دونالد جی ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده ی آمریکا در تصمیمی غیر منتظره و جنجالی، فرمان خروج نیروهای نظامی آمریکا از سوریه را صادر کرده است. امری که حتی متحدان و همکاران استراتژیک آمریکا را شگفت زده و ناراحت کرده است و گمانه زنی های گسترده ای را در میان تحلیلگران و مفسرین مختلف از این اقدام سبب شده است. از این رو، در ادامه به برخی از ابعاد و محرک های این تصمیم اشاره خواهد شد.

به گزارش خبرنگار بخش بین الملل خبرگزاری موج، دونالد جی ترامپ رئیس جمهور ایالات متحده ی آمریکا در تصمیمی غیر منتظره و جنجالی، فرمان عقب نشینی آمریکا از سوریه را صادر کرده است. امری که حتی متحدان و همکاران استراتژیک آمریکا را شگفت زده و ناراحت کرده است و گمانه زنی های گسترده ای را در میان تحلیلگران و مفسرین مختلف از این اقدام سبب شده است. از این رو، در ادامه به برخی از ابعاد و محرک های این تصمیم اشاره خواهد شد.

                                   -1x-1                  

تحلیل اقتصادی خروج امریکا از سوریه

دونالد ترامپ فردی بود که پیش از انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، به کرات شعارهایی با محوریت مسائل اقتصادی سر می داد. شعارهایی که تا حدود زیادی در جریان ریاست جمهوری وی خود را نشان دادند و تبدیل به وجه ممیزه سیاست خارجی دولت وی شدند. از جمله این شعارها می توان به " اول آمریکا/America First" یا "کالای آمریکائی بخر و آمریکائی را استخدام کن/Buy American, Hire American" اشاره کرد. تاکید ترامپ از ابتدای ریاست جمهوری بر اینکه آمریکا تبدیل به کشوری شده است که میلیارد ها دلار هزینه می کند و امنیت دیگران را تامین می کند و دیگران در قبال آن هیچ کاری برای آمریکا نمی کنند نیز از جمله دیگر محرک های اقتصادی سیاست های ترامپ بوده است. از این منظر، خروج امریکا از سوریه همانطور که ترامپ در توئیت خود اعلام می کند به این دلیل است که این کشور به اندازه کافی هزینه ی جانی و مالی در سوریه داده و حالا این دیگران هستند که باید بجنگند. در واقع، همان انگیزه ای که ترامپ را واداشت تا از برخی پیمان های سیاسی و اقتصادی که برای آمریکا هیچ منفعتی به بار نداشتند خارج شود و با کشورهایی چون چین و روسیه جنگ تجاری راه بیندازد و کشوری چون عربستان را همچون گاوی شیرده توصیف کند، ترامپ را به خروج از سوریه و صرفه جویی اقتصادی نیز رهنمون ساخته اند. از سویی، آینده ی سیاسی سوریه تا حد زیادی معلوم شده است. بشار اسد در قدرت خواهد ماند و بازسازی سوریه اولویت اصلی دولت وی خواهد بود. سوریه بایستی میلیاردها دلار برای بازسازی هزینه کند امری که می تواند برای آمریکا و شرکت های آمریکایی چه به صورت مستقیم و چه غیرمستقیم، سود آور باشد. بنابراین خروج آمریکا از سوریه می تواند از منظر اقتصادی پیام های مختلفی داشته باشد: 1)هشدار آمریکا به متحدین خود در منطقه مبنی بر اینکه واشنگتن به صورت رایگان از آن ها و منافعشان حفاظت نخواهد کرد و آن ها باید هزینه و سهم خود را به آمریکا بپردازند. فراموش نکنیم که ترامپ در جریان مناظرات انتخابات ریاست جمهوری به صراحت گفت که ما تاکنون قریب به 7 تریلیون دلار در خاورمیانه خرج کرده ایم اما هیچ به دست نیاورده ایم. از این رو، وی نمی خواهد مفت و مجانی و بدون کسب دستاوردهای اقتصادی و سیاسی در معادله ی خاورمیانه و بخصوص سوریه به صورت کور بازی کند. 2)ارسال پیامی غیر مستقیم به دمشق مبنی بر اینکه آمریکا قصد ماندن و تنش آفرینی بیشتر در سوریه را ندارد و خواستار برقراری کانال دیپلماتیک با سوریه است امری که می تواند راه را برای کسب منافع اقتصادی مرتبط با بازسازی سوریه و صادرات کالا و خدمات توسط آمریکائی ها هموار سازد. این انتخاب در شرایطی صورت می گیرد که ایالات متحده به خوبی می داند دیگر برگ برنده ای در سوریه علیه دولت آن کشور ندارد  و گزینه ی تغییر رژیم تا حد زیادی غیر عملی شده است.

تحلیل سیاسی خروج امریکا از سوریه

ولادیمیر پوتین شاید اولین رهبر خارجی بود که اقدام ترامپ مبنی بر خروج آمریکا از سوریه را ستود. از این رو شاید بتوان اقدام آمریکا را از این منظر رمزگشایی کرد. یکی از احتمالات مطرح این است که ترامپ در شرایط انزوای موضع آمریکا در سوریه سعی کرده با این اقدام سیگنالی به مسکو و تهران بفرستد.

 از یک سو، خروج امریکا از سوریه می تواند از این منظر نگریسته شود که ترامپ در شرایط جنگ تجاری شدید با چین سعی داشته در یک موضوع یعنی سوریه، روسیه را به خود نزدیک سازد زیرا موضع سخت در برابر روسیه به معنای نزدیکی هر چه بیشتر چین و روسیه خواهد بود و این کاملا برای امنیت ملی ایالات متحده ی آمریکا خطرناک است.از شروع ریاست جمهوری ترامپ بسیاری از تحلیلگران از نزدیکی روابط روسیه و امریکا انتقاد کردند حتی برخی مقامات آمریکایی به ظن رابطه با مسکو تحت بازجویی قرار گرفتند با این حال نگارنده ی این متن بر این باور است که ترامپ نه به خاطر علاقه به پوتین بلکه به دلیل منافع ملی آمریکاست که همواره سعی در نزدیکی به روسیه داشته زیرا کابوس اتحاد چین و روسیه مسئله ای به غایت خطرناک هم از نظر اقتصادی و هم سیاسی برای امریکاست.

از دگر سو، یکی از بازیگران کلیدی سوریه ایران است. ایرانی که متحد نزدیک دولت سوریه بوده و روسیه را در جبهه ای هماهنگ با خود دارد. خروج امریکا از سوریه را می تواند سیگنالی به دولت ایران مبنی بر به رسمیت شناخته شدن نفوذ ایران در سوریه دانست امری که در مقابل آن ایالات متحده از ایران انتظار خواهد داشت تا از نفوذ خود بر حوثی های یمن استفاده کند و از بار فشار بر یکی از نزدیکترین متحدان استراتژیک خود یعنی عربستان سعودی و شخص محمد بن سلمان ولیعهد این کشور بکاهد. اهمیت این امر زمانی مشخص می شود می شود که بدانیم بن سلمان در حال حاضر هم از نظر داخلی و هم خارجی به دلیل اقداماتی نظیر کشتار در یمن و مسئله ی قتل جمال خاشقجی، تحت فشار زیادی است. مسلما فشار زیاد بر بن سلمان و خلع قدرت از او کاملا در تضاد با منافع آمریکاست زیرا در دوره ی بن سلمان قراردادهای هنگفت و سودآوری بین عربستان و آمریکا امضا شده که خدشه وارد شدن به آن ها به نفع آمریکا نیست.

تحلیل خروج امریکا از سوریه از منظر شخصیت فردی ترامپ

ترامپ از ابتدای ریاست جمهوری شخصیت خاصی را از خود نشان داده امری که موجب شده برخی رهبران سیاسی جهان مثل جاستین ترودو نخست وزیر کانادا آن را عجیب توصیف کنند. زمانی در اجلاس قدرت های صنعتی، ترامپ سندی را امضا می کند اما هنگام خروج و در هواپیما، امضای خود را پس می گیرد. بسیاری از دوستان و همکاران خود را که در رسیدن به مقام ریاست جمهوری به وی کمک کردند را کنار می گذارد از استیود بنن گرفته تا مایکل فلین، جیمز کومی، ریچادر مک مستر و در نهایت جیمز متیس. از بسیاری از سازمان ها و پیمان های بین المللی مثل یونسکو، تغییرات آب و هوایی و یا معاهده ی هسته ای با ایران موسوم به برجام خارج شده و تهدید می کند از برخی دیگر مثل نفتا یا معاهده ی موشک های کوتاه برد یا میان برد هسته ای با روسیه نیز خارج خواهد شد. اینها تنها نمونه های اندکی از اقدامات رئیس جمهوری هستند که "غیرقابل پیش بینی بودن" و "تهاجمی بودن" را به عنوان صفات بارز خود به نمایش گذاشته است. از این رو، در چهارچوب خصیصه ی غیرقابل پیش بینی بودن ترامپ می توان خروج او از سوریه را نیز فهم کرد. در این قالب، این اقدام ترامپ چندان هم عجیب نیست و کاملا در راستای فهمی است که ترامپ از حوزه ی منافع آمریکا و حکمروائی آمریکائی دارد.