در مقدمه باید متذکر شدکه این گفت‌و‌گو بر خلاف رویۀ جاری، گفت‌وگویی مبتنی بر تبلیغ و آمار و عرض‌اندام نیست؛ بلکه حدیث دردی است مصداق « خار در چشم و استخوان درگلو» به همین دلیل هم نامی از مصاحبه شونده در میان نیست. او که طمع نان و نام نداشت، مشکلات وزارت آموزش و پرورش را برحسب وظیفه گفت شاید که نافع شود و کارساز...

یکی از مسئولان ارشد وزارت آموزش و پرورش در دوره وزارت سید محمد بطحایی ، وزیر مستعفی وزارت آموزش و پرورش در گفتگوی تفصیلی با خبرنگار آموزش خبرگزاری موج، از ابهامات استعفای بطحایی پرده برداشت و به بسیاری از معضلات درون سازمانی که مانع پیشرفت این وزارتخانه شده‌اند و در استعفای وزیر اسبق موثر واقع شده اند، اشاره کرد.

لارم به ذکر است که قسمت نخست این گفتگو 26 خرداد 98  و قسمت دوم 9 تیر 98 منتشر شد.

در ادامه قسمت سوم این گفتگوی تفصیلی تقدیم خواهد شد. امید که این گفتگو بتواند در بیان و انتقال معضلات و رخداد اجتماعی مسئولانه در بین اهالی فرهیخته وزارت آموزش و پرورش نقشی هرچند کوچک ایفا کند.

و در نهایت متذکر می‌شود که این مقام فرهنگی تقاضای این گفتگو را مشروط بر این پذیرفت که در سراسر مطلب، نامی از وی در میان نباشد.

***

مسئولانی که سند تحول بنیادین را با سند خانه و خودرو اشتباه گرفته اند

مدیر ارشد وزارت آموزش و پرورش با ابراز تاسف از اشتباهی که مسئولان در ارزیابی سند تحول بنیادین وزارت آموزش و پرورش مرتکب شده اند، گفت: در این مدت بازخوردهای رسانه‌ها در مورد استعفای آقای بطحایی را می‌خواندم. خیلی جالب است، مسئولان قانون‌گذار مملکت در گفت‌وگو با رسانه‌ها به سند تحول بنیادین ایراد گرفته و این سند را مورد هجمه قرار داده بودند. کاش می‌شد از آنها پرسید آیا مطمئنید این سند را با سند خانه و خودرو اشتباه نگرفته اید؟!

مسئولی که سیاسی‌کاری کند و دروغ بگوید صلاحیت خدمت ندارد

وی در ادامه افزود: دردناک است که چنین مسئولانی سند 2030 را با سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش اشتباه بگیرند. این اشتباه از دو حالت خارج نیست؛ یا مسئولان یا از روی ناآگاهی و ضعف اطلاعات این خبط و خطا را مرتکب شده اند، یا دانسته و به واسطه تعصب به جناح و دسته سیاسی خود و برای اینکه از این طریق عوام فریبی کنند و بطحایی را زمین بزنند، مرتکب این اشتباه شده‌اند. با این حال در هر دو صورت صلاحیت کاری چنین مسئولانی زیر سوال می‌رود. در حالت اول باید پرسید که چرا باید یک مسئول قانونگذار ندانسته اظهار نظر کند؟ این اظهارنظر مضاف بر مسئله حق الناس، توخالی و بی سواد بودن یک مسئول را گوشزد می کند. حجت آن هم این است که چنین مسئولانی مملکت را به تراز فعلی رسانده اند. در حالت دوم چرا یک مسئول نباید آنقدر صداقت و شرافت‌کاری داشته باشد که بجای آنکه با رهنمودهای خود، جامعه را راهنمایی و در مسیر شفاف سازی قدم بردارد، برعکس موجبات انحراف فکری و سو ظن جامعه را فراهم می‌نماید؟ بنابراین در هر دو صورت تشریح شده و با دلایلی که عرض کردم، چنین مسئولی صلاحیت خدمت ندارد و اشتباهی به درون قوه قانونگذار مملکت راه یافته!

 

صحن علنی مجلس شورای اسلامی - ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸/ بطحایی مجلس

افراد سیاست زده و منفعت طلب استعفای بطحایی را رقم زدند

این فرهنگی با سابقه در ادامه با بیان اینکه در مورد حالت دوم یعنی  عوامفریبی و دانسته عمل کردن، بی‌شک انگیزه سیاسی و جناحی دخیل است، اضافه کرد: در حالی که اصل مسلم آموزش و پرورش می گوید نباید آموزش و پرورش سیاسی اداره شود. اما همه می دانند که افراد سیاست زده منفعت طلب که از انقلاب فقط ماحصل مادی آنرا طلب می‌کنند، استعفای بطحایی را رقم زدند. چرا چنین جریان و جناح سیاسی جوی مملو از دروغ و تهمت ایجاد کند؟ آیا در این هدف صلاح مملکت موجود بوده؟ خیر! در این بلبشویی که به بهانه کلیپ ساسی مانکن و جریانات دیگر پیش آمد، نهایت هدف این جریان سیاسی، دستیابی به منابع مالی عظیمی بود که در برخی مدارس خاص از طریق دریافت شهریه‌ برای این نحله فکری فراهم می‌شد. منظورم همان مدارسی است که مدیریت آنها بر عهده چهره هایی است که شهریه سالیانه مدارس شان برای هر دانش آموز گاه تا 300 میلیون تومان آب می‌خورد! این چهره‌ها می دانستند بطحایی یکی از اقداماتش بریدن نان چنین مراکزی بود. نه نانی که حق شان باشد، بلکه نانی که از روی حرص و آز و شکمبارگی به زور رابطه به جیب می زدند. جالب این است که همین چهره‌ها نه تنها در وزارت آموزش و پرورش بلکه از 30 وزارتخانه و نهاد و سازمان وابسته به بیت المال هم ارتزاق می‌کنند و دست آخر گرسنه و حریص هستند.    

منفعت‌طلبان در این نظام آموزشی حسینقلی‌خانی نسل های آینده را بی سواد بار می‌آورند

وی با اشاره در دفاع از سند تحول بنیادین خاطر نشان کرد: اگر بخاطر داشته باشید تقریباً در آخرین دیدار بطحایی و مسئولان آموزش و پرورش با رهبر معظم انقلاب همین مسئله یعنی دو سند ۲۰۳۰ و سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش مقایسه شد. خود حضرت آقا هم بر روی سند تحول صحه گذاشتند. اما از آنجایی که سند تحول بساط زیاده خواهان را جمع می‌کرد و می‌کند، با اجرای آن مخالفند و چون نمی‌توانند بصورت علنی مصالح شخصی خود را بر مصالح ملی مملکت ارجح قلمداد کنند و در ظاهر بصورت علنی با سند تحول مخالفت کنند، به حواشی متوسل می شوند و برای وزیری که مصالح مملکت را اولویت کار خود قرار داده، می‌زنند و در صدد هستند با لابی‌گری‌های خود وزیر حرف شنوی را روی کار بیاورند که تنها به عنوان عاریتی وزیر دلخوش باشد و این افراد را بحال خود واگذارد که هر طور مایلند، با فرهنگ و آموزش این مملکت تا کنند. چرا که آنها از آموزش و پرورش سفره ای رنگین ساخته اند و مهم برای آنها انباشت شهریه‌های نجومی است. و در این نظام آموزشی حسینقلی خانی نسل های آینده به واسطه زیاده خواهی و جهالت آنها بی سواد بار خواهند آمد.

تربیت نیروهای متعهد و دلسوز و وطن‌دوست در گرو اجرای سند تحول بنیادین است

مسئول ارشد وزارت آموزش و پرورش در مورد بحث سند تحول بنیادین متذکر شد: ای کاش امکانی فراهم می‌شد که با چنین مسئولانی که سرنا را از سر گشاد آن می زنند، مناظره برپا کرد و از آنها پرسید که در یک جمله سند تحول بنیادین را تعریف کنند. این سند در راستای تربیت نیروهای متعهد و دلسوز و وطن دوست و متخصص تدوین و تعریف شده است. به این خاطر پیگیری می شود که دیگر در آینده مملکت ما دچار مشکلاتی که در حال حاضر آموزش و پرورش دچار آنهاست، نشود. این سند مشکلات را حل می‌کند و زیر ساخت یک نظام آموزشی قدرتمند را در اختیار فرهیختگانی که در انتظار خدمتی صادقانه اند قرار می دهد. مشروط بر آنکه هر کس ساز خود را نزند و در جهت منفعت طلب شخصی خودش حرکت نکند. ما به معلم دلسوز و متعهد نیاز داریم.

اگر معلم درست تربیت شود، جامعه نیز درست تربیت خواهد شد

وی در بخش دیگر سخنانش یادآور شد: جامعه هنوز اتفاقاتی که در آن چند معلم فاسد با دانش‌آموزان ارتباط ناسالم برقرار کرده بودند، را فراموش نکرده است! کسانی که این سند را طرح زده اند، تمام این موارد را زیر ذره‌بین گذاشته‌اند. سند تحول بنیادین در حوزه تربیتِ درستِ معلم می‌گوید: اگر معلم درست تربیت شود، جامعه نیز درست تربیت خواهد شد و قطعاً چنین اتفاقاتی رخ نخواهد داد.

برای وزارت وزیری می خواهند که اجرای سند تحول بنیادین را متوقف کند

این فرهنگی کارکشته در ادامه عنوان کرد: مسئله دیگر این است که این همه در راستای سند تحول بنیادین حرکت و انرژی صرف شد، اما الان رسماً اجرای سند تخطئه شده است. چرا بعد از  بطحایی برخی از معاونان وی را برای سرپرستی وزارت آموزش و پرورش و نهایتاً وزارت پیشنهاد دادند، اما هر کدام به نحوی رد شدند؟! آنها به تمام ضعف ها و قوت های وزارتخانه اشراف دارند. اما شواهد و قرائن حاکی از آن است که همین جریان فکری منفعت طلب به دنبال کسانی بودند که اساسا با سند تحول بنیادین زاویه داشته باشند و با روی کار آمدن وزیری که اجرای سند تحول را متوقف کند، بتوانند رسما آنرا بایکوت کنند.

ساختار این وزارتخانه باید براساس فرهنگ اسلامی- ایرانی متحول شود

وی اضافه کرد: در یک کلام باید گفت که آموزش و پرورش ما اوضاع خوبی ندارد. باید ساختار این وزارتخانه براساس فرهنگ اسلامی- ایرانی به روز و متحول شود. تمام سازمان های پژوهشی در سال های گذشته مصداق ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کار بوده اند که این سند را تدوین و تفسیر کنند. نمی‌شود که چند نفر منفعت‌طلب که حس می‌کنند در این وزارتخانه منفعت آنان در خطر است، چوب لای چرخ تحول در نظام آموزشی کشور شوند؟ این چند نفر آنقدر مردانه نیستند که بیایند و رو در رو حرف هایشان را بزنند و مدام با توسل به تهمت و افترا افراد درستکار را از گردونه خارج می‌کنند و هر طور که شده مخل اجرای سند تحول شده اند.

 

سند تحول بنیادین

پیشرفت واقعی کشور در گرو اجرای سند تحول بنیادین است

این فرهنگی فرهیخته در بخش دیگری از سخنانش تصریح کرد: من نمی دانم به کدام مقدسات با‌ید قسم خورد و  چگونه باید اثبات کرد که پیشرفت واقعی کشور با تحول در نظام آموزشی محقق می‌شود. چون پیشرفت واقعی ما در گرو اجرای سند تحول است. ما همین طور هم عقب مانده‌ایم. وزارت آموزش و پرورش آنگونه که باید رنگ و بوی انقلاب و استقلال را به خود نگرفته است. در این مدت هر دولتی ماموریتی به کشورهای دیگر داشته برای تحقیق و پژوهش در مورد نظام آموزشی آنها و در زمان برگشت سعی کرده بخشی از نظام کشورهای مختلف را بر پیکر بی جان آموزش و پرورش ما تزریق کنند. خب این هم دردی است که از همان اصالت نصفه نیمه کاسته است.

قانون مار و پله در قانون تغییر وزرای آموزش و پرورش

وی در بخش دیگری از اظهاراتش با انتقاد از نبود یک برنامه منسجم در شیوه مدیریت وزرا و نبود الزامی که یک وزیر را ملزم به اجرای قوانین مصوب قبل کند گفت: حکایت عوض شدن وزارت در آموزش و پرورش حکایت بازی مار و پله است که با آمدن یک وزیر تمام دستاوردهای دیگری فنا می شود و یا یکی قوانین مصوب قبل را نادیده می گیرد، از طرفی تا وزیری می آید مثنوی هفتاد من کاغذ عقب ماندگی ها را مطالعه کند و پس از اشراف در جهت رفع رجوع آنها قدم بردارد، یا به منافع منفعت‌طلبان بر‌می‌خورد یا وقت اتمام دولت، یا زمان استیضاح است و باید وزیری دیگر بیاید و دوباره نقطه سر خط! با این همه اگر یک همدلی در وزارتخانه ای باشد می توان در جهت اجرای قوانین گام برداشت. اما متاسفانه باز افراد منفعت‌طلب استخوان لای زخم آموزش و پرورش هستند. چرا باید یک وزیر و یک وزارتخانه، لنگ چند نفر که در پشت پرده تمام مناسبات را در دست دارند، بماند؟ این افراد وجودشان مخرب است. کاری ندارند آینده آموزش و پرورش مملکت چه خواهد شد، چرا که فرزندان و نوادگان خود را با بورسیه برای تحصیل به آن سوی مرزها می فرستند. افرادی از این قماش در ادوار مختلف تاریخ هم بوده اند.

سیاسی کاران و منفعت طلبان، مصالح ملی ما را تحت الشعاع قرار می دهند

این مسئول ارشد آموزش و پرورش در ادامه با اشاره به تک‌روی و زیاده‌خواهی افراد مورد بحث در این وزارتخانه افزود: ارجح دانستن منافع فردی بر مصالح ملی والله که خیانت آشکار به کشور است. فردا روز تاریخ در مورد این آقایان قضاوت خواهد کرد. بهتر است این افراد سفره رنگین شهریه‌های امروز را نبینند و دید خود را به فرداها متمرکز کنند. مطمئن باشند این موج شفافیت  که در کشور راه افتاده این آب گل‌آلود را شفاف خواهد کرد و مردم در آینه‌ای روشن هر آنچه که از حقیقت نسب و نسبت دارد را به عینه خواهند دید و در روز اقتدار نظام که نظام آموزشی متحول شود، آن روز رو سیاهی برای ذغال خواهد ماند. چرا که حرف تنها افترا بستن و پاپوش دوختن برای یک وزیر نیست؛ بلکه اقدامات چنین افراد نادانی دانسته و ندانسته سرنوشت کشور و مصالح ملی ما را تحت الشعاع قرار می دهد. ناراحتی از این بابت است نه برای رفتن و ماندن بطحایی و بطحایی ها. بنده نه وکیل وصی بطحایی هستم، نه او طفل صغیری است که نیاز به حمایت من داشته باشد و نه بیکار می‌ماند و نه گرسنه. بلکه برعکس از قدیم گفته اند: «عدو شود سبب خیر گر خدا خواهد » چرا که با شناختی که در این مدت از بطحایی پیدا کرده ام، او عاشق خدمت به مملکت است و بر همین اساس قطعا شرایط بهتری برای خدمت به او رو می کند. من فقط بخاطر عشق و علاقه 50 ساله ام به وزارت آموزش و پرورش و طبق وظیفه ای که به نظام آموزشی کشور داشته ام، از سر انصاف این موارد را بازگو کردم و در این پنج دهه ای که در این وزارتخانه خدمت کرده ام، یک دهم این گفتگو در این مدت بر زبان من جاری نشده است. بیشتر عمل کرده ام، چون اعتقاد دارم دوصد گفته چون نیم کردار نیست.    

برخی از مسئولان به طرز شرم‌آوری دوچهره ای هستند!

واقعا دردناک است که برخی از مسئولان در نظام جمهوری اسلامی تا این اندازه دو چهره ای هستند. بعد ما با تعجب می پرسیم چرا به اینجا رسیده ایم؟ اینکه چرا ندارد؟ کاملا واضح و مبرهن است. چرا باید یک نماینده مجلس به واسطه مصونیت قانونی هر بهتان و افترایی را به یکی بزند و در مقابل اعتراض ها پاسخگو نباشد. همین تجارب تلخ مردم را از انتخابات گریزان کرده. مردم با اصل نظام مشکل ندارند اما وقتی به حافظه تاریخی خود رجوع می کنند می بینند برخی از بدعهدی ها از سوی برخی از نمایندگان مجلس است. ضمن آنکه باید در همین جا متذکر شوم که منظور از نمایندگان مجلس چند نفر خاص هستند نه کل نمایندگان. برعکس ما در مجلس نمایندگان شریف و درستکار که وکلای واقعی ملت هستند را هم داریم. نمایندگانی که واقعا الگو هستند و بعضا بیش از سه دهه در مجلس به مردم خدمت کرده اند.

ادامه دارد...