سامان احتشامی گفت: به نظر من تا اوایل دهه هشتاد، تنها فضای دیده شدن هنرمندان جشنواره‌‌ موسیقی فجر بود اما از دهه‌ هشتاد به بعد این سوال پیش آمد که برای چه باید در این جشنواره شرکت کنیم؟!

محمدصالح حجت الاسلامی- خبرگزاری موج در یک ظهر زمستانی میزبان سامان احتشامی ، هنرمندی توانا و سرشناس، که از برترین‌های نوازندگی و آهنگسازی این روزهای کشور است بود تا در فضایی صمیمی، طی گپ و گفتی تفصیلی، به مرور مسائلی همچون وضعیت آموزش موسیقی و تاثیر جشنواره های موسیقی فجر و موسیقی ما در فضای هنری کشور بپردازیم. ضمن اینکه در این میان، سوالات متعدد و کوتاه دیگری هم طرح شد که در مجموع،  یک گفت‌وگوی جذاب و در عین حال با محتوا با این نوازنده پیانو، موسیقیدان و آهنگساز ایرانی رقم خورد که در سه بخش تقدیم مخاطبان و علاقمندان خواهد شد.

بخش اول این گفت و گوی تفصیلی هفته گذشته منتشر شد(اینجا) و در ادامه، بخش دوم این گفت‌وگو را با موضوع جشنواره ها می خوانید:

خبرگزاری موج: با توجه به جوایزی که برده اید و افتخاراتی که کسب کرده اید، نظر شما در مورد جشنواره موسیقی فجر چیست؟

سامان احتشامی: من بیست و پنج سال در این جشنواره شرکت کرده ام و فکر کنم کسی که بیش‌ترین حضور را در جشنواره فجر داشته من هستم.

خبرگزاری موج: پس لطفا از تأثیر این جشنواره بر هنرمند، هنر و جامعه بگویید.

سامان احتشامی: به نظر من در دهه‌ شصت تا اوایل دهه هشتاد، تنها فضای دیده شدن هنرمندان جشنواره موسیقی فجر بود اما از دهه‌ هشتاد به بعد این سوال پیش آمد که برای چه باید در این جشنواره شرکت کنیم؟!

خبرگزاری موج: یعنی فلسفه‌ وجودی آن زیر سوال رفت؟

سامان احتشامی:  در واقع پس از حضور در این جشنواره اتفاقی برای ما نمی‌افتد که انگیزه محکمی برای شرکت کردن باشد.

حضور سامان احتشامی در خبرگزاری موج

خبرگزاری موج: چرا اتفاقی نمی‌افتد؟ آیا مسئله در داوری‌ها هست؟

سامان احتشامی: به نظر من اصلاً داوری در موسیقی بد است. داورها من را پنج سال در پیانو، به عنوان نفر اول انتخاب کردند؛ یعنی من عقده این ماجرا را ندارم. ولی برای مثال دارم می‌گویم الان پنج سال است که جشنواره همایون خرم برگزار می‌شود، من نزدیک‌ترین افراد به همایون خرم و خانواده خرم هستم و افتخار زندگیم است که بارها با ایشان کنسرت دادم؛ ولی هیچ‌وقت به عنوان داور در این جشنواره هم حضور نداشته ام. منظورم این است که درحالی که اصلاً اولین کسی که باید داور جشنواره‌ی همایون خرم می‌شد من ‌بودم، اما نپذیرفتم چرا که به هیچ عنوان اعتقادی به داوری در هنر ندارم همانطور که به نمره موسیقی هم اعتقاد ندارم.

خبرگزاری موج: پس با توجه به اینکه شما یک مدرس موسیقی هستید خوب‌ و بد را چگونه تعیین می‌کنید؟

سامان احتشامی:  در واقع اصلاً خوب و بد را تعیین نمی‌کنم! چرا که ممکن است صدای بسیار بدی برای فردی خوشایند باشد. اصلاً اعتقاد ندارم که این خوب یا آن بد است. هیچ چیز بدی توی دنیا وجود ندارد و معتقدم حتماً خیری در هر چیزی که خداوند متعال آفریده وجود دارد.

خبرگزاری موج: با این نگاه که سیاست‌گذاری جشنواره به مشکل خواهد خورد ...

سامان احتشامی: اصلاً نباید باشد.

خبرگزاری موج: جشنواره فجر نباید باشد؟

سامان احتشامی:  نه، اصلاً اسمش نباید جشنواره باشد. این فضا باید تغییر کند. ببینید بگذارید تشریح کنم. پیش از همه باید به این نکته توجه کرد که مثلاً وقتی ده روز به عنوان جشنواره موسیقی فجر نام گذاری می شود و هنرمندان می‌آیند و برنامه اجرا می‌کنند؛ خب، برای این کار چند سالن داریم؟ آیا وقتی شما برای چاپ روزنامه برنامه ریزی می‌کنید، نمی پرسید که ما چند دکه داریم؟ این دو دوتا چهارتا هست دیگر، اما آیا وقتی شما می‌خواهید از هنرمندان دعوت کنید و می‌گویید تشریف بیاورید در جشنواره ما شرکت کنید، این سوال را از خود می پرسید که چند سالن حرفه‌ای اجرای موسیقی مثل تالار وحدت یا فرهنگسرای نیاوران یا با اغماض ارسباران، دارید؟ در حالی که بیشتر سالن‌هایی که این روزها ساخته می‌َشود، برای کنفرانس و جشن و میهمانی و موسیقی پاپ مناسب است و ما سالن‌هایی برای اجرای حرفه‌ای‌ موسیقی سلامت بسیار کم داریم.

خبرگزاری موج: کیفیت سالن میلاد یا برج میلاد چطور است؟

سامان احتشامی: هیچ‌کدام از این‌ها و حتی سالن وزارت کشور، کیفیت مناسبی ندارند و همه برای کنفرانس،سخنرانی، گرفتن جشن و پایکوبی، تقدیر از کسی و امثال اینها ساخته شده است. این سالن ها برای اجرای موسیقی ساخته نشده و صداها دی‌لی دارد، همیشه گروه های موسیقی در این سالن ها مشکل صدا دارند. سالن وزارت کشور سیمانی است و شما بازگشت صدا را بوضوح می شنوید. کوچک‌ترین پیش بینی آکوستیکی موسیقی در این سالن‌ها نیست. درواقع ما خیلی هنرمندیم که در این سالن‌ها می‌توانیم اجرا کنیم.

نداشتن سالن یکی از غم‌های ماست؛ نکته بعدی این که چرا ده روز در سال جشنواره است؟ چرا جشنواره فقط محدود به بهمن است؟ و چرا در  اسفند و فروردین هم نیست؟

خبرگزاری موج: به هرحال این یک جشنواره مناسبتی است.

سامان احتشامی: اما به نظر من اسمش باید برنامه موسیقی باشد و هر ماه می‌تواند برگزار شود. به این معنی که جایی فراهم شود و هر هنرمندی بگوید سلام علیکم من می‌خواهم سه‌تار بزنم. خب، ده دقیقه به او زمان بدهیم سازش را بنوازد، بعد فیلمش را هم در شبکه‌ای پخش کنیم ، یک شبکه موسیقی در سازمان صدا و سیما وجود بیاید، بعد این همه نوازنده می‌‌آیند یکی را همه نگاه می‌کنند، مثل برنامه های استعداد یابی و ...

خبرگزاری موج: یا حتی بر اساس میزان فروش و مخاطب، در پایان ماه یا سال هنرمندان برتر انتخاب شوند...

سامان احتشامی:  بله، این همه هنرمند نوازنده و خواننده داریم، خب، خواننده چرا نباید بخواند؟ چرا خواننده باید به یک تهیه‌کننده‌ای پول بدهد یا یک تهیه‌کننده‌ای یک خواننده‌ای را مثلاً پنج سال برای خودش بخرد؟ می‌گوید من پول می‌دهم، برج میلاد را اجاره می‌کنم، تبلیغات می کنم و ... تو را هم خواننده می‌کنم. بعد آن خواننده بعد از پنج سال ناپدید و تمام می‌شود. چرا نباید هر ماه و هر هفته امکان دیده شدنش وجود نداشته باشد؟ و اگر مردم بدانند که مثلاً هر جمعه سامان احتشامی ساعت هفت بعد از ظهر تا هفت و نیم در شبکه‌ دوازده صدا و سیما پیانو می‌زند، هم تبلیغات برای آن هنرمند و هم سرگرمی برای مردم می‌شود. من به شما قول می‌دهم اگر اعلام کنید حسین علیزاده می‌خواهد یک ربع، مثلا  ساعت نه شب تا ساعت نه و ربع، در شبکه‌ای از سیما تار بزند. در آن یک ربع، هیچ‌کس به پلیس مراجعه نمی کند و در خانه هیچ کسی دزدی نمی‌شود؛ بخاطر این که همه‌‌ مردم می‌نشینند، تلویزیون نگاه می‌کنند. آن یک ربع، شهر در آرامش است و ترافیک نداریم. این‌ها درد ماست، ما کجا برویم ساز بزنیم؟

خبرگزاری موج: پس در واقع شما مردم را علاقه‌مند موسیقی ناب هم می‌دانید؟

سامان احتشامی: حتماً می‌دانم، اما مشکل اینجا است که آنها این نوع موسیقی را نمی‌بینند. من همین الان می‌توانم ده ساز را نام ببرم که هیچ کس اسم آن را هم نشنیده، کرانگرت، طوبا، قیچک، کمانچه‌ی پشت بسته، کمانچه‌ی پشت باز (این‌ها با هم فرق می‌کنند)، دو نای، سُرنا، دُهُل و ... نیست، نمی‌دانیم، بچه‌های ما بلد نیستند؛ در حالیکه باید ببینند که دارایی فرهنگی و هنری ما چه هست.

خبرگزاری موج: و به همین دلیل، در واقع پیش‌فرض شما اعتماد به ذائقه مردم است و آنها را تعیین کننده می دانید؟

سامان احتشامی:  حتماً.

حضور سامان احتشامی در خبرگزاری موج

خبرگزاری موج:  با این حساب جایگاه تخصصی چه می‌شود؟

سامان احتشامی:  جایگاه تخصصی آن وجود دارد. در حال حاضر بهترین موسیقی‌ها و نهایت تخصص موسیقی به بروز رسیده است. آخرین اتفاقات موسیقی از هزار و ششصد میلادی، از دوران باخ و باروک شروع شده، بعد به دوران کلاسیک می‌رسد، پس از آن به دوران رمانتیک و بعدتر به دوران مدرن می‌رسد، الان صد و بیست سال است که ما در دوران مدرن هستیم. از هزار و نهصد و بیست به بعد چارلی چاپلین آمده، از هزار و نهصد و چهل و پنج موسیقی فیلم ساخته شده، دهه‌ هفتاد موسیقی‌فیلم‌هایی مثل لاو استوری، دکتر ژیواگو، رمئو و ژولیت و مانند این‌ها ساخته شده و هست، متریال آن هست یعنی دیگر شما مثل پرویتس که نمی‌توانید پیانو بزنید و آثار کلاسیک را اجرا کنید؟ اصلاً بیهوده است کسی برود بیست سال زحمت این کار را بکشد و مثلاً آهنگی از موتزارت را اجرا کند، همه در دنیا اجرا کرده‌اند، مثل این است که کسی برود کپی آثار میکلانژ را بکشد، خب هست، تو باید نقاشی دیگری بکشی.

خبرگزاری موج: خب در این صورت و با اعتقاد به این تئوری، تکلیف نوآوری چه می‌شود؟

سامان احتشامی:  وقتی می گویم نقاشی دیگری باید بکشی ، یعنی خلاقیت داشته باشی. برای رسیدن به این خلاقیت باید بروی دروس گذشته‌ات را یاد بگیری و بعد چیزی خلق کنی. اما در حال حاضر بخاطر وجود کامپیوتر، اینترنت و لوازمی که وجود دارد خیلی‌ها دل‌شان نمی‌خواهد بروند این مطالب را یاد بگیرند و می‌خواهند دفعتا بروند کارشان را ارائه دهند. درحالی که کاری که پیشینه ای ندارد کمی هجو می‌شود، بگیر نگیر دارد، نمی‌فهمیم که الان این آهنگ می‌گیرد یا نمی‌گیرد. گاهی هم صدایی که تولید می‌شود اصلاً خوب نیست ولی همه مردم زمزمه می‌کنند، این هم هست.

خبرگزاری موج: پس شما این را یک خطر می‌دانید؟

سامان احتشامی:  نه!  به خاطر این که هنر را آزاد و رها می‌‌دانم.

خبرگزاری موج: دوباره به جشنواره فجر بر می گردیم و سوالمان را به شکل دیگری طرح می کنیم. آیا جشنواره فجر ولو این که به عنوان تنها فرصت باشد یا این که این فلسفه‌اش از دست رفته باشد، با جایزه و رتبه ای که می‌دهد، آیا در ایجاد انگیزه برای ایجاد نشاط هنری، بهتر شدن و در واقع در پیشرفت هنر مؤثر است؟

سامان احتشامی:  مؤثر بوده اما الان دیگر نیست. من بیست و پنج سال در این جشنواره شرکت کرده‌ام و هیچ وقت این جشنواره باعث نشده که فکر کنم امسالم نباید مثل پارسالم باشد. برای جوان‌ترها هم همین‌طور است و انگیزه‌ای ندارند که شاید اتفاقی برایشان بیفتد. الان، اقتصاد برای همه تعیین‌کننده است.

خبرگزاری موج: پس باید روی برندینگ این جشنواره کار بشود تا بتواند مؤثّر شود؟

سامان احتشامی:  حتماً. یک کار این است که اسمش باید عوض شود و به جای جشنواره، برنامه موسیقی باشد. نباید در سال ده روز باشد باید هر هفته باشد و این هر هفته پخش و منتشر شود. حتی اگر شده در یک سایت اینترنتی بتوانیم اجراها را ببینیم.

خبرگزاری موج: نظر شما در مورد دو سه جشنواره و جشن خصوصی مثل موسیقی ما که در سطح کشور برگزار می شود چیست؟

سامان احتشامی:  امسال من هم در جشن موسیقی ما کاندیدای سه جایزه شدم، اما برنده نشدم یعنی خوردم به برزیل و آرژانتین و از این حرف‌ها و دیگر برنده نشدم. (با خنده) ... خدا را شکر که اینها برگزار می شوند. خوبی جشن موسیقی ما این است که همه و از ژانرهای مختلف در آن هستند، یعنی شما در آن موسیقی کلاسیک، پاپ، راک، محلی و حتی مثلاً موسیقی بد یا خیلی خوب هم می‌بینید و در واقع همه‌ سلایق را پوشش می‌دهد و این خیلی خوب است.

نکته‌دیگری هم که به نظر من می‌رسد این است که چون قضاوت مردم و اعضای آکادمی آن بر آثار انتشاریافته‌ یک سال قبل است، در واقع به نوعی مخاطب را تشویق می‌کند که حتماً آثار را ببیند و بعد نظر بدهد هر چند که این سمبلیک و در حد ادعا باشد.

از طرفی یک سری اشتباهاتی هم امسال داشتند و مثلاً یک آلبوم‌هایی را گذاشته بودند که مثلاً مربوط به سال‌های قبل بود و آدم‌های منفی هم این‌ها را خیلی بُولد کردند که واقعاً برای آن‌ها متأسفم؛ چون واقعاً برگزاری یک جشن کار بسیار سختی است و ممکن است اشتباهی هم در آن به وجود بیاید. من واقعاً‌ از موسیقی ما به نوبه‌ خودم تشکر می‌کنم و برای بقاء آن دعا می‌کنم.

خبرگزاری موج: در مورد جشنواره های دیگر چطور؟

سامان احتشامی: شنیده ام جشنواره ای به معرفی موسیقی محلی می پردازد. با چنین اتفاقی می‌توانید یک برنامه‌تلویزیونی درست کنید و بیست و چهار ساعت  خوراک داشته باشید..

باز هم تاکید می کنم که اگر آموزشگاه‌ها مثل قارچ سبز شده، اگر گرفتاری‌های موسیقایی داریم، اگر به قول شما رسانه ای ها موسیقی مصرفی داریم یا ... همه‌ی این‌ها به خاطر این است که ما تلویزیون موسیقی نداریم، همه‌اش بخاطر این است چون موسیقی دیده نمی‌شود ، مانند این است که مردم فرق غذای خوشمزه و بدمزه را ندانند، وقتی کسی گرسنه‌‌اش باشد بدترین خوراک را هم جلویش بگذاری می‌خورد، اما اگر کسی گرسنه نباشد و مقداری پول هم در جیبش داشته باشد، می‌رود یک غذای بهتری می‌خورد، قرمه‌سبزی خوب یا استیک را می‌خورد.

خبرگزاری موج: در واقع معتقدید که امکان مقایسه از مردم گرفته شده است؟

سامان احتشامی: مردم اصلاً نمی‌دانند این موسیقی که گوش می‌کنند درست است یا غلط، قشنگ است یا نه، می‌خواهند صدایی بشنوند، خب، این صدا هست، از همان اول هم بوده و باز هم هست ولی چیز دیگری نیست.

ادامه دارد ....