سرخط خبرها
  • سپاه پاسداران: پایگاه هوایی رامات دیوید، هدف موشک‌های بالستیک قرار گرفت
  • فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا: به نقص مکرر آتش بس از سوی رژیم صهیونی پاسخ دادیم
  • کارت‌به‌کارت بین‌بانکی از ۱۰ میلیون تومان به ۱۵ میلیون تومان افزایش یافت
  • وزارت بهداشت: اتصال همه بیمارستان‌ها به سامانه یکپارچه نوبت‌دهی
  • داعش با انتشار پوستری، تهدید به بمب‌گذاری در مسابقات جام جهانی آمریکا و ترور پاپ کرد
  • سفیر ایران در مکزیک: ویزای تیم ملی ساعتی است
  • هشدار مهم پلیس فتا: افزایش کلاهبرداری در سایت دیوار
  • ترامپ: دوست دارم حملات دقیق‌تری علیه حزب‌الله انجام شود
  • فعال شدن آژیر هشدار در شمال فلسطین اشغالی
  • قالیباف: دشمن فقط زبان قدرت می‌فهمد دست ما روی ماشه است

خبرگزاری موج گزارش می دهد؛

نقش عراق و دولت الزیدی در کاهش بحران میان ایران و آمریکا چیست؟

در حالی که تنش میان تهران و واشنگتن در ابعاد سیاسی دنبال می شود اما خطر بازگشت جنگ در منطقه همچنان وجود دارد. در این راستا، عراق به عنوان یکی از مهمترین طرفهای تجاری ایران با پیوندهای معنوی و مذهبی، مورد توجه آمریکا است. ترامپ بنا دارد از طریق بغداد فشارهای جدیدی بر تهران اعمال کند.

عراق
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج

، انتخاب علی الزیدی به عنوان نخست وزیر جدید عراق که حدود یکماه قبل صورت گرفت، می تواند معادلات سیاسی در خلیج فارس را تغییر دهد. برخلاف بسیاری از تغییرات پیشین در ساختار سیاسی عراق، انتخاب الزیدی صرفاً یک جابه‌جایی قدرت درون ائتلاف‌های شیعی نبود. او با مأموریتی وارد دولت شد که در ظاهر داخلی است اما در عمل کاملاً منطقه‌ای تعریف می‌شود: بازتعریف رابطه دولت عراق با گروه‌های مسلح و همزمان مدیریت روابط کشورش با ایران و آمریکا.

از همان ابتدای شکل‌گیری کابینه اش در ۲۴ اردیبهشت، سه محور به‌طور همزمان در دستور کار قرار گرفت: کنترل سلاح خارج از چارچوب دولت، مدیریت روابط اقتصادی گسترده با ایران و پاسخ‌گویی به فشارهای فزاینده آمریکا برای شفاف‌سازی مالی و امنیتی. این سه محور، در عمل تبدیل به سه خط قرمز متقاطع شده‌اند که موفقیت یا شکست دولت جدید را تعیین می‌کنند.

در هفته‌های اخیر گزارش‌هایی منتشر شده که نشان می‌دهد برخی گروه‌های مسلح از جمله «عصائب اهل الحق» و «سرایا الإمام علی»، آمادگی خود را برای ورود تدریجی به سازوکارهای رسمی دولت و محدودسازی بخشی از فعالیت‌های تسلیحاتی اعلام کرده‌اند. اگرچه این روند هنوز در مرحله اولیه و غیرساختاری است، اما از نظر سیاسی یک تغییر مهم محسوب می‌شود: برای نخستین‌بار بحث «ادغام یا انضباط‌سازی سلاح» به شکل علنی در فضای سیاسی عراق مطرح شده است.

همزمان آمریکا هم فشارهایش بر بغداد برای اجرای دقیق تحریم های مالی و پولی در روابط با ایران را افزایش داده است. واشنگتن عراق را یکی از مسیرهای اصلی دور زدن تحریم‌ها می‌داند و تلاش دارد با اعمال محدودیت بر بانک‌ها و صرافی‌ها، این مسیر را تنگ‌تر کند. این سیاست به‌طور مستقیم می تواند بر روابط اقتصادی ایران و عراق اثر بگذارد. زیرا روابط تهران- بغداد شامل صادرات انرژی، تجارت کالا و گردش مالی چند میلیارد دلاری سالانه است.

براین اساس روابط دو کشور همسایه، وارد مرحله‌ای حساس و چندلایه شده است. از یک سو، همکاری اقتصادی همچنان یکی از ستون‌های اصلی این مناسبات محسوب می شود، از صادرات برق و گاز گرفته تا مبادلات کالا و خدمات که برای اقتصاد عراق نقش زیرساختی دارد. از سوی دیگر، این روابط تحت فشار فزاینده محدودیت‌های بانکی و نظارتی قرار گرفته که بخشی از آن ناشی از سیاست‌های واشنگتن برای کنترل جریان مالی منطقه است. در نتیجه، بغداد ناچار است میان حفظ این شراکت اقتصادی و رعایت الزامات مالی بین‌المللی تعادل برقرار کند؛ تعادلی که هرچه فشارها بیشتر می‌شود شکننده‌تر می‌گردد.

در چنین شرایطی، دولت الزیدی در موقعیتی دارد کمتر نخست‌وزیری در عراق تجربه کرده است: او همزمان باید رضایت نسبی آمریکا را برای حفظ دسترسی عراق به نظام مالی جهانی تأمین کند، روابط اقتصادی حیاتی با تهران را حفظ کند و در عین حال، ساختار امنیتی داخلی را به سمت انحصار سلاح در دست دولت سوق دهد. نکته مهم آنکه، نخست وزیران قبلی عراقی، هرگز شاهد عملگرایی ایران و آمریکا در نبرد نظامی با یکدیگر نبودند. بنابراین اکنون الزیدی با لحاظ کردن این متغیر که این جنگ می تواند دوباره آغاز شود، باید این مسائل را مدیریت کند.

همین سه‌گانه، عراق را از یک «میدان رقابت ایران و آمریکا» به یک «آزمون عملکرد سیاسی» تبدیل کرده است. در واقع، امروز سؤال اصلی این نیست که عراق به کدام طرف متمایل است؛ سؤال این است که آیا دولت الزیدی می‌تواند همزمان در سه جبهه متفاوت موفق عمل کند یا نه. از این رو اگر او در شش ماه آینده بتواند روند خلع‌سلاح یا ادغام بخشی از گروه‌های مسلح را به‌طور عملی پیش ببرد؛ سطح فعلی روابط اقتصادی عراق با ایران را حفظ کند؛ و همزمان از تشدید تقابل مستقیم میان ایران و آمریکا در خاک عراق جلوگیری کند؛ می توان گفت عراق وارد مرحله‌ای جدید از موازنه پایدار شده است؛ مرحله‌ای که در آن این کشور نه میدان رقابت صرف، بلکه بازیگر تنظیم‌کننده تعادل منطقه‌ای خواهد بود.

در غیر این صورت عراق دوباره به وضعیت کلاسیک خود بازمی‌گردد: تبدیل شدن به میدان رویارویی ها. اهمیت دولت الزیدی دقیقاً در همین نقطه است؛ او نه صرفاً یک نخست‌وزیر، بلکه یک «شاخص زنده» برای سنجش وضعیت واقعی روابط تهران و واشنگتن در خاورمیانه است. هر پیشرفت یا عقب‌گرد در بغداد، بازتاب مستقیم در سطح تنش یا همکاری میان دو طرف خواهد داشت. به همین دلیل، آنچه در بغداد در حال شکل‌گیری است، در واقع بخشی از معماری جدید رقابت یا تفاهم منطقه‌ای میان تهران و واشنگتن است؛ معماری‌ای که نتیجه نهایی آن، نه در بیانیه‌ها، بلکه در عملکرد دولت الزیدی سنجیده خواهد شد.

در صورتی که الزیدی بتواند فشارهای آمریکا را مدیریت کند و نقش مستقلی در روابطش با همسایگان به ویژه ایران ایفا کند، در حوزه داخلی هم موفقیت های بیشتری خواهد شد. واقعیت این است که اکثریت مردم عراق خواهان برچیده شدن پایگاه های نظامی آمریکا به خصوص پس از مشاهده تحولات ۳۹ روزه در خلیج فارس هستند. بنابراین یکی از ماموریت های الزیدی کاهش نظامی آمریکا در کشور است.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه