در حالی شب گذشته از برنامه عصر جدید رونمایی شد که این حجم از کپی برداری بسیار عجیب بود.

به گزارش سرویس فرهنگی خبرگزاری موج، شب گذشته انتظارهای ایجاد شده به دلیل چند ماه تبلیغات منظم و حجیم در رابطه با جدیدترین برنامه تلویزیونی احسان علیخانی به پایان رسید و با پخش اولین قسمت، از برنامه عصر جدید رونمایی شد.

برنامه ای که شاید فصل جدیدی از جذابیت را برای خانواده های و مخاطبین سیمای جمهوری اسلامی ایران به ارمغان آورد اما با ایده و اجرایی به شدت دست چندم همراه بود.

سالها است که مردم جهان از طریق رسانه های مختلف موجود با برنامه ای پر زرق و برق در دنیای غرب و شرق با عنوان استعدادیابی مواجه هستند که به دلیل نبوغ و توان به نمایش گذاشته شده در کنار تصویربرداری خاص، دکورهای عظیم و چشمگیر و استفاده از جذابیت های جنسیتی و موسیقی، بینندگان خود را خیره ساخته است.

طبیعی است در جمعیت چندین میلیونی این روزهای کشورهای دنیا، استعدادها و توانمندی های خاصی دیده شود و قطعا تماشای گزیده ای از آنها در قاب تصویری حرفه ای، حس و حال خوبی را به مخاطب القا می کند و صد البته که کشور ما هم از هیچ کدام این موارد مستثنا نیست.

مهمترین نمونه از این دست برنامه ها که شهرتی جهانی داشته و به نوعی سردمدار این نسل از برنامه ها است، امریکن گات تلنت یا برنامه استعداد یابی آمریکاییان است که از روی آن نمونه هایی در کشورهای دیگر از جمله چین هم تولید شده است. اما با مقایسه آن نومنه ها می توان به این نتیجه رسید که اگر در ایده کلی اقدام به کپی برداری شده، اما دست کم در طراحی دکور و نحوه اجرا خلاقیتی به خرج داده شده و سعی کرده اند از ایده اولیه فاصله بگیرند نه اینکه در یک حرکت پر شتاب سعی بر پیاده سازی نعل به نعل و عین به عین آن داشته باشند.

 اصلا این چه نوع برنامه استعداد یابی است که خود اینقدر بی استعداد است؟ و آیا صدا و سیما نمی توانست برای جمع آوری ایده ها در این زمینه فراخوانی بدهد و همه چیز، تنها در خدمت تهیه کننده و یک یا چند مجری برند سیما، نباشد؟

چه شده که مطمئن ترین مسیر برای ارائه طرح و گرفتن تایید آن، گرته برداری از نمونه های خارجی است؟ آیا بعد از این همه سال تربیت نیروی جوان در دانشگاه های مخلف سطح کشور، هنوز در بخش هنری برنامه سازی ما با قحط الرجال و ایده روبرو هستیم؟ شاید هم مدیرانی که باید در جلسات بررسی ایده و طرح ها توانایی تجسم یک ایده جدید را ندارند و تا نمونه عینی را به چشم ندیده باشند در مورد آن هیچ قضاوتی نمی توانند داشته باشند؟

از همه اینها که بگذریم، آیا این تقلید و کپی صرفا از سطح یعنی رخ و نمای کار شده و یا اینکه دست کم در بهره گیری از تجربه انباشت شده در تعریف و انتخاب استعدادها ، نوع قضاوت ها و هر آن چیزی که به آن علم این عمل گفته می شود هم تلاشی شده؟

به هر حال به نظر می رسد سالهاست که ورود هر نوآوری و تکنولوژی در ایران از مسیر مونتاژ و کپی می گذرد. اما کاش با توجه به اینکه در چهل  سال گذشته، سینمای ایران سعی کرده تا در حد توان، استقلال ایده و عمل داشته باشد و در عین حال جذابیت ها و زیبایی شناسی خاص خود را هم به دست آورد، سیمای ما هم تلاش می کرد از این انفعال دست کشیده و به پر کردن آنتن با برنامه های تامینی بسنده می کرد و در باکس های تولیدی خود، اجازه خلق و نو آوری را به افراد با استعداد می داد؛ تا دیگر، نه در شبکه افق، شاهد کپی ضعیف و نا موفق اتاق خبری شبیه به آنچه که در شبکه معاند من و تو وجود دارد باشیم و نه بدون بهره گیری از استعدادهایمان، اقدام به ساخت برنامه ای با موضوع استعدادیابی کنیم.

از همه اینها گذشته آرزو می کنیم که دست کم این توان را داشته باشیم تا با نمایش استعدادهایی واقعی و بی نظیر که در کشور ما کم هم نیست، حس خوب توانا بودن را به مخاطب بچشانیم.