چند روزی است که شرایط برق برخی مناطق شهرستان اهواز به چنان درجه ای از وخامت رسیده که بعضا برخی از شهروندان اهوازی و اطراف ، بی برقی ۸ تا ۱۲ ساعت را تجربه کرده و می کنند که می توان وضعیت پیش آمده را از جمله علایم یک‌ بحران واقعی تلقی نمود.

علی عبدالخانی- خبرگزاری موج؛ بحران را اینگونه تعریف کرده اند: <<پیشامدی است که بصورت ناگهانی و گاهی فزاینده رخ می دهد و به وضعیتی خطرناک برای فرد، گروه و یا جامعه می انجامد. رفع بحران به اقدامات اساسی و فوق العاده نیازمند است>>.

مدیریت بحران نیز اینچنین تعریف شده است :

<<فرایند پیش بینی و پیش گیری از وقوع بحران، برخورد و مداخله در بحران و سالم سازی بعد از وقوع آن را مدیریت بحران گویند>>.

رییس سازمان پدافند غیر عامل کشور بعد از بحران قطع آب و برق در خوزستان در مورخ ۲۰ فروردین ۹۶ گفت:<<برای اولین بار شاهد دومینوی حادثه و قطع ارتباطات بودیم و جدای از اقدامات فوری که در آن مقطع باید انجام می شد، لازم است در جمع کارشناسی این حادثه را مستند ساخته و ضعف ها و اشکالات بررسی شود تا بدانیم کجای این بحران ناشی از ناتوانی های فنی یا مدیریتی است>>.

جمله پایانی رییس پدافند غیرعامل به سو مدیریت در پدید آمدن بحران اشاره می کند.

چند روزی است که شرایط برق برخی مناطق شهرستان اهواز به چنان درجه ای از وخامت رسیده که بعضا برخی از شهروندان اهوازی (باوی، کارون و حمیدیه) بی برقی ۸ تا ۱۲ ساعت را نیز تجربه کرده و می کنند که با توجه به شدت گرمای موجود از یک‌ طرف و شرایط روزه داری مردم از طرف دیگر همچنین بی آب شدن تبعی آن مناطق و تسری و استمرار این وضعیت به سایر مناطق و روستاهای اهواز،  می توان وضعیت پیش آمده را از جمله علایم یک‌ بحران واقعی تلقی نمود و به یک مدیریت لایق و توانمند (مدیریت بحران) نیاز فوری دارد. با این وجود عده ای از مسئولین و اصحاب رسانه!! بر بکارگیری کلمه بحران در وصف وضعیت پیش آمده برای برق اهواز خرده می گیرند و بطور کلی نقش ناکارآمد بودن عنصر مدیریتی در خلق چنین بحرانی را انکار می کنند.

با توجه به تعریف روشن بحران و مدیریت بحران که در ابتدا آمد، استاندار و همکاران ایشان باید توضیح دهند که نقش مستقیم مدیران برقی که از پیش بینی ابتدایی ترین امور فنی درون حوزه ای خود عاجز هستند، در بوجود آمدن این بحران، به چه میزان بوده است؟

آیا قطعی برق به حالتی خطرناک برای فرد و جامعه تبدیل نشده است؟

با توجه به اصل پیش بینی در بحث مدیریت و لزوم ‌اتخاذ تدابیر لازم ، آیا مسئولین برق برای رفع و عدم وقوع بحران به کارهای اساسی و فوق العاده روی آورده بودند؟

در حالی که برای اولین بار تایم کاری ادارات اهواز و... به ساعت ۱۲ ظهر تنزل پیدا می کند، آیا چنین کاهشی بخودی خود دلیل بر عمق بحران برق در اهواز و روی آوردن مسئولان به شیوه های تسکینی و غیر اصولی نیست؟

پس از بحران سال گذشته برق اهواز که بعدی ملی بخود گرفت، انتظار این بود که میزان قصور و تقصیر مدیریت برق (در یک فضای کارشناسی) تعیین شود که نه تنها چنین نشد بلکه دور منفی چرخ مدیریتی مورد نظر با همان شکل و ترکیب، با شتاب بیشتر به فعالیت خود ادامه داد.

این اصرار بر ابقای برخی اشخاص چه چیزی جز عناد مسئولین با آسایش مردم، و تقدم منافع گروهی و محفلی بر منفعت عمومی می تواند داشته باشد؟

در شرایطی که بحران دوم برق اهواز به فاصله کمتر از ۴ ماه با بحران اول، جان و روان و اقتصاد اهوازیها را در می نوردد و خسارات مادی و معنوی فراوانی را به مردمان این شهر (و بخشها و روستاهای همجوار) تحمیل می کند، در چنین حالتی ابقای مدیرانی که حوزه تحت مدیریت آنها در مدت ۴ ماه گذشته اینچنین آشفته بوده است، چه محملی از مصلحت یا منطق می تواند داشته باشد؟

در یک‌ نظام مدیریتی محترم و شایسته محور، حق آن نبود که وزارت متبوع با لحاظ همه ضعف ها و نابسامانی های موجود، قوی ترین نیروهای موجود را فارغ از اینکه تابع کدام محفل یا گروه یا جماعت متنفذ هستند، شناسایی و یک تیم  مدیریتی منسجم و قوی را در راس امور برق قرار دهد و...

بر اساس تعریف بحران، ناتوانی در شمارش شفاف آرای مربوط به انتخابات شورای شهر اهواز و عجز از اعلام نتایج در مواعید قانونی و دهها تضاد و تعارض حقوقی، نوعی دیگر از یک‌ بحران است که از منشائی بنام سوء مدیریت تغذیه می شود.

براستی چرا مردم اهواز تاوان بحرانهایی که منشا آن ها کاملا مدیریتی است را باید بپردازند؟!

 

 

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج