین حال بین اهل نظر و علما و طلاب یکی از متقیان است و حسن خلق و حسن رفتار بر همگان مشخص است.

رییس قوه قضاییه ای که در گذشته خیلی نزدیک جرائت نمی کردیم به عملکردش نقدی را وارد کرده و در فضای عمومی حرفی بزنیم، امروز می گوید هر کس نقدی دارد بگوید. هر کس حرفی دارد حتی در شبکه مجازی مطرح کند. بیان این مطالب این دیگر شعار نیست. یک رویکرد و یک اتفاق جدید است. یعنی مخالفین، صاحب نظران، منتقدین ، همراهان بیایند نظرات خود را بگویند و حتی نقد کنند.

اتفاقات محتوای خوبی در دستگاه قضایی در حال رخ دادن است. سرعت در کارها یا اتفاقاتی چون احکام جدید مهریه و دیه زنان، کارهای جهادی برای جلوگیری از اطاله دادرسی و ... کارهای بزرگی است که در حال انجام شدن است. البته رییسی برای اداره دستگاه قضایی چالش هایی هم دارد.

 

این چالش ها چیست؟

یکی از مهمترین چالش ها، وجود حجم زیادی پرونده در دادسراها است که حل آنها یک انقلاب می خواهد. باید همه صاحب نظران و مدعیان امروز پای کار بیایند و حرف ها و پیشنهادهای خود را برای انبار شدن پرونده ها و جلوگیری از اطاله دادرسی مطرح کنند.

اگر صاحبنظران و کارشناسان و منتقدین منصف و افراد مجرب و حتی خبرنگاران و عموم مردم، پای کار بیایند و در حوزه نظارت و پشتیبانی از قوه قضاییه، نقد و اظهار نظر کنند و پیشنهاد دهند، فرصت بسیار خوبی برای مدیریت جدید ایجاد می شود.

امیدوارم با این روندی که اتفاق می افتد، قوه قضاییه با افزایش اعتبار و اقتدار، جایگاه واقعی خود را جامعه پیدا کند. معتقدم که رییسی در انجام این مهم موفق خواهد بود.

 

در هفته های اخیر شاهد تغییر و تحولاتی در دستگاه قضایی هستیم. حال این پرسش مطرح می شود که آیا در ساختار قوه قضاییه افرادی هستند که بتوانند به برنامه های آیت الله رییسی کمک کنند یا وی باید از خارج دستگاه قضایی همکاران جدیدی برای خود انتخاب کند؟

آقای رییسی محدود به انتخاب نیرو از داخل قوه قضاییه نیست. در عین حال آدم های توانمند در مدیریت قضایی و دانش حقوقی محدود به کارکنان قوه قضاییه نیستند. لذا دست آقای رییسی برای انتخاب همکاران خود باز است.

مهم این است که نیروهای پرتوان و پرانگیزه و جوان انتخاب شوند. جوان به معنی خوش فکری و خلاقیت و پویایی فکر. نباید تصور کنیم که رییسی محدود به انتخاب تنها از میان کارکنان قوه قضاییه است.

کارکنان قوه قضاییه همه باید انقلابی و جهادی باشند. آقای رییسی باید فراخوان بدهد که افراد انقلابی به کمک قوه قضاییه بیایند و در این صورت بسیاری از نیروهای انقلابی وارد میدان خواهند شد.

از سوی دیگر نیروهای انقلابی در دستگاه قضایی نیز کم نیستند. مانند نماینده دادستان در دادگاه بانک سرمایه که نیروی جوان و انقلابی است. این افراد باید در جایگاه خودشان قرار گیرند.

آیت الله رییسی باید یک سری تغییرات در راس دستگاه قضایی ایجاد کند و تغییراتی نیز باید در بنده این دستگاه انجام دهد. تصور می کنم که تغییرات در سال جاری نهایی می شود. اگر چه یک سازمان پویا همواره باید به دنبال تغییر و تحول باشد.

 

یکی از مسائلی که در گذشته درباره روسای قبلی دستگاه قضایی مطرح می شد، این بود که روسای قوه قضاییه بیشتر تئوری پرداز بودند. رییسی برای مدیریت بر قوه قضاییه باید مدیری عملگرا باشد یا تئوری پرداز؟

او باید یک عملگرای صاحب نظر باشد. زیرا عمل گرایی بدون نظریه در راس دستگاه قضایی موفق نخواهد بود. روسای دستگاه قضایی در طول چهل سال اخیر از میان مجتهدین جامع شرایطی انتخاب شدند که صاحب رای و فتوا بودند. اما در مدیریت معلوم نبود که توانمند باشند.

به دلیل اینکه آیت الله رییسی هم فردی عملگرا و هم تئوری پرداز صاحب نظر است، مردم انتظار بیشتری از او برای موفقیت دارند. به شرط آنکه رییسی تئوری رفع مشکل، تئوری حلال مشکل، تئوری رفع مسئله، تئوری امید بخش به مردم ارائه کند.

 

آیا آیت الله رییسی در همین مدت کوتاه ریاست بر قوه قضاییه توانست انتظارات را برآورده کند؟

تصور میکنم که آقای رییسی انتظار بهبود در وضعیت قضایی را در جامعه ایجاد کرده است. امروز حتی به مخالفین خودش هم امید داده است. امروز دیگر با رییسی که در انتخابات ریاست جمهوری نماینده یک جناح در کشور بود، روبرو نیستیم. امروز دیدگاه های رییسی برای اصلاح در قوه قضاییه امید را در جناح های مختلف کشور زنده کرده است.

 

اتفاقا این روند به نوعی می تواند تهدید آمیز شود. شکست رییسی در اداره قوه قضاییه چه معنی می دهد؟

شکست وقتی حاصل می شود که مدیر نتواند برنامه ها و اقداماتی که به مردم قول داده را در اعمل اجرا کند. آقای رییسی وقتی نتواند تغییرات لازم را انجام داده، قوه قضاییه در دوره ریاست وی مشابه با دوره های قبل بوده و بالاخره اینکه نتوانیم میان قوه قضاییه چهل سال اول انقلاب با بعد از آن تفاوتی قائل شویم، یعنی شکست خورده است. همانطور که اگر یک رییس جمهور نتواند برنامه های خود را عملیاتی کند، می گوییم که رییس دولت شکست خورده است.

 

عدم تحقق برنامه های دولت به معنی شکست یک جریان سیاسی است. اما رییسی امروز دیگر نماینده یک جریان نیست، عدم موفقیت وی چه معنایی پیدا می کند؟

این حرف درستی است. زیرا شکست دولت را شکست یک جناح می دانند، اما رییسی دیگر نماینده یک جناح نیست و شکست او شکست ملی و فاجعه آمیز خواهد بود.

به همین دلیل همه باید به آیت الله رییسی کمک کنند. امروز قوه قضاییه و سپاه و ارتش متعلق به جناح خاصی نیستند و نشانه های اقتدار ملی هستند. همه باید به کمک نهادهای انقلابی بیاییم تا بتوانند به وظائف خود به درستی عمل کرده و منجر به تقویت اقتدار ملی شوند.