بهزاد داوری از تولید سریال «ملکاوان» توسط احمد معظمی خبر داد.

بهزاد داوری بازیگر تئاتر ، تلویزیون و سینما  در مورد فعالیت جدید هنری اش به خبرنگار فرهنگی خبرگزاری موج گفت: جدای از حضور در تصویربرداری برخی سکانس های باقی مانده سریال بوی باران به کارگردانی محمود معظمی، در حال حاضر در سریال ملکاوان به کارگردانی احمد معظمی مشغول فعالیت هستم. این سریال که در شمال ایران تصویربرداری می شود؛ یک ماه دیگر تصویربرداری آن به پایان خواهد رسید و گمان می کنم از دو ماه دیگر به روی آنتن برود.

از کلیشه شدن فراری هستم

وی با بیان اینکه  ملکاوان نام منطقه ای در شمال کشور است، در مورد جزییات نقشش در این سریال افزود: در ابتدا با توجه به نقشی که در سریال بوی باران بازی کرده ام، به من نقش یک پلیس پیشنهاد شد که نپذیرفتم؛ چرا که از کلیشه شدن فراری هستم. حتی کمی قبل تر که ظاهرا در ابتدا قرار بود این سریال را آقای معیری بسازند؛ محمد مصری پور تهیه کننده این سریال بود و به من گفتند که نقش یک رییس پلیس را داریم که انصافا هم رییس پلیس قدری بود و بسیار خوب دیده می شد اما من نپذیرفتم. بعد شخصیت یک مامور لباس شخصی را به من پیشنهاد دادند که آن را هم رد کردم.

وی افزود به نظرم این خیلی بد است که به محض اینکه کارگردانان و تهیه کنندگان می شنوند بازیگری در حال بازی در یک نقش است، مشابه آن را در پروژه های دیگری به او پیشنهاد می دهند. اما  بعد، کارگردانی کار به آقای احمد معظمی سپرده شد که تا همین چندی پیش مشغول تولید سریال سار، بعد از خواندن فیلمنامه بر روی شخصیتی به نام سهیل دست گذاشتم که نقشش از همه آنها کمتر اما خیلی متفاوت از شخصیت عباس در سریال بوی باران است. در واقع سهیل، جوان عاشق پیشه هنرمندی است که از زنش جدا شده و دراین داستان می خواهند دوباره به هم برگردند. حتی با توجه به مهارت من در نقاشی در این نقش به نقاشی هم می پردازم.

مردم هنرمندان را فراموش نمی کنند

بهزاد داوری در پاسخ به این سوال که آیا این تنوع نقش و لهجه جلوی مشهور شدنتان را نمی گیرد، گفت: برایم مهم نیست. چرا که واقعا مردم بازیگران را می شناسند و آنها را فراموش نمی کنند، به عنوان مثال هنوز هم برخی مرا به رغم تغییرات زیاد ظاهری نسبت به گریم نقشم در سریال پشت کوه های بلند، پهلوان خطاب می کنند.

این بازیگر در انتها اظهار داشت: ولی من معتقدم که اگر فرد از کارش لذت نبرد، هر شغلی بیهوده است. در درجه اول این من هنرمند هستم که باید از کار و شغلم لذت ببرم؛ وقتی من از آن لذت بردم، آن وقت می توانم مردم را هم دراین لذت سهیم کنم. اگر هم لذت نبردم و فقط به عنوان یک شغل به تکرار بیفتم و صرفا پولی دریافت کنم؛ نه من لذتی خواهم برد و نه متقابلا مردم از آن لذتی می برند.