ضرورت دیپلماسی باز و نظارت نخبگانی بر توافق پسا‌آتش‌بس

مذاکره
به گزارش خبرگزاری موج

، دکتر یدالله عسگری  در یادداشتی نوشت: سرانجام پس از روزهایی سخت و سنگین، شعله‌های جنگ ویرانگر فرو نشست و آتش‌بس برقرار شد؛ اما اکنون کارزاری به‌مراتب حیاتی‌تر در عرصه دیپلماسی آغاز شده است؛ کارزاری که سرنوشت آن نه با گلوله‌ها، بلکه با جوهر قلم‌ها تعیین خواهد شد. تجربه عینی ملت ایران در مواجهه با دو سند حقوقی ـ سیاسی مهم ‌(بیانیه‌های الجزایر و برجام) که طی ۴۷ سال گذشته با ایالات متحده آمریکا منعقد شده‌اند، حقیقت تلخی را آشکار می‌کند: تزلزل در ساختارهای حقوقی.

تجربه نشان داده است هر توافقی که پیش از امضا در معرض نگاه تیزبین متخصصان و افکار عمومی قرار نگیرد، در مرحله اجرا می‌تواند به دامی برای تضییع حقوق ملت تبدیل شود. پنهان ماندن جزئیات توافق از دید جامعه حقوقی، نادیده گرفتنِ عبرت‌های روشن تاریخ است؛ اعتماد یک‌جانبه به کلمات روی کاغذ، بدون نقد و بررسی عمومی، واگذاری سرنوشت کشور به تفسیرهایی لرزان است که ممکن است در آینده هیچ راه بازگشتی برای دفاع از منافع ملی باقی نگذارد.

امروز در آستانه مذاکرات صلح با ایالات متحده، دغدغه اصلی نه تردید در نیت مذاکره‌کنندگان، بلکه ضرورت مستحکم‌سازی ساختار حقوقی توافقی است که بناست بر اساس ۱۰ ماده پیشنهادی ایران شکل گیرد. متن این قرارداد باید خود به‌تنهایی سپری حقوقی و سدی در برابر تفسیرهای مغرضانه و پیمان‌شکنی‌های احتمالی باشد. سخن از بی‌اعتمادی به کارگزاران نیست؛ بلکه تأکید بر لزوم ایجاد سپر دفاعی حقوقی است تا منافع بنیادین کشور در برابر نوسانات سیاسی آسیب‌پذیر نباشد. پنهان ماندن متن قرارداد تا لحظه امضا نه تنها اقدام دیپلماتیک محسوب نمی‌شود، بلکه آگاهانه مسیری را می‌گشاید که به بُن‌بست تفسیرهای خصمانه می‌انجامد.

در بیانیه الجزایر، مهم‌ترین ضربه حقوقی از ناحیه تعهدات نامتقارن، ابهام عمدی و استفاده از کلیدواژه‌های حقوقی مهندسی‌شده وارد شد. در حالی که ایران تعهدات عینی و فوری را پذیرفت، تعهدات آمریکا در عباراتی کلی و معلق باقی ماند. غفلت از پیش‌بینی سازوکارهای الزام‌آور در حقوق داخلی آمریکا و نبود ضمانت اجرای نقض توافق، سبب شد که دهه‌ها بعد اموال ملت ایران با احکام همان دادگاه‌هایی مصادره شود که قرار بود تعطیل شوند. اگر متن بیانیه پیش از امضا در معرض نقد نخبگان قرار می‌گرفت، امکان تفسیرهای معارض و برهم خوردن موازنه حقوقی از میان می‌رفت.

سرنوشت برجام نیز نمونه دیگری از شکست دیپلماسی در سایه تعارض میان روح و متن، ابهام ساختاری، واژگان خاکستری و افعال غیرالزام‌آور بود. متنی که با قابلیت تفسیر چندگانه تدوین شد و حقوق ایران در پیچ‌وخم ضمایم پنهان محدود گشت. عدم انتشار پیش‌نویس، فرصت تشخیص تفاوت میان «وعده رفع تحریم» و «حقیقت بقای ساختار تحریم» را از جامعه حقوقی سلب کرد و توافق را در برابر اراده سیاسی طرف مقابل آسیب‌پذیر ساخت. برجام نشان داد که متن پیچیده و دور از دسترس، بزرگ‌ترین مانع شفافیت و پاسداری از حقوق ملی است.

اکنون سایه سنگین این تجربیات تلخ بر فضای نخبگانی کشور سایه افکنده است. از «بیانیه‌های الجزایر» تا «برجام»، همگی یک پیام روشن دارند: ابهام در متن، قدرتمندترین سلاح طرف مقابل است. برای جلوگیری از تکرار این تاریخ، تنها راه، گذار از دیپلماسی پنهان به سوی دیپلماسی باز و علنی است. هیأت مذاکره‌کننده باید بداند انتشار پیش‌نویس توافق پیش از امضا نه نشانه ضعف، بلکه قوی‌ترین اهرم فشار در مذاکرات است.

برای بستن راه تکرار تجربیات گذشته، باید از ساختارهای بسته عبور کرد و با ایجاد یک دیده بان حقوقی در سطح جامعه، صلابت نظام نظارتی کشور را به نمایش گذاشت تا هیچ حفره حقوقی پنهانی اعتبار صلح پیش‌رو را مخدوش نکند. هنگامی که متن در معرض نقد نخبگان قرار گیرد و اصلاح شود، امضای نهایی دیگر فقط امضای یک دولت نخواهد بود، بلکه اراده یک ملت را نمایندگی خواهد کرد؛ اراده‌ای که هیچ قدرتی به آسانی قادر به نادیده گرفتن آن نخواهد بود.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر