سرخط خبرها
  • هشدار پلیس تهران بزرگ به «کودک‌بلاگرها»
  • سپاه: آمریکا باید شرایط ایران را برای بازگشایی تنگه هرمز‌ بپذیرد
  • آخرین وضعیت پرونده‌های ساعدی‌نیا و مدرسه میناب/ آقای خرازی به دادگاه ویژه روحانیت احضار شد
  • اصلاحیه آیین نامه اجرایی ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو ابلاغ شد
  • سینماها در دومین هفته‌ مرداد ۴۴ میلیارد تومان فروختند/ «زنده‌شور» و «استخر» در صدر
  • ایران میزبان مسابقات فوتبال و فوتسال مدارس آسیا شد
  • رئیس رسانه ملی: تعریف خبرنگار شامل همه عوامل جلو و پشت دوربین می‌شود
  • پیکر سردار توحیدی فرمانده پیشین پشتیبانی وزارت دفاع در جهرم آرام گرفت
  • پزشکیان: مواضع جمهوری اسلامی ایران در قبال آمریکا تغییر نکرده است
  • پزشکیان: مهم‌ترین دغدغه دولت چهاردهم حل مشکل معیشت مردم است
  • نماینده مجلس: مراکز غیرمجاز استخراج رمزارز با برق یارانه‌ای سودهای کلان به جیب می‌زنند
  • آغاز ثبت‌نام‌ آزمون کارشناسی ارشد علوم پزشکی از امروز شنبه
  • احداث ۲۴۵۰ مگاوات نیروگاه حرارتی جدید در یک‌سال
  • صدور هشدار نارنجی تشدید فعالیت سامانه بارشی
  • کشف جسد مجهول‌الهویه در محدوده ماهدشت
  • اهواز: ۲۰ نفر از ساکنان مجتمع مسکونی در آتش‌سوزی نجات یافتند
  • قالیباف: خبرنگاران رزمندگانی هستند که سنگرشان آگاهی و سلاحشان حقیقت است
  • خیز وزارت ورزش برای ساماندهی کانون‌های هواداری لیگ برتر
  • توزیع کالاهای اساسی ۳ برابر تقاضاست/کالاهای اساسی به وفور در بازار موجود است
  • اتحادیه مشاوران املاک: برخی مالکان ترجیح می‌دهند خانه را خالی نگه دارند تا با نرخ مصوب اجاره دهند

رمان «می‌روم به کنسرت برسم» اثر جدید شمس لنگرودی در آستانه انتشار

جدیدترین رمان محمد شمس لنگرودی، شاعر و نویسنده برجسته، با عنوان «می‌روم به کنسرت برسم» به زودی توسط نشر افق منتشر خواهد شد؛ اثری که مخاطب را به سفری درونی و رازآلود در دل انزوا و خودکاوی شخصیت اصلی داستان می‌برد.

بزرگداشت محمد شمس لنگرودی
به گزارش خبرگزاری موج

​، نشر افق با اعلام این خبر درباره این رمان آورده است: در «می‌روم به کنسرت برسم»، جدیدترین اثر شمس لنگرودی ، شاعر، نویسنده، محقق و سخنور شهیر ایران، خواننده با جهان ذهنی نویسنده‌ای مواجه می‌شود که در دل انزوا، به دنبال معنای زندگی، رهایی، و درکی نو از مرگ و هستی است.

شمس لنگرودی در جدیدترین رمانِ خود، خواننده را به هزارتویی از درونیاتِ راوی، حدس و گمان، تاریکیِ انزوا، ترس، بی‌آیندگی، و حجمِ بی‌پایانی از راز و رمز می‌برد. در دل یک انباری تاریک، خاک‌گرفته و شلوغ، از میان صداها و بوها و خاطرات کودکی، روایت شکل می‌گیرد و پازلی آرام‌آرام در ذهن خواننده کامل می‌شود، آن هم با پایانی تکان‌دهنده.

در دل مونولوگ‌هایی نرم و تاریک، در لابه‌لای تصویرهایی پر از صدا و بو، رازی باورنکردنی نفس می‌کشد. مرادخان، راوی گوشه‌گیر داستان، در زیرزمین خانه پنهان شده، او از آدم‌ها، نور و حتی از صدای زندگی فاصله گرفته؛ نه فقط به‌خاطر ترس از مرگ، که انگار ترس از داوری، از یادآوری.

پیش‌تر رمان «آن‌ها که به خانه من آمدند» از شمس لنگرودی در این نشر منتشر شده بود.

دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط خبرگزاری موج در وب منتشر خواهد شد.

پیام هایی که حاوی تهمت و افترا باشد منتشر نخواهد شد.

پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیرمرتبط باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه