نقدی بر آمد و رفت امیر جدیدی در پروژه سینمایی تختی...

سرویس فرهنگی خبرگزاری موج- محمدصالح حجت الاسلامی: از میان هنرهای هفت گانه، تنها سینما است که ترکیبی از شش هنر پیشین بوده و به واسطه وجوه صنعتی اش به هنر-صنعت ملقب شده و خرج از سایر هنرها جدا کرده است.

به مرور زمان هم این هنر-صنعت به نقطه ای رسیده که دیگر جایی برای آزمون و خطا در آن وجود نداشته و کسانی باید پشت دوربین قرار گیرند که پیش از این در عرصه های مختلف همانند: فیلم کوتاه و تلویزیونی، آزمون و خطاهای خود را پشت سر گذاشته باشند.

اما از آنجایی که سینمای ایران بر پایه سوبسیدها و سرمایه های دولتی شکل گرفته است، آزمون و خطای سینماگران در عرصه‌ای رخ می دهد که نباید!.یعنی بسیاری از اوقات شاهدیم که مخاطب باید به تماشای آثاری بنشیند که بسیاری از آنها چیزی بیش از یک سیاه مشق نیستند و فیلم های مذکور گاه برای راه انداختن آپارات یک سانس سینما، به واسطه نبود تماشاگر با مشکل روبرو هستند.

شاید این اتفاق را می توان در گروه سینمایی هنر و تجربه تا حدود زیادی پذیرفت اما در دل سینمای حرفه ای، آن هم در قرن بیست و یکم خیر.

اواخر بهار امسال خبری مبنی بر ساخت فیلمی در رابطه با غلامرضا تختی، قهرمان و پهلوان کشتی ایران، توسط بهرام توکلی منتشر شد. آن هم در روزهای نزدیک به اکران عمومی فیلم پیشین این کارگردان که تنگه ابوقریب نام دارد و قرار بر این بود که بازیگر تازه سیمرغ گرفته آن نیز در نقش تختی ایفای نقش کند.

گرچه این امر در ذات خود می تواند جذاب باشد چرا که قطعا همراهی یک کارگردان و بازیگری جواب پس داده و رو به پیشرفت، با پشتوانه اعتبار برترین جایزه کشور، هوشمندانه به نظر می رسد. اما جدای از عنوان نقش اولی که در فیلم تنگه ابوقریب به امیرجدیدی داده شد، انتخاب او برای ایفای نقش غلامرضا تختی، در همان بدو امر یکی از نکات سوال برانگیز این پروژه بود.

آن هم به چند دلیل مشخص و واضح که برای عده زیادی هم سوال بود. نخست چهره جدیدی که کوچکترین شباهتی به مرحوم تختی نداشت. دیگری فرم فیزیک و توانایی های ورزشی این بازیگر جوان که باز هم شباهتی به جهان پهلوان نداشت. در فاصله میان خرداد تا اواخر مهرماه سال جاری، تنها خبری که از این فیلم بیرون آمد مربوط به تمرین کشتی امیر جدیدی و افزایش ورزیدگی و به اصطلاح گردن کلفت کردنش بود!

اما سرانجام خبری از طریق روابط عمومی فیلم در رسانه ها مبنی بر کناره گیری جدیدی از پروژه تختی به واسطه گریم سنگین و ناشدنی بودن کشتی گرفتن وی با چنین گریمی بود!

حال این سوال پیش آمده که آیا کارگردان و تهیه کننده محترم فیلم که ید طولایی هم در تولید آثار سینمایی دارند، با شناختی که از ویژگی‌های امیر جدیدی در پروژه قبلی خود بدست آورده بودند، اطلاعی از حجم گریم و مسائل و مشکلات احتمالی سکانس های مربوط به کشتی گرفتن بازیگر نقش غلامرضا تختی نداشته اند؟ اگر هم می دانستند پس چرا زمان زیادی  را از دست داده و هزینه سنگینی در این بازه زمانی خرج کرده اند؟

و صد البته با سکوت سرمایه گذار و بازیگری که احتمالا دیگر قراردادهای خوب امسالش را از دست داده، این سوال پیش می آید که آیا اعلام این انتخاب و سپس لغوش، ترفندی تبلیغاتی برای یک فیلم در حال تولید است که امیر جدیدی و سازندگان اثر به دلیل رفاقت و همکاری گذشته، با هم بر سر آن به توافق رسیده اند یا دلایل طرح شده برای جدایی جدیدی تنها بهانه ای برای مطرح نشدن واقعیت های دیگر است؟

دیگر اینکه، سازندگان فیلم سینمایی تختی، با توجه به حضور جدیدی در نقش اول فیلم، ماهور الوند را برای نقش مقابل وی انتخاب کرده بودند و حال با رفتن جدیدی از این پروژه و قطعی شدن انتخاب فرد دیگری به جای او، تکلیف این بازیگر چه می شود؟ آیا الوند پارتنر مناسبی برای بازیگر تازه انتخاب شده خواهد بود؟

حال باید دید که آیا بساط آزمون و خطا بار دیگر آن هم نه از سوی تیمی تازه کار بلکه با تجربه و این بار در فیلمی پرهزینه و به اصطلاح بیگ پروداکشن گسترده شده است و در سالی که در تمامی رئوس جامعه، بارها بر پرهیز از اسراف و ساده زیستی تاکید می‌شود، باید دید گروه تولید فیلم مذکور، هزینه این آزمون و خطای سینمایی خود را از کدام جیب پرداخته اند؟ یا اینکه توضیح جدی‌تری در این باره داده خواهد شد.