سرخط خبرها
  • جزییات پوشش ۹۰ درصدی هزینه‌های درمان ناباروری در مراکز دولتی توسط بیمه سلامت
  • تولید ۶۱۶ میلیون محتوا در سکو‌های ایرانی/ روبیکا ۷۸۰ میلیارد بازدید ثبت کرد
  • افزایش سرعت پرداخت خسارت با حذف فرآیند‌های حضوری در بیمه
  • رفع مشکل واردات مواد اولیه واحد‌های تولیدی در دستور کار قرار گرفت
  • بازداشت عوامل ضرب و شتم پیرمرد کرجی
  • ثابت قدم برکنار شد/ واحدی سرپرست شرکت توسعه و نگهداری از اماکن ورزشی شد
  • سرپرست وزارت نفت: فصل جدیدی در همکاری انرژی با روسیه گشوده می‌شود
  • تکذیب شایعه تخلیه و تعطیلی مدارس/ آموزش در سراسر کشور حضوری است
  • قالیباف: رسیدگی به معیشت مردم از موضوعات مهم و فوری کشور است
  • سرلشکر رضایی: امنیت در غرب آسیا باید درون‌زا باشد
  • تیم ملی کشتی فرنگی ایران برای دومین سال متوالی قهرمان جهان شد
  • رهبر انقلاب: کلید هرچه قوی‌تر شدن ایران، مرزشکنی علمی نخبگان است

سجاد افشاریان:

می‌بوسمت؛ ای لاله‌گون از خون هزاران هزار مردمانت

نویسنده و کارگردان نمایش «بک تو بلک» با اشاره به حملات نیروهای صهیونیستی آمریکایی به کشورمان نوشت: بردن نامت برای من، به فریاد، زیر لب، در آواز، آهسته، نجواکنان، زیباترین دعاهاست. هر لحظه نگاهت می‌کنم، می‌بوسمت؛ ای لاله‌گون از خون هزاران هزار مردمانت.

سجاد افشاریان
به گزارش خبرگزاری موج

سجاد افشاریان نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر شنبه (۱۶ اسفندماه) در پی حملات نیروهای صهیونیستی آمریکایی به کشورمان در صفحه شخصی خود در فضای مجازی نوشت: «وطنم تو بی‌محابا زیبایی؛ آنچنان که بردن نامت برای من، به فریاد، زیر لب، در آواز، آهسته، نجواکنان، زیباترین دعاهاست. هر لحظه نگاهت می‌کنم، می‌بوسمت؛ ای لاله‌گون از خون هزاران هزار مردمانت، بچه‌هایت و عاشقان جوانت. به بردن نام خودت دعایت می‌کنم؛ به نور، تمام من، ایران من.

ما در تو می‌مردیم، جلوی چشم تماشاگرانی به وسعت جهان. قول می‌دهیم حوصله‌تان سر نرود؛ ما به‌ آهستگی تا آخرین نفر می‌میریم. ما (مردمیم) و با تک‌تک حروف ناممان، با قرض و وام و پس‌انداز دو (ی) می‌میریم.

با یکی دو گلوله جنگی، یکی دو بمب، یکی دو هزار ساچمه؛ یکی دو ماه سفره خالی، یکی سال‌ها که روز خوش که نبود، یکی هزاران صدا که شنیده نشده محو شد، یکی دو بی‌صاحاب و بی‌پایان آرزو که تباه شد. یکی پدر یا مادر یکی چند هزار خانواده که نگاه به عکس جوانش، هر روز در قلبش مرگ پمپاژ می‌کنند.

بازی که تمام شد، مرگ که در را بست، وطن که نگاهش نداشتید که نماند، زندگی که به شماره افتاد، لطفاً به زبان فارسی قصه ما را برای آیندگان نقل نکنید؛ حیف از این زبان که در دهان شما بماند. حیف از این ایران، این حجم زیبایی بی‌پایان، عبادتی به تکرار نام وطن، وطن، وطن، به رهایی از آتش و کینه و خشم. زمستان سیاه سال هزار و چهارصد و چهار و اشک بی‌اختیار»

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه