چرا برنامههای فرهنگی اردبیل به نوزایی اجتماعی منجر نمیشوند؟/روز اردبیل؛ فرصتی برای بازآفرینی هویت شهری
یک جامعه شناس اردبیلی به تشریح فضای اجتماعی اردبیل پرداخت و در حصوص برنامه های روز اردبیل گفت: هنوز نظریه، تز یا پارادایم مشخصی در این خصوص وجود ندارد. روز اردبیل باید فرصتی برای بازتعریف هویت شهر باشد، نه صرفاً مجموعهای از برنامههای مناسبتی.
محمد زینالی اناری، در گفت و گو با خبرگزاری موج اظهار کرد: در مطالعات توسعه دو رویکرد اصلی مطرح است؛ یکی رویکرد اثباتی که به دنبال تبیین علل پیشرفت یا عقبماندگی یک جامعه است و دیگری رویکرد هنجاری که مسیر مطلوب توسعه را ترسیم میکند. هر راهکاری که بر پایه این رویکردها ارائه شود، در نهایت به برنامه تبدیل میشود.
وی ادامه داد: مشکل اردبیل این است که برنامههای فرهنگی و اجتماعی بدون پشتوانه نظری اجرا میشوند. معمولاً دو شیوه برای اجرای این برنامهها وجود دارد؛ نخست، برنامههایی که از سوی دولت طراحی و بودجه آنها در مرکز تعیین میشود؛ مانند جشنوارهها، برنامههای عفاف و حجاب یا اوقات فراغت جوانان که استانها موظف به اجرای آنها هستند. در این شرایط، اگر افق محلی و نظریه مشخصی وجود نداشته باشد، هدف اصلی تنها جذب بودجه خواهد بود؛ به همین دلیل هم ممکن است در جذب اعتبارات رتبه نخست را کسب کنیم، اما نتوانیم اثر اجتماعی ماندگاری ایجاد کنیم.
زینالی اناری افزود: شیوه دوم، واگذاری اجرای برنامهها به سازمانهای مردمنهاد است، اما پرسش اساسی این است که آیا این تشکلها خود دارای نظریه و نگاه مشخصی هستند یا خیر؟ اگر نظریه وجود نداشته باشد، اجرای برنامهها نیز به فعالیتهای مقطعی و نمایشی محدود میشود.
این جامعه شناس بیان کرد: به عنوان نمونه، سالها تصور میشد با برگزاری جشنوارهها یا توزیع گل در پارکها میتوان مردم را شاد کرد، در حالی که این برنامهها حداکثر فرحبخش هستند، نه شادیآور. شادی پایدار زمانی ایجاد میشود که یک برنامه بتواند روابط اجتماعی را تقویت کند، نه اینکه صرفاً یک رویداد گذرا باشد.
از بین رفتن محله، آغاز فروپاشی سرمایه اجتماعی
به گفته وی وقتی از آسیبهای اجتماعی، خشونت یا افزایش طلاق سخن میگوییم، معمولاً نتیجه را میبینیم، نه علت را. مسئله اصلی کاهش اعتماد عمومی است. باید پرسید چرا اعتماد اجتماعی از بین رفته است؟
جامعه شناس اردبیلی در ادامه تصریح کرد: امروز همسایه، همسایه خود را نمیشناسد. محله دیگر آن مفهوم گذشته را ندارد. محله فقط مجموعهای از ساختمانها نیست؛ محله زمانی شکل میگیرد که روابط اجتماعی پایدار میان ساکنان وجود داشته باشد و این روابط به تشکیل جماعت منجر شود.
وی افزود: در گذشته، محلههایی مانند سلطانآباد یا سلمانآباد بر پایه همین روابط اجتماعی شکل گرفته بودند، اما امروز افراد از نقاط مختلف در یک مجتمع یا آپارتمان کنار هم زندگی میکنند، بدون آنکه احساس تعلق مشترکی داشته باشند. وقتی همسایگی پایدار از بین برود، محله نیز از بین میرود و در نتیجه تابآوری اجتماعی نیز تضعیف میشود.
او بیان کرد: به همین دلیل است که بسیاری از طرحهای محلهمحور عملاً با مشکل مواجه میشوند؛ زیرا در بسیاری از نقاط، دیگر محلهای به معنای واقعی وجود ندارد.
برنامههای فرهنگی، بیشتر سرگرمیاند تا بازسازی اجتماعی
به گفته این جامعه شناس بخش زیادی از برنامههای فرهنگی امروز، کارکردی فراتر از سرگرمی ندارند. در حالی که هدف برنامه فرهنگی باید بازسازی جامعه و تقویت سرمایه اجتماعی باشد.
زینالی اناری به آیینهای سنتی مانند سوگواری یا حتی مراسم عروسی اشاره کرد و افزود: این مراسم، در گذشته علاوه بر کارکرد مذهبی یا خانوادگی، نقش مهمی در بازتولید روابط اجتماعی داشتند. مردم یکدیگر را میدیدند، شبکههای خویشاوندی تقویت میشد و جماعت دوباره شکل میگرفت.
وی ادامه داد: امروز اما این کارکردها به شدت تضعیف شده است. مراسم عروسی به یک نمایش تبدیل شده است؛ افراد یکدیگر را نمیشناسند، هر کس در گوشهای مینشیند و بدون شکلگیری ارتباط اجتماعی، مراسم پایان مییابد.
این جامعه شناس تصریح کرد: به همین دلیل معتقدم جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به بازتولید اجتماعی نیاز دارد؛ موضوعی که باید محور اصلی برنامههای فرهنگی باشد، اما تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.
اردبیل؛ شهری در تعلیق، نه در تعلق
به اعتقاد این جامعه شناس، امروز اردبیل بیش از آنکه شهری با احساس تعلق باشد، شهری در تعلیق است. بخشی از ساکنان از نقاط دیگر به این شهر آمدهاند، موقعیتهای اجتماعی و اداری را در اختیار گرفتهاند، اما احساس تعلقی به اردبیل ندارند. حتی برخی از آنان معتقدند فرزندانشان نیز در آینده در این شهر نخواهند ماند.در چنین شرایطی، چگونه میتوان از هویت شهری، سرمایه اجتماعی و شکلگیری جماعت سخن گفت؟
به گفته وی شهر نیازمند نوزایی است؛ اما این نوزایی بدون بازسازی تاریخی و فرهنگی ممکن نیست. روز اردبیل باید فرصتی برای بازتعریف هویت شهر باشد، نه صرفاً مجموعهای از برنامههای مناسبتی.
زینالی اناری خاطر نشان کرد: متأسفانه برنامههای روز اردبیل هنوز فرم مشخصی ندارند. گاهی یک محفل شعری متولی آن میشود، گاهی عاشیقها دعوت میشوند و گاهی برنامههای دیگری اجرا میشود. هرچند این برنامهها ارزشمند هستند، اما هنوز چارچوب نظری و فرم ثابتی برای این مناسبت شکل نگرفته است.
به اعتقاد او ، طراحی این برنامه باید بر عهده دانشگاه، انجمنهای علمی و صاحبان اندیشه باشد؛ زیرا این نهادها میتوانند هویت فرهنگی شهر را بازتولید کنند و اگر امکان گردهمآوردن مردم وجود ندارد، دستکم باید کتاب، فصلنامه و آثار ماندگار تولید شود. تولید اثر فرهنگی، مهمتر از اجرای یک برنامه چند ساعته است.
شهرسازی، روابط اجتماعی را نابود کرده است
زینالی اناری یکی از عوامل اصلی تضعیف سرمایه اجتماعی را شهرسازی خواند و اضافه کرد: شهر باید خانه، حیاط، درخت و فضای گفتوگو داشته باشد، اما امروز اردبیل به مجموعهای از آپارتمانها تبدیل شده است. اما متاسفانه کاربری بسیاری از فضاهای شهری نیز به خورد و خوراک محدود شده است. حتی کافههایی که ایجاد شدهاند، بیشتر الگوبرداری از الگوهای اروپایی هستند؛ در حالی که آن الگوها برای جوامع مهاجر شکل گرفتهاند. در فرهنگ ایرانی، خانه محل دیدار و گفتوگو بود و روابط اجتماعی در خانواده و محله شکل میگرفت.امروز بسیاری از روستاها نیز به ویلاسرا تبدیل شدهاند، اما کمتر درباره پیامدهای اجتماعی این تغییرات بحصوص در بین دانشگاهیان بحث میشود.
به گفته او، وقتی کالبد شهر تغییر میکند، کالبد اجتماعی نیز تغییر میکند و نتیجه آن، کاهش همسایگی، افزایش تنهایی و تضعیف اعتماد اجتماعی است.
بدون پارادایم توسعه، هر کس مسیر خود را میرود
زینالی اناری در ادامه بیان کرد: استان اردبیل باید دارای پارادایم مشخص توسعه باشد، اما امروز چنین الگویی وجود ندارد.هر دستگاه و هر مدیری مسیر خود را میرود؛ بدون آنکه ارتباطی میان تصمیمها برقرار باشد.
او افزود: به عنوان کارخانهای در نقطهای احداث میشود، بدون اینکه مشخص باشد مواد اولیه آن از کجا تأمین خواهد شد. اگر کارخانه چوب ساخته میشود، باید پرسید مزرعه چوب آن کجاست؟ همین وضعیت را میتوان در بسیاری از طرحهای صنعتی و اقتصادی مشاهده کرد.
به اعتقاد وی ، این وضعیت نوعی هرجومرج مدیریتی و سازمانی است. دولت باید تجسم عقلانیت باشد، اما وقتی هر فرد یا هر جریان بر اساس سلیقه خود تصمیم میگیرد، انسجام توسعهای از بین میرود.
جامعه شناس اردبیلی تصریح کرد: گروه مرجع هر جامعه، صاحبان اندیشه و ایده هستند، نه صاحبان قدرت.امروز در بسیاری از موارد، افراد ذینفوذ جای نخبگان را گرفتهاند؛ در حالی که وظیفه دانشگاه، استادان، پژوهشگران و اندیشمندان، تولید فکر برای توسعه جامعه است.
به گفته این جامعه شناس اردبیلی، دانشگاه باید درباره طلاق، افت تحصیلی، آسیبهای اجتماعی، ترافیک، فرهنگ شهروندی و مسائل شهری نظریه ارائه کند.
زینالی اناری اضافه کرد: اگر گروههای تاریخ، ادبیات، جامعهشناسی، روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه وارد میدان شوند، بسیاری از برنامههای فرهنگی نیز معنا پیدا میکند.در حالی که امروز دانشگاه در بازتولید سرمایه اجتماعی نقش پررنگی ندارد و حتی در برخی برنامههای مهم شهری نیز حضور مؤثری دیده نمیشود.
همایش باید اندیشه تولید کند
به گفته وی بسیاری از همایشها تنها به سخنرانی چند نفر محدود میشود.در حالی که هر همایش باید مخاطب مشخص، خروجی علمی و اثر اجتماعی داشته باشد.اگر همایشی درباره کشاورزی برگزار میشود، کشاورزان، خبرنگاران و تولیدکنندگان اندیشه باید در آن حضور داشته باشند تا دانش تولیدشده به جامعه منتقل شود.اگر چنین اتفاقی نیفتد، همایش به یک مراسم تشریفاتی تبدیل میشود.
وی گفت: همین موضوع درباره رونمایی کتاب نیز صادق است.گاهی دهها کتاب را همزمان رونمایی میکنند، در حالی که هر کتاب میتواند یک رویداد فرهنگی مستقل باشد. مشکل این نیست که مردم کتاب نمیخوانند؛ مشکل آن است که آثار اثرگذار کمتر تولید میشود و ارتباط میان نویسنده، دانشگاه و جامعه ضعیف است.
بازتولید اجتماعی؛ حلقه مفقوده اردبیل
این جامعه شناس بیان کرد: جامعه باید دائماً خود را بازتولید کند.اگر این اتفاق نیفتد، سرمایه اجتماعی کاهش پیدا میکند، وجدان عمومی تضعیف میشود، ارزشهایی مانند امانتداری و احترام به همسایه کمرنگ میشود و کنترل اجتماعی نیز از بین میرود.در گذشته، برخی مسائل در جامعه تابو بود و محلهها خود نقش نظارتی داشتند، اما امروز این کنترل اجتماعی بسیار ضعیف شده است.به همین دلیل، خانواده نیز تحت فشار قرار گرفته و حتی نقش تربیتی والدین با مفاهیمی مانند والدین کنترلگر مورد تردید قرار میگیرد.
زینالی اناری تصریح کرد: اگر جامعه نتواند ارزشهای خود را بازتولید کند، نسل جوان نیز در معرض انواع جریانها و الگوهای بیرونی قرار خواهد گرفت.به اعتقاد من، مسئله اصلی اردبیل نه کمبود بودجه است و نه کمبود برنامه؛ بلکه فقدان نظریه، پارادایم توسعه و بازتولید اجتماعی است.
به گفته او تا زمانی که دانشگاه، رسانه، نخبگان، دستگاههای فرهنگی و مدیران اجرایی بر اساس یک نظریه مشترک عمل نکنند، برنامهها بیشتر جنبه نمایشی خواهند داشت و سرمایه اجتماعی همچنان تضعیف خواهد شد.
زینالی اناری در پایان یادآور شد: اردبیل نیازمند نوزایی است؛ نوزاییای که از دل اندیشه، گفتوگو، دانشگاه، بازسازی محله، تقویت جماعت و تعریف یک پارادایم روشن برای توسعه استان شکل بگیرد.
ارسال نظر