سرخط خبرها
  • واقعیت پیشنهاد برزیلی برای مهدی طارمی
  • غریب‌آبادی: ایران با طرح تردد از مسیر جنوبی تنگه هرمز موافقت نکرد
  • تردد شبانه‌روزی زائران از مرز خسروی
  • آموزش‌وپرورش: مدارس از مهر حضوری هستند
  • ابلاغ شیوه‌نامه مدیریت مصرف آب و انرژی به دستگاه‌های اجرایی
  • اصرار زن برای ازدواج به جنایت ختم شد
  • قلعه‌نویی در دوراهی: ماندن در تیم ملی یا پیگیری ۷۰ میلیارد مطالبات
  • میزان سوختگیری با کارت آزاد جایگا‌ه ها در سه استان خوزستان، ایلام، کرمانشاه افزایش یافت
  • تسویه مطالبات فروشگاه‌های کالابرگ تا ۲۵ تیرماه
  • هشدار درمورد ناایمنی هتل استقلال تهران
  • تامین آب پایانه‌های مرزی برای اربعین بدون مشکل انجام می‌شود
  • اصغر خلیلی مدیریت مجموعه تئاتر شهر را بر عهده گرفت
  • مشاهده پلنگ ایرانی کمیاب در منطقه شکار ممنوع لارستان
  • اعزام کاروان ورزش عشایری ایران به مسابقات جهانی
  • ارتش: پاسخ ارتش به تجاوزات احتمالی دشمنان، شدید و کوبنده‌تر خواهد بود
  • راهپیمایی جاماندگان اربعین با شعار باید برخاست برگزار می‌شود
  • وزیر جهادکشاورزی: خرید تضمینی گندم به ۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تُن رسید
  • تشریح خدمات ویژه آموزش‌وپرورش به دانش‌آموزان شاهد و ایثارگر
  • تجلیل از ۴۰ مرشد و ۴۰ مدیر زورخانه در تهران
  • تهدید خاله‌نرگس به اسیدپاشی و شهادت شبیه ماکان

سجاد افشاریان:

می‌بوسمت؛ ای لاله‌گون از خون هزاران هزار مردمانت

نویسنده و کارگردان نمایش «بک تو بلک» با اشاره به حملات نیروهای صهیونیستی آمریکایی به کشورمان نوشت: بردن نامت برای من، به فریاد، زیر لب، در آواز، آهسته، نجواکنان، زیباترین دعاهاست. هر لحظه نگاهت می‌کنم، می‌بوسمت؛ ای لاله‌گون از خون هزاران هزار مردمانت.

سجاد افشاریان
به گزارش خبرگزاری موج

سجاد افشاریان نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر شنبه (۱۶ اسفندماه) در پی حملات نیروهای صهیونیستی آمریکایی به کشورمان در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «وطنم تو بی‌محابا زیبایی؛ آنچنان که بردن نامت برای من، به فریاد، زیر لب، در آواز، آهسته، نجواکنان، زیباترین دعاهاست. هر لحظه نگاهت می‌کنم، می‌بوسمت؛ ای لاله‌گون از خون هزاران هزار مردمانت، بچه‌هایت و عاشقان جوانت. به بردن نام خودت دعایت می‌کنم؛ به نور، تمام من، ایران من.

ما در تو می‌مردیم، جلوی چشم تماشاگرانی به وسعت جهان. قول می‌دهیم حوصله‌تان سر نرود؛ ما به‌ آهستگی تا آخرین نفر می‌میریم. ما (مردمیم) و با تک‌تک حروف ناممان، با قرض و وام و پس‌انداز دو (ی) می‌میریم.

با یکی دو گلوله جنگی، یکی دو بمب، یکی دو هزار ساچمه؛ یکی دو ماه سفره خالی، یکی سال‌ها که روز خوش که نبود، یکی هزاران صدا که شنیده نشده محو شد، یکی دو بی‌صاحاب و بی‌پایان آرزو که تباه شد. یکی پدر یا مادر یکی چند هزار خانواده که نگاه به عکس جوانش، هر روز در قلبش مرگ پمپاژ می‌کنند.

بازی که تمام شد، مرگ که در را بست، وطن که نگاهش نداشتید که نماند، زندگی که به شماره افتاد، لطفاً به زبان فارسی قصه ما را برای آیندگان نقل نکنید؛ حیف از این زبان که در دهان شما بماند. حیف از این ایران، این حجم زیبایی بی‌پایان، عبادتی به تکرار نام وطن، وطن، وطن، به رهایی از آتش و کینه و خشم. زمستان سیاه سال هزار و چهارصد و چهار و اشک بی‌اختیار»

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه