فرشته فرشاد گفت: مخاطبان اکثراً غافلگیر شدند و می گفتند نمی توانستیم تصور کنیم تئاتر دوبله یعنی چه؟

بازیگر نمایش تروکاژ اولین تئاتر دوبله ایران، به خبرنگار تئاتر خبرگزاری موج گفت: من فرشته فرشاد، مدرس دانشگاه، عضو کانون نمایشنامه نویسان خانه تئاتر، مدیر هنری نشر آواژ، مترجم زبان آلمانی، نویسنده و بازیگر هستم.

این هنرپیشه افزود: تمام فرزندان همسرم، محمدرضا قلی پور را دوست دارم و تروکاژ را بیشتر از همه. به نظرم تروکاژ یکی از بهترین فرزندهای او است. من در جریان شکل گیری نمایشنامه این اثر و شاهد رنج ها، مشقت ها و تلاش های نویسنده از نزدیک، بودم و رشد تروکاژ را به چشم خویش دیدم که چطور بزرگ شد، به بلوغ رسید و پخته شد.

در تمام تئاترهای قلی پور نقش اصلی داشته ام

وی در مورد انتخاب شدنش برای بازی در این اثر گفت: وقتی محمدرضا قلی پور تصمیم گرفته بود که خود فرزندش را به بقیه معرفی کند و در واقع متن را کارگردانی کند، به من پیشنهاد بازی در نقش فروزنده را داد، با توجه به شناختی که از او دارم، حدس می زدم این نقش را به من پیشنهاد دهد. من در تمام تئاترهای او نقش اصلی داشته ام و معمولاً کاراکترهای مصممی که خطر می کنند و به سیم آخر می زنند و قهرمان هستند را به من واگذار می کند و آن کاراکتر را نزد من به امانت می گذارد.

فرشاد در مورد ایده دوبله این کار گفت: خب من در جریان شکل گیری ایده کارگردانی تروکاژ هم بودم. وقتی کارگردان گفت می‌خواهد کار را دوبله کند و بازیگران داخل محفظه‌ای شیشه‌ای که در واقع آکواریومی از باد است، باشند، مخالفت نکردم، مطمئن بودم او بهترینِ خود را خرج خواهد کرد تا بهترین را روی صحنه ارائه دهد.

هم ترس داشتم و هم ذوق!

وی با تاکید بر خوشایند بودن تجربه ای جدید، اظهار داشت: حسی تؤام با ترس و ذوقی بی نهایت داشتم. ترس از این که بتوانم به نحو احسن کارم را انجام دهم و اشتباه نکنم، چرا که اشتباهی کوچک، کل کار را زیر سؤال می برد. به خصوص این کار که مبتنی بر دوبله بود و هماهنگ نبودن بازیگران با فایل دوبله، کار را از سکه می انداخت. ذوقم هم از بابت تجربه ای جدید بود که تا به حال آن را انجام نداده بودم.

افشار خاطر نشان کرد: البته تمرین و ضبط صدای دوبلورها یا همان صدا پیشه ها و حتی انتخابشان توسط کارگردان که مسلط به صداسازی و بازآفرینی صداهای سینمای دوبله و دهه ی پنجاه بودند، پروسه ای طولانی بود که برای آن بسیار زحمت کشیده شد.

امکان تحلیل نقش از ما گرفته شده بود!

این مدرس دانشگاه در مورد تفاوت ایفای نقش در یک تئاتر معمولی با نمایشی که بر اساس صدای دوبلورها به روی صحنه می رود گفت: در این نمایش من به عنوان بازیگر باید خود را با صدای دوبله شده توسط صداپیشه تطابق می دادم، اینجا مسئله فقط هماهنگ شدن و انطباق است. چرا که مثل کارهای معمول دیگرِ تئاتر، نمی توانم تحلیل خودم را از نقش داشته باشم و عمل ها و عکس العمل های تعریف شده خود را طوری که از نقش تأویل و برداشت داشته‌ام، انجام دهم، بلکه باید خود را با تحلیلی که صداپیشه از نقش داشته، تطابق دهم، چرا که او شناخت و تحلیلش را از نقش در صدایش منعکس کرده و حالا من با حسی که از صدای او دریافت می کنم، باید با ابزاری که در اختیار دارم مثل بدن یا میمیک خود آن را با تماشاگر به اشتراک بگذارم طوری که حس نکند صدا از اکت جداست. پس باید با صدا یکی می شدم و سراسر او می شدم که با هدایت کارگردان این اتفاق افتاد و به سرانجام رسید.

مخاطبان غافلگیر شدند

وی در مورد بازخورد تماشاگران این نمایش افزود: بازخوردی که از طیف وسیعی از تماشاگران داشتم، بسیار مثبت بود. اکثراً غافلگیر شدند و پیش بینی نمی کردند با چه پدیده یا جریانی رو به رو هستند و می گفتند نمی توانستیم تصور کنیم تئاتر دوبله یعنی چه. به هر حال اولین بار است که این تجربه و بدعت اتفاق می افتد و عکس العمل مخاطب ما جالب است، حتی می گفتند تازه طرح پوستر و استفاده از عبارات دهه پنجاه در تبلیغات آن را درک کردیم و دلیل آن را متوجه شدیم.

برای فروزنده دلم تنگ می شود

بازیگر نقش اصلی تروکاژ، اولین تئتاتر دوبله ایران در مورد نقش فروزنده گفت: امیدوارم که توانسته باشم کارم را درست و آن جوری که انتظار می رود، انجام داده باشم. فروزنده ای در من بود که آن را از اعماق وجودم بیرون کشیدم، فروزنده ای که گاهی دلسوز و گاهی بی رحم بود و چون اصلاً انتظار حقه خوردن از افراد مورد اعتمادش را نداشت، انتقام می گیرد و رودست می زند. فروزنده ای که احتمالاً دلم برایش زیاد تنگ می شود.

وی در پایان به تاثیر این نقش بر مخاطب اشاره کرد و گفت: فکر می کنم چون نمایشنامه قصه محور است، مخاطب با آن به خوبی ارتباط برقرار می کند و در قصه گم می شود. بنابراین برای مخاطب که گرفتار سرنوشت فروزنده می شود، آرزو می کنم به هیچ دوستی حقه نزند و از اعتمادش سوء استفاده نکند. چنان که قصه پیامش را می رساند.