"بارش برف در محور شمشک دیزین، سحرگاه پنجشنبه منجر به مرگ یک کارگر و زخمی شدن همکارش شد."خبر فوق سیاهکاری روزگار را در صبحی سفید تصویر کرد و متولیان امر در مقابل بازگویی دلایل این حادثه روزه سکوت گرفتند!

علی خدایی-خبرگزاری موج؛ برف در نخستین بارش سنگین خود در شامگاه چهارشنبه گذشته موجب مسدود شدن محور شمشک- دیزین شد. با اینکه در اخبار آمده بود که محور یاد شده پیشتر از سوی پلیس و اداره راهداری منطقه مسدود اعلام شده، اما بهره‌بردار پیست اسکی دیزین از نیروهای راهداری کمک می‌خواهد که به هر طریق ممکن موجبات تردد خودروها را فراهم کنند! اکیپی درخواست بهره بردار را اجابت می‌کند و برای بازگشایی محور یاد شده در نیمه‌شب چهارشنبه و ساعات منتهی به سپیده دم پنجشنبه که برودت هوا طاقت فرسا  بود به منطقه اعزام می شوند. در حال بازگشایی راه مواصلاتی مذکور به دلیل بی توجهی سرپرست اکیپ بازگشایی، سقوط بهمن حادث می شود و موجبات مرگ کارگر راهداری و زخمی شدن همکار دیگرش را فراهم می کند.

خبرنگار خبرگزاری موج از نخستین ساعات روز شنبه پیگیر موضوع و روشن شدن ابهامات این خبر شد. ابهاماتی که در اخبار مندرج رسانه ها  اشاره ای به آنها نشده بود. اما روابط عمومی اداره راهداری تهران پس از چندین تماس بی پاسخ عاقبت در گفتگو با خبرنگار موج با هدف فیصله دادن به ماجرا اعلام کرد که کارگر جان باخته و همکار مصدومش جز نیروهای راهداری نبوده اند و بصورت پیمانی با این سازمان همکاری داشته اند.

اما در مقابل اصرار موج مبنی بر ارتباط و گفتگو با یکی از مسئولان این اداره و پاسخگویی به سوالات و ابهامات موجود، با ادعای اینکه اطلاعیه ای در حال تنظیم است که شرح ماوقع حادثه در آن خواهد آمد و برای موج و سایر رسانه ها ارسال خواهد شد مکالمه را پایان داد.

با این وجود اصرار برای ارتباط با مسئولان این اداره طی تماس های مکرر تا ساعت 21 روز شنبه ادامه داشت که در نهایت اعلام شد مسئولان ذیربط به منازل خود مشرف شده و ارسال اطلاعیه موعود روابط عمومی و ایضا وعده گفتگو با مسئولان به صبح روز بعد موکول شد! اما با کمال تاسف روز یکشنبه تمامی تماس‌ها بی‌پاسخ ماند و رد تماس شد.

با این وجود بر اساس گاردی که اداره راهداری در مقابل موج گرفت و از ورود این خبرگزاری برای رمزگشایی از حادثه مذکور ممانعت به عمل آورد، به نظر می رسد که خبط و خطای خواسته یا ناخواسته اداره راهداری هم در بروز این حادثه تلخ نقش داشته است! با این احوال ذکر چند احتمال قریب به یقین خالی از لطف نیست که در ادامه عنوان می شود.

یکم : در خبرها آمده بود که محور یاد شده با آغاز بارش برف از سوی پلیس راهور و اداره راهداری مسدود و رفت و آمد در آن ممنوع اعلام شده است. اما با اصرار بهره بردار پیست دیزین راه باز می شود. حالا این سوال پیش می آید که بر اساس چه منطقی محوری که از سوی راهداری مسدود اعلام می شود با تماس و اصرار بهره‌بردار پیست بازگشایی می‌شود؟ اصلا چه دلیلی برای بازگشایی چنین محور مواصلاتی پر خطری وجود داشته؟ ضمن آنکه مگر کدام متولی غیر از اداره راهداری امکان بازگشایی این راه برفگیر را دارد؟ بنابراین مسدود شدن راه یاد شده از سوی راهداری تنها در عرصه و زمان تنظیم خبر، آنهم پس از رخداد واقعه مرگ کارگر نگون بخت صورت می گیرد و به احتمال زیاد تنها پلیس راهور با آغاز بارش ها این راه مواصلاتی را مسدود و رفت و آمد در آن را ممنوع اعلام کرده بود که اداره راهداری برای تبرئه خود پس از مرگ کارگر نام خود را به پلیس راهور الصاق می کند که احتمال هر خبط و خطایی از سوی این اداره در اذهان رسانه ها منتفی شود.

دوم: بهره بردار پیست به خوبی اطلاع داشته که بارش چنین برفی، دخلی پرو پیمان را در روزپنجشنبه-جمعه برای او رقم خواهد زد. چرا که اسکی بازان و گردشگران فصلی برای چنین موقعیتی لحظه شماری کرده‌اند. بنابراین اصرار بهره بردار پیست بخاطر دخل پر و پیمانش بوده نه مردم گرفتار برف و بوران!

سوم: طبق اظهارات مسئولان روابط عمومی  راهداری کارگر جان باخته جز پرسنل اداره مذکور نبوده و بصورت پیمانی با آنها همکاری داشت. مگر مهم رسمی یا غیر رسمی بودن کارگر نگون بخت است؟ مهم جان باختن کارگری است که بر اساس شواهد موجود در سرمای وحشتناک و شرایط صعب و سختی به دستور اشتباه مسئول اکیپ و یا مسئولان مافوق او تن داده تا جایی که جان خود را بر سر انجام وظیفه از دست داده است. ضمن آنکه پی‌گیری برای یافتن هر خط و خبری  از خانواده این کارگر از سوی خبرنگار موج به نتیجه نرسید و جای تاسف است که تا کنون خبری از مسئولان روزه سکوت گرفته منتشر نشده که حتی در ظاهر امر حکایت از دلجویی و تامین خانواده کارگر جان باخته داشته باشد. اما در اخبار منتشر شده در شبکه های اجتماعی آمده بود:« محمد صادقی در جریان عملیات برف‌روبی جاده شمشک به دیزین (در منطقه «میشک در» و حدود 1500 متر مانده به گردنه دیزین جان باخت.»

پیست اسکی دیزین

 

چهارم: ناگفته پیداست که کارگر جان باخته بخاطر اشتباه فاحش و خطای فنی مسئولان این اداره جان خود را از دست داده است. برای اثبات این ادعا به نخستین خبر منتشر شده رجوع می‌کنیم که در انعکاس نظر کارشناسی در متن خبر آورده بود:« ...طبق تجارب قبلی و نظرات کارشناسی بازگشایی این محور برف گیر و حادثه خیز بعد از یک بارش سنگین باید ۲۴ الی ۴۸ ساعت بعد از بارش صورت بگیرد...» !

این در حالی است که بازگشایی محور مسدود همزمان با بارش برف صورت می‌گیرد نه حتی بعد از متوقف شدن بارش! مسلم است که اداره راهداری یا هر سازمان و ارگان و مسئولی که دستور بازگشایی محور یاد شده را بر خلاف بایسته های کارشناسی صادر کرده، باید پاسخگوی مرگ این کارگر و دلجویی و تأمین خانواده او باشد. چرا که وضعیت محمد صادقی که به واسطه دستوری ناشیانه و اغوا کننده به کام مرگ فرو رفته با هزاران کارگری که در اثر یک حادثه غیر مترقبه جان خود را از دست می‌دهند تفاوت دارد.

پنجم: چه اجباری است که برای تفریح و خوشگذرانی برخی از مردم که قاطبه آنها خواص بی درد را تشکیل می دهند جان کارگرانی چون محمد صادقی فدا شود؟ این چه تفریحی است که باید برای نیل به آن سایۀ سر یک خانواده کم شود؟ آیا اسکی بازانی که در روز مرگ محمد صادقی خوش گذراندند به لحظه های مدفون شدن او، تنگی نفس و شکسته شدن استخوان هایش در زیر فشار بهمن فکر کردند؟

ششم: چرا در واقعه مرگ محمد صادقی و اتفاقات مشابه که یاد آور "مرگ فقیر و ننگ غنی" است که در تمثیل گفته اند هر دو صدا ندارد و برای مردم بی اهمیت است، رد و نشانی از متولیان کار که در پی نهادینه کردن ایمنی در کار هستند دیده نمی شود؟! مگر صدور دستوری اشتباه که انجام آن پای مرگ را عامدانه وسط ماجرا می‌کشد، نقض ایمنی نیست؟

هفتم : شایسته است که مسئولان روابط عمومی راهداری تهران پاسخ سوالات و ابهامات موجود در نوشتار فوق را در اطلاعیۀ موعود خود بگنجانند و به افکار عمومی پاسخی در خور دهند.