موج
کدخبر : ۳۴۶۲۹۹ لینک کوتاه: https://www.mojnews.com/fa/tiny/news-346299

آلبرت بغوزیان در گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری موج؛

یک اقتصاددان گفت: مهمترین مشکلی که اقتصاد ایران را زمین گیر کرده سیاست های داخلی است، دولت به هر مقوله ای وارد شد آن را از بین برده است.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج، پس از اینکه نرخ ارز در کشور با شیوع ویروس کرونا و ورود ایران به فهرست سیاه FATF تشدید شد و به یکباره نرخ آن از ۱۵ هزار تومان به بیش از ۲۷ هزار تومان رسید؛ بانک مرکزی این مجوز را به برخی صادرکننده های بزرگ داد که بخشی از ارز خود را از طریق صرافی های بانکی عرضه کنند تا بر مبنای این سیاست قیمت ارز بازار آزاد و سامانه نیمایی به هم نزدیک شود و به نوعی آزادسازی نرخ ارز اتفاق بیفتد و قیمت آن تعدیل شود. این اتفاقات پس از آن رخ داد که نگرانی های درباره نوسانات نرخ ارز در آستانه انتخابات آمریکا بروز کند. از این رو برای آگاهی از وضعیت اقتصاد کشور در آستانه انتخابات و تاثیر سیاست های بانک مرکزی بر اقتصاد کشور با آلبرت بغوزیان اقتصاددان گفتگو کردیم. او معتقد است در شرایط کنونی اقتصاد ایران کاملا سردرگم است سیاست گذاران هیچ برنامه ای برای اقتصاد ندارند و آزادسازی نرخ ارز که به تازگی مطرح شده تنها منجر به بروز تورم بیشتر در اقتصاد کشور می شود.

مهمترین مشکلی که اقتصاد ایران را زمین گیر کرده سیاست های داخلی است

در حال حاضر یکی از نگرانی های مردم نوسانات اقتصادی در نتیجه انتخابات آمریکاست، فکر می کنید چقدر این موضوع در اقتصاد کشور تاثیر می گذارد؟

تاثیر انتخابات آمریکا بر اقتصاد ایران به عوامل مختلفی بر می گردد، به طور قطع فرقی نمی کند ترامپ بر سرکار باشد یا بایدن ریاست جمهور باشد تحریم های آمریکا علیه ایران ادامه می یابد، زیرا سیاست کلی آمریکا ادامه تحریم ها علیه ایران است و هرچند هم جو بایدن به برجام بازگردد بازهم نمی توان ادعا کرد که اقتصاد کشور به شرایط مطلوب بر می گردد، اما مهمترین مشکلی که اقتصاد ایران را زمین گیر کرده سیاست های داخلی است، زیرا دولت به هر مقوله ای وارد کرد آن را از بین برده است، برای نمونه با سیاست ممنوعیت واردات به دنبال کنترل خروج ارز و مدیریت بازار خودرو برآمد، اما عملا بازار خودرو را به طور کامل از بین برد.

در شرایط کنونی دولت مدعی کنترل نرخ ارز از طریق آزادسازی نرخ آن است. آیا این سیاست در شرایط کنونی می تواند به کاهش نرخ ارز منجر شود؟

دولت وقتی ارز را آزاد کرد نشان داد که اقتصاد ایران صفر و یکی است، زیرا در یک مقطع زمانی دلار عرضه نمی کرد ارزی از بازار نمی شد خرید و در شرایط کنونی بانک مرکزی مدعی شده به دنبال نزدیک کردن نرخ ارز آزاد با سامانه نیماست، اما واقعیت این است که سیاست تک نرخی شدن ارز در این موقعیت می تواند تبعات تورمی داشته باشد.

صفر و یک بودن اقتصاد دقیقا چه وضعیتی است؟

در شرایطی کنونی ممنوعیت واردات وجود دارد و به یکباره اعلام می کنند واردات آزاد شده و این قانون صفر و یکی اقتصاد بسیار خطرناک است. درباره نرخ ارز هم همین سیاست اتفاق افتاد و دولت با اعلام تک نرخی ارز به دنبال این است که درباره موضوع ارز خود را خلاص کند و از طرف دیگر قیمت ارز را بالا برده حالا ممکن است در ادامه دولت واردات را آزاد کند. این رویکرد حکایت از این دارد که تمام تصمیم گیری ها در کشور به صورت صفر و یک اجرا می شود.

در شرایط کنونی نوسانات ارزی افزایش یافته و خیلی ها این موضوع را به دولت نسبت می دهند، به نظر شما آیا این واقعیت دارد؟

اگر معاملات نرخ ارز توسط یک کاسب انجام شود ایرادی به آن نمی شود گرفت، اما اگر دولت با ایجاد نوسانات ارز درآمدزایی کند بسیار ناپسند است و منافع خودش را زیر سوال می برد، زیرا باید بعد هزینه های بالاتری را برای کنترل تورم و اشتغال بکند و از آنجایی که انتخابات ریاست جمهوری کشور در پیش داریم دولت در شرایط تورم و بیکاری دستاوردی نخواهد داشت.

در شرایط کنونی چه راهکاری برای رفع مشکلات اقتصادی کشور در کوتاه مدت وجود دارد؟

در حال حاضر بخشی از مشکلات کشور در نتیجه سیاست های خارجی است، از این رو اگر ایران با سایر کشورهای باقی مانده در برجام تعامل بیشتری بکند و بتواند فروش نفت را تسهیل کند می تواند فضای اقتصاد را مساعد تر کند.

یکی از تئوری های دولت برای جبران کسری بودجه و مهار نقدینگی فعالسازی بورس بود در حال حاضر بورس با افت زیادی روبرو شده است، حمایت دولت از بورس دقیقا شامل چه چیزی می شود؟

بورس در ایران بازیگر دارد و اینکه گفته می شود تازه واردها منجر به کاهش شاخص شده اند درست نیست، زیرا سایر بازارهای موازی رشد داشته و از طرف دیگر شرکت های صادرکننده ای که با قیمت ارز زیر بیست هزار تومان در اوج قیمت معامله می شدند امروز با دلار ۲۷ هزار تومانی با اصلاحات زیادی روبرو شده اند و این نشان می دهد عملا حمایت دولت در حد حرف بوده و اگر بهترین سیاست این بود که با گروه های که در بورس با تشکیل صف فروش به منابع مردم آسیب می زنند و با قیمت های پایین سهام را می خرند برخورد کنند. بنابراین دولت نباید مدعی شود که می تواند از بورس حمایت می کند زیرا نمی خواهد قیمت خودرو که راحت قابل کنترل است را مدیریت کند چه برسد به بورس. به عبارت دیگر دولت با پرداخت معوقات خودرویی ها و ... می تواند قیمت خودرو را کنترل کند، اما انجام نمی دهد. از طرف دیگر ادعا می کند که از بورس حمایت می کند اما درگیری وزارتخانه‌ها درباره قیمت خوراک، چگونگی عرضه سهام و... را وارد بورس می کند تا نوسانات زیادی در بازار به وجود بیاورد.

آیا عرضه اوراق سلف نفتی می تواند یک گشایش در اقتصاد کشور باشد؟

عرضه اوراق سلف نفتی سیاست بسیار غلطی بود زیرا دولت نمی تواند اطمینان بدهد که این میزان ارواق سلف نفتی در دو سال آینده نفتی بفروش می رسد و دولت اگر اطمینان دارد که می تواند در آن زمان نفت بفروشد سوال این است که چرا الان نمی تواند همین کار را انجام بدهد.

آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

گفتگو

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها