حجت‌الاسلام سیدحسن خمینی گفت: دینداری ما کاریکاتوری است و تناسب در آن به هم ریخته است.

به گزارش خبرگزاری موج،  حجت‌الاسلام والمسلمین سید حسن خمینیدر مراسم رونمایی از کتاب تحریرالاصول در موسسه اسراء در قم که امروز برگزار شد، بیان کرد: در این جلسه می‌توان در چندین موضوع بحث کرد؛ از جمله اینکه آیا اصول فربه‌تر از حد لازم شده و یا سوهان روحی برای طلبه است.

وی ادامه داد: از مباحث دیگری که می‌توان مورد بحث قرار داد تقریراتی است که بر دروس امام (ره) نوشته شد. از تقریر آیت‌الله سبحانی تا تقریر آیات اشتهاردی، لنگرودی، فاضل، منتظری و جوادی آملی. همچنین می‌توان از مقرر اثر اخیر سخن گفت که چهره‌ای شناخته شده در فقه و تفسیر هستند.

سیدحسن خمینی با بیان اینکه امام(ره) فقیه زبردست و اصولی چیره‌دست بود که اگر حجاب سیاست و ورود در انقلاب بر آن حائل نشده بود این توانمندی بیش از همیشه پررنگتر مطرح می‌شد، گفت: سال ۱۳۷۸ توسط رهبری معظم انقلاب سال امام (ره) نامیده شد و کنگره‌ای به این مناسبت تشکیل شد. بنده هم سخنرانی در این کنگره داشتم و در مورد این مبنای امام (ره) که فرمودند قدرت شرط فعلیت تکالیف نیست و شرط تنجز است بحث کردم و این که امام (ره) با این دیدگاه چگونه ورود به مبارزه و انقلاب کرد؛ زیرا شک در قدرت می‌تواند شک در فعلیت هم ایجاد کند.

وی افزود: وقتی از تریبون خطابه پائین آمدم، یکی از بزرگان گفت: «همه این مطالبی که گفتی درست است، ولی  امام(ره) نمی‌ترسید و بقیه می‌ترسیدند»؛ خیلی از اوقات برای رفتارهایمان دنبال ادله می‌گردیم در حالی که این رفتارها تابع علل است؛ ترس یا شجاعت، طمع یا خوف، حسد یا کینه، حب نفس یا حب ذات الهی است که ما را به حرکت وا می‌دارد؛ درس و بحث بهانه‌ای است که بتوانیم در این فضا خودمان را با آن توجیه کنیم.

حوزه گرفتار ادله شده است

سیدحسن خمینی بیان کرد: شاید به همین جهت است که وقتی قرآن را به علی (ع) می‌دهند از آن علی (ع) بیرون می‌آید، ولی وقتی دست دیگری باشد از آن توجیه ظلم بیرون می‌آید؛ از فقه هم حماسه و هم رکود بیرون می‌آید؛ گرفتار ادله شده‌ایم در حالی که بحران ما بحران دیگری است؛ فقه، اصول و ادله همان است ولی چشم‌ها را باید شست و جور دیگری باید دید.

وی افزود: اگر مشکلی می‌بینیم در این است که جان و روح‌مان مشکل دارد؛ مرحوم مطهری در یکی از آثارشان فرموده‌اند که امام (ره) وقتی درس اخلاق می‌گفت یک هفته همه شاگردان ایشان در حوزه اشراق اخلاق او بودند و مانند مغناطیس جان‌های شاگردان را تنظیم می‌کرد؛ باید دنبال دلیل بگردیم ولی بیش از آن علل را باید بازیابی کنیم.

وی با بیان اینکه دینداری ما کاریکاتوری است و تناسب در آن به هم ریخته است، تصریح کرد: آیا واقعاً قبح اعمال در منظر ما به اندازه‌ای است که شریعت می‌گوید؟ اگر کسی زنا کرده باشد و بفهمیم با او رفاقت نمی‌کنیم، ولی فرمودند که غیبت از زنا بدتر است، ولی آیا ما پشت سر کسی که چند دقیقه قبل غیبت کرده نماز نمی‌خوانیم؟ آیا توانسته‌ایم حب نفس، دنیا، حسد و کینه را از خودمان دور کنیم؟

سیدحسن خمینی اظهار کرد: اگر امروز مشکلاتی در کشور می‌بینیم از زاویه همین علل است؛ طلابی به حوزه می‌آیند که نیاز به آنچه می‌خوانند دارند، ولی همه آنچه جامعه از ما انتظار دارد همین آموخته‌ها نیست؛ با یک کمپلکسی از عقده‌های فروخفته وارد و از حوزه خارج می‌شویم، ولی امروزه با جامعه‌ای مواجه شدیم که انتظاری فراتر از مطالب درون کتب ما دارد؛ از من و شما انتظار خوب و بهترشدن و بهتر بودن دارد؛ برای آنان آنچه را بلدیم می‌گوییم، ولی مردم انتظار دیگری از ما دارند.

اعجاز امام

استاد حوزه علمیه با بیان اینکه امام (ره) به دین نگاه کاریکاتوری نداشت، اظهار کرد: اگر کسی ظلم کرده بود نمی‌توانست با او کنار بیاید؛ اگر کسی حق دیگری را خورده بود نمی‌توانست با او کنار بیاید؛ این طور نبود که فریاد در برابر مشروب‌فروشی و سینما بالا برود، ولی نسبت به اصل قضیه سکوت کند؛ اینکه مردم دنبال امام (ره) رفتند به خاطر سیادت، زیبایی، آخوند و مرجع بودن ایشان نبود که در طول تاریخ از این موارد زیاد داشتیم؛ امام(ره) خطیب توانمند هم نبود و آیه و روایت هم کم می‌خواند؛ اعجاز سخن امام (ره) این بود که به علل می‌پرداخت و دست روی دردها می‌گذاشت؛ درد مردم را نشان داد و خودش هم دوای درد شد.

وی با بیان اینکه امام(ره) کمند بلای مخالفین انسانیت و کلید نجات جامعه شد، افزود: یکی از ویژگی‌های ممتاز امام (ره)، این بود که شاگردانی در فضای مغناطیس وجودشان پرورش دادند که این‌ها تحت تأثیر فضای تربیتی، عمق و جان تازه‌ای گرفتند؛ این مغناطیس از نزدیکترین حلقه‌ها شروع شد و تا کسانی که مانند اویس قرن او را ندیدند، ولی مجذوب او شدند و یک شب ره صد ساله را رفتند.

سیدحسن خمینی تصریح کرد: مردم ولایت فقیه را از طریق روایت عمر بن حنظله نپذیرفتند بلکه دوای درد خود دیدند و براهمین حکومت اسلامی را براساس براهین مختلف نپذیرفتند و گفتند که اگر امام (ره) می‌گوید که آن چیزی خوب است، حتماً خوب است؛ رهبر معظم انقلاب چندین بار در مورد امام(ره) این تعبیر را فرمودند که اگر بعدها می‌آمدیم و می‌شنیدم که چنین آدمی آمد و رفت غبطه می‌خوردیم که چرا در دوره چنین شخصیتی نبودیم؛ این حوزه اشراق امام (ره) بود که انسان تربیت کرد.

وی همچنین با تجلیل از آیت‌الله جوادی آملی گفت: بنده آن مقداری که توفیق داشته‌ام از محضر آیت الله جوادی آملی بهره ببرم، تأثیر وجودی ایشان بیش از تأثیری است که از ادله ایشان می‌گیرم. درس ایشان بیش از آن که برای بنده دارای مطلب بوده باشد که هست، دارای نورانیتی بود که شاگردان امام(ره) از ایشان فراگرفتند و می‌توان این مطلب را پایه عبور از مشکلات در جامعه کنیم.