بیژن نوباوه گفت: وقتی که وجه غالب سینما از هدف اصلی خودش یعنی تربیت جامعه فاصله بگیرد باید بترسیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج، بیژن نوباوه وطن سابقه فعالیت برنامه سازی، خبری، مستند سازی، حضور در مجلس شورای اسلامی و کمیسیون فرهنگی آن را دارد. با وی در مورد وضعیت سینمای ایران در این روزها به گفت‌وگو نشستیم که مشروح آن را می خوانید:

نوباوه در مورد وضعیت فعلی سینمای کشور گفت: این بحث بسیار گسترده‌ای است و باید دید که از کدام زاویه به آن نگاه می‌شود. اگر نگاه ما اقتصادی است، بله از این منظر وضع سینما بهتر شده است. باتوجه به اینکه سینما یک صنعت است و بنابراین باید خوب کار کند، مخاطب، سینمارو و گردش مالی خوب و رونق داشته باشد. قطعا وقتی مردم ما به این مقوله توجه بیشتری کنند موفقیت ما بیشتر خواهد شد. همه این مباحث معقول و پذیرفته هستند و نمی توان به آن انتقادی داشت.

وی تصریح کرد: اما اینکه بخواهیم این را تسری بدهیم و بگوییم سینما بهتر شده پس یعنی اینکه موضوعاتش هم بهتر شده و سینما در جهت هدف‌های اصلی خودش موفق‌تر شده است، موضوعی قابل بحث است.

چرا باید بترسیم؟

نایب رئیس دوم سابق کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی افزود: در این نگاه، نه تنها در مورد سینما بلکه رسانه ای مثل رادیو و تلویزیون، می توانیم بپرسیم که اساسا چه هدفی دارد؟ درست است که بخشی از کار سینما طنز، درام، مستند و از این دست مقولات است و هر بخش آن وظیفه‌ای دارد. ما هم نمی توانیم توقع داشته باشیم که سینما صرفا اخلاق‌گرا باشد بلکه همه اینها باید در کنار هم باشند. اما اگر ما هدف را تعالی بدانیم، وقتی که وجه غالب سینما از هدف اصلی خودش یعنی تربیت جامعه فاصله بگیرد، باید بترسیم.

نوباوه تاکید کرد: این دیدگاه نه تنها سینما، بلکه موسیقی، نقاشی و سایر هنرها را هم شامل می‌شود اما از آنجا که سینما دربرگیرنده همه آنها و اثرگذارترین هنرها است، در این وضعیت انسان به وحشت می افتد.

این آمار ناامید کننده است

عضو سابق شورای نظارت بر صدا و سیما، ادامه داد: متاسفانه سینمای ما چندین سال دچار رکود اقتصادی بود. وقتی حمایت حاکمیت از بعضی فیلم‌ها نباشد، بالاخره مسائل گیشه باعث می‌شود که زمین بخورند. گرچه از اینکه الان سینما رونق گرفته و سینماروها بیشتر شده‌اند ما خوشحالیم؛ ولی وقتی نگاه دقیق فرهنگی و علمی به سینما می‌کنیم می‌بینیم که در واقع رشد و نمو سینمای ما نیست که منتج به این نتیجه شده است. سینمای ما تقریبا به سمت موضوعاتی رفته که بیشتر، مخاطبین خاصش را جذب کرده و هنوز هم متاسفانه آمار سینماروهای ما ناامید کننده است و این خیلی خطر ناک است.

طنز و فکاهی هم باید واجد معنایی باشد

وی اظهار داشت: سینما برای تفریح و وقت‌گذرانی صرف نیست. سینما رسالتش عظیم‌تر از اینها است و اگر من برای تفریح هم به سینما بروم، باید چیزی فراتر از اینها کسب کنم. حتی اگر بخواهم اوقات فراغتم را بگذرانم، باید از آن چیزی یاد بگیرم، طنز و فکاهی هم باید واجد معنایی باشد.

بزرگترین خطر سینمای ما

نوباوه گفت: امروز بزرگترین خطر سینمای ما این است که جریان فرهنگی و سینمای اخلاق مداری که بتواند جامعه را هدایت کند، ضعیف شده است. همان وظیفه ای که یک نویسنده و یا روزنامه نگار هم دارد.

خبر بد برای اهالی فرهنگ و هنر

این روزنامه نگار افزود: از این نظر ناراحت هستم و البته امیدوارم که این اصلاح شود. چند روز پیش من یکی از دوستان که از کارگردانان و هنرمندان بسیار قدیمی سازمان صدا و سیما هم هست را دیدم که می‌گفت اثری را با هزینه دو و نیم میلیارد تومان تولید کرده است، اما در پیچ و خم سینمایی که نمی‌خواهند این گونه مسائل را مطرح کنیم و برخی حرفها زده شود، به نوعی با ما رفتار شد که نتوانستیم بیش از چند ده میلیون تومان فروش کنیم! گرچه ممکن است تا حدی این سخنان مبالغه آمیز باشد اما این که سینمایی که مدعی اخلاق مداری است، گیشه ندارد و یا در خیلی جاها مورد توجه قرار نمی گیرد،  یا اینکه شورای اکران و مسائل پشت پرده قدرت و توان این را دارند که یک جریان چه مثبت و چه منفی را تخطئه کنند، خبرخیلی بدی است.بلکه باید قانون بر اکران و فیلمسازی ما حاکم باشد.

مدیریت سابق دفتر نمایندگی صدا و سیما در نیویورک افزود: اینها خبر بدی است و من دوست ندارم از عالم هنر مانند آنها را بشنوم. در عین حالی که اعتقاد دارم چرخ سینمای ما باید بچرخد چراکه هزاران نفر از این طریق ارتزاق می کنند؛ ارتزاقی که صرفا اقتصادی نیست بلکه می توانند دنیا، افکار عمومی کشور و فرزندان ما را ارتزاق دهند اما رسالت اصلیش گم شده است.

من هم بایدهای حاکمیتی را نمی‌پذیرم

بیژن نوباوه در پاسخ به این سوال که شما خود روزنامه نگارید و به خوبی می دانید که هنرمندان و نویسندگان از اقشار «بایدپذیر» نیستند و وقتی خطاب به آنها از این لفظ استفاده می‌شود ممکن است گارد بگیرند، حال چطور شما از کلمه باید در کلامتان استفاده می کنید؟ گفت: بله. من هم بایدهای حاکمیتی را نمی‌پذیرم و منظورم از باید، بایدِ وظیفه‌ای است که هر کس در درون خودش احساس می‌کند. وقتی من به عنوان یک برنامه‌ساز، مستند ساز، روزنامه‌نگار یا هنرمند ببینم که جامعه‌ام از رفتار و کاری که کرده ام آسیب دیده، چه وظیفه ای دارم و «بایدِ» من چیست؟ آیا واکنش درست، در جایگاه یک امر و بایدِ درست که من باید به آن عمل کنم، قرار می گیرد یا نه؟

این فعال فرهنگی در پاسخ به این سخن که بسیاری معتقدند همه اینها متاثر از جامعه‌اند، گفت: این هم یک بحث کلی است که مرحوم علی شریعتی هم آن را زیاد مطرح می‌کرد و من در جوانی و پیش از انقلاب، در کتاب‌ او زیاد خوانده بودم که جامعه انسان را می سازد یا انسان جامعه را؟ و فکر می کنم این مِثلِ نسبتِ مرغ و تخم مرغ است. 

وی افزود: جامعه چیست؟ همین انسان‌ها هستند و ما چطور می توانیم بگوییم این جامعه انسان را ساخته در حالی که انسان، در ساخت آن نقشی نداشته است.بنابراین وجه غالب چیست؟ ما اگر نقش انسان را از جامعه حذف کنیم، جامعه ای وجود ندارد. درست است که همین جامعه‌ای که ما می سازیم حاکم بر افکار ما می شود ولی بالاخره، اصل با انسان است و بر این مسئله در همه ادیان الهی و مباحث علمی صحه گذاشته شده است. ما انسان‌ها را باید به آن خطی که فکر می کنیم صحیح است ترغیب کنیم، کاری که پیامبران هم می‌کردند و در اسلام هم برآن تاکید شده است و می بینیم که نمی خواهند کسی را به زور هدایت کنند؛ در قرآن می‌آید لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ ..... و می‌بینیم که هیچ اکراهی نیست که اگر باشد استعمار است. ولی این بایدهایی که گفتم در تربیت و ذهن ما وجود دارد.

ما دیگر آن جامعه اول انقلاب نیستیم

بیژن نوباوه که مورد ترور بیولوژیک هم قرار گرفته است، در مورد لزوم سیاست‌گذاری، برنامه ریزی و اصلاح روش و منش مدیران فرهنگی برای بازگشت به روحیات اول انقلاب، گفت: این مسئله از الزامات است. جامعه باید برای انجام یک کاری انگیزه داشته باشد. در اول انقلاب همه ما انگیزه انقلابی داشتیم و الان به هزار و یک دلیل نداریم. ما دیگر آن جامعه اول انقلاب نیستیم، اما هرچقدر جلوتر می آییم، اگر کار نکنیم، اتصالات کمرنگ‌تر هم می شوند.

نماینده سابق مردم تهران در مجلس شورای اسلامی تشریح کرد: در حالی که ما هم‌نسلان، با اتصالاتی همچون انقلاب، دفاع مقدس و امثال آن، هنوز انگیزه‌هایی داریم و ممکن است خجالت بکشیم و برخی کارها را انجام ندهیم یا اینکه بخواهیم اجازه دهیم که تعدادی از جوانان هم برخی کارها را به عهده بگیرند؛ اما نیروهای جوانی که روی کار می‌آیند و اطلاعاتی ندارند باید انقلاب را در تاریخ مطالعه کنند و اهداف آن را استحصال کنند و این گسست قطعا در آینده خیلی خطرناک است.

اتریشی ها تنها سالی پنج فیلم سینمایی می سازند

وی که تجربه سفر به اقصی نقاط جهان را دارد در مورد اینکه کشورهای دیگر برای حل این معضلات چه می‌کنند گفت: کشورها هم به دو دسته کشورهای درحال رشد و پیشرفته تقسیم می شوند. کشورهای پیشرفته تحت تاثیر تفکر لیبرال دموکراسی تعریفی دارند که غالبا در فرهنگ هم، مشترک هستند. بنابراین چون جهان را ارباب و رعیتی می بینند، در اربابی خودشان خیلی خوب رفتار می کنند؛ اما ما رعیت‌ها (براساس تعریف آنها) باید ظلم ستیز باشیم و حداقل، باید در درون خودمان خوب باشیم تا  جبهه قوی را از آن خود کنیم؛ چرا که آنها مدام در حال حمله کردن هستند.

بیژن نوباوه اظهار داشت: بیشتر از 90 درصد کشورهای غربی در کار تولیدات هنری و سینمایی نیستند. شما ببینید در عموم کشورهای اروپایی چند فیلم‌ساز معروف داریم؛ شاید بعضا هیچ نام مشهوری نباشد.  به عنوان مثال به دلیل سفرهای زیادی که به کشور اتریش دارم می‌گویند ما سالی پنج فیلم سینمایی می سازیم و آن را هم حاکمیت می‌گوید که چه بسازیم! و برای تامین مابقی نیازمان، از محصولات هالیوود و جاهای دیگر استفاده می‌کنیم. در واقع اصلا به این سمت نرفته‌اند که از این دریچه بخواهند تغییری ایجاد کنند. نوع تفکرشان یک اقتصاد، معاش و امنیت راحت را می طلبد.

ما ملت بزرگی هستیم که می خواهیم افکارمان را اشاعه دهیم

این فعال فرهنگی افزود: ما ملت بزرگی داریم و دوست داریم که افکارمان را اشاعه دهیم؛ این خیلی مهم است و ما، خیلی متفاوتیم. من به چهل کشور جهان سفر کرده‌ام و در چند کشور هم اقامت بلند مدت داشته‌ام. باور کنید که بدون تعصب می گویم که همه دنیا در حال  تبعیت  و یادگیری از ما هستند. حتی روزی با یک آمریکایی صحبت می کردم که  فارغ از اینکه من را تایید می کرد یا نه، می گفت افتخار می کنم که با فردی از یک ملت مقاوم هم صحبت شده ام. حتی شاید سخن کاندولیزا رایس، وزیر خارجه سیاه پوست آمریکا را به یاد بیاورید که می گفت از نظر من تنها دو نظام در دنیا وجود دارد که می خواهند حرفشان را تا آخر پیگیری کنند یکی ایران است و دیگری آمریکا!

وی افزود: او معتقد بود این ویژگی ایرانیان به دلیل اینکه کاملا ایدئولوژیک فکر می کنند و اصالت گرا هستند و آمریکایی ها چون زور دارند، بر روی حرفشان مقاومت می کنند. این خیلی حرف مهمی است چرا که می شود فهمید ما را چگونه نگاه می کنند و ما ملت بزرگی هستیم.

نوباوه در ادامه اظهار داشت: در کشورهای اقتصادی غربی، روابط به هیچ وجه به این شکل نیست. من به شدت معتقدم که این همه دعوا و جریانات موجود در کشور ما، نشانه این است که ما درحال رشد و استخوان ترکاندن هستیم. ببینید دعوای مردم ما بر سر چیست؟ من افتخار می کنم که در سینما موضوع و محتوا، مورد سوال قرار می گیرد که یک سوال معرفتی است. اگر موضوع تعالی و رشد نیست چرا جوان ما باید این سوال را داشته باشد؟ نکته مه م این است که اگر ما می گوییم کشورهای دیگر رشد کرده اند، زمان برده و ما هم باید زمانی را طی کنیم.

در کشور ما جامعه‌شناس هوشمند بسیار کم است

این روزنامه نگار پیشکسوت گفت: من معتقدم در کشور ما جامعه‌شناسِ هوشمند بسیار کم است در حالی‌که، هدایت فکری جامعه خیلی مهم است. چرا ما در ابتدای انقلاب جور دیگری بودیم؟ این خیلی مهم است که اهداف امام و رهبر معظم انقلاب به درستی تبیین شود. امروز ما می گوییم اقتصاد مقاومتی، و برای  تفهیم آن باید کلی کار کنیم. در حالی که به زبان ساده یعنی خودت کارکن، درآمد داشته باش و بخور! حرفی که رهبری بیست سال آن را فریاد زده است اما ما الان داریم متوجه معنای آن می شویم!

نماینده ادوار مجلس شورای اسلامی گفت: در حالی که تا امروز، ادعا می‌کردیم همه چیز داریم و در بسیاری از عرصه‌ها خود کفا هستیم اما همینکه وضعیت اقتصادی ما تکانی خورده، همه چیز ما از لوازم آرایش تا حلبی و کاغذ، به محاق رفته است. این نشان دهنده این است که ما هنوز درک واقعی از مسائل واقعی چه در ارزش‌ها، چه در روش‌ها و چه در صنعت، که باید به سمتشان برویم، نداریم.

تنها رهبری است که بر جوانگرایی تاکید دارد

نوباوه افزود: مگر می شود که نیروی جوان به میدان نیاید و کشور پیشرفت کند؟ اما تنها کسی که امروز، در این مملکت، بر روی این نکته تاکید می کند رهبر است و همه ما و بویژه مدیران ما، مقاومت می‌کنیم. البته تجربه مهم است و در آمریکا هم می بینیم که هر کسی از مجلس رفت می‌تواند در سنا حضور داشته باشد. البته گرچه این امکان وجود دارد اما نه اینکه در جایی قرار بگیرد که با نوعی از محافظه کاری سالخوردگان تصمیم بگیرد. این از مشکلات عمده ما است.

این فعال فرهنگی گفت: بر همین اساس من فکر می‌کنم که در سینما، اگر حتی به کسی که فکاهی می سازد، اهمیت درست داده شود، می تواند فکاهی خوب بسازد. البته ذائقه‌سازی در همه امور مهم  و بویژه در هنری چون سینمااست. ما باید جوری برای ذائقه بنویسیم که آن را رشد دهد. همه غذا می خورند، اما زمانی غذایی را می خوریم و مرض قند می گیریم یا خوردن غذای دیگری ما را پهلوان می کند.

هیچوقت این مشکلات واقعی‌تر در صدا و سیما به نمایش در نیامده است

بیژن نوباوه در پایان اظهار داشت: سینما، رادیو و تلویزیون ما به ذائقه مردم چه چیزی ارائه می دهند؟ در این همه سریال تلویزیونی که تولید می شود، یا به روابط عاشقانه یا به موضوع اعتیاد می پردازند؛ در کجای دنیا این مقدار به این مسائل پرداخته می شود؟ در جامعه‌ای که مسائل ریشه‌ای‌تری همچون بحران هویت گریبان‌گیر جوانان است، چرا هیچ‌وقت در صدا و سیما این مشکلات واقعی‌تر به نمایش در نیامده است؟ حتی در مورد عشق هم به یک عشقی که هرکسی درگیر آن شود از همه چیز می افتد، می پردازند.