موج

پدرکویر شناسی ایران در گفتگو با موج:

این روزها با شدت گرفتن نزولات آسمانی، بحث فراملی احیا، یا عدم احیای دریاچه ارومیه به یکی از مباحث پر طرفدار شبکه های اجتماعی تبدیل شده است. از آنجایی که دست "موج" کوتاه از نخیل مسئولان و متولیان احیا بود، خبرنگار این خبرگزاری تازه های این بحث را از پروفسور کردوانی جویا شد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج، نزدیک دو دهه از اعلام خبر بحران دریاچه ارومیه می گذرد. در این مدت کارشناسان در دو جبهه مخالف اظهارات متناقضی را عنوان کردند. دسته موافق‌خوان این معرکه که معمولا به کرسی های دولتی تکیه داشتند، احیا دریاچه ارومیه را امری بدیهی و در عین حال زمان بر و پر هزینه می‌دانستند و دسته دوم که در بسیاری موارد مخالف خوان قلمداد شدند، قبای کارشناسی بر تن داشته و دارند که سخن بر خلاف دسته اول زدند که به کام خیلی ها خوش نیامد. از طرفی چون مردم بارش باران های فصلی را یکی از راه‌های احیای دریاچه می دانند طبیعی است که در این روزها که آسمان روزهای پر برف و بارانی را رقم زده، بیشتر سراغ از احوالات دریاچه بیمار بگیرند و این اتفاق خواسته و ناخواسته سبب داغ شدن مباحث شبکه های اجتماعی شده است. با این احوال چون تلاشمان برای ارتباط با مسئولان احیای دریاچه بی نتیجه ماند موج در گفت و گو با پروفسور پرویز کردوانی ، پدرکویر شناسی ایران اتفاقات تازه و حال و احوال دریاچه را جویا شد.

من عاشق شهر، مردم و دریاچه ارومیه هستم

پروفسور پرویز کردوانی در آغاز این گفتگو گفت: خیلی ها تصور می کنند که من با ارومیه دشمنی دارم یا مخالف احیای دریاچه ارومیه هستم در حالی که من بهترین سال های عمرم را در این شهر و در کنار این دریاچه گذرانده ام. وقتی من پس از فارغ التحصیلی  به ایران برگشتم اتفاقات زیادی افتاد و پیشنهادات مختلفی برای کار داشتم. اما مخالف کار در تهران بودم. سال 1347 وزارت علوم تاسیس شد و مجید رهنما در آن زمان به من گفت به من کمک کن تا وزارت علوم را راه اندازی کنیم. من نپذیرفتم و گفتند در رضاییه (یعنی ارومیه آن زمان) دانشگاه بزرگی در شرف تاسیس است. من آنجا را قبول کردم. همراه دکتر مشیری به ارومیه رفتیم. ایشان رییس بیمارستان ارومیه شد و من در دانشگاه مشغول شدم. من خودم را یکی از اصلی ترین بنیان گذاران دانشگاه ارومیه می دانم. بهترین خاطراتم مربوط به این دوره و این شهر است. من عاشق شهر و مردم ارومیه هستم. واقعا عاشق دریاچه ارومیه بودم. در آن زمان که رفتم کشتیرانی در آنجا راه اندازی نشده بود. من هر استادی که از اروپا و آمریکا به دانشگاه ارومیه می آمد بهانه ای جور می کردم و او را به دیدن دریاچه ارومیه می بردم. خیلی از مردم ما دریاچه آن زمان را بیاد ندارند و متاسفانه  عکس و تصویر درستی هم در دست نیست که اوضاع و زیبایی های دریاچه آن زمان را نشان دهد. دریاچه آن زمان بهشت روی زمین بود. آنقدر مغرور و زیبا که انسان را شیفته خود میکرد. دو جزیره در اطراف داشت که در میان آب های منحصر به فردش زیبایی خاصی را تداعی کردند. حتی گاو میش هایی که در میان لجن ها غوطه می خوردند هم چشم نواز بود. مثلا در سمت آذر شهر آب تا وسط خانه ها می رسید.

 

کشتی ارومیه

 

علت اصلی بحران، توسعه کشاورزی در اطراف دریاچه است

پدر کویر شناسی ایران ادامه داد:یادم نیست در چه سالی بود که خبر کم آبی دریاچه منتشر شد. اما فکر کنم از سال 1370 بود که بصورت جدی این مسئله مطرح شد. چهره‌های محیط زیست جمع شدند تا راهکاری برای جلوگیری از کم آبی بیشتر جلوی پای دولت وقت بگذارند. یکی از کار ها این بود که برای جلوگیری از هدر رفت آب سد ساختند. از طرفی در مدت کوتاهی ساختمان سازی اطراف دریاچه خیلی زیاد شد. خب روستاییان و آدم های بومی هم در آن منطقه زندگی می کردند . آنها برای باغات و زمین های کشاورزی خود نیاز به آب داشتند که باید از طریق چاه تامین می شد. الان می گویند که علت اصلی خشک شدن دریاچه، توسعه کشاورزی در اطراف دریاچه است.

مسئولان قانون ظروف مرتبط را نمی دانستند!

وی در ارتباط با عدم آگاهی مسوولان در آن زمان گفت:اگر مسوولانی که مجوز حفر چاه به متقاضیان دادند، قانون ظروف مرتبط را می دانستند، هیچگاه دریاچه خشک نمی شد. قانون ظروف مرتبط به این صورت است که اگر یک نی را در درون دو ظرف پر آب فرو کنید و آب هر ظرف را با بالا و پایین ببرید ظرف دیگر پر و خالی می شود. اگر مسئولان به این قانون توجه می‌کردند می‌فهمیدند آبی که قرار است از چاه های اطراف و در زمین های شخصی کشاورزان بالا بیاید و صرف توسعه کشاورزی شود، از آب دریاچه تامین شده است. آن وقت هرگز این کار را نمی‌کردند. گاهی هم فکر می کنم که ممکن نیست از بین این همه مسوول کسی این قانون را نفهمیده باشد. در این صورت، دادن مجوز حفر چاه یا به واسطه پارتی بازی بود یا دلایل دیگری داشته که در جامعه باب است ! 

احیای دریاچه ربطی به آب های سطحی ندارد

کردوانی در ارتباط با امکان احیای دریاچه گفت: موردی که مسئولان را گول زد این بود که حواس همه به آب های سطحی بود غافل از اینکه آب دریاچه ربطی با آب های سطحی مثل بارش باران ندارد. در مرداد ماه سال 91 آقای نادر قاضی پور نماینده مردم ارومیه نامه ای برای من نوشت که هنوز نامه موجود است.  در نامه نوشته بود که برنامه کوتاه مدت میان مدت و بلند مدتی را برای احیا و نجات دریاچه ارومیه تهیه کن. من هر طور فکر کردم دیدم منابع آبی که ممکن است برای  انتقال به دریاچه بشود استفاده کرد همه مالک دارند یا هر یک مشکلی دارند که انتقال آب را غیر ممکن می کند.

 

 

دریاچه ارومیه قبل از انقلاب1

 

برای احیا نشدن دریاچه گریه کردم

وی ادامه داد:من با خودم فکر کردم که در سال 49 در سفری که به اطراف دریاچه داشتم  منشا آب زاب صغیر را دیده بودم که به سد بوکان می ریخت. آنجا را پیشنهاد دادم و محیط زیستی ها مخالفت کردند و دلایلی هم برای این مخالفت داشتند که درست بود. برای همین مجبور شدم قیافه ام را مثل روستاییان بکنم که بتوانم حقیقت ماجرا را کشف کنم. با این قیافه و وانت قراضه ای همراه یکی از شاگردانم به شهرها و روستاهای زیادی از جمله ملکان، بناب، آذرشهر، عجب‌شیر، اسکو رفتم و از آنجایی که شاگردم مسئولیت مهمی در منطقه داشت همزمان با ماموریتی که برای خودم در نظر داشتم شروع به مسدود کردن چاه‌ها کردیم. از طرفی دلمان می سوخت برای کشاورزان و باغدارانی که زندگی شان داشت از هم می پاشید. در بازگشت این سفر به هتل ارومیه برگشتم و وقتی به این نتیجه رسیدم که دریاچه احیا نمی شود سیر گریه کردم.    

جریان سفر رییس جمهور و آب قرضی وزارت نیرو

پدر کویر شناسی ایران به برخی کارهای نمایشی دولت اشاره کرد و گفت:حدود چند ماه پیش که در جریان سفر رییس جمهور به ارومیه باید از دریاچه هم بازدید به عمل می‌ آورد وزارت نیرو مجبور شد که 90 میلیون متر مکعب آب به دریاچه بریزد که در گزارش های تلویزیونی مردم ببینند و باور کنند که دریاچه احیا شده است. درصورتی که این آب نمایشی بود.

چقدر کم داریم ؟!

کردوانی در ارتباط با میزان آب مورد نیاز برای احیای دریاچه گفت: امسال پر باران ترین حوزه در بین حوزه های کشور، غرب کشور به ویژه دریاچه ارومیه بود. تازه با این بارندگی بی سابقه که در طی سال های گذشته نمونه اش را به یاد نداریم، جمع بارندگی‌ها به یک میلیارد و 600 میلیون متر معکب رسیده است. این رقم  در مقایسه با میانگین آبی که 32 میلیارد متر مکعب است و این رقم برای احیای دریاچه نیاز است، رقمی نیست. شما حساب کنید که با این داده ها چقدر باریده و چقدر آب کم داریم! تازه با 32 میلیارد متر مکعبی که میانگین نیازمان است و با فرض اینکه بارندگی های سطحی بتواند مشکل دریاچه را حل کند. در حالی که گفتیم آب های سطحی نمی تواند درد دریاچه را درمان کند.

باز می گویم دریاچه احیا نمی شود

وی ادامه داد:من باز با صراحت می گویم که دریاچه احیا نمی شود. از طرفی دولت هم اعتبار ندارد که اختصاص دهد. وعده ای که تازه داده اند این است که در سال99 از "کانی‌سیب" 600 میلیون متر مکعب آب به دریاچه می ریزند!  تازه اگر این وعده درست باشد احتمال خیلی زیاد این آب در نقده به مشکل برمی‌خورد چون این شهر جلوی آب را می گیرد. تازه بعضی هم دوست دارند به همین وضع بماند. استاندار قبلی آذربایجان شرقی در مصاحبه ای که من الان روزنامه اش را دارم گفته نمی دانم چکار کنم؟! از طرفی برخی ها  باغ های سیب آنچنانی زده اند و از این آب باغات خود را مشروب کرده اند و حالا که باید درب چاه هایشان را به نفع نجات دریاچه مسدود کنند در مانده اند که چکار کنند؟ انگار نه انگار که پای یک معضل ملی در بین است. چندی پیش مسئولین احیای دریاچه خبر داده اند که 26 سانتیمتر آب دریاچه بالا آمده ! اولا که این خبر دروغ است در ثانی اگر چنین هم باشد با آمدن تابستان باز آب پایین می رود.

 

دریاچه

نمک دریاچه مرده ارومیه، هدیه استاد دانشگاه تبریز

کردوانی با تعریف کردن خاطره ای بر مرگ دریاچه ارومیه تاکید کرد و گفت:چند روز پیش یکی در خانه من را زده و یک بسته دو کیلویی نمک دریاچه ارومیه را تحویل داده بود. در مقابل سوال خانواده‌ام که اسم و رسم او را پرسیده بودند، گفته بود سلام برسانید و بگویید استاد دانشگاه تبریز هستم. خب خدا را شکر که این نمک را دارند صادر می‌کنند. همان حرفی که من از اول زدم و خیلی ها بر آشفتند. من گفتم چه دریاچه را احیا بکنید، چه نکنید اول باید نمک آن جمع آوری شود که این کار را کرده اند. حتی روی بسته نمک دریاچه نوشته شده" نمک دریاچه مرده ارومیه"!

بالاخره دریاچه ریگ پاشی شد!

پدر کویر شناسی ایران با اشاره به پیشنهادات گذشته خود گفت:من در تاریخ دوم فروردین سال 93 در شبکه خبر گفتم که هر کس آب به دریاچه ارومیه بریزد خائن است و من او را به دادگاه می کشانم. دیدید که این کار صورت نگرفت. نه برای تهدید و حرف من صورت نگرفت چون غیر ممکن بود. من گفته بودم که باید در کف دریاچه ریگ بریزند. الان چهار ماه است که ریگ پاشی در حال انجام است و مرا هم دعوت کردند و محل را نشانم دادند. از محلی که باعث ایجاد ریزگرد هم شده، دیدن کردیم و یک ماه پیش رییس منابع طبیعی ارومیه به من گفت که تا دو ماه دیگر عملیات ریگ پاشی تمام می شود. ریگ ها از طوفان های نمکی جلو گیری می‌کنند. چرا که اگر طوفان نمکی شروع شود مردم آن منطقه هم فشار خون می گیرند و هم احتمال کور شدن و ضعف بینایی شان زیاد است. حتی امکان این وجود دارد که پس از ریگ پاشی سبزی های خوراکی در آنجا به عمل بیاورند. به هر حال مرگ دریاچه واقعیت دردناکی است که باید قبل از زیان های بیشتر جلوی آن را گرفت.

خبرنگار:
آیا این خبر مفید بود؟

ارسال نظر:

دیدگاه

مهمترین اخبار

آخرین اخبار گروه

پربازدیدترین گروه

دیگر رسانه ها

نظرسنجی

آیا شما بسته حمایت معیشتی دولت را دریافت کرده اید؟
نتایج