موج
کدخبر : ۳۲۹۴۱۳ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-329413

تیام یابنده در گفتگو با خبرگزاری موج:

یک فیلمساز و مدرس سینما معتقد است که سینمای اکسپریمنتال از گونه های پایه این هنر است و برای توجه بیشتر به آن باید انجمنی در خانه سینما برایش تاسیس شود.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری موج، در دورانی که به دلیل شیوع بیماری کرونا اکثر تولیدات سینمایی تعطیل شده اند، فرصتی برای مستند سازان یا فیلم کوتاه سازانی که به تنهایی یا با کمترین تعداد و تجهیزات اقدام به ساخت اثر می کنند بوجود آمده تا آثار جدیدی را در این حال و هوا تولید کنند. اما شاید یکی از اقشاری که از این فرصت بتوانند بهره کافی ببرند و محدودیت های ایجاد شده آنها را بر سر ذوق آورد، فیلمسازان تجربی یا اکسپریمنتال باشند. گونه ای از سینما که در ایران کمتر شناخته شده و به جز جشنواره فیلم کوتاه تهران در جای دیگری به طور جدی سخنی از آن به میان نمی آید. البته یکی از مشکلات حال حاضر هم ارائه یک تعریف دقیق و تفاهم بر سر آن در مورد این گونه سینمایی است. گرچه ما در سینمای ایران شاهد گروهی هستیم که هنرتجربه خوانده می شود اما آثاری که در این گروه به نمایش در می آیند از تعریف اصلی سینمای اکسپریمنتال فاصله جدی و ماهوی دارند.

بر همین اساس با تیام یابنده، فیلمساز و مدرس سینما که یکی از مدرسین سینمای اکسپریمنتال کشور است به بررسی این موضوع پرداختیم که مشروح این گفتگو را در ادامه می خوانید: 

اهمیت سینمای اکسپریمنتال (تجربی) چیست و چه مشکلی از سینمای ما را می تواند حل کند؟

به نظر من برای بیان اهمیت این نوع سینما، یک تعریف کوتاه از آن لازم است و باید بدانیم که جایگاه این گونه کجا است؟ به هر حال ما برای اینکه سینما را درست و کامل بشناسیم باید با همه اجزای آن آشنا باشیم که این سبک و رشته هم یکی از بخش های بدنه و اتفاقا از اجزا و عناصر ریشه ای آن است.

وی افزود: اگر بخواهم خلاصه بگویم ریشه سینمای اکسپریمنتال به دهه 20 بر می گردد که به رغم همه اتفاقاتی که در جنگ جهانی اول افتاده بود و حتی روشنفکرها از هنر دلسرد شده بودند، چهار گروه از مکاتب ایدئولوژیک و فرهنگی مختلف مثل کنستراکتیویست های روسی، فوتوریست های ایتالیایی، سورئالیست ها و دادائیست ها در زوریخ گردهم آمدند و در تحلیل هایی که در مورد هنر داشتند گفتند که در عرصه سینما آثاری تولید شده اند که خروجی آن یک هنر است و هنری است که به تصویر وابسته است.

آنها معتقد بودند که هر هنری باید باید براساس گرامر و عناصر خودش باشد و گرامر این هنر هم چیزی جز تصویر نیست. اینجا بود که تعریف تصویر سینمایی بوجود آمد که در سینمای بدنه تبدیل به سینمای داستانی و ... تبدیل شد. در ابتدا سینمای آوانگارد بوجود آمد بعد سینمای اکسپریمنتال و بعدتر سینمای زیر زمینی شکل گرفت و نام های مختلفی به خود دید و تاثیرات زیادی در فرم و محتوا از خودش بر جا گذاشت.

در سینمای اکسپریمنتال، تجربه متعلق نفر اول است و بعد از او مابقی افراد از این تجربه بهره می برند به عنوان مثال وقتی در 1950 بروس کانر فیلمساز آمریکایی اقدام به جمع آوری فیلم های آرشیوی کرد و در دهه 90 پروژه جادوگرِ بلر (به انگلیسی: The Blair Witch Project) با همان فرم ساخته می شود می بینیم که کار اول اکسپریمنتال محسوب می شود اما اثر بعدی استفاده ای است که از آن روش به عنوان یک فرم در زیرژانر وحشت که با استفاده از تصاویر آرشیوی تولید می شود و در حال حاضر زیرساخت سینمای وحشت شده است و حتی در اکشن و تریلر هم استفاده می شود.

اطلاع از تاریخچه و تعریف صحیح سینمای اکسپریمنتال می تواند به ما در شناخت و استفاده بهینه از ژانر و فرم کمک کند.

در مدرسه و دانشگاه این گونه سینما را آموزش نمی دهند!

آیا ریشه آموزش این نوع هنر در آموزش های مدرسه ای است یا دانشگاهی؟

به نظر من این نوع سینما کاملا ریشه در آموزش چه مدرسه ای و چه دانشگاهی دارد. من به عنوان فردی که در دو مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد تحصیلات آکادمیک خود را پی گرفته ام باید بگویم که نه در مدرسه و نه دانشگاه حتی یک واحد مرتبط با این نوع سینما وجود ندارد. تنها در برخی از آموزشگاه ها مانند انجمن سینمای جوانان ایران که خودم هم به عنوان مدرس با آنها همکاری دارم در مباحث آموزشی و جشنواره شان این مقوله را گنجانده اند و به رغم اهمیت آن توجهی به آن نمی شود.

کاش دست کم در سرفصل های بیان تاریخ سینما در دانشگاه ها تاریخ سینمای اکسپریمنتال را هم بگنجانند که خیلی واجب است و ما از این ناحیه خیلی ضربه می خوریم.

آیا جایگاه این سینما در فیلم کوتاه است یا می تواند در عرصه بلند هم ظهور و بروز داشته باشد؟

من معتقد نیستم که با برداشتن دوربین و گرفتن چند پلان فیلم کوتاه -تجربه ساخته ایم؛ گرچه در خیلی از مواقع چنین اتفاقی ممکن است رخ بدهد که تجربه ای حاصل شود ولی تجربه کردن با سینمای تجربی یا اکسپریمنتال بسیار متفاوت است. پس برای من فیلم کوتاه، سینمای کوتاه و فیلم بلند، سینمای بلند است که معیارهای خودشان را در فیلمنامه، کارگردانی و روایت دارند. اما سینمای تجربی برای کسانی که می خواهند فیلم بلند بسازند فضای بسیار خوبی است تا خود را محک بزنند و ببینند که آیا می توانند گام بهتری بردارند.

جای تقویت سینمای اکسپریمنتال در فیلم کوتاه است و همانطور که گفتم در جشنواره فیلم کوتاه تهران که توسط انجمن سینمای جوانان ایران برگزار می شود به آن جایزه می دهند و حتی در جشن خانه سینما به چنین آثاری جایزه ای نمی دهند. در حالی که این اشتباه است و به نظر من باید زمینه ای در خانه سینما هم بوجود بیاید و همانطور که آثار داستانی، مستند و انیمیشن برای خود اتقای دارند، سینمای اکسپریمنتال هم می تواند واحد مختص به خود را داشته باشد که خلا چنین تشکیلاتی یک معضل واقعی است.

به جد این نوع سینما در فیلم کوتاه و حتی بلند می تواند حضور و بروز داشته باشد همانطور که در دنیا شاهدش هستیم و به عنوان مثال فیلم هایی مانند آبی (Blue) اثر دریک ژارمن که با یک تصویر آبی به تنهایی می تواند تاثیر صدا را به ما نشان دهد و تاثیر گذار هم باشد یا آقای گای مدین (Guy Maddin) کانادایی را می توانم نام ببرم که سینمای اکسپریمنتال را در سینمای بلند دنبال می کند.

آیا سینمای ما که به شدت محتوا اندیش است نیازی به سینمای اکسپریمنتال دارد؟

سینمای اکسپریمنتال سینمای مولف است در همان زمینه ساختار هنر سینما که مبحث اصلی اش تصویر است و اینها در تاریخ سینما به فرم هایی تبدیل می شوند که در سینمای بدنه می توانند خیلی مفید باشند و محتوا کاملا در راستای آن قرار می گیرد. مثل اینکه خانم مایا درن در سال 1943 فیلمی به نام کابوس های نیمه شب می سازد و 50 سال بعد کریستوفر نولان بر همان اساس فیلم ممنتو (Memento) را می سازد که بر پایه حافظه کوتاه مدت است و می بینیم بازی با زمان در راستای یک فرمی که در راستای محتوا است چه شکل زیبایی شناسی خوبی برای خودش تعریف کند.

این مسئله نه تنها به محتوا ضربه نمی زند بلکه در راستای انتقال محتوا قرار می گیرد.

اکسپریمنتال هزینه بر نیست

آیا با توجه به شرایط امروز سینمای دنیا تجربه کردن در سینما پر هزینه نیست و آیا همین آنرا قشری و طبقاتی نخواهد کرد؟

در مورد سینمای اکسپریمنتال می توانم بگویم که ماجرا کاملا برعکس است چرا که کاری کاملا شخصی است. در واقع چون این نوع سینما تجربه کردن در گرامر سینما است، روش تولید فیلم از خروجی و بازگشت مالی اش مهمتر است. غالبا در این نوع به دنبال یافتن روشهای خلاقه و ایده های نو هستیم و نه هزینه کردن برای انجام یک کاری.

البته ممکن است که یک کارِ اکسپریمنتال باشد که بسیار پرهزینه باشد اما این منافاتی با اصل ماجرا ندارد. ما وقتی تاریخ سینمای اکسپرمنتال را می بینیم با خلاقیت بیشتر پیش رفته تا با هزینه و به همین دلیل سینمای بسیار کم هزینه ای است و روی ایده و خلاقیت فردی پیش می رود. به هیچ وجه قشری و طبقاتی نیست اما نکته جالب توجهش این است که افرادی که دست به تولید در این عرصه می زنند افرادی بسیار چند بعدی هستند و مثلا با افرادی روبرو می شویم که همزمان معمار، موسیقی دان و خبرنگار یا نقاش، تصویرگر و نویسنده هستند.

شاید ترکیب همه این مهارت ها به خلاقیت این افراد کمک می کند و شاید تنها هزینه این نوع سینما، زمانی است که بر سر آگاهی گذاشته می شود. تا بتوانیم روایتی را با تصویر داشته باشیم که تا کنون وجود نداشته باشد

اگر در سینمای داستانی در هر صحنه برای مخاطب احساستان را دکوپاژ می کنید، در سینمای اکسپریمنتال برای این حس باید یک زبان بصری کشف کنید و این خلاقیت می خواهد نه هزینه.

آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها