کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به تلاش آمریکایی ها برای ادامه مذاکرات با ایران در موضوعات موشکی و نفوذ منطقه ای گفت: تلاش ترامپ برای دائمی کردن محدودیت هایی که در برجام در خصوص مسائل هسته ای به امضا رسید، ادامه سیاست اوباما و در راستای منافع ملی ایالات متحده است.

پس از سخنرانی روز جمعه ترامپ درباره ایران و بحث برجام علی رغم موضع گیری مقامات دولت اوباما علیه رویکرد رئیس جمهوری آمریکا، این سوال مطرح شد که آیا تفاوت در واکنش دولت اوباما و ترامپ بخشی از یک بازی واحد است. خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج در این باره با علی اکبر علیزاده گفتگویی انجام داده است که در ادامه می خوانید:

آیا مواضع ترامپ در خصوص برجام و تعهدات جمهوری اسلامی ایران در این توافق بین المللی، ادامه مسیری است که اوباما برای منافع ملی ایالات متحده شروع کرده بود؟

دولت هایی که در آمریکا بر سر کار می آیند بر اساس امنیت و منافع ملی این کشور عملکردهای خود را تعریف می کنند. در همین راستا از نظر ایالات متحده خاورمیانه به لحاظ برخورداری از منابع غنی سوخت فسیلی، دسترسی به آبراه های بین المللی و موقعیتی که در اتصال سه قاره به یکدیگر دارد مرکز جهان محسوب می شود. اما حدود 40 سال قبل حکومتی مخالفت سیاست های واشنگتن در دل این منطقه ظهور یافت که با وجود جنگ تحمیلی، تحریم اقتصادی و تهاجم فرهنگی نه تنها از هم نپاشید بلکه روز به روز قدرتمندتر شد. تا جایی که امروز همه اذعان دارند حرف اول در منطقه را ایران و محور مقاومت با رهبری ایران می زند. 

در همین راستا آمریکا درصدد از بین بردن مولفه های قدرت ایران برآمد که از دید آنها توان هسته ای، موشکی و نفوذ منطقه ای است. عده ای در داخل هم به امید گشایش مالی وارد مذاکره با آمریکا شدند. اما عملکرد ایالات متحده باعث شد تا امروز تمامی جناح ها همدل بیان کنند این کشور قابل اعتماد نیست و دیگر هم بحثی از برجام دو، سه و چهار مطرح نشود که دربرگیرنده مسائل موشکی و حقوق بشری می شد. 

آمریکا در حال حاضر نیازمند مذاکره مجدد و ادامه برجام است تا بتواند دو خواسته مطرح شده توسط ترامپ یعنی ابدی شدن محدودیت های هسته ای مندرج در برجام را اجرایی کند.  لذا اگر خوب دقت کنیم فرقی میان سیاست های ترامپ و اوباما نیست. فقط یکی به زبان نرمتر خواسته اش را مطرح می کرد و دیگری با گستاخی و زبان تندتر. مطالبات ترامپ ادامه مسیر اوباما است و تلاش مقامات کنونی آمریکا برای کشاندن موضوعات موشکی و نفوذ منطقه ای به میز مذاکره، این مساله را اثبات می کند. 

آمریکا برای قرار دادن گروه ها و نهادهای مخالف خود در لیست گروه های تروریستی از دو روش استفاده می کند که یکی ذکر نام آن نهاد به طور مستقیم در لیست گروه های تروریستی و دیگر تصویب تحریم هایی علیه آن در قابل قانون کاتسا است. براین اساس تحریم سپاه پاسداران طبق قانون کاتسا به معنای تروریستی خواندن این نهاد نظامی و انقلابی نیست؟

بحث تحریم سپاه پاسداران جدید نیست و از سالها قبل مطرح است. اینکه آمریکا سپاه را مستقیما در لیست گروه های تروریستی قرار دهد، از لحاظ حقوق بین الملل معنای متفاوتی از تحریم در زیر فرمان اجرایی تروریسم جهانی 13224 موسوم به قانون کاتسا دارد. چنانکه دیدیم ترامپ هم از به کار بردن واژه تروریستی برای سپاه خودداری کرد. حالا اینکه در سطوح ملی آمریکا چه چیزی به تصویب رسیده است، تا دو ماه آینده و مصوبه کنگره روشن می سازد. ضمن آنکه طبق سخنان فرمانده سپاه پاسداران اگر آمریکا چنین خطایی بکند، ارتش این کشور همانند داعش برای ایران تلقی خواهد شد. در هر صورت من بر این باورم اگر مسئولین مثل شرایط کنونی همدل باشند آمریکا عقب نشینی خواهد کرد. 

ترامپ در اظهارات خود از واژه جعلی خلیج ع.ر.ب.ی استفاده کرد در حالی که در همان زمان سایت کاخ سفید از کلمه فارس برای خلیج استفاده کرد. آیا ترامپ از این کار هدف خاصی را دنبال می کرد و قصد داشت پیامی را منتقل کند؟ 

فراموش نکنیم دونالد ترامپ یک فرد تاجر و کاسب کار است که برای به دست آوردن دل مشتری از هر راهی استفاده می کند. یکی از مشتری های بسیار بزرگ او هم در منطقه خلیج فارس، عربستان، امارات متحده عربی و کویت است. بعد از سخنرانی ترامپ هم مقامات این کشورها از اظهارات رئیس جمهوری آمریکا استقبال کردند چرا که خوشایندشان بود. ضمن آنکه ترامپ در جایگاهی نیست که بخواهد برای نام این منطقه آبی تعیین تکلیف کند. چند هزار سال است که نام این پهنه آبی، خلیج فارس بوده و ترامپ ها می آیند و می روند ولی این خلیج همیشه فارس خواهند ماند. 

 

 

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج