محمد مهدی حیدریان از دلایل تفاوت کیفیت فرهنگی آثار سینمایی دو دوره مدیریتش و لزوم شکل گیری یک صنف واحد تهیه کنندگی گفت.

محمدمهدی حیدریان در فاصله کمتر از چند روز به پایان دوران مدیریتش، در یکی از آخرین مصاحبه هایش به عنوان رییس سازمان سینمایی، در گفتگو با خبرنگار سینمایی خبرگزاری موج، در مورد تفاوت سطح کیفیت محتوایی و فرهنگی دو دوره مدیریتیش در معاونت سینمایی گفت: همانطور که به درستی هم به کیفیت فرهنگی آثار دوره قدیم اشاره شد، باید بگویم که آن دوره زمانی بود که دولت بیش از هشتاد درصد کار را انجام می داد؛ یعنی اگر دولت حضور نداشت، اساسا امکان ساخت فیلم هم وجود نداشت. به طوریکه هنرمندان برای ساخت فیلم، از فیلتر ژلاتینی جلوی دوربین، لنز تیشوی لنز دوربین و خود دوربین تا نگاتیو مورد نیاز و همه لوازم را باید از دولت و با سوبسید دولتی می گرفتند. در کنار اینها مجوزها که سر جای خود، حتی جدول اکران شامل اینکه چه فیلمی، در چه سینماهایی و در چه مدت می تواند به نمایش درآید هم، در اداره کل نظارت وزارتخانه بسته می شد.

وی افزود: پس همه کار توسط دولت انجام می شد و این مسئله یک حُسن داشت و آن هم اینکه دولت چون منفعت خصوصی نداشت، می توانست امکانات را بالنسبه عادلانه، بین تولیدات مختلف با موضوعات متفاوت تقسیم کند، لذا تهیه کننده و کارگردان با طیب خاطر، همان علایق فرهنگی که داشتند را دنبال می کردند. دولت هم در نوع اکران، در تعداد فیلم‌ها و قیمت بلیط (الف، ب، ج)حمایت می کرد. مجموعه اینها، این انگیزه را در کارگردان ها استمرار می داد و اگر شما نگاه کنید، می بینید که بهترین کار بسیاری از کارگردانان مربوط به آن دوره است. محصول فراغت ذهنی و اطمینان از اینکه مسئله جدی مالی نخواهند داشت، باعث می شد که کارشان را به راحتی و با کیفیت انجام دهند.

مرگ صنعت سینما رقم خواهد خورد اگر....

حیدریان در ادامه اظهار داشت: به تدریج که سینما در این سال ها و در طول مدیریت های مختلف، جلو آمده و به اقتضا تغییرات بوجود آمده در جامعه، در حال حاضر 90 درصد کار در بخش خصوصی انجام می شود. اکثر سینماها متعلق به بخش خصوصی است. سی میلیارد تومانی که در مجموعه دولت برای حمایت از فیلم کوتاه و هر چیز دیگر اختصاص یافته، به نسبت سرمایه ای که نزدیک به 200 میلیارد تومان، از سمت بخش خصوصی در سینما می آید درصد قابل توجهی نیست. دیگر برای ساخت فیلم هیچ نیازی به ابزار و تجهیزات و وسایل دولتی نیست، بلکه هر کس یا خودش در اختیار دارد و یا به سهولت و سادگی امکان تامینش را دارد.

این مدیر سینمایی تصریح کرد: این مسائل باعث شده که متاسفانه منافع شخصی تعیین کننده این باشد که چه و با چه کیفیتی ساخته شود. البته این مرگ یک صنعت است.

کدام تهیه کننده ها ستون اصلی سینما هستند؟

رییس سابق سازمان سینمایی در ادامه اظهار داشت: در طول دوره اخیر مدیریتی، بحث ما با تهیه کننده ها همین بود. اصلا بحث شد یا نشد، یا خواستیم یا نخواستیم و اینکه در این دوره ما چه کردیم؟ نبود. ما به پشتوانه همین سی و خورده ای سال تجربه، تهیه کنندگان را جمع کردیم و گفتیم که ستون اصلی اقتصاد سینما، صنعت سینما و ایجاد حیات طبیعی در سینما تهیه کننده است. اما چه تهیه کننده ای؟ این که کسی، خود را تهیه کننده بنامد در حالی که بیست سال است که فیلمی نساخته؟ یا دو فیلم ساخته اما هیچ توفیق اقتصادی نداشته؟ و یا اگر دو یا سه فیلمش موفق نشد پروانه بگیرد؟یا تهیه کننده ای که با شکست خارج از عرف مواجه می شود؟

محمدمهدی حیدریان افزود: معلوم است که چنین فردی صلاحیت تشخیص مناسبات فرهنگی جامعه را ندارد؛ که یکی از وجوه اصلی تهیه کننده است.  وقتی تهیه کننده ای بگوید من علاقمند به فعالیت فرهنگی هستم و دلم می خواهد که یک میلیارد هزینه کنم، درحالی که از این هزینه‌کرد، سیصد میلیون تومان درآمد داشته باشم، ممکن است در یک یا دو فیلم قابل قبول باشد، اما اگر برای بار سوم هم همین را گفت، آن وقت باید شک کرد که یا درحال چاپ پول است و یا اینکه مشغول سرقت از جایی. اینها هیچ کدام آن تهیه کننده ای که می گوییم ستون اصلی سینما است، نیستند.

وی اظهار داشت: آن تهیه کننده کسی است که مسئولیت فرهنگی دارد و در عین حال کسی یک یا دو کار فرهنگی می کند و با دو سه کار بعدی هزینه اینها را هم در می آورد. این می شود یک تهیه کننده حیاتی و حرفه ای. پس اگر به این تعریف برسیم، ما به دنبال این تهیه کننده هستیم و برنامه جامع هم به ما همین را می گوید و همین را هم دنبال می کند. هدف ما از تلاش برای یکی کردن صنف تهیه کنندگان، و حذف آن تفرقی که نتیجه این بود که هرکسی برود سیاهی لشکری جمع کند و بگوید به تو هم مجوز تهیه کنندگی می دهیم، رسیدن به تهیه کنندگان واقعی بود.

حفظ شان تهیه کنندگان در دست تهیه کنندگان است

حیدریان تاکید کرد: این صدور بی رویه مجوز تهیه کنندگی مشکل سینما را حل نمی کند اگرچه ممکن است که مشکل شخصی و یا گروهکی ما را در بخشی که ما نام خود را صنف می گذاریم حل کند؛ اما هیچ کدام از حرف‌هایی که در مورد صنعت سینما می زنیم با این چیزها محقق نخواهد شد. تهیه کننده در ابتدا باید خودش شان خود را حفظ کند. چرا هر کسی به خودش اجازه نمی دهد که بگوید من پزشکم و به تجویز دارو اقدام کند؟ چرا هر کسی به خودش اجازه نمی دهد که بگوید من مهندس محاسبم و در محاسبات ساخت ساختمان دخالت کند؟ برای اینکه جامعه پزشکان یا مهندسان پیش از همه به خودشان و صنفشان احترام گذاشته اند. بعد یک آیین نامه نظارت مراقبتی گذاشته اند که در آن بر میزان تحصیلات، دوره های آموزشی سالیانه و امتحان آنها و پرداخت حق عضویت تاکید کرده اند. تهیه کنندگی هم، حداقل همین است و باید به این سمت برود، ان‌شا الله می‌بریمش و خواهد رفت. یک مقدار تغییر سخت است و برخی آسیب‌ها به منافع شخصی و گروهکی، کار را به درازا کشیده است اما چاره جز این ندارد. سینمای ایران، یک سینمای حرفه ای و مطرح در جهان است که البته می توند ساقط شود و یا با دست خود نابود شود. که ان شا الله با یکی شدن اینها و با شرایط حرفه ای که برای تهیه کننده ایجاد می شود، این اتفاق نخواهد افتاد.

رییس پیشین سازمان سینمایی بیان کرد: دولت اجازه نمی دهد که سرمایه های فرهنگی و اقتصادیش را، دستخوش منافع فردی برخی یا به اصطلاح صنفی برخی دیگر (که حتما یک صنف جامع نیستند) کند. صنف مقتدر یکپارچه تهیه کنندگان حرفه ای، بر اساس این نظام نامه، دارای یک اساسنامه واحد خواهند بود که فکر می کنم به زودی به نتیجه برسد و در وزارت کار، ما یک صنف خواهیم داشت و این صنف باید بتواند بر اساس این اساسنامه مورد تایید صنف و وزارت ارشاد، باز تشکیل شود.

تهیه کننده باید تبدیل به یک مسئول مخیر شود

وی تصریح کرد: تهیه کننده باید تبدیل به یک مسئول مخیر شود چرا که نه اختیار بدون مسئولیت و نه مسئولیت بدون اختیار به درد نمی خورد. تهیه کنندگی یک تخصصی است که مسئولیتی است متناسب با یک مسئول اختیار دار و اختیاراتی دارد که متناسب با آن ها باید جواب بدهد. با تشکیل تشکل جدید تهیه کنندگان، کل مسیر سینما در راستای حیات طبیعی قرار می گیرد. یکی از موارد حیات طبیعی فیلم های فرهنگی است. یعنی یک تهیه کننده می بیند که در بقیه دنیا هم، یک استودیوی فیلمسازی برای تامین اقتصادش، ضمن اینکه چند فیلم پر فروش دارد، اما با آنها خودش را معرفی نمی کند، شناخته نمی شود و در جامعه هم افتخاری ندارد، بلکه سه چهار فیلم دیگر هم دارد که آثاری فرهنگی است که ممکن است مخاطب عمومی که صرفا به دنبال سرگرم شدن است را کمتر جذب کند، اما مخاطب نخبه، روشنفکر و فکور را بیشتر اقناع می کند. ترکیبی از این آثار می شود حیات طبیعی سینما.

با ساخت گلخانه ای آثار هنری‌، سینما به قهقرا می رود

ترکیب این آثار در سازمانها، کمپانی ها و استودیوهای تولیدی و شرکت های تهیه کنندگی قابل اتفاق است؛ وگرنه هرچقدر ما به صورت مصنوعی و گلخانه ای اقدام به ساخت فیلم های هنرمندانه، هنری و شاعرانه تر (که برای سینمای تجاریمان هم لازم است) بسازیم سینما به قهقرا می رود. سینمای تجاری دنیا هم ملهم از سینمای هنری، فرهنگی و فکور دنیا است و بدین واسطه ارتقا پیدا می کند وگرنه آن هم سیر قهقرایی پیدا می کند.

در اینجا وقتی سازو کار حرفه ای شد برای حیات بالنده و ادامه حیاتش و رو به جلو رفتنشان، مجبورند که بر روی فیلم های فکورانه، هنری و فرهنگی تر سرمایه گذاری کنند. ترکیبی از اینها در آن کمپانی ها تولید خواهد شد و با اندکی حمایت و توجه بیشتر این مسئله تسهیل شده و یا ترغیب بیشتری ایجاد می کند. راهی که سینما باید برود همین است. در برنامه هم همین را می گوید، ما هم در این مدت، وقت را صرف همین برنامه جامع کردیم. 

سینما رنگرزی نیست، با انسانها طرفیم

در حال حاضر، نظامنامه تهیه کنندگی با حضور همین تشکل های فعلی تمام و ابلاغ شده است. ما به شورای پروانه ساخت هم آن را اعلام کرده ایم و گفته ایم که من بعد، اساسا پروانه ساخت را بر اساس صلاحیت های اعلام شده بدهند، حالا این که صنف تهیه کنندگان یکی می شود یا نمی شود بحث دیگری است. حتی به فرض اینکه یکی هم نشوند، دولت بر اساس این نظامنامه عمل خواهد کرد.

محمد مهدی حیدریان در پایان تاکید کرد: ما که در سینما هستیم می دانیم که رنگرزی نیست و قدرت خداوند را هم نداریم که تا بگوییم کُن، بلافاصله بشود. طرف ما انسان و منافع اقتصادی انسانها هستند که باید به تدریج به یک مفاهمه می رسیدیم که فکر می کنم حدود هشتاد و پنج درصد آن پیش رفته و اگر بقیه آن هم انجام شود ما با یک گام بلند به سمت سینمای صنعتی پیش خواهیم رفت که هم حرفه ای باشد، هم اقتصادی و هم فرهنگی و همه این شاخص‌ها را در کنار هم داشته باشد.