موج
کدخبر : ۳۷۴۲۴۶ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-374246

مجید پرکار در گفتگو با خبرگزاری موج:

مجید پرکار در مورد نحوه شکل گیری مجموعه «منم دوستت دارم» و خلاء برنامه های نمایشی سلامت محور و برنامه جدید «وجدان درد» توضیحاتی ارائه کرد؛ منم دوستت دارم که با بازی امیرحسین صدیق و نگار عابدی در ایام نوروز از شبکه سلامت پخش شد، تلاش شده بود تا به مساله عادت ماهیانه زنان و مشکلات ایشان در این مدت پرداخته شود که از این سکانس با عناوین «جنجالی» و «بی سابقه» یاد شد.

به خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری موج، چندی پیش سکانسی از یک سریال که از شبکه سلامت پخش می شد، مورد توجه عموم قرار گرفته و دست به دست شد. عده ای آن را تابو شکنی نامیدند و عده ای دیگر هم آن را پرداختن هرچند دیر هنگام اما مناسب تلویزیون به برخی از مسائل روزمره زندگی زناشوئی قلمداد کردند. داستان از این قرار بود که در قسمتی از سریال «منم دوستت دارم» که با بازی امیرحسین صدیق و نگار عابدی در ایام نوروز از شبکه سلامت پخش شد، تلاش شده بود تا به مساله عادت ماهیانه زنان و مشکلات ایشان در این مدت پرداخته شود که از این سکانس با عناوین «جنجالی» و «بی سابقه» یاد شد.

بر همین اساس، گفتگویی با مجید پرکار کارگردان نمایشی «منم دوستت دارم» انجام داده ایم که در ادامه می خوانید.

لطفا بفرمائید ایده این سریال از کجا شکل گرفت و اصولا هدف از ساخت آن چیست؟

پس از آنکه سفارش شبکه سلامت و دکتر قاسمی مدیر این شبکه تولید یک مجموعه نمایشی که به موضوع سلامت روان و به طور خاص در حوزه روابط زناشویی و خانواده بپردازد مطرح شد، یک تیم پژوهشی شکل گرفت و تحقیقات این برنامه شروع شد. سعی کردیم که کار را در قالب چالش هایی ببریم که بسیار بدیهی و بسیار گفته شده و شاید دیده شده باشند؛ اما نادیده گرفتنشان می تواند بحران هایی را در بستر روابط خانوادگی بوجود بیاورد. در ادامه پژوهش ها موضوعاتی استخراج شد. آقای دکتر پورحسین هم به جمع ما اضافه شدند که جلسات مشورتی خیلی خوبی را با ایشان داشتیم.

مجید پرکار

بعد از این مرحله، گروه نویسندگان شکل گرفت که در نهایت موضوعات در سه سطحِ روابط بین زن و شوهر، روابط با و بین فرزندان پسر و دختر (که طبقه نوجوانان را در بر می گیرد) و موضوع احترام و روابط با نسل بالاتر دسته بندی شدند و همانطور که می دانید مسعود فروتن در نقش پدربزرگ این خانواده ایفای نقش می کرد. به طور کلی از نود قسمت این برنامه، حدود چهل  قسمت به زن و شوهرها، سی قسمت آن به فرزندان و بیست قسمتش به میانسالان و پدربزرگ و مادربزرگ ها اختصاص داشت.

آیا شما در شکل گیری فیلمنامه نقش داشته اید و یا اینکه با یک فیلمنامه آماده مواجه بوده و مشغول به ساخت آن شده اید؟

من سرپرستی گروه نویسندگان را به عهده داشتم و حدود سه تا چهار ماه پروسه فیلمنامه نویسی مان طول کشید. شاید باور نکنید که برخی از این قسمت های کوتاه  تا هشت بار هم بازنویسی شد در حالیکه یک متن سه تا چهار صفحه ای بودند. اما همه آنها را از زوایای مختلف بررسی می کردیم. به توصیه آقای پورحسین تمام سعی خود را کردیم که به بهانه یک کار نمایشی که چاشنی طنز هم داشت، ارزشها را زیر سوال نبریم و مثلا پدر یا پدر بزرگ را در مقابل فرزندان و نوه ها خراب نکنیم. در واقع تلاش کردیم که ارزشها حفظ شود و بر اهمیت و جایگاه بنیان خانواده تاکید شود. دقت کردیم که اعضای خانواده در گفتگوهایشان مراقب این موضوع باشند حتی در زمانی که به جر و بحث کشیده می شود، در حضور فرزندانشان نباشند. بنابراین در ابتدای این ماجرا، ما نشان دادیم که این خانواده قوانینی برای خود وضع می کنند؛ مثلا اینکه با هم بلند صحبت نکنند، از بچه ها بازجویی نکنند بلکه سوال بپرسند و ....

یکی از مواردی که آقای دکتر پورحسین به آن اشاره می کرد این بود که سوال از فرزندان توبیخی و بازجویانه نباشد بلکه استفهامی باشد. مثلا در مقابل تاخیر فرزندان، به جای آنکه پرسیده شود چرا دیر آمدی؟ مگر نمی دانی .... از منظر روانشناسی باید پرسید پسرم فکر نمی کنی که بادیر آمدنت ما نگرانت می شویم؟ و این «فکر نمی کنی» و پرسش هایی به این شکل ضمن اینکه خواسته ما را بیان می کند، امکان پاسخ دهی به فرزند را هم می دهد و همین به موضوع «تربیت» کمک می کند. ایشان تاکید می کردند که در سرزنش هیچ تربیتی وجود ندارد. در موردی دیگر، ایشان به سخت بودن ابراز احساسات به همسر برای برخی از مردان اشاره می کردند و  می گفتند در این موارد اگر کسی نمی تواند به راحتی بگوید که همسرش را دوست دارد، اما می تواند از کاری که او می کند به خوبی تعریف کند که همین می تواند به بهبود روابط زوج کمک کند.

بنابراین ما به مسائلی از این دست بسیار توجه می کردیم و در قسمت های مختلف از این سخن می گفتیم که کرامت مادر حفظ شود، تقسیم وظایف در خانواده به خوبی انجام شود و یا اگر به بچه ها می خواهیم بگوییم که تبلت و موبایلشان را کنار بگذارند، بهتر است در همان فضای خانه بازی های میدانی را طرح ریزی کنیم و ....

در واقع این نود قسمت، نود تیر به سمت ذهن مخاطب بود که حول محور فرهنگی، تربیتی و اجتماعی خانواده و برپایه های روانشناسی و اصول سبک زندگی اسلامی و ایرانی به رشته تحریر در آمد و ما با متنی آماده سر ضبط رفتیم.

در پاسخ به واکنش هایی که به آن سکانس مشهور رخ داد، از همراهی مدیران سازمان سخن گفتید، آیا ممکن است که کمی در مورد این همراهی و بستر سازی توضیح دهید؟

ما آقای دکتر پورحسین را به عنوان یک مشاور تمام قد داشتیم که بیش از چارچوب یک همکاری وقت گذاشتند و حمایت کردند چرا که تک تک موضوعات برایشان اهمیت داشت و سعی می کنند در حوزه های مختلف روی آن کار کنند و حتی می گفتند که حضرت آقا در مبحث «چرا گویی بچه ها» نظر دارند و معتقدند که باید این پرسشگری را یاد بگیرند.

به دلیل موضوعاتی همچون فرزندآوری یا چگونگی ابراز علاقه و مهربان بودن با همسر و ...  که در این سریال مد نظر بود، من سوالاتی داشتم که هر موقع که از ایده تا اجرا نیاز داشتیم، با دکتر قاسمی مدیر شبکه می توانستیم جلسه ای برگزار کنیم.

جدای از کمک های حمایتی مدیر شبکه، مدیر پخش شبکه هم در بسیاری از ملاحظاتی که معمولا در پخش وجود دارد و نکاتی که در بازبینی ها معمولا با سختی از آنها عبور می شود، نگاه آموزشی و روانشناختی در حوزه سلامت را لحاظ کردند و اجازه دادند که ما با رعایت ادب و آداب، برخی از مسائل را تاحدی باز کنیم و حرف هایمان را بیان کنیم.

آیا موضوعات دیگری که شاید به نوعی تابو انگاشته شوند در این سریال داشتید؟

بله ما قسمتی را داشتیم که به ابراز عواطف می پرداخت؛ و یا بخش دیگری که به توجه به ظاهر پرداخت و اینکه به دلیل مشغله زیاد، زن یا مرد در خانه به بهداشت فردی خودشان توجه نمی کنند و مثلا بدنشان بوی بدی می دهد اما همسرشان نمی تواند این مسئله را گوشزد کند. یا در بخشی به این موضوع پرداخته ایم که در خیلی از موارد، مردان درگیر این هستند که زنشان شاغل است و نمی توانند این مسئله را مدیریت کنند. یا در رابطه با بلوغ فرزندان و اینکه در بین والدین اتفاق نظر وجود ندارد یا اینکه چقدر می توان با فرزندان، باز صحبت کرد و به آنها آموزش داد؛ یا احساس پیری که در تولدها و در بحران های چهل سالگی داریم؛ از مواردی است که در این مجموعه به آن پرداخته ایم و باز هم چالش هایی پیش رو داشتیم که خدا را شکر پخش شد و در تلویبیون هم موجود است.

موضع مراجع و قشر مومن جامعه در مقابل این سکانس سریال و این همه سرو صدای به پاخواسته تا کنون چه بوده؟ آیا وضعیت کاریتان همان است که بود و یا اینکه توجه و یا احیانا ممیزی ها بیشتر شده است؟

ما قسمتی را داشتیم که می توانست با حساسیت های بوجود آمده چالش برانگیز باشد که به موضوع سوالات کودکان و باز صحبت کردن با آنها و آموزش آنها می پرداخت. مثلا سوالات فرزندان در مورد نحوه بچه دار شدن و اینکه بچه ها چگونه به دنیا می ایند. که خدا را شکر این قسمت در گفتگویی میان کودکان و پدربزرگشان با رعایت شان رسانه ملی و آداب، به روی آنتن رفت و بدون مشکل پخش شد.

مجید پرکار و امیرحسین صدیق

لطفا در مورد این هم بگوئید که به نظر شما چرا مسئله ای که در طبیعت انسانها است و اصولا افراد بالغ به طور طبیعی باید با آن آشنا باشند تا این حد مغفول بوده و اشاره به آن در یک سریال تا این حد مورد توجه واقع شده است؟ و شما برای پرداختن به آن چه نگرانی ها و موانعی داشتید؟

واقعیت این است که رسانه ملی و بویژه تلویزیون در بخش های کارشناسی برنامه های گفتگو محوری همچون به خانه برمی گردیم یا برنامه هایی با موضوع سلامت در شبکه سلامت و یا سایر شبکه ها، بارها و بارها به موضوعاتی همچون عادت ماهیانه و خیلی از موضوعات دیگر مربوط به بهداشت زنان و مردان پرداخته است. اما همانطور که می دانید وقتی به حوزه اثر بخشی رسانه نگاه می کنیم و از برنامه های گفتگو محور و پرداخت مستقیم به موضوع عبور می کنیم و به کارهای نمایشی می رسیم؛ جادوی یک اثر نمایشی خود را نشان می دهد که همین اتفاق برای مجموعه «منم دوست دارم» هم رخ داد. این موضوعات خیلی قبل تر در تلویزیون به کرات مطرح شده بود اما در حوزه نمایشی اولین بار بود که همین هم باعث شد تا این موضوع بچرخد و مورد توجه قرار بگیرد و دیده شود.

به نظرم این نتیجه کمبودهایی است که ما در آثار نمایشی سلامت محور داریم و خلاء مجموعه های نمایشی آگاهی بخش در مورد متابولیسم بدن، سلامتی و موضوعاتی از این دست به چشم می آید که باید با درایت، نظارت و حفظ شانیت رسانه ملی مطرح شوند. اما بسیاری از این موارد و حتی بازتر از آن در تلویزیون و مطرح می شود اما چون در طبقه برنامه های گفتگو محور و ترکیبی است خیلی در مرکز توجه مخاطبان قرار نگرفته بوده است.

از سوی دیگر آموزش در کشور ما در خانواده و مدارس وجود دارد اما بخشی از آموزش در خانواده به صورت سنتی رخ می دهد و باید پرسید که چقدر خانواده ها نسبت به شیوه صحیح آموزش مسائل بلوغ به فرزندان دختر و پسرشان آگاه هستند و چگونه آنها را در زمانی که تغییرات زیادی در وجودشان رخ می دهد با آنها گفتگو می کنند. بسیاری از دختران سرزمین ما در این مقطع از زندگیشان به مادران عزیزشان پناه می برند اما خیلی وقت ها می بینیم که این آگاهی و مطلع کردن فرد توسط خانواده جامع و کامل اتفاق نمی افتد.

از طرف دیگر هم باید مراقب قبح اجتماعی باشیم و هم با مواردی مواجه می شویم که مثلا می بینیم مخاطبی در بازخورد به چنین برنامه ای اظهار می دارد که من به دلیل اینکه همسرم نه تنها درکی از بهداشت من نداشت بلکه مرا بابت مسئله طبیعی فیزیولوژیکم شماتت می کرد، از او جدا شدم! این تخریب ها و احساس بدی که چنین مردی به همسرش می دهد در شرایطی که آن زن به توجه همراهی بیشتر نیاز دارد تصور کنید.

حتی ما هنگام نگارش متن این سریال با برخورد برخی از همکارانمان مواجه می شدیم که معتقد بودند ما مسئله را بیش از حد برجسته می کنیم اما واقعیت این است که ما با این کمبودها به طور جدی مواجه هستیم.

به نظر می رسد اینکه در جاهایی بتوانیم شان و ادب رسانه را حفظ کنیم و در عین حال برخی از مسائل را شفاف بگوئیم به واسطه برخی ناآگاهی ها تبدیل به این اتهام شده که در صدد از بین بردن قبح برخی مسائل هستیم. در حالی که بنده با مشاور روانشناسی پروژه آقای پورحسین که در مورد گفتگوی یک پدر با پسرش در مورد دوران بلوغ صحبت می کردم ایشان تاکید داشتند که در این اتفاق پدر باید شرم را کنار بگذارد و خیلی واضح و بدون آکسان گذاری یا مِن مِن کردن درست همانطور که یک پزشک با بیمارش سخن می گوید، با فرزندش سخن بگوید.

این سریال چند قسمت است؟ فصل بعدی هم دارد؟ کار دیگری هم در دست دارید؟اگر ممکن است به آن هم اشاره کوتاهی داشته باشید.

مجموعه منم دوستت دارم نود قسمت بود که پخش اول آن به فصل بعدی ندارد و یا دست کم تصمیمی در باره آن گرفته نشده است. فصل جدید «وجدان درد» مجموعه جدیدی است که به مناسبت رمضان تولید کرده ایم و کماکان کار تولید آن ادامه دارد. این مجموعه از بخش های کوتاهی تشکیل شده است که روایتی است از آدمهایی که به خاطر کارهای خوبی که کرده اند تلنگرهایی می خورند و بواسطه خیر و شر به دادگاهی در ذهنشان می روند و برخی از رفتارهایشان به چالش کشیده می شود. مثلا فردی به این دادگاه دعوت می شود و از او می پرسند که چرا اینقدر نا امید است؟ یا از فرد دیگری سوال می شود که چرا اینقدر در ابراز عواطف خسیس است! یا از دیگری می پرسیم که چرا رویائی ندارد یا آن دیگری باید بگوید که چرا از نخبگی و اطلاعاتش استفاده بهینه نمی کند.

این مجموعه یک فضای منتالی دارد و آن دادگاه پنج دقیقه ای مانند یک لحظه است که آن فرد یا تلنگری می خورد و نکاتی از این دادگاه در ذهنش می ماند و زندگیش تغییر می کند یا اینکه بدون هیچ تغییری به زندگیش ادامه می دهد.

شاید یکی از اولین مجموعه ای است که لزومی ندارد که حتما خیر برنده شود و حتما آن فرد متحول شود. شاید در بیش از نیمی از این سریال با این مواجه می شویم که شیطان و نیروی شر پیروز می شود و آن فرد در ناآگاهی ادامه می دهد. در بسیاری از قست ها این چالش بین خیر و شر وجود دارد.

این مجموعه به تهیه کنندگی مهران رسام تولید می شود. باز هم گروه نویسندگان داریم .بهنوش بختیاری، شهرام عبدلی، سامان گوران، بهراد خرازی و وحید اسمی خانی بازیگران اصلی ما هستند و در هر قسمت از مهمان های مختلف دعوت می شود و بازیگرانی مثل مجید شهریاری، مهدی امینی خواه، محمدجواد جعفرپور، رابعه اسکویی، کیانوش گرامی و ... در این مجموعه حضور دارند که سعی کردیم ترکیبی از بازیگران شناخته شده و هنرمندان کمتر شناخته شده عرصه تئاتر را شکل می دهند.

این مجموعه از روز اول ماه رمضان از شبکه سلامت به روی آنتن رفته است.

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

آرشیو

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها