محمودرضا امینی - در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی باید به دو پرسش اساسی پاسخ دهیم. پرسش نخست این است که چرا ملت ایران در بهمن 57 انقلاب کردند؟ همچنین امروز باید به این پرسش پاسخ دهیم که برای حفظ انقلاب باید چه کارهایی انجام دهیم؟

در پاسخ به پرسش نخست باید گفت، انقلاب اسلامی ریشه در مسائلی داشت که در جامعه آن زمان وجود داشت. روند انقلاب به معنی یک مبارزه جدی با حاکمیت، حدود 15 یا 20 سال پیش از پیروزی انقلاب در بهمن 57 آغاز شد.

مسائلی چون هتک ارزش های اسلامی، بی توجهی به رعایت حقوق شرعی و اسلامی جامعه، تبعیض ها و فاصله طبقات گسترده در جامعه، گسترش خوش نشینی ها، تسلط خارجی ها بر ساختارهای اقتصادی، سیاسی، فرهنگی ، اجتماعی و ... ، تسلط ساختارهای ضد ارزشی بر امور کشور، تسلط فرهنگ غرب گرایی، ظلم، تبعیض، سلطه بیگانه، عدم استقلال، عدم آزادی بیان، اختیار نداشتن مدیران و بالاخره اقداماتی چون کاپیتولاسیون، انقلاب سفید، زندانیان فراوان سیاسی و ... مردم را به اینجا رساند که گفتند نه شاه و نه سلطنت.

آنچه که عنصر جدی و اساسی در پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 57 به شمار می آید و سازمان و ساختار انقلاب را شکل داد، وحدت گفتمانی مردم است که متاثر از رهبری امام خمینی (ره) بود.

در نهایت تظاهراتی سازماندهی شد و مقاومت هایی در جامعه شکل گرفت و علیرغم برخوردهای شدید نظامی و انتظامی و امنیتی  حکومت طاغوت، رژیم وقت نتوانست در برابر ازدحام گفتمانی مردم کشور و رهبری امام خمینی (ره) مقاومت کند. بنابراین شاه رفت و سناریوهایی چون استقرار دولت بختیار و شورای سلطنت و تلاش برای کودتا از سوی آمریکایی ها نیز جواب نداد و رژیم وقت سقوط کرد.

در نهایت شاهد بودیم که مردم به انتظار رهبر به خیابان ها آمدند و رهبر نیز در انتظار رسیدن به مردم بود. در عمل یک انقلاب بی نظیر در جامعه سیاسی ایران شکل گرفت و در تاریخ جهان ماندگار شد و حکومت اسلامی مستقر گردید.

نسل جوان امروز می پرسند، نتیجه انقلاب چه بود؟ نتیجه این بود که حکومت و نظام سیاسی مبتنی بر ارزش های اسلام ناب محمدی (ص) شکل گرفت که در راس آن ولایت فقیه قرار گرفت. از آنجایی که انقلاب ما مبتنی بر ارزش های اسلامی است، "دهه فجر" معنی پیدا می کند. البته مردم هزینه استقرار یک نظام دینی را در دوران مبارزات انقلابی و سپس برای تثبیت انقلاب پرداخت کردند. خون های زیادی ریخته شد، فداکارهایی متعددی شاهد بودیم و برای استمرار انقلاب تاکنون هزینه ها و مقاومت های بسیاری نیز از سوی مردم پرداخت شده است. این انقلاب را فجرآفرینان شکل دادند و ضمانت آن نیز به فجرآفرینی است.

به این معنی که انقلاب را انقلابیونی شکل دادند که متکی به ارزش های اسلام ناب محمدی (ص) و پیرو بدون چون و چرای رهبری بودند و از جان و مال خودشان دریغ نداشتند. افرادی با این تفکر انقلاب را شکل دادند و انقلابی یعنی باور داشتن به مقاومت و اعتقاد به ارزش های اسلامی و مقابله با ضد ارزشهای اسلامی.

در انقلاب اسلامی اشرافی گری معنی نداشت. شادخواری معنی نداشت. در تولید و تثبیت انقلاب اسلامی فرد معنی نداشت. فرد مزیتی بر دیگری نداشت. اگر مسوولیتی را فردی می پذیرفت، برای دیگران و هم نوع خود کار می کرد. ملت – دولت ، ملت – اسلام ، اسلام – دولت ، اسلام – مردم یک کلمه شده بود. ارزش های پیش از انقلاب بی ارزش شدند و ارزش های اسلامی حاکم گردید.

حال این پرسش مطرح می شود که برای حفظ انقلاب چه باید کرد؟

حفظ انقلاب نیاز به روحیه انقلابی دارد. اگر عناصر هدایت کننده، تصمیم گیرنده و تصمیم ساز با همراهی مردم از کنش و روحیه انقلابی برخوردار نباشند، به طور قطع انقلاب آسیب خواهد دید.

وقتی ما حل مسائل خود را خارج از اسلام ببینیم، حل مشکلات کشور را خارج از امت اسلامی خودمان ببینیم، وقتی دنبال الگوهایی برای کشور از بیرون باشیم، وقتی به مردم خودمان توجه نکنیم و از جامعه فاصله بگیریم، وقتی به انقلابیونی که دلسوزانه کار کردند و جان دادند و از حیثیت خود گذشتند، بی توجه باشیم، وقتی به اسلام بی توجه باشیم، وقتی ارزش های غربی را جایگزین ارزش های اسلامی کنیم، انقلاب تضمین نخواهد شد.

از آنجایی که انقلاب ما یک انقلاب اسلامی و مبتنی بر ارزش های اسلامی است، مردمی که امام خمینی (ره) را درک کرده و یا حتی جوانانی که زندگی و سیره مقام معظم رهبری را امروز می بینند، از روحانیت انتظار بیشتری خواهند داشت و وظائف مهمی را بر عهده روحانیت و حوزه علمیه می بینند. بنابراین اگر روحانیت ما به مسائل بی توجهی کند، مهمترین آسیب را از همین نقطه خواهیم خورد.

یعنی ملای مجتهدی که انقلابی نباشد، روحانی ای که به جای رجوع به ارزش های اسلامی، به ارزش های غربی رجوع کند. آخوندی که به جای توجه به مردم، اشرافی گرایی را دنبال کند. طلبه ای که به جای دفاع از ارزش های اسلامی به دنبال دفاع از ارزش های غیر اسلامی و تحریف ارزش های اسلامی باشد، بیشترین آسیب را به انقلاب می زنند.

به طور قطع بنیان ها و پیچ های انقلاب ما برای رسیدن به تعالی در آمریکا محکم نمی شود. برای رشد و توسعه و حل مشکلات داخلی نمی توانیم به برجام ها و پالرموها و کانال های ویژه مالی اروپا دلخوش باشیم. بنیان اقتصاد ما، در اقتصاد اروپا شکل نمی گیرد. حفظ اصول فرهنگی انقلاب ما در جشنواره های بی حیایی تضمین نمی شود. سینمای انقلاب در سلبیریتی های بی سواد بدون اطلاع و بدون علم خوش بدن و خوش نما تضمین نمی شود. انقلاب ما در مدیران غرب گرا تضمین نمی شود.

انقلاب ما به وسیله انسان هایی که همچون نسل گذشته از جان و اعتبار و آبروی خود برای مردم بگذرند و مزیتی برای خود نبینند و شاد خوار نبوده و ادعایی نداشته باشند، تضمین می شود.