خبرگزاری موج گزارش می دهد؛
بیانیه مشترک آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس/ حمایت از دیپلماسی یا افزایش فشار بر ایران؟
در جریان سفر منطقه ای وزیرخارجه آمریکا به کشورهای حوزه خلیج فارس، بیانیه مشترکی صادر شد که برخی از مفاد آن در تعارض با توافقات بین تهران و واشنگتن در سوئیس است.
، روز پنجشنبه در پایان نشست مشترک وزرای امور خارجه سازمان شورای همکاری خلیج فارس با روبیو، بیانیه ای صادر شد که مفاد آن با رویکرد اتخاذ شده دولت ترامپ در سوئیس و توافقش با ایران تعارضاتی دارد.
پیش از ورود به این مسئله لازم به ذکر است که وزیرخارجه آمریکا پس از توافقات در سوئیس به کشورهای جنوبی خلیج فارس امارات متحده عربی، بحرین و کویت سفر کرد. گفته می شود هدف از این سفر کاهش نگرانی متحدان آمریکایی از توافقات با جمهوری اسلامی ایران بوده است.
بیانیه مذکور چند محور اصلی داشت که برخی از آنها مستقیماً به ایران مربوط میشد. نخست، حمایت از ادامه روند دیپلماتیک و تأکید بر اینکه ایران نباید به سلاح هستهای دست پیدا کند. در متن بیانیه از ادامه گفتوگوها استقبال شده، اما همزمان بر ضرورت رسیدگی به موضوعات فراتر از پرونده هستهای نیز تأکید شده است.
دوم، موضوع برنامه موشکی و پهپادی ایران. آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس اعلام کردند برای دستیابی به امنیت پایدار، مذاکرات آینده نباید صرفاً به فعالیتهای هستهای محدود شود و باید برنامه موشکی، توانمندیهای پهپادی و سیاستهای منطقهای ایران را نیز دربرگیرد.
سوم، امنیت دریانوردی در خلیج فارس و تنگه هرمز. در این بخش بیانیه بر آزادی کامل کشتیرانی، امنیت خطوط انتقال انرژی و مخالفت با هرگونه محدودیت یا دریافت هزینه از کشتیهای عبوری تأکید شده است. این بند، در عمل پاسخی به بحثهایی بود که طی هفتههای اخیر درباره احتمال تغییر سازوکار عبور کشتیها از تنگه هرمز مطرح شده بود.
چهارم، توسعه روابط اقتصادی با ایران. در بیانیه تصریح شده است که گسترش همکاریهای اقتصادی با تهران، منوط به اجرای تعهدات ایران، ادامه روند دیپلماسی و کاهش تنشهای منطقهای خواهد بود.
با توجه به اینکه برخی از بندهای این بیانیه از جمله اشاره به توانمندی دفاعی و موشکی ایران در تضاد کامل با حاکمیت ملی است، وزارت خارجه در واکنش اعلام کرد برخی مفاد بیانیه بر پایه برداشتهای یکجانبه تنظیم شده است. در این باره وزارت خارجه کشورمان تصریح کرد حضور نظامی آمریکا در منطقه، یکی از عوامل اصلی بیثباتی در خلیج فارس است و امنیت این منطقه باید توسط کشورهای منطقه تأمین شود. در خصوص تنگه هرمز نیز یادآور شد این آبراه بر اساس قواعد شناختهشده حقوق بینالملل و با در نظر گرفتن نقش کشورهای ساحلی، بهویژه ایران و عمان، اداره میشود و هرگونه اظهار نظر درباره آن بدون توجه به این واقعیتها، قابل قبول نیست.
همچنین وزارت خارجه تأکید کرد طرح مجدد برخی ادعاهای امنیتی درباره ایران را کمکی به تقویت روند دیپلماسی نمیکند و چنین مواضعی با هدف اعلامشده برای کاهش تنش سازگار نیست.
با توجه به این مواضع، اکنون این پرسش مطرح است که آیا اساساً این بیانیه با تفاهم ایران و آمریکا در تعارض است؟ پاسخ کوتاه این است: نه لزوماً؛ اما میتواند منشأ اختلاف در مراحل بعدی باشد. براساس اطلاعات منتشرشده از تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا، محور اصلی توافق، توقف درگیریها، ایجاد سازوکار گفتوگو و مدیریت بحران بوده است. در روایتهای منتشرشده، تمرکز اصلی بر آتشبس، کاهش تنش و آغاز مذاکرات قرار دارد و جزئیات رسمی و کاملی از تعهدات طرفین منتشر نشده است.
در مقابل، بیانیه آمریکا و شورای همکاری خلیج فارس، دامنه موضوعات را گسترش میدهد و از پرونده هستهای فراتر میرود. طرح موضوعاتی مانند برنامه موشکی، توان پهپادی و سیاستهای منطقهای ایران، در صورتی که قرار باشد به دستورکار مذاکرات آینده تبدیل شوند، میتواند محل اختلاف میان تهران و واشنگتن باشد؛ زیرا ایران همواره اعلام کرده است که توان دفاعی و برنامه موشکی، موضوع مذاکره نیست.
از سوی دیگر، بند مربوط به تنگه هرمز نیز میتواند به یکی از نقاط حساس تبدیل شود. اگرچه بیانیه بر آزادی کشتیرانی تأکید میکند، اما ایران همواره بر حقوق و مسئولیتهای خود به عنوان یکی از کشورهای ساحلی این آبراه راهبردی تأکید داشته است.
با این حال یک نکته مثبت در بیانیه آمریکا و متحدانش وجود دارد و آن این است که در این بیانیه، در کنار انتقاد از برخی سیاستهای تهران، از ادامه گفتوگو، حفظ آتشبس، ثبات منطقه و امنیت تجارت نیز حمایت شده است. این تغییر نشان میدهد که کشورهای عربی خلیج فارس بیش از گذشته و در نتیجه جنگی که شاهدش بودند، کاهش تنش میان ایران و آمریکا را به سود امنیت و اقتصاد خود میدانند. آنها نمیخواهند بار دیگر منطقه وارد چرخه درگیری شود؛ زیرا هرگونه تنش مستقیم، نخستین اثر خود را بر صادرات انرژی، تجارت دریایی و سرمایهگذاری در همین کشورها خواهد گذاشت.
البته این به معنای پایان اختلافات با ایران نیست. با این حال، اینکه این رویکرد به همکاری عملی کشورهای عربی با جمهوری اسلامی ایران منجر شود یا دوباره به فضای تقابل بازگردد، بیش از هر چیز به سرنوشت گفتوگوهای تهران و واشنگتن و میزان پایبندی طرفها به تفاهمهای اخیر بستگی خواهد داشت. در این راستا اگر روند دیپلماسی ادامه یابد، این بیانیه میتواند بهعنوان سندی برای همراه کردن کشورهای عربی با فرآیند کاهش تنش عمل کند؛ اما اگر مذاکرات متوقف شود، همان مفاد میتواند به مبنایی برای افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی در منطقه تبدیل شود.
ارسال نظر