موج
کدخبر : ۳۹۴۴۳۷ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-394437

غریب گیر آوردنت؛ تشنه سر بریدنت

وای بمیره مادرت… وای بمیره خواهرت!

غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت

با لبِ تشنه کشتنت؛ به قتلگاه بردنت

رد شدن؛ از رو بدنت

غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت…

به نیزه ها سپردنت؛ با هرچی میشد زدنت!

جلو چشای دخترت

غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت

اسیرِ نیزه ها شدی؛ ذبیح با القفا شدی

جلو چشای مادرت؛ تشنه سر بریدنت

غریب گیر آوردنت… غریب گیر آوردنت

راس تو میرود بالای نیزه ها؛ من زار میزنم در پای نیزه ها

آه ای ستاره ی دنباله دارِ من

زخمی ترین سرِ نیزه سوار من


سرشو اشقیا می برن

چقدر بی حیا می برن

بمیرم از قفا می برن

پیش چشم زهرا می برن

شکسته شد سبوی ارباب

وقتی نشست به روی ارباب

تو پنجه هاشه موی ارباب

دشنه رو زد گلوی ارباب

دریای خونه گودال

حسین کشونه گودال

نشسته روی زانو

مادر میون گودال

(حسین حسین واویلا)(۴)

غرق خون گلوش می کردن

با لگد پشت و روش می کردن

عوض پیرهن نامردا

تنشو نیزه پوش می کردن

شد قطعه قطعه جون ارباب

همدم خاک و خونه ارباب

میاد به زیر نعل اسبا

صدای استخون ارباب

یکی به پهلو میزد

یکی به بازو می زد

حالا برای غارت

سنان به شمر رو می زد

(حسین حسین واویلا)(۴)

همه چی رو حراج می بردن

گوییا تخت و تاج می بردن

ریخته بودن میون گودال

بیشتر از احتیاج می بردن

عمامه و عبا رو بردن

انگشتر آقا رو بردن

گهواره ی شیرخوارو بردن

زیور بچه ها رو بردن

رسیده جونش برلب

میگه با گریه زینب

حسین پاشو از رو خاک

دارن میان با مرکب

حسین حسین واویلا


قالدین سوسوز بو چولده برادر حسین قارداش حسین قارداش

قالدین سوسوز بو چولده برادر حسین قارداش حسین قارداش

اوخلاندی سوت عمر علی اصغر حسین قارداش حسین قارداش

نامه یازان گلیپ دی نبرده حسین قارداش حسین قارداش

قالدین سوسوز بو چولده برادر حسین قارداش حسین قارداش

قالدین سوسوز بو چولده برادر حسین قارداش حسین قارداش

اوخلاندی سوت عمر علی اصغر حسین قارداش حسین قارداش

یوخدی وفا بو کوفه لی لرده حسین قارداش حسین قارداش

نامه یازان گلیپ دی نبرده حسین قارداش حسین قارداش

مقتله اندی کافر بی حیا ال ده خنجر باشیوی دالدان کسدی ناله ویردی پیغمبر

قتلوک عطشانا ذبحوک عریانا قتلوک عطشانا ذبحوک عریانا

دیدم ز دست شمر ستمگر سرت افتاد سرت افتاد

دیدم ز دست شمر ستمگر سرت افتاد سرت افتاد

کنج تنور خولی کافر سرت افتاد سرت افتاد

کنج تنور خولی کافر سرت افتاد سرت افتاد

یکی فکر انگشتر یکی در فکر معجر ساربان چشمش مانده به کمربند و زیور

قتلوک عطشانا ذبحوک عریانا قتلوک عطشانا ذبحوک عریانا

غریب گیر آوردنت غریب گیر آوردنت غریب گیر آوردنت غریب گیر آوردنت غریب گیر آوردنت

غریب گیر آوردنت غریب گیر آوردنت تشنه سر بریدنت وای بمیره مادرت وای بمیره خواهرت

غریب گیر آوردنت غریب گیر آوردنت جلو چشای دخترت جلو چشای خواهرت سر از تنت بریدنت

شمر نشست رو بدنت شمر نشست رو بدنت سر از قفا بریدنت غریب گیر آوردنت

دوسِت دارم حسین به لطف مادرم

تا آخرین نفس گدای این درم

تموم زندگیم فدای تو حسین

الهی پیر بشم به پای تو حسین

من از کوچیکی نوکرت بودم

گدای علی اصغرت بودم

از اون روزی که یادمه حسین

زیر سایه ی مادرت بودم

می دونی بی تو حال و روز من خرابه

بدون روضه زندگیم همش عذابه

به زیر سایه ی تو پادشاهی کردم

محبتت آقا همیشه بی حسابه

 

گدایی تو داد به نوکر اعتبار

همیشه بوده این برام یه افتخار

تا وقتی زنده ام فقیر این درم

دل شکسته مو جایی نمی برم

تو هستی همه خواهشم حسین

نگاه تو آرامشم حسین

غمت داده ارزش به زندگیم

بدون تو بی ارزشم حسین

کسی و جز خودت نداره نوکر تو

تموم زندگیم تصدق سر تو

خدا می دونه این شبا کجا می رفتم

اگر نبود حسین دعای مادر تو

تموم حاجتم میون هیئتت

همینه که یه شب بیام زیارتت

مگه میشه یه روز مجاورت نشد

فدای دختری که زائرت نشد

بمیرم واسه اشکای چشاش

بمیرم واسه بغض تو صداش

بمیرم برای اسیری و

واسه رد زنجیر دست و پاش

گوشه ی ویرونه برات و گریه می کرد

باهر نفس میزد صداتو گریه می کرد

خاکسترو از رو سرت تمیز میکرد و

دس میکشید روی لباتو گریه میکرد


ای محبوبم ببین آشوبم دارم از غصه به سر میکبوم

من که یه عمره غم و غصه دیدم درد و بلات و به جونم خریدم

یک لحظه بی تو نفس کی کشیدم

خبر داری نمونده توی سینه غیر آهی

خبر داری نداره بی تو زینبت پناهی

خبر داری بعد خدا برام یه تکیه گاهی

وای حسین وای حسین وای حسین حسین جان

***

شد صد پاره دل بیچاره منِ تنها رو نکن آواره

راضی نشو دق کنم من بمیرم پیش ابالفضل نکن سر به زیرم

از روی نیزه میبینه اسیرم

خبر داری غصه من تو سرزمینِ شومِ

خبر داری مصیبتایی رو که روبرومِ

خبر داری نصیب من سنگای روی بومِ

وای حسین وای حسین وای حسین حسین جان

 

وای بد حالم شکسته بالم همش بی تاب ته گودالم

می ترسم اینجا تنت زیرو رو شه

سینت با تیر سه پر روبرو شه

خون تو از روی نیزه بجوشه

خبر دارم میمونی تنها میون گودال

خبر دارم که میشه غوغا میون گودال

خبر دارم میمونی زیر پا میون گودال

وای حسین وای حسین وای حسین حسین جان

از دلشوره دلم میلرزه میدونم میره سرت رو نیزه

زینب میشه دیگه بیچارت اینجا

پا میزه رو تن پارت اینجا

چادر نمازم میشه غارت اینجا

خبیر دارم عمامه روی سرت میدزدن

خبر دارم انگشت و انگشترت و میدزدن

خبر دارم گوشواره دخترت و میدزدن

وای حسین وای حسین وای حسین حسین جان

آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

آخرین اخبار گروه

دیگر رسانه ها