استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین الملل، به بررسی ابعاد مختلف پیوستن رژیم صهیونیستی به ائتلاف دریایی آمریکا می پردازد.

به گزارش خبرنگار بین الملل خبرگزاری موج، دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا از زمان روی کارآمدن در سال 2016، مقابله با ایران را تبدیل به یک شاخص در عرصه سیاست خارجی دولت خود کرده است. در این راستا، وی آمریکا را به صورت یکجانبه از توافق هسته ای با ایران موسوم به برجام خارج کرد و با اعمال کارزار فشار حداکثری بر تهران بر آن است تا مقام های ایرانی را وادار به پذیرش نکاتی کند که مطلوب آمریکا هستند.

در این راستا، واشنگتن در جدیدترین اقدام خود با اشاره به این موضوع که ایران تهدیدی برای دریانوردی بین المللی در خلیج فارس و تنگه هرمز است، سعی دارد یک ائتلاف دریایی بین المللی در این منطقه، با هدف تهدید نفوذ و مقابله با ایران را سازماندهی کند. تاکنون کشورهای زیادی نظیر آلمان و ژاپن از پذیرش دعوت آمریکا برای پیوستن به این ائتلاف دریایی خودداری ورزیده اند.

با این حال، دوستان و متحدان آمریکا نظیر انگلستان، دعوت واشنگتن را پذیرفته اند. نکته ای که در چند روز اخیر توجه بسیاری از ناظران بین المللی را به خود جلب کرده است، پیوستن رژیم صهیونیستی به ائتلاف دریایی آمریکا در خلیج فارس است. ایران قویا نسبت به این ابتکار آمریکا واکنش نشان داده و هشدار داده: حضور نیروهای خارجی در منطقه خلیج فارس، فقط و فقط موجب ناامنی در این منطقه خواهد شد. پیوستن رژیم صهیونیستی به ائتلاف دریایی آمریکا در خلیج فارس، خود پرسش های زیادی را ایجاد کرده است.

به عنوان مثال، آیا حساسیت ایران نسبت به اقدامات رژیم صهیونیستی و حضور این رژیم در خلیج فارس نمی تواند زمینه را برای یک تنش جدی فراهم سازد؟ انگیزه های احتمالی آمریکا از دعوت رژیم صهیونیستی به این ائتلاف دریایی چه بوده است؟. برای پاسخ دادن به این پرسش ها، گفتگویی با مهدی مطهر نیا، استاد دانشگاه و کارشناس روابط بین الملل انجام داده ایم تا به واکاوی ابعاد مختلف پیوستن رژیم صهیونیستی به ائتلاف دریایی آمریکا در خلیج فارس بپردازیم.

 

                                                         

مطهرنیا

          

* مهدی مطهرنیا: استراتژی جوجیتسو، بنیان حضور رژیم صهیونیستی در ائتلاف دریایی آمریکا در خلیج فارس است

ایالات متحده آمریکا در ارتباط با ایران، بر اساس استراتژی جوجیتسو و در بستر تئوری جنگ های نامتعادل عمل می کند. در این راستا، واشنگتن، قدرت و به اصطلاح تهدید ایران را بزرگنمایی می کند و سعی می کند از این رهگذر، ایران هراسی و اسلام هراسی را در سطح منطقه و جهان گسترش بخشد.

نزدیک به سه دهه است که آمریکا از تئوری جنگ نامتعادل استفاده می کند. حال آنکه در ایران، تئوری جنگ نامتقارن مورد تاکید قرار می گیرد. بر اساس تئوری جنگ نامتعادل که در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 بیان شد، ایالات متحده آمریکا جهت گیری خود را در زمان ترامپ متوجه ایجاد استراتژی جوجیتسو در متن این تئوری نموده است. بر این اساس، آمریکا تحریک می کند، جاخالی می دهد و در نهایت، پرتاب می کند.

ترامپ در زمان ریاست جمهوری خود و حتی در زمان کارزار انتخاباتی اش در سال 2016 اعلام کرد: برجام را پاره می کنم. وی از این طریق، سعی کرد ایران را تحریک کند. در مقابل ایران هم واکنش شدیدی به این اظهار نظر ترامپ انجام داد. در این راستا می بینیم که آمریکا ایران را تحریک کرد و کار خود را انجام داد. اما ما هنوز علی رغم تحریم های اقتصادی ، در چهارچوب برجام باقی مانده ایم.

در ماجرای فجیره، حمله پهپادی به مواضع آرامکو، حمله به منطقه سبز بغداد، توقیف نفت کش ها و هدف قراردادن پهپاد آمریکایی توسط ایران، ما به وضوح دیدیم که آمریکایی ها بسیار آرام و علی رغم فشارهایی که از جانب برخی کشورهای منطقه به این کشور وارد می آمد، با همه این مسائل بازی کرده، به ایران حمله نکردند و هم اکنون یک رژیم حقوقی حاکم بر منطقه خلیج فارس تا خلیج عدن و تنگه باب المندب را به عنوان مرکزیت حرکت انرژی در نظم آینده جهان مورد توجه قرار داده و رهبری آن را بر عهده گرفته اند و کشورهای مختلفی را به آن فرا خوانده اند. گرچه همه کشورها به دعوت آمریکا پاسخ مثبت نداده اند اما در عمل آمریکایی ها از تمام ظرفیت خود برای پیاده سازی این رژیم حقوقی استفاده خواهند کرد و بدین ترتیب، شاهدیم که رژیم صهیونیستی نیز به آن می پیوندد.

آمریکا تحریک می کند، جاخالی می دهد و در نهایت، پرتاب می کند

رژیم صهیونیستی که تا یک دهه پیش هرگونه همکاری با آن از سوی کشورهای منطقه، حداقل به صورت پنهانی انجام می شد، اکنون آشکارا با دول عربی ارتباط برقرار می کند و نماینده های مختلفی را به سوی آن ها اعزام می کند، سفرهای مختلفی به کشورهای منطقه دارد و نیروی نظامی آن در کنار ایالات متحده آمریکا و دیگر کشورهای هم پیمان با این کشور در منطقه، حضور دائمی پیدا می کند. بدین ترتیب باید گفت ایران در چهارچوب استراتژی جوجیتسو آمریکا، اکنون تحریک می شود، جاخالی می بیند و باید مراقب پرتاب شدن به عرصه ای باشد که برای ایران بسیار پرهزینه خواهد بود.

از این رو، آمدن رژیم صهیونیستی به منطقه صرفا تحریک نیست، بلکه حرکتی است که ناشی از تحریک های قبلی و جاخالی دادن های ایالات متحده و اکنون پرتاب رژیم صهیونیستی به منطقه خلیج فارس است. این اقدام در راستای محدودسازی جمهوری اسلامی ایران در خلیج فارس، تنگه هرمز و خلیج عدن ارزیابی می شود. فراموش نکنیم که رژیم صهیونیستی در مقایسه با دیگر کشورها از انگیزه های قوی تر و بیشتری برای برخورد با ایران برخوردار است. در مقابل، ایران هم منفعل نخواهد بود و واکنش های مختلفی به این حرکت نشان خواهد داد.