محمودرضا امینی-ونزوئلا در دو دهه اخیر با توجه به حضور هوگو چاوز رئیس جمهور اسبق ونزوئلا در قدرت با پدیده ای رو به رو بوده است که می توان آن را در نوع خود یک انقلاب قلمداد کرد. چاوز با تکیه بر تفکرات سوسیالیستی از جمله کسانی بود که تحول عمیقی را در سیاست خارجی ونزوئلا ایجاد کرد.مهمترین نمود این تحول هم فاصله گرفتن ونزوئلا از آمریکا و اعمال نفوذ آن در این کشور بوده است.در عین حال، دولت چاوز روابط گسترده ای را با آن دسته از کشورهایی برقرار کرد که مواضع آمریکا در مسائل بین المللی را به چالش می کشیدند و آمریکا آن ها را در قالب دشمن و یا رقیب تصور می کنند. از جمله این کشورها می توان به روسیه، چین و جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد. چاوز در اینچنین فضایی، ونزوئلا را اداره کرد و دو دوره هم پست ریاست جمهوری را در اختیار داشت.

چاوز در دوران حکومت خود، روابط گسترده ای را به ویژه از نظر اقتصادی با روسیه و یا جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع(کشورهای CIS) برقرار کرد زیرا ساختار اقتصادی آن ها هم همچون ونزوئلا تا حدود زیادی به انرژی وابسته است. وی در این فرآیند توفیقاتی هم کسب کرد اما نباید فراموش کرد که ونزوئلا در همسایگی و تحت نفوذ ایالات متحد آمریکا قرار دارد و واشنگتن از نفوذ قابل توجهی در بخش های مختلف ونزوئلا نظیر اقتصاد، فرهنگ، امنیت و سیاست برخوردار است.  

به طور خاص می توان نمود نفوذ سیاسی آمریکا در ونزوئلا را در جریان انتخابات این کشور که هوگو چاوز حضور داشت دید. به طور کلی، مردم ونزوئلا از لحاظ تفکر سیاسی به دو بخش عمده تقسیم می شوند: گروه اول تفکر سیاسی مستقل از امریکا دارند و گروه دوم، وابستگی به امریکا را در ذهن دارند. تفکر سیاسی چاوز که مبتنی بر استقلال از آمریکا بود، در دوره وی تاثیرات خاص خود را بر کشور ونزوئلا داشت. به عنوان مثال، بحث اقتصاد، صنعت نفت و حتی امنیت ونزوئلا سال های سال ارتباط معناداری با نفوذ واشنگتن در ونزوئلا داشته است و حضور چاوز در قدرت که به معنای استقلال از آمریکا بود، تاثیرات هزینه زایی برای این بخش ها به همراه داشت. 

با فوت چاوز، بار دیگر تنش میان طرفداران دو تفکرِ استقلال از آمریکا و وابستگی به آمریکا به اوج خود رسید.علی رغم اقدامات گسترده آمریکا در انتخابات پس از مرگ چاوز، بار دیگر فردی به عنوان رئیس جمهور ونزوئلا برگزیده شد که دنباله رو تفکرات چاوز بود. به ثمر نرسیدن تلاش های آمریکا در ونزوئلا و انتخاب نیکلاس مادورو به مقام ریاست جمهوری برای آمریکایی ها به شدت سخت و غیر قبول بود و درست ازهمین زمان بود که آمریکا بر فشارهای خود علیه ونزوئلا بیش از پیش افزود. 

اساسا ایالات متحده آمریکا سعی داشته است در انتخابات ونزوئلا اعمال نفوذ و تنش آفرینی کند. در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری مادورو نیز وی با اختلاف اندکی توانست رقیبان خود را شکست دهد و بار دیگر رئیس جمهور ونزوئلا شود. مخالفان و رقبای مادورو در جریان انتخابات ریاست جمهوری سعی کرده اند هزینه های سنگین سیاسی و بویژه اقتصادی تفکرات مادورو و چاوز برای ونزوئلا را محور اصلی تبلیغات خود قرار دهند. این اقدامات با حمایت های همه جانبه آمریکا همراه بود. مطالب و خواست های مطرح شده از سوی رقبای مادورو به ظاهر منطقی و درست بودند اما در اساس، از بیرون و توسط آمریکا مهندسی شده بودند. از این رو، این امر واضح بود که فرآینده انتقال قدرت در ونزوئلا به اسانی اتفاق نخواهد افتاد و معادله ی پیچیده ای در پیش است.

با پیروز شدن مادورو در انتخابات، مخالفان وی پیروزی او را نپذیرفتند و سناریویی که بیش از همه به کودتا شباهت داشت را علیه دولت مادورو به اجرا گذاشتند. ابعاد این سناریو با گذشت زمان روز به روز روشن تر می شود. خوان گوآیدو که رئیس مجلس ونزوئلا بوده و خود را رئیس جمهور موقت ونزوئلا نامیده است صرفا با تکیه بر حمایت های مردمی مادورو را به چالش نمی کشد. بلکه اقدامات او نتیجه توافقات پنهان با ایالات متحده آمریکا نیز هست.

گوایدو به عنوان رئیس مجلس ونزوئلا از جایگاه قانونی برای برکنار کردن مادورو برخوردار نیست. از طرفی، اینکه رئیس جمهور ونزوئلا نیکلاس مادورو را، بدون ارائه اسناد متقن غیر قانونی اعلام کند هم قانونی نیست. در این راستا، اینگونه به نظر می رسد که یک سناریوی جدی برای وقوع کودتا در ونزوئلا برنامه ریزی شده و حمایت جدی نیز از آن می شود.نمودهای این حمایت ها را می توان در فشارهای گسترده آمریکا به دولت ونزوئلا با انجام اقداماتی از قبیل، اعمال تحریم های سنگین نفتی، بلوکه کردن دارایی های ونزوئلا در آمریکا و به رسمیت شناخت خوان گوآیدو به عنوان رئیس جمهور مشروع ونزوئلا مشاهده کرد. اروپایی ها نیز در این موضوع همچون آمریکا موضع گرفته اند. با این حال، حمایت گسترده ارتش از مادورو نیز نشان داد که معادله پیش آمده در ونزوئلا معادله ساده ای نخواهد بود.

میزان هواداری از گوآیدو که در نوع خود قابل ملاحظه است بر پیچیدگی معادله ونزوئلا افزوده است. این امر موجب خواهد شد تا اعتراضات معترضان در ونزوئلا به سمت نافرمانی مدنی به پیش رود. کما اینکه هم اکنون نیز شاهد این وضع هستیم. درست است که حکومت مادورو قدرت را در دست دارد با این حال، رئیس جمهور ونزوئلا با طیف وسیعی از مخالفان داخلی و خارجی رو به رو است. در این شرایط، اولین اتفاقی که برای ونزوئلا می افتد، تهدید زیرساخت هاست. آنچه واضح است، درگیری های داخلی ونزوئلا برای آمریکا و هم پیمانانش خسارت بار نیست بلکه حتی برای آن ها مفید و سازنده نیز هست. خرابی زیرساخت ها و تضعیف اقتصاد و امنیت در ونزوئلا حتی اگر مادورو در راس قدرت باشد وی را مجبور به تعامل با آمریکایی ها خواهد کرد. نزدیکی جغرافیایی آمریکا به ونزوئلا و نفوذ آن در این کشور، این نظریه را بیش از پیش تقویت می کند. از این رو، بعید است اگر بخواهیم آینده ونزوئلا را مصادف با تامین ثبات به صورت فوری و سریع تصور کنیم.

آمریکایی ها اغلب برای مواجهه با چالش های خود در عرصه سیاست خارجی، یک سناریو نمی نویسند بلکه بیشتر به تدوین سناریوهای چندوجهی تمایل دارند. در این چهارچوب،اگر سناریو اول آن ها محقق نشود، سناریو دوم و به همین نحو سایر سناریو ها به کار گرفته می شوند تا بتوانند تا جای ممکن اهداف و منافع آمریکا را تامین کنند. سناریو اصلی آمریکا، سرنگونی دولت ونزوئلا بوده است که با ورود ارتش به نفع مادورو، این سناریو تا حدود زیادی شکست خورد. 

این شکست ریسک قابل توجهی را برای آمریکا نیز به دنبال دارد. زیرا اگر مادورو بتواند مقاومت کند و آمریکا نتواند اقدامی علیه وی انجام دهد، دولت مادورو تبدیل به الگویی برای سایر کشورها به ویژه در منطقه آمریکای لاتین خواهد شد که این امر کاملا در تضاد با منافع آمریکاست. واشنگتن قطعا این ملاحظه را مد نظر قرار می دهد و شاید اساسا به همین دلیل است که از تمام ظرفیت خود برای تحت فشار قرار دادن ونزوئلا استفاده می کنند. 

به طور کلی با توجه به حمایت های مردمی از گوآیدو در ونزوئلا که قابل توجه هم هست، این کشور وارد دوره از بی ثباتی خواهد شد و اینگونه به نظر می رسد که باید روند گفتگوی سیاسی در داخل ونزوئلا تقویت شود تا ثبات بار دیگر به ونزوئلا باز گردد. آمریکا از طریق حمایت از گوآیدو صرفا به دنبال نفوذ در ونزوئلا نیست بلکه هدف کلان تر واشنگتن در ونزوئلا، بازگشت سیطره سیاسی و اقتصادی این کشور در ونزوئلاست. آمریکا چه بر آتش اختلافات داخلی ونزوئلا بیفزاید و موجب تخریب زیرساخت های این کشور شود و چه ونزوئلا را تحت سیطره خود قرار دهد و زیرساخت های آن را اباد کند، در هر دو صورت از معادله ونزوئلا نفع می برد.