موج
کدخبر : ۳۲۵۲۲۷ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-325227

شب صحبت در حالی به نقد و بررسی پایتخت 6 پرداخت که آنچه دیده شد تنها دفاعی یک جانبه از این سریال بحث برانگیز بود.

سرویس فرهنگی خبرگزاری موج، محمدصالح حجت الاسلامی: در حالی که فصل ششم سریال پایتخت ، انتقادات بسیاری را در سطح جامعه برانگیخته بود، تا حدی که به واسطه سکانس های پایانی قسمت پانزدهم این فصل (که قسمت پایانی آن نبود) رییس رسانه ملی (در یک نامه ای که رسما تایید نشده) خواستار رسیدگی به آنچه در این سریال رخ داده شد و حتی مسئله نفوذ ستون پنجم فرهنگی دشمن را هم ممکن دانست. اما  شب گذشته، برنامه شب صحبت شبکه یک سیما با حضور سیروس مقدم کارگردان پرسابقه پایتخت1 تا 6 و مهدی فرجی مدیر سابق شبکه یک و مشاور این سریال، محمود گبرلو به عنوان مجری-کارشناس و کیوان امجدیان و پژمان کریمی، دو منتقد با سبقه فعالیت در رسانه های اصولگرا با ادعای نقد و بررسی فصل ششم پایتخت به روی آنتن رفت؛ برنامه ای که البته قسمت دومی هم دارد و آن هم همانند سریال تا این لحظه نا تمام است و البته همانند پایتخت با انتقادات فراوانی هم روبرو شده است.

بخش اول این برنامه که به نظر بسیار سفارشی می نمود و تقریبا هیچ اثری از نقدهای جدی در آن دیده نمی شد و اگر هم اندک جهتی به این سمت می گرفت، در ترکیبی چهار به یک سرکوب می شد، به طرح رقیق اندکی از انتقادات محتوایی و ساختاری به سریال پایتخت سپری شد که البته سیروس مقدم در غیاب محسن تنابنده و آرش عباسی به عنوان تیم نویسندگی سعی در پاسخ دادن به آنها کرد. تلاشی که در بسیاری از موارد هم در دل همین جمع و با مداخله طرفدارانه مجری، موفق هم بود تا جایی که در جایی به رغم رد ادعای ادای دین به فیلم های پیش از انقلاب و اصرار بر شوخی با آنها، پژمان کریمی که معمولا حضور تندتری در قاب تلویزیون دارد، حتی ادای دین به فیلمفارسی ها را مجاز دانست البته مشروط بر آنکه به درستی رخ دهد!

این بخش از این برنامه نقد و بررسی سریال، آنقدر مِلو پیش رفت و همه چیز را در حد شوخی پایین آورد که صدای محمدحسین رنجبران، مدیرکل روابط عمومی سازمان صدا و سیما که خود از برنامه سازان چالشی سازمان است، را هم درآورد و به رغم دفاع تمام قدی که در طول نوروز از این سریال می کرد، در توئیتی بر خلاف جهت برنامه شب صحبت که برای تایید سریال به گزارش های مردمی استناد می کرد، اعلام کرد در کمتر از یک هفته رضایتمندی مردم از یک اثر بومی خانواده محور در کمترین حد نصاب خود قرار گرفته است و کاش این ماجراجویی در شبیه سازی ولو به شوخی انجام نمی شد.

حال باید دید در حالی که مدیران ارشد رسانه ملی نسبت به محتوای سریال پایتخت ناراضی ومنتقد هستند (گرچه مجوز تولید و پخشش را صادر کرده و از اقبال عمومی اش در جذب مخاطب هم مفتخرند) چگونه می خواهند در قبال منتقدین نقد های اجتماعی واخلاقیِ دلسوزانه و دغدغه‌مند رفتار کنند در حالی که در یک برنامه تولیدی (و نه زنده) این منتقدان به ضد انقلاب نسبت داده شده اند!

نکته ای ما هم می دانیم

قطعا ما هم می دانیم که شوخی با آثار سیاست، فرهنگ و هنر در قالب آثار طنز رایج است اما هنوز برایمان این سوال باقی است که در حالی که در بحبوحه مشکلات پیش آمده در اواخر سال 98 و بویژه در ایام برگزاری جشنواره فیلم فجر نام بازیگری که نه تنها در آثار مبتذل پیش از انقلاب حضور داشته و بعد از آن هم در برخی آثار به شدت موهن و ضد انقلابی ایفای نقش کرده، بر زبان برخی جاری شده و تلاشی برای بازگرداندنش به کشور آغاز شد، از میان همه آثار پیش از انقلاب باید با بدنام ترینشان که از حضور او بهره می برد شوخی شود؟

و یا اینکه آیا شوخی با نهاد خانواده و الزامات استواری آن در کشوری که این مهم از ارکان هویتی و فرهنگی اش محسوب می شود تا حد عادی سازی آنچه می تواند انحراف و فروپاشی اخلاقی به حساب آید مجاز است؟

قطعا به دنبال این نیستیم که سیروس مقدم ویا هر کدام دیگر از هنرمندان و تلاشگران در سریال پایتخت که همچ.ن برندی برای رسانه ملی به جذب مخاطب و شاد کردن مردم زحمت بسیار می کشند را آنچنان بیازاریم که با دلخوری از این عرصه رانده شوند اما قطعا با دغدغه و دلسوزی می خواهیم یادآوری کنیم که اگر خود واثرشان موقعیتی استراتژیک و جذاب یافته اند،  به این دلیل بوده که تکیه و تاکیدشان بر ارزشهای اجتماعی بوده و مخاطب با خیالی آسوده به همراه اعضای خانواده در منزل ودر ایامی که همه دور هم بوده اند به تماشای کارشان می نشسته اند و حتی امیدوارانه از پای تلویزیون بر می خواستند نه اینکه این مجموعه به جایی برسد و به سمتی حرکت کند که در ناخودآگاه القا کننده نا امیدی و ا بین رفتن همه ارزشها حتی در یک خانواده معمولی باشند. خانواده ای که هر چه پیشرفتند و شاید حتی موقعیت های بهتری را در پیش روی خود گشودند انگار که همه خلقیات خوبشان تحلیل رفته و بر دوز بدی هایشان اضافه شده است.

واقعا این نمی تواند توجیه جالبی باشد که اگر سه قسمت پایانی فصل پنج هم پخش نمی شد همه این انتقادات وجود داشت؛ بلکه در واقع این جمله پافشاری سازندگان بر این رویه نا مناسب است. رویه ای که بروز بحران به حاشیه می رود و برای مدتی کمار گذاشته شده و حتی به فراموشی سپرده می شود.

در واقع باید به صداقت سیروس مقدم احترام گذاشت و به مدد مروری که خود او بر کاراکتر ها و داستانهای رخ داده در پایتخت بر این نکته صحه گذاشت که اگر برق درآمد تبلیغاتی وکمیت مخاطب تماشاچی سریال چشمان مدیران رسانه ملی را نمی زد و حواس منتقدان اجتماعی را پرت نمی کرد، حتما در همان فصل های یک و دو که مسیر این خانواده تعین می شد و در یک روندی شاید طبیعی به این نقطه می رسید فکری به حالش می شد؛ همانطور که هم اکنون هم برای ایجاد نقطه عطفی مناسب برای انتخاب مسیری سالم تر (و البته نه شعاری و گل درشت و موعظه ای) امیدوار فصل های پایتخت بعدی داشته باشیم تا نه تنها دغدغه های فرمال و هنری دارد و بعضا به فکر انتقادات سیاسی و منبعث از شرایط روز اجتماعی اش است بلکه یک استراتژی صحیح پرورشی با دغدغه کلان حفاظت از کانون گرم خانواده به عنوان مهمترین عنصر هویتی جامعه ایرانی اسلامی ما، در پیش خواهد گرفت.

آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها