موج

با باورهای حاکم بر بخش عمده جامعه؛

به نظر نمی رسد جز در کلام، عزمی جدی برای ازدواج آسان جوانان در لایه های مختلف اجتماع ایرانی وجود داشته باشد.

 به گزارش خبرگزاری موج اردبیل، هفته ازدواج سال 1398 هم آمد و رفت. مراسمی در حد وسع و توان هر بخش و نهاد مرتبط و عمدتا در حوزه های مرتبط با جوانان برگزار شد، مسوولانی آمدند و سخنرانی و مصاحبه کردند، چندین دوره و کلاس آموزشی و توجیهی دایرشد و ... در نهایت سوت پایان این هفته به صدا در آمد.

شاید عمده ترین شعاری که در هفته ازدواج تکرار و روی آن تمرکز صورت گرفت، "ازدواج آسان" و فراهم کردن زمینه های آن بود ولی به نظر نمی رسد جز در حد همان شعار، عزمی برای تحقق آن در جامعه ایرانی وجود داشته باشد.

یکی از باورهای اشتباه جامعه ایرانی این است که برای تمام مقولات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی منتظر منجی و متولی است و افراد تشکیل دهنده این جامعه کمترین حرکت را در راستای رسیدن به اهداف عمومی و مقبول همگان انجام می دهند ونمونه بارزآن همین مقوله ازدواج جوانان است.

شرایط اقتصادی از یک طرف و باورهای عمدتا اشتباه فرهنگی از طرف دیگر باعث شده تا مقوله ازدواج از هر بابت تبدیل به یکی از معضلات عظیم پیش روی جوانان شود و تاسف بارتر این که جامعه نیز به رغم تاکید بر ضرورت ازدواج آسان برای جوانان، عملا هیچ حرکتی در راستای تبدیل این شعار به شعور نمی کند.

گویا مردم انتظار دارند که بخش دولتی و مسوولانش در نقش منجی ظاهر شده وبه یکباره شرایط را کاملا متحول کنند در حالی که این بخش تنها می تواند نقش راهنما و در پاره ای موارد محدود نقش مسکن را ایفا کند. بخش دولتی می تواند کلاس های مشاوره رایگان برای زوج ها تدارک ببیند، در راه فرهنگ سازی برای ازدواج آسان و کم هزینه گام بردارد، به برخی زوج های برگزیده کم بضاعت جهیزیه مختصر و ابتدایی در آغاز زندگی تدارک ببیند و در آرمانی ترین حالت و نه وضعیت اقتصادی فعلی در راستای تامین مسکن زوج های جوان مختصر تحرکی از بابت تسهیلات داشته باشد ولی آیا این موارد در مقابل باورهای فعلی و هزینه های سرسام آور و عمدتا غیرضروری ازدواج ها کارگر خواهند بود؟

والدینی که عمدتا خود با حداقل ها زندگی مشترک را آغاز کرده اند، حالا برای ازدواج فرزندان خود حداکثرها را طلب می کنند.اکثر خانواده های صاحب دختر، مهریه بالا، مسکن مستقل و چشم نواز، کار ثابت با درآمد بسیار، خودروی عمدتا لوکس یا مدل بالا، خریدهای آنچنانی برای عروس و جشن مفصل عروسی را طلب می کنند در حالی که یک جوان در شرف تشکیل زندگی به تازگی تحصیلات دانشگاهی و خدمت سربازی را پشت سر گذاشته و در صورت خوش شانس بودن و داشتن کار مشخص، در عرض یکی دو سال حتی نیمی از این شرایط و الزامات را داشته باشد.

در این شرایط و برای تامین خواسته های خانواده عروس یا باید چشم به مساعدت خانواده خود در صورت داشتن تمکن بالا داشته باشد یا در همان ابتدای زندگی مشترک چنان زیر بار بدهی برود که در چشم انداز خوش بینانه حداقل 2 دهه برای رسیدن به سطح زندگی نرمال و بدون بدهی باید جان بکند!

خانواده های دختران در عین حال در مقابل این خواسته های خود ناگزیرند جهیزیه چشمگیری نیز برای فرزند خود تهیه کنند و این یعنی اضافه شدن هزینه های غیرضروری که می تواند در صورت هدایت در مسیر صحیح، پایه اقتصادی محکمی برای زندگی زوج تازه شکل گرفته فراهم کند. یک نگاه به جهیزیه های امروزی بیاندازید؛ عمده لوازم برقی آشپزخانه فقط درحد دکور و چشمگیر و دهان پرکن هستند، ویترین های خانه تازه شکل گرفته پر می شوند از صنایع دستی و عتیقه، بلور و ظروف گران قیمت و ... که عملا هیچ کارایی مهمی در زندگی ها ندارند، فرش و مبل گران قیمت و یخچال و فریزر ساید بای ساید را به سرویس خواب و میز ناهارخوری و ... بیافزایید تا ببینید چه سرمایه ای به جای کمک به اقتصاد اولیه این زوج جدید حیف و میل شده و به صورت ناکارآمد بلوکه می شود! آپشن های مراسم مختلف و ولیمه های آنچنانی که عمدتا باعث اسراف و هدر رفتن اطعمه و اشربه می شود هم به جای خود!!!

آیا با این روند حاکم بر بخش عمده جامعه می توان توقع برگزاری ازدواج آسان به مفهوم واقعی کلمه را داشت؟ آیا بخش دولتی ونهادها و ارگان های موجود می توانند به تنهایی این چرخه معیوب و در اصل فاجعه بار را ترمیم کنند؟ شک نداشته باشید تا باورهایمان نسبت به آغاز زندگی مشترک یک زوج جوان از شکاکی ها، تضمین خواهی ها و چشم و هم چشمی ها به سمت محبت،اعتماد و از خود گذشتگی ها تغییر مسیر ندهد، ازدواج آسان تنها در قالب یک شعار باقی خواهد ماند نه هیچ چیز دیگر!

 

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها