کلاه مخملی ها کم کم داشتند از خاطرات مردم رخت می بستند که دوباره با چهره و لباسی جدید در صدا و سیما خودنمایی کرده و خشونت های کلامی و عملی را وارد تلویزیون کردند.

به گزارش خبرنگار رادیو و تلویزیون خبرگزاری موج، سریال برادرجان که به مناسبت ماه مبارک رمضان سال 1398 از شبکه 3 سیما به نمایش در آمد که به نسبت سایر سریال های مناسبتی این ایام بیشتر دیده شد اما به دلیل خشونت بسیار زیادی که در آن به نمایش گذاشت در کنار نظرات موافق، مخالفت هایی را هم بویژه در میان مخاطبان خود بر انگیخت. در این زمینه، سیدرضا اورنگ، منتقد سینما و تلویزیون یادداشتی در اختیار گذاشت: 

" همان گونه که مهر و محبت در ذات آدمیان جریان دارد، خشونت نیز بخشی از ذات وجود اوست. این پدیده از آغاز خلقت بشر در نهاد آنان نهادینه شده است. قتل هابیل به دست قابیل، اولین خشونت برنامه ریزی شده در تاریخ بشر است.

آتشفشان خشونت، ممکن است در یک انسان بارها و بارها فوران کند، اما در انسان دیگری هرگز بروز نیابد. چون خشونت در ذات آدمیان وجود دارد، بسیاری از آنان دست به اعمال غیر انسانی می زنند و عده دیگری که جرات ندارند از تماشای آن لذت می برند. همین لذت باعث شده که پدیده خشونت وارد سینما و تلویزیون شده و مخاطبان بسیاری را به سینماها کشانده یا پای گیرنده های تلویزیون بنشاند.

برخی از فیلم های اکشن هالیوودی پر است از صحنه های خشونت بار که بسیاری از مخاطبان از دیدن آن لذت می برند. بیهوده نیست که این گونه فیلم ها در اغلب کشورهای جهان علاقه مندان بسیاری دارد.

خشونت محصول کنش و واکنش انسان ها در قبال یکدیگر است. اعمال خشونت دلیل می خواهد و بی شک عواقبی را نیز در بر دارد که مهم ترین آن مجازات شدن به دست قانون است.

سینما وتلویزیون ایران با دیگر کشورها متفاوت است، بیشتر ایرانیان دوست دارند در فیلم ها، به خصوص سریال ها، داستان های خانوادگی و کمدی را به تماشا بنشینند، زیرا کشش آنان به این سمت بیشتر است. این به آن معنا نیست که آنان از دیدن فیلم های اکشن لذت نمی برند، اما چون در فیلم ها و سریال های خارجی، به خصوص هالیوودی صحنه های اکشن و خشونت بار بسیار حرفه ای به تصویر کشیده شده و می شود، دوست دارند آنها را روی پرده سینماهای ایران ببینند، اما چون از آن محروم هستند، از طریق اینترنت و دی وی دی که از لحاظ تاثیرگذاری در سطح بسیار نازل تری قرار دارند این گونه فیلم ها و سریال ها را دور از چشم بچه ها به تماشا می نشینند. زیرا نمی خواهند فرزندان آنان با دیدن این گونه صحنه ها دچار آسیب شوند. 

بنابراین اکثر خانواده های ایرانی وقتی همراه خانواده خود سریالی ایرانی را تماشا می کنند، دوست ندارند دارای صحنه های خشونت آمیز یا حرف های رکیک باشد.

سینما شرایط خاص خود را دارد و با مجموعه های تلویزیونی متفاوت است. بنابراین در این مطلب به فیلم های سینمایی پرداخته نمی شود.

پیش از انقلاب نگارنده به یاد نمی آورد که سریال های ایرانی دارای صحنه های خشونت بار آزار دهنده بوده باشند، بیشتر ملودی درام های خانوادگی بود با چاشنی کمدی.

پس از انقلاب با توجه به تغییر شرایط، سینما و تلویزیون از فیلم های خشونت آمیز تا حد زیادی دوری گزیدند. فیلم های تاریخی مانند «سربداران» و «کوچک جنگلی» را باید مستثنی کرد، هرچند که آنها نیز دارای صحه های خشونت بار آنچنانی نبودند و اگر هم بود، این گونه صحنه ها بیشتر در نمای دور به تصویر کشیده می شدند. اکثر سریال ها دارای مضمونی خانوادگی بودند که شاخص آنها مجموعه ساده و گیرای «آینه» بود که قصه های روزمره و مشکلات مردم را در قالب داستان های جذاب نشان می داد.

مدتی به این منوال گذشت، اما دوباره مجموعه هایی با کاراکترهای کلاه مخملی، خشونت های کلامی و عملی را وارد تلویزیون کردند.کلاه مخملی ها کم کم داشتند از خاطرات مردم رخت می بستند که دوباره با چهره و لباسی جدید در صدا و سیما خودنمایی کردند.

در ماه رمضان که بیشتر مردم روزه دار دوست دارند پس از افطار به تماشای سریالی خانوادگی بنشینند، ناگهان مجموعه هایی روی آنتن رفتند و می روند که در ظاهر دارای پیامی دینی هستند، اما در باطن سرشار از خشونت هستند.

ماه رمضان امسال، شبکه سه سیما ، سریالی به شدت ضعیف و کم مایه به نام «برادرجان» را روی آنتن فرستاد که جولانگاه مردان و زنان جاهل مسلک بود، با دهانی پر از حرف های نامربوط و متلک های سخیف.از عجایب این است که اغلب قریب به اتفاق کاراکترهای این سریال مانند هم حرف زده و رفتار می کردند! این دیالوگ های شعار گونه که با لهجه ای غریب ادا می شدند، اصلا اطلاعات شاخصی از آنها به دست نمی دادند. دیالوگ دارای چهار شاخصه اصلی است که حتما باید در فیلمنامه پیاده شود. 1-انتقال اطلاعات به تماشاگر 2-افشای شخصیت 3-افشای حالات عاطفی شخصیت و 4- پیش راندن داستان.

 دیالوگ های مجموعه «برادرجان» دارای هیچ کدام از این شاخصه ها نبوده یا کمتر بودند. بنابراین کلماتی که بین بازیگران این سریال رد و بدل می شد را نمی توان دیالوگ نامید.

اکثر بازیگران این مجموعه دارای چهره هایی خشن یا سرد بودند و به غیر از آفرین عبیسی که نقش الفت را بازی می کرد، بقیه عبوس و خشن بودند.

خشونت دلیل می خواهد و کسی که بی دلیل دست به خشونت می زند، فردی خشن نیست، بلکه مجنونی است که باید به زنجیر کشیده شود.

مظهر اصلی خشونت در مجموعه «برادرجان» حنیف است که نقش آن را کامران تفتی بازی می کرد با چشمان دریده و سبیل های از بناگوش در رفته!بنابراین، برای دوری از پراکندگی،خشونت را در این شخصیت تحلیل می کنیم که نماد بارز آن در این سریال است.

در اولین قسمت «برادرجان» که پخش شد، از صحنه دوم نمایش خشونت شروع شد، یعنی کتک زدن راننده مسافرکش، در صورتی که هنوز شخصیت راننده به تصویر کشیده نشده بود. بین این همه جمعیت حنیف مسافرکش را زیر بار کتک می گیرد، اما هیچ کس عکس العملی نشان نداده و حتی با پلیس نیز تماس نمی گیرند! بعد نیز این خشونت های بی دلیل مسلسل وار به تصویر کشیده می شوند. حنیف به عنوان یک گردنکش و یاغی، دست به هر خشونتی به بهانه ارادت به برادر مال مردم خوارش می زند، اما هیچ کس جلودار او نیست، شاید از نظر کارگردان سریال مملکت قانون ندارد و هرکس به دلخواه خودش می تواند مردم را به باد کتک بگیرد، تهدید کند و حجره و خانه مردم را به آتش بکشد! هر کدام از این اعمال جنایتکارانه در قانون جزا، مجازات های سنگینی دارد، اما حنیف به کمک برادرش چاوش و الطاف خفیه نویسنده و کارگردان، از تمام این مجازات ها جان سالم بدر می برد.

حنیف در حالی دست به این خشونت ها می زند که در دعوای دو خانواده دخیل نیست و اصلا مشخص نمی شود که چاووش چه کاری برای او انجام داده است که غلام حلقه به گوش وی شده است!

وقتی حنیف در بازار میوه و در ملا عام برادرش را چاقو می زند، هیچ کس دخالت نکرده و نیروی انتظامی نیز این حرکت جنایتکارانه را ندید می گیرد! در کشوری که قانون مجازات اسلامی جاری است، این قانون گریزی ها از کجا ناشی می شود؟!

«برادرجان» آموزشگاهی است برای آموختن خشونت، اعمال جنایتکارانه و نشان دادن راه های فرار از قانون!

وقتی آراز برادر حنیف و چاوش را که چاقو خورده به اورژانس یا درمانگاه می رسانند، مسوولان آن مرکز درمانی موظف هستند این جراحت مشکوک را به نیروی انتظامی اطلاع دهند، اما این کار را نمی کنند، چون از نظر کارگردان ( محمدرضا آهنج ) و نویسنده سریال ( سعید نعمت الله ) ، مملکت قانون ندارد و قانون را آنان و کاراکترهای سریال شان وضع می کنند!

وقتی تیتراژ پایانی این سریال بالا می آید، چشم تماشاگران به نام کارشناس انتظامی روشن می شود و از خودشان می پرسند وقتی این مجموعه کارشناس نیروی انتظامی را همراه خود دارد،چرا در برابر این همه قانون شکنی،پلیس حضور ندارد؟! آیا کارشناس انتظامی بی قانونی را مجاز شمرده است؟

سوال مهم این است که مسوولان صداوسیما و اعضای شوراهای آن، حقیقتا این فیلمنامه را خوانده و سریال را دیده اند که به آن اجازه پخش داده اند یا ندیده و نشنیده روی آنتن فرستاده اند؟ واقعا در این شوراها چه کسانی حضور دارند که ضعف ها و خلاف های آشکار را نمی بینند یا نمی خواهند ببینند؟

آیا به واقع از نظر آنان «برادرجان» یک سریال ماه رمضانی بود که به عنوان مجموعه رمضانی به آن اجازه ساخت و پخش دادند؟

درباره ضعف های بیشمار این سریال و خشونت موجود در آن باید بسیار نوشت، اما این مطلب گنجایش آن را ندارد و موجب اطاله کلام و خستگی مدام خواننده می شود.نا امیدانه امیدواریم دیگر چنین سریال های ضعیف و بی هویتی که مظهر خشونت و رواج دهنده آن هستند روی آنتن تلویزیون ایران نرود."