سرخط خبرها
  • پایان فرار ۱۶ ساله بدهکار ۵ هزار و ۲۰۰ میلیارد ریالی
  • سختی‌کار آتش‌نشانان از مجلس پیگیری می‌شود
  • هواپیمای توقیف‌شده در استانبول، فوری به ایران بازمی‌گردد
  • صادرات محصولات پلاستیکی ایران به ترکیه، کره و چین
  • رسوایی امنیتی در پنتاگون؛ اطلاعات ۳ میلیون نظامی و کارمند هک شد
  • رونمایی از ۳ گزینه برای هدایت تیم ملی امید/ افشین قطبی شانس بیشتری دارد
  • ۷۷۱ بیمار پروانه‌ای در پرونده غرامت تحریم‌ها؛ ۶۸۰ نفر غرامت دریافت کردند
  • پلیس فتا: کارت دعوت عروسی، شگرد جدید کلاهبرداران سایبری
  • مهسا دومین مدال تاریخ وزنه برداری ایران را بدست آورد
  • طعنه امیر سیاری به ترامپ: هر کس فکر می‌کند ما توان دفاع نداریم، امتحان آن مجانی است
  • دانشکده هوش مصنوعی و کامپیوتر دانشگاه علم و فرهنگ راه‌اندازی می‌شود
  • پیشنهاد مسکن استیجاری کوچک‌مقیاس برای زوج‌های جوان
  • نهمین طلای کاروان ایران بر گردن بریمانلو در کوراش
  • نامه سپاه به مردم آمریکا منتشر شد
  • قوه قضائیه: صدور رأی پرونده ترور شهید سلیمانی

«به همین سادگی»؛ خاطرات ازدواج شهدا به روایت همسران

کتاب «به همین سادگی» شامل خاطرات عروسی شهدا به روایت همسرانشان از سوی انتشارات روایت فتح به چاپ می‌رسد.

cl8yFXQdaSxo
به گزارش خبرگزاری موج، کتاب «به همین سادگی» شامل خاطراتی از ازدواج شهدای دفاع مقدس و انقلاب اسلامی از سوی انتشارات روایت فتح منتشر می‌شود. کبری خدابخشی دهقی، نویسنده و گردآورنده این اثر، درباره جزئیات آن گفت: این کتاب به منظور نشان دادن سبک زندگی شهدا تدوین و نوشته شده است. با توجه به ازدواج‌هایی که در جامعه است، تصمیم گرفتم کتابی درباره سیره و روش شهدا در ازدواج بنویسم تا الگویی برای جوانان امروز باشد. وی ادامه داد: به همین منظور به سراغ خاطرات ۸۰ تن از شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس رفتم که در نهایت تصمیم بر این شد که خاطرات ۴۰ تن از شهدا جمع‌آوری و تنظیم شود. به گفته وی؛ خاطرات شهیدان چمران، برونسی، کاظمی، حمید و مهدی باکری، مصطفی طالبی، دقایقی، منوچهر مدق، شهید مصطفی احمدی روشن و... از جمله شهدایی هستند که خاطرات آنها در این کتاب جمع‌آوری شده است. خدابخشی یادآور شد: کتاب شامل خاطرات کوتاهی از همسران شهداست که خاطره ازدواج آنها به صورت داستان‌های کوتاه بازنویسی شده است. این اثر قرار است از سوی انتشارات روایت فتح به چاپ برسد. در بخش‌هایی از این کتاب به روایت معصومه سبک‌خیز می‌خوانیم: «عبدالحسین پسر خاله مادرم بود اما ما اصلا با هم رفت و آمد نداشتیم. نزدیک عید سال ۴۷ بود که مادرش به خواستگاری‌ام آمد. پدرم از این خواستگاری خیلی راضی و خوشحال بود. می‌گفت: من اگر قرار باشد دخترم را شوهر بدهم به مال و ثروت یک جوان شوهر نمی‌دهم به ایمان و اخلاق آن پسر نگاه می‌کنم، به تلاش‌هایش برای اینکه نان حلال بر سر سفره‌اش بیاورد نگاه می‌کنم. من نگاه به نمازهای شب عبدالحسین، نمازهای اول وقتش، قرآن‌هایی که می خواند و اخلاق خدایی که دارد می‌کنم و من عبدالحسین را به عنوان یک داماد نمونه و تک برای دخترم انتخاب می‌کنم. بعد از خواستگاری یک روز آمدند برای عید دیدنی. شیرینی که رسم بود برای دختر تازه نامزد کرده ببرند نخودچی و کشمش بود. و یک تکه طلا و یا هدیه ای گران قیمت اما کوچک زیر این نخودچی کشمش‌ها می‌گذاشتند. یک ظرف پر از نخودچی کشمش برایم آوردند، و یک انگشتر بسیار زیبا. بعد از اینکه رفتند همه خانواده مشتاق بودند ببینند زیر شیرینی‌ها برای عروس چه گذاشته‌اند. یک انگشتر طلای بسیار زیبا».
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه