مدیرکل دفتر موسیقی برای علی قمصری نوشت

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ضمن انتشار متنی با عنوان "راز جاودانگی ایران" از اقدام علی قمصری برای اجرای موسیقی در جوار نیروگاه برق دماوند قدردانی کرد.

علی قمصری با اجرای ارکستر سمفونیک مسکو نامزد دریافت جایزه جهانی «براوو» شد
به گزارش خبرگزاری موج

، در ادامه یادداشت بابک رضایی را می‌خوانید: 

«پسرم می‌پرسد:

تو چرا می‌جنگی؟

من تفنگم در مشت

کوله‌بارم بر پشت

بند پوتینم را محکم می‌بندم ...

مادرم آب و آینه و قرآن در دست

روشنی در دل من می‌بارد

پسرم بار دیگر می‌پرسد:

تو چرا می‌جنگی؟

با تمام دل خود می‌گویم:

تا چراغ از تو نگیرد دشمن!

انتشار خبر بست‌نشینیِ هنری آقای علی قمصری، یکی از جوانان سرآمد عرصه موسیقی، در کنار نیروگاه برق دماوند، به خاطر ایفای نقشی به سهم خود، در روشن نگه داشتن چراغ خانه‌ها، بار دیگر مفهوم مهمِ ارتباط دوسویه و خطیرِ هنرمند و جامعه را به خاطر آورد. به ویژه هنرمندی که از متن جامعه برخاسته، از او توان و قوام گرفته و در هر حادثه و تحولی، به ناگزیر نگرش خود را به جامعه بازمی‌تاباند و در طرف مقابل، جامعه‌ای که حضور هر نامی را بنا به کیفیتِ تاثیرگذاری و بینش و منش هنرمند، به سنجش می‌گذارد و سپس هر چند گاهی، نامی را از میان نام‌های بسیار، به حافظه می‌سپارد و نغمه‌ای را از غربال ریز خود رد کرده، در یاد نگه می‌دارد؛ امیرکبیرها و تختی‌ها و چمران‌ها و همت‌ها، و در عرصه موسیقی، عارف‌ها، از این دسته‌اند و اصلاً و اصولا، در هر پدیده‌ای که رنگ واقعیت اجتماعی به خود بگیرد، این روند و رویه، معمول است و بدیهی است که آنچه بیشتر از خود واقعه، مهمتر است و می‌ماند، همین معنایی است که هر کس در برابر آن واقعه (مثل همین جنگ اخیر) به ساختار واقعیت می‌دهد و همین معناست که نهایتاً سمتِ ایستادن و نگاه او را تعیین می‌کند.

این معنا، همه تفسیر هر فرد و ملتی از هستی است و ارزش‌هایی که با آن زندگی می‌کند. پس حوادث بزرگ، «تراز نگرش‌ها» است و سخن دکتر مصطفی چمران هم، همین معنا را در تعبیر «شیپور جنگ» بیان می‌کند.

جنگ، آری جنگ، آن هم جنگی که باز هم بر سر ایران است و همان ایرانی که در همواره تاریخ، به‌دلایل مختلف، در معبر طمع‌ورزی، کینه‌توزی، حسادت، توحش و تجاوز و فطرت‌آزماییِ اقوام و دولت‌های دور و نزدیک بوده است و خواهد بود و آنچه همیشه از این جنگ‌ها مهم‌تر بوده است؛ عبور ایران از بحران بوده. عبوری که منجر شد از موجودیتِ همه متجاوزان، به پشتوانه فرهنگ والایش و بزرگی مردمانش، چیز دیگری بسازد. چنگیزهای مغول را در خود حل کند و سلطان محمد خدا بنده‌ها را ارائه دهد!

این مفهوم، راز ماندگاری ایران در تندباد حوادث، در همه دوران‌هاست و همان نکته‌ای است که بنده از ابتدای جنگ ۱۲ روزه، تا به امروز و جنگ اخیر، در گفته‌ها و نوشته‌هایم، به آن اشاره داشته‌ام و شناسایی این راز، و تفکر جمعی برای حفظ و تداوم آن، برای عبور از این جنگ نیز، از مهم‌ترین ضروریات امروز جامعه ماست؛ برای هر مقام و مسئول و هر قشری، از جمله هنرمندان، که به خاطر گزیدگی‌شان و انتظار بالای جامعه از آنان، در صفِ اول این شناسایی و انتخاب‌اند و طبیعتا هم در معرضِ همان قضاوتی که جامعه در خصوص آنها خواهد کرد:

ماندن در یادها یا فراموشی.

چرا که یقیناً امروز با همه سختی‌هایش، خواهد گذشت و آنچه مانده است و آنچه خواهد ماند و باید بماند، ایران است و مردمی که حقیقتِ توان هسته‌ای و سرمایه اجتماعی ایران و حاکمیتِ بر ایران‌اند و امروز با همه توان و اراده، در میانه میدان، هنوز ایستاده‌اند و هر کسی و هر جمعی و هر دستگاهی هم که مسئله اولش ایران است و دل در گرو فردای روشن این مرز و بوم دارد، به یکپارچگی صداهای برآمده از این تن واحد (ایران) فکر می‌کند؛ و در حرف و عمل و موضع‌گیری و نقش آفرینی‌اش، انسجام این کشور و مردمش را در این بزنگاه مکرر تاریخ ایران، محور کنش و واکنش خود قرار می‌دهد و علی‌رغم همه کاستی‌ها و نقدهای مختلف داخلی، حتی واژه‌ای را که رنگ واگرایی و خودی و غیرخودی‌سازی داشته باشد به ذهن و زبان خود راه نمی‌دهد؛ همچنان که می‌بیند دشمنان متجاوز به خاک و ارزش‌های این مردم و کشور نیز واژه‌های شرف و انصاف و رحم و مروت و جوانمردی و آزادگی را - که درس هر روز این ملت است - به ذهن و زبان خود راه نداده‌اند.»

 

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه