تیم حاکم در کاخ سفید، صرفا به دنبال به صفر رساندن فروش نفت ایران نیست بلکه به صفر رساندن اقتصاد ایران و هراس افکنی در داخل جامعه ایران را پیگیری می کند. در این راستا، سیاست های آمریکا از اعلام تا اجرا در صحنه عمل، با اما و اگرهای جدی رو به رو است.

محمود رضا امینی-خبرگزاری موج؛ آنچه ترامپ و تیم همراه وی در کاخ سفید در قبال ایران پیگیری می کنند، باور به صفر رساندن اقتصاد ایران است. این امر به این معناست که آن ها سعی می کنند درآمد ارزی ایران را به صفر برسانند و در این راستا، صادرات ایران و به ویژه مهمترین قلم صادراتی ایران یعنی نفت، هدف اصلی تلاش های ضد ایرانی آن ها است. تلاش های آمریکا در راستای این نکته که می خواهند نفت ایران را به صفر برسانند، بیش از آنکه مبتنی بر واقعیات اقتصادی بین المللی باشد تلاشی است که هدف اصلی آن ایجاد ترس و ناامیدی در داخل جامعه ایران است.

آمریکایی ها به نحوی فشارها و سیاست خود در رابطه با ایران را تنظیم کرده اند تا ترسی را برای مردم ایران ایجاد کنند که اگر با آن ها کنار نیایند، باید هزینه های سنگینی را بپردازند. به طور همزمان، سیاستمداران آمریکایی پالس هایی را برای گفتگو و مذاکره نیز می فرستند. روندی که در مدت اخیر به وضوح شاهد آن بوده ایم. در کنار همه این مسائل، نباید از فضای انتخاباتی که اکنون در داخل آمریکا حاکم است نیز غافل شد که عمدتا متمرکز بر دشمن تراشی خارجی برای کشور آمریکا است. در این راستا، آمریکایی ها به دنبال آن هستند تا ایران را به مثابه دشمنی خطرناک برای آمریکا معرفی کنند و از این رهگذر، اهداف و منافع خود را پیگیری کنند.

آمریکایی ها در میدان عمل به دنبال آن هستند تا هزینه خرید نفت از ایران را برای مشتریان بین المللی آن بالا ببرند. پیگیری این سیاست از سوی آمریکا قطعی است با این حال، شرایط آنگونه نیست که آمریکا بر تمامی کانال های فروش نفت ایران تسلط داشته باشد یا کشورها در برابر خواسته های آمریکا مبنی بر قطع خرید نفت از ایران کاملا منفعلانه و مطیع رفتار کنند. حقیقت آن است که آمریکایی ها می خواهند یک بحران نفتی در جهان ایجاد کنند. هنوز مدت چندانی از اعلام لغو معافیت های نفتی ایران نگذشته که می بینیم قیمت نفت در جهان افزایش یافته است. آمریکایی ها در راستای تحت فشار قراردادن نفتی ایران، سعی بر آن دارند تا عربستان و امارات، جای خالی نفت ایران در جهان را پر کنند.

یک نکته در این زمینه خیلی مهم است: اولا مشخصات نفت صادراتی عربستان و امارات با مشخصات نفت صادراتی ایران هم خوانی ندارد و بسیاری از مشتریان سنتی نفت ایران نمی توانند به راحتی نفت ایران را جایگزین کنند. از سوی دیگر، اگر عربستان و امارات بخواهند تولید نفت خود را برای پر کردن جای خالی نفت ایران افزایش دهند، مطمئنا در همکاری خود در چهارچوب سازمان اوپک با دیگر کشورهای صادرکننده نفت به مشکل برمی خورند زیرا صادرات کشورهای عضو، تابع اعداد و ارقام و محاسباتی است که همه باید آن ها را رعایت کنند و عدم رعایت آن ها توسط این دو کشور، تعامل کشورهای سازمان اوپک با یکدیگر را دچار مشکل می کند.

ورای همه این محاسبات، آمریکا سعی دارد جریان جدید نفتی در جهان ایجاد کند که در یک طرف آن باید جمهوری اسلامی ایران از نظر نفتی تحت فشار قرار بگیرد و از سوی دیگر، عربستان و امارات در اجرای این سناریو به یاری آمریکا بشتابند. یک نکته بسیار مهم در اینجا باید مورد توجه قرار بگیرد و آن این است که آن ها به دنبال القای این گزاره به ما هستند که در صورت کنار نیامدن با ما، برای شما مشکل ایجاد خواهد شد. در واقع آن ها سعی دارند در دل ایران هراس بیندازند. اگر نشانه های ترس و وحشت در ما نمایان شود، زمینه برای توسعه فشارها علیه ما نیز فراهم خواهد شد.

اینکه ما چه میزان نفت صادر می کنیم و برای اداره کشورمان به صادرات چه میزان نفت نیاز داریم، از جمله نکاتی هستند که اعداد و ارقام آن نباید بویژه در صحنه بین المللی ذکر شوند. به عنوان مثال اگر ما بگوییم که در صورتی که روزانه 1 میلیون بشکه نفت صادر نکنیم، اقتصاد ما دچار مشکلات جدی خواهد شد، خوب این موجب می شود تا آمریکایی ها از تمامی ظرفیت های خود استفاده کننده تا به ما ضربه بزنند. مهم این است که ما به این نکته توجه کنیم چند درصد از بودجه ما نفتی است و در سال های گذشته چه میزان از آن کم شده و بالاخره و بویژه با توجه به شرایط جدید، بایستی از میزان وابستگی خود به نفت بکاهیم. ما باید روزی را هدف گذاری کنیم که اگر به این نتیجه رسیدیم که شیرهای نفتی را خودمان ببندیم، باز هم بتوانیم خودمان را اداره کنیم. از این رو، این نکته بسیار مهم است که سعی کنیم میزان نیاز خود در بحث صادرات نفت و یا به اصطلاح ضریب خطر خود در بحث فروش نفتمان را باید کاملا محرمانه نگه داریم. ما بایستی در شرایط خاص کنونی، از ظرفیت های تعاملی خود استفاده کرده و بازارهای خود را بیش از پیش تقویت کنیم. ما باید به طور جدی با بازارهای مدعی در بحث نفت مثل چین، هند و روسیه وارد بحث و گفتگوهای جدی شویم. ما می توانیم بواسطه متنوع سازی بازارهای نفتی خود و رفع برخی موانع داخلی، شرایط را برای مقابله با اقدامات آمریکا بر علیه فروش نفت کشورمان به نوعی راهبری کنیم که آن ها نتوانند به اهداف خود در رابطه با کشورمان برسند.

آمریکا در شرایطی نیست که منافع کشورهای گوناگون در بحث خرید نفت ایران نادیده بگیرد. از این رو، آن ها سعی می کنند با ایجاد الزامات و قیود محدود کننده، سایرین را تحت تاثیر قرار دهند. این شرایط اگرچه موجب می شود طرف های مورد معامله ایران برخی احتیاط ها را در پیش گیرند تا هدف آن الزامات قرار نگیرند اما، آن ها راه ها و ابتکاراتی را در پیش خواهند گرفت تا منافع آن ها در خرید نفت ایران ضایع نشود. به عبارتی سیاست دوگانه ای را در پیش خواهند گرفت که در چهارچوب آن، آن ها در قالب سیاست اعلامی خود با آمریکا همراهی می کنند اما در عرصه سیاست اعمالی، منافع خود در بحث خرید نفت ایران را لحاظ می کنند.