گفتگوی مقام معظم رهبری با نخست وزیر ژاپن، نماد مذاکره یک انقلابی با یک مدیر تکنوکرات بود و تا مدت ها مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهد گرفت.

محمور رضا امینی -خبرگزاری موج: شاید به میزانی که ترامپ به واسطه گری شینزو آبه فکر کرده بود و دل خوش کرده بود با میزانی که ژاپن از نظر دیپلماسی، تحت تاثیر آمریکا قرار دارد رابطه ای مستقیم وجود داشته باشد. در واقع، اگر قرار بود رهبر دیگری غیر از آبه پیام ترامپ را برای جمهوری اسلامی بیاورد، یکجانبه گرایی آمریکا و دونالد ترامپ را نمی پذیرفت. با این حال، نخست وزیر ژاپن بر اساس اینکه بالاخره به کشوری تعلق دارد که حدود 70 سال عملا تحت تاثیر سیاست های آمریکا قرار داشته و نتوانسته راه مستقلی برای خود در پیش گیرد، حامل این پیام شد.

این گزاره به معنای تحقیر ژاپن نیست بلکه به این معناست که انتخاب ژاپن برای آمریکا جهت میانجی گری به آن دلیل بود تا بتواند آنچه را که مقصود شخص ترامپ و هیات حاکمه آمریکا است را بدون تعلل و تغییر منتقل کند. قطعا در این پیام، به تجاربی که در پیام گورباچف به امام (ره) و یا حتی پیام قبلی آمریکا که پدر شینزو آبه برای ایران آورد ، توجه نشده بود. در عین حال، متاسفانه فضای دیپلماتیک ما در کشور و یا به عبارتی فضای کنش دیپلماتیک دیپلمات های ما در کشور به نحوی سازماندهی شد و شکل گرفت که در افکار عمومی چنان مطرح شد که آمدن شینزو آبه عملا به معنای باز شدن درهای فراوانی به سوی جمهوری اسلامی ایران است و به نوعی، تلطیف کردن فضای عمومی برای مذاکره با آمریکا مطرح شد. از این رو، شاید در محافل عام و خانه های مردم این نکته گفته می شد که می گفتند ژاپن و نخست وزیر آن به ایران می آید و مسائل بین ایران و آمریکا حل خواهد شد. انتظار عمومی هم این بود که آمدن شینزو آبه به ایران به اتفاق مهمی ختم خواهد شد. در واقع اگر ما بخواهیم یک تحلیل سیاسی در مورد این پیام انجام دهیم شاید بتوانیم بگوییم که پیام آور کسی بود که می تواند و می توانست خارج از قاعده تحریم ها کاری انجام دهد.

مذاکره نخست وزیر ژاپن با مقام معظم رهبری به یک مذاکره تاریخی در عرصه روابط بین الملل تبدیل شد. این مذاکره تفاوت یک انقلابی را با یک مدیر و دیپلمات تکنوکرات به خوبی نشان داد. بالاخره موضعی که مقام معظم رهبری در آن قرار داشت، موضع آری یا نه قاطع به ترامپ بود. در این مورد هیچ شکی وجود ندارد. در واقع، مقام معظم رهبری بایستی به صراحت مطلب را ادا می کردند. آنچنان وضع ترامپ و آمریکا در سخنان مقام معظم رهبری در گفتگو با شینزو آبه تبیین شد که جای هیچ گونه اما و اگری برای بحث نماند و قاعدتا نکاتی که مقام معظم رهبری و اشاراتی که ایشان داشتند به قدری قاطعانه بود که شاید تا مدت های مدید دیپلمات های دنیا باید آن را تجزیه و تحلیل کنند. گرچه پاسخ های توئیتری اولیه ترامپ و کنش هایی که خصوصا در ارتباط با حادثه برای نفت کش ها در خلیج عمان نشان داد خیلی عجولانه و ناشیانه بود ولی دیپلمات های قهار بین المللی این گفتگو و مذاکره را با دقت تحلیل می کنند.

واقعیت این است که ما باید یک دلیل داشته باشم تا با آمریکا مذاکره کنیم. اگر دلیل ما این است که آمریکا قدرت است و سلطه دارد، پس باید با آن مذاکره کنیم این بدان معناست که ما می خواهیم مذاکره در قالب یک سلطه گر و یک سلطه پذیر انجام دهیم. اگر بر این باور هستیم که آمریکا در تاریخ تعاملاتش با ما هرگز روی خوشی را برای ما نداشته است پس این نکته باید تبیین شود و اگر مذاکره قبلی با امریکا موفق نبوده است و کسی که پشت به مذاکره کرده آمریکا بوده و به هیچ عنوانی اعتمادی به آمریکا و مذاکره با آن وجود ندارد، این نکته نیز حتما باید تبیین و توضیح داده شود.

به عبارتی مذاکرات نخست وزیر ژاپن و مقام معظم رهبری یک کلاس آموزشی مذاکره دیپلماسی انقلابی در برابر جریان رایج دیپلماتیک بود. در دیپلماسی رایج و متعارف حتما صداقت معنا ندارد. در دیپلماسی متعارف حتما راستگویی و وفای به عهد بی معناست. حتما نوشته ها، تعهدی را بوجود نمی آورند. حتما مصوبات الزام آور نیستند. حتما آنچه گفته می شود تضمینی برای به اجرا درآمدن در صحنه عمل ندارد.مذاکرات دیپلماتیک در این قالب، مذاکراتی برای مذاکره هستند. تاریخ نشان نمی دهد که این قسم مذاکرات در یک سطح متعادل انجام شده باشند. اجازه دهید حتی برگردیم به مذاکراتی که شوروی سابق با آمریکا در مباحث هسته ای و موشکی داشت درآنجا هم به وضوح مولفه های دیپلماسی رایج در سطح بین المللی را دیده ایم. در مذاکره اخیر نخست وزیر ژاپن با رهبر معظم انقلاب اسلامی، واقعیت های عینی جلوه گر شدند. این نکته مورد تاکید قرار گرفت که به آمریکا اعتمادی نیست. آمریکا خود از پیمانی که آن را بسته بود خارج شد. دونالد ترامپ در همان زمان که پیام آور خود را می فرستد، علیه کشورمان صحبت می کند و تحریم می کند و با ایجاد حادثه خلیج عمان، فتنه گری می کند. اما به واقع باید پرسید بازتاب های گفتگوی مقام معظم رهبری با نخست وزیر ژاپن چیست؟ ما اگر می پذیرفتیم کل ادعاهای ترامپ را و در واقع مذاکره سلطه گر با سلطه پذیر را می پذیرفتیم، شرایط مساعدی قطعا برای ما ایجاد نمی شد. با این حال، مذاکره اخیر بی نتیجه هم نبود. مسوولان ارشد کشورمان در جریان این رویداد، آمادگی خود برای درهای باز روابط سیاسی و اقتصادی با ژاپن را اعلام کردند. به عبارتی، اگر از این مسیر بخواهد اتفاقی به طور عملی بیفتد امکان پذیر هست. تصور من این است که این مسیر می تواند بهتر از رویه هایی چون اینستکس برای کشورمان باشد. زیرا  واقعیت نشان داده است که اروپایی ها هم قابل اعتماد نیستند و در رویه های خود کاملا متکی به آمریکا می باشند.