امشب فاطمه کجاست؟!... علی کجاست؟!... خوانده بودم که علی شبانه یاس می کارد در باغچه ای که هیچکس هرگز ندانست کجاست؟!...

خبرگزاری موج- معصومه پاداش ستوده: مادر، با تمام معنای گسترده اش، تو گسترده از آن!...،همسر، با تمام معنای گسترده اش، تو گسترده از آن، دختر با تمام معنای گسترده اش، تو گسترده از آن!...فاطمه علیهاالسلام!...

این عشق و ارادت ذاتی ما ایرانیان به ائمه اطهار است که میل به نوشتن را در خون رگ هایمان در وصف شما به جوش می اندازد.

فاطمه(س)، ام ابیها! تو همان صبر بی انتهای نبوت بودی و هستی که در هیات نجابتی عظیم با چادری وصله زده به سر از بی انصافی ها و ناجوانمردی های دوران، پا در کوچه های مدینه حضور خدا را به عالمیان، یادآور می‌شد.

دورانی که جهالت بر عقلانیت پیشی گرفته بود تا تند باد انکار حقیقتی را به خاموشی بکشاند آن زمان تو ریحانه دردانه پیامبر خدا سیلی ظلم و کینه را به جان خریدی تا مبادا آن شمع نورانی هدایت بشر به خاموشی بگراید.

از دست و زبان ما عاجز است که از دردناکی سوگت برای حال و آیندگان بنویسیم و تنها آن در و دیوار باید شهادت دهند که چگونه ناجوانمردان، یاس را، ریحانه را، کوثر را، زهرای مرضیه را پشت در خانه اش پرپر کردند.

صد آه و صد افسوس از آن سوره کوثر که همسایه غفلت و جهل شد...

و صد آه و صد افسوس از این یاس نبوی که چگونه در مشام حسادت آلود زمین به هدر میرفت چراکه چشمانِ حقیقت‌ ستیز زمانه، رخساره طهارتش را طاقت نداشت و از آن غروبی که شاخه هایت شکست تا اکنون سالهاست که همه کائنات بر سوگ تو ندبه خوانند.

امشب فاطمه کجاست؟!...

علی کجاست؟!...

خوانده بودم که علی شبانه یاس می کارد در باغچه ای که هیچکس هرگز ندانست کجاست؟!...

ای من به فدای گمنامی خانه ابدی ات...

حالا خانه خالی از دوست شده، دنیا خالی از دوست شده... هرچند که فردا باز هم از خانه همسایه بوی نان می آید

و فرزندانی که  برای جای خالی مادر می گریند

و این عشق همه شفتگانت به توست که شعرهامان را فاطمی می کند و آرمانت در دفاع از ولایت که بر دوش می کشیم

باشد که رهرو باشیم.