اولین روز از بزرگداشت عباس کیارستمی و نمایش نسخه مرمت شده «ناخدا خورشید» از اتفاق مهم دومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج، دومین روز جشنواره جهانی فیلم فجر در حالی برگزار شد که بیش از  سی فیلم در بخش های مختلف آن به نمایش درآمد و بازار بین اللمللی فجر هم با رونق بیشتری به  کار خود ادامه داد اما دو اتفاق مهم دیروز برگزاری  اولین روز از بزرگداشت عباس کیارستمی و نمایش نسخه ترمیم شده ناخدا خورشید شاهکار ناصر تقوایی در این جشنواره بود.

نخستین روز از آیین بزرگداشت عباس کیارستمی در سی و پنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر در حالی برگزار شد که رضا میرکریمی دبیر جشنواره، بهمن فرمان‌آرا، آیدین آغداشلو، علیرضا شجاع نوری، سیف‌الله صمدیان، محمدمهدی عسگرپور، همایون ارشادی، محمدرضا دلپاک، فرشید مثقالی، نگار جواهریان، شهرام مکری، امیر پوریا، غزل شاکری، مسعود مهرابی، امرالله فرهادی  و جمعی از هنرمندان خارجی در این مراسم شرکت کردند.

علیرضا شجاع نوری، مدیر نشست‌های علمی که اجرای این مراسم را برعهده داشت ضمن خوشامد گویی به مهمانان گفت: هیچ وقت فکر نمی کردم روزی در بزرگداشت کیارستمی بخواهم حرف بزنم. از اولین سفرهای خارج که برای فستیوال ها می رفت او را همراهی کردم. اولین سفرش به زوریخ برای نمایش فیلم «خانه دوست کجاست» بود، بسیار شیفته اش شدم و عشقم به او روز به روز بیشتر شد. تا آخرین باری که در بستر بیماری دیدمش و او همچنان داشت کار می کرد.  یادم می آید شبکه تلویزیونی داشت به شکل زنده مراسم حراج کارهای هنری را نمایش می داد با این که او به لحاظ فیزیکی در شرایط خوبی قرار نداشت٬ اما همه نقاشی‌ها و نقاش ها را دنبال می کرد و در مورد کارهایشان نظر می داد.تا جایی که از او شناخت دارم، او دوست دارد راجع به زیبایی های زندگی و در مورد آن بخشی از وجود خودش که زندگی را تمجید می کرد یاد شود. به گمانم  هر چه بیشتر بخواهیم شادش کنیم باید بیشتر قدر زندگی را بدانیم.

در ادامه رضا میرکریمی دبیر جشنواره طی سخنانی کوتاه گفت: سال گذشته هنگام انجام کارهای برگزاری جشنواره، عباس کیارستمی در بستر بیماری بود. ما خیلی خوشبین بودیم که این بیماری تمام خواهد شد و همان جا تصمیم گرفتیم که جشنواره سال بعد را به بزرگداشت او اختصاص دهیم و حتی پوستر آن را هم انتخاب کردیم. اما متاسفانه او امسال به ظاهر در کنار ما نیست. کیارستمی چیزهای فراوانی به ما آموخت؛ اینکه اتفاقات شگت انگیز برخلاف آنچه ما تصور می کنیم، کم نیستند. اینکه برخلاف آنچه ما می اندیشیم، اتفاقات عادی و تکراری بسیار کم هستند. کیارستمی به ما آموخت که معانی بزرگ چطور خود را پشت اتفاق های ساده پنهان می کنند و اینکه چطور آنها را کشف کرده و ببینیم. از همه مهمانان و مدیران جشنواره تشکر می کنم و تشکر ویژه ای دارم از مرد دوست داشتنی سینمای ایران، سیف الله صمدیان، که این نمایشگاه زیبا را در جشنواره امسال تدارک دید.

پس از آن سیف الله صمدیان از حس متناقض خود در برگزاری این برنامه گفت: وقتی به نام نامی سینما دور هم جمع می شویم، قرار است خوشحال باشیم و من هم خوشحالم. در عین حال قرعه به نام من افتاده که برنامه ریزی و اجرای بزرگداشتی را برعهده داشته باشم که به نام عباس کیارستمی ست و این حسی متضاد برای من ایجاد می کند.

وی ادامه داد: به دلیل حجم بالای برنامه ها، این امکان وجود نداشت که از تمامی دوستان عباس کیارستمی دعوت کنیم که در اینجا سخن بگویند؛ کسانی مثل آیدین آغداشلو، فرشید مثقالی، بهمن فرمان آرا، امرالله فرهادی و.. . عباس کیارستمی ما را به شکلی آبرومند به آن سوی مرزها برد و در برنامه امروز تلاش کردیم حرف های کسانی از آنسوی مرزها را بشنویم. امیدوارم برای عباس پیام هایی حسی داشته باشیم و این شاید حداقل کاری است که می توانیم برای او انجام دهیم.

صمدیان در پایان درباره دیگر برنامه های بزرگداشت عباس کیارستمی گفت: در ادامه جشنواره، فردا با حضور چهار همکار ژاپنی او در فیلم «مثل یک عاشق» و همینطور همکاران ایرانی او در ساخت فیلم «بلیت»، ویژگی متمایز کسی را به گفتگو می نشینیم که در صنعت سینما یکه سوار بود. در روز سوم جشنواره نیز به آموزش فیلمسازی توسط عباس کیارستمی در داخل و خارج کشور می پردازیم و فیلم هایی که دانشجویان او در کوبا، کلمبیا و اسپانیا ساخته اند را به بحث می گذاریم. در کنار آن شش دانشجوی کلاس های کیارستمی را داریم که در کلاسهای او رشد کردند و بالا آمدند و فیلم های بلندی ساختند که به اکران عمومی رسید. نمایشگاهی که ترتیب داده شده نیز حاصل کار عکاسان، گرافیست ها و کارتونیست های ایرانی است که قصد داریم آنها را به شکل کامل در یک کتاب منتشر کنیم. امیدوارم حداقل کاری که برای عباس انجام می دهیم با روسفیدی باشد.

در ادامه برنامه پیام تصویری احمد کیارستمی (پسر مرحوم عباس کیارستمی) پخش شد. وی از آرزوی قلبی خود برای حضور در این بزرگداشت گفت و ادامه داد: از رضا میرکریمی و سیف الله صمدیان برای برنامه ریزی جشنواره تشکر ویژه دارم. از سال گذشته تاکنون حدود ۲۳۰ مراسم بزرگداشت کوچک و بزرگ در نقاط مختلف دنیا برای پدرم تدارک دیده شده است که همگی آنها ارزش خود را دارند. اما آنچه بیش از همه برای من دوست داشتنی بود، درختکاری هایی بود که به یاد او در شهرها و دانشگاه های مختلف دنیا انجام شده است. ضمن اینکه پس از مرگ عباس کیارستمی، دوستانی پیگیر بهبود سیستم پزشکی ایران شدند که از همه آنها تشکر می کنم.

وی سپس به بیان خاطره ای از زنده یاد عباس کیارستمی پرداخت و گفت: ده سال پیش و در فستیوال فیلم مراکش که مراسم بزرگداشتی برای پدر برگزار شد و او در آنجا ورکشاپ هایی برگزار می کرد، شاهد بودم که چطور ورکشاپ های پدر به سادگی و صمیمیت برگزار می شد و ورکشاپ های کسی مانند مارتین اسکورسیزی به شکلی عظیم. زمانی که این مساله را با پدرم در میان گذاشتم، او گفت اسکورسیزی همانطور که فیلم های عظیم می سازد، حضورش نیز عظیم است. من ساده و مثل خودم فیلم می سازم. نه او می تواند مانند من باشد و نه من می توانم مثل او کار کنم. موفقیت هر دوی ما به این دلیل است که به واقعیت خود وفادار بوده ایم و به مدل خودمان فیلم ساخته ایم. این مهم ترین درسی بود که از پدرم آموختم.

احمد کیارستمی در خصوص برنامه های در حال اجرا درباره عباس کیارستمی و آثارش گفت: فیلم «بیست و چهار فریم» که در واقع آخرین فیلم پدر محسوب می شود و کاری ست در میانه ی سینما و شعر و عکاسی، مراحل پایانی خود را طی می کند و در جشنواره کن رونمایی خواهد شد. این فیلم یک فیلم موزه ای است و در ادامه در موزه ها به نمایش در خواهد آمد. ضمن اینکه پس از ماهها صحبت قرار شده فیلم های قدیمی عباس کیارستمی که در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان تولید شده اند، برای بازسازی و پخش بین المللی و اکران در خارج کشور به شرکت انکادو سپرده شود. در پایان باید بگویم بنیاد عباس کیارستمی را راه اندازی کرده ایم که مراحل اولیه شکل گیری خود را پشت سر می گذارد و امیدوارم به زودی اخبار بیشتری در این خصوص برای شما داشته باشیم.

سخنران بعدی این مراسم ویکتور اریسه بود که ضمن تشکر از برگزارکنندگان و مهمان نوازی ایرانیان گفت: برای من حضور در کنار شما مایه افتخار است و علاوه بر اختیار، همراه با هیجان است؛ این بزرگداشت در سرزمینی برگزار می شود که زایش عباس کیارستمی را به خود دیده است. سرزمینی که به او عشق می ورزد. و البته برای من سخن گفتن درباره کیارستمی بسیار دشوار است. ما فیلمسازان در ابتدا همدیگر را از طریق فیلم هایمان می شناسیم. فراموش نمی کنم وقتی برای اولین بار فیلم «کلوزآپ» را در مادرید دیدم و در هنگام خروج از سالن سینما به شدت تحت تاثیر قرار گرفته بودم. آنجا بود که احساس کردم نگاهی تازه در سینمای جهان متولد شده است.

اریسه افزود: سینمای کیارستمی جایی فوران کرد که سینمای اروپا خسته و از پا درآمده بود. او فرهنگی سینمایی داشت که تمام فصل هایی که می توانست برای یک سینماگر طی شود را پشت سر گذاشته بود. زمانی رسیده بود که گویی فیلمسازان صرفا برای دیگر فیلمسازان فیلم می ساختند و نویسندگان برای دیگر نویسندگان می نوشتند و نقاشان برای بقیه نقاشان نقاشی می کردند. ولی هیچکدام از این نشانه ها در عباس کیارستمی وجود نداشت. او احساس و مفهوم «جمع» را در وجود خود داشت. کیارستمی ما را به نگریستن به جهان واداشت و به بازنگری و تربیت نگاهمان در دگرگونه دیدن جهان. ما در دنیایی زندگی می کنیم که تنها با آلودگی هوا مواجه نیستیم، بلکه آلودگی تصویری نیز وجود دارد. اما چگونه می توان در این فضا تصویری حقیقی ساخت؟ عباس کیارستمی پاسخ آن را داده است؛ تصویر حقیقی آنجا متولد می شود که معصومیت با حکمت گره می خورد.

این کارگردان سینمای اسپانیا ادامه داد: پس از دیدن فیلم «کلوزآپ» برای اولین بار، سال ها سپری شد تا کیارستمی را در سیسیل از نزدیک ملاقات کردم. فیلم «آفتاب درخت به» باعث شد ما به هم پیوند بخوریم و بعد متوجه شدیم هر دو در یکسال و در یک ماه و تنها با هشت روز اختلاف متولد شده ایم؛ در دو کشور متفاوت با فاصله جغرافیایی زیاد. آنجا احساس کردیم نه تنها از جنبه فیلمسازی، بلکه از بسیاری جنبه های دیگر نقطه اشتراک داریم. بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۷ ده کارت ویدئویی با هم مبادله کردیم و این نامه نگاری ها در پاریس، مادرید و ملبورن به نمایش در آمدند.

کارگردان فیلم «روح کندوی عسل» در پایان به بیان خاطره ای از عباس کیارستمی پرداخت و گفت: در کنار هم در موزه پرادو مادرید قدم می زدیم و آنجا احساس کردم عباس بیشتر از موزه، به چیزهایی علاقه دارد که خارج از دیوارهای آن اتفاق می افتد. آنجا بود که متوجه این حرف کیارستمی شدم که می گفت «تمام دنیا کارگاه من است». دنیا فقیر می شود وقتی کسی مانند عباس کیارستمی ناپدید می شود. اما کارهای او باقی مانده است؛ آثاری که اکنون جزو میراث بشری محسوب می شوند. در این آثار شاهد یک تواضع عظیم انسانی و یک نفسِ ابدیت هستیم.

در ادامه برنامه بخشی کوتاه از صحبت های ژیل ژاکوب مدیر سابق جشنواره کن  درباره عباس کیارستمی به روی پرده رفت؛ ژاکوب درصحبت های خود کیارستمی را در کسوت روسلینی توصیف کرد و از فهم او نسبت به جهان و تواضع شخصیت او سخن گفت. ژاکوب کیارستمی را استاد بزرگ سینما و کسی توصیف کرد که همواره و در هر سنی علاقه داشته در کلاس های او شرکت کند.

سخنران بعدی مراسم فردریک تور فردریکسون بود که طی سخنانی کوتاه گفت: برخلاف سینمای آمریکا که صرفا برای وقت کُشی فیلم می سازد، کیارستمی قادر بود از کوچک ترین چیزها، آثاری عظیم خلق کند. وی فرهنگ کیارستمی را فرهنگی بین المللی توصیف کرد که صرفا در مرزهای ایران محدود نمی شود و گفت: کیارستمی همزمان فرهنگی محلی و بین المللی داشت و همه ی ما مدیون او هستیم. ما در مورد سرزمین هایی مثل عراق و افغانستان که مورد هجوم آمریکا قرار گرفتند، چیز زیادی نمی دانیم؛ از زندگی روزمره مردم این سرزمین ها بی اطلاعیم. وظیفه فیلمساز ارائه تصویری خلاقانه و حقیقی از محیط اطراف خود است. همواره مواد خامی در اطراف ما وجود دارد که تبدیل به فیلم هایی بزرگ شوند. فقدان عباس کیارستمی برای سینمای جهان و هر فیلمساز صادقی مایه تاسف است.

در ادامه این مراسم ویدیویی از ژولیت بینوش بازیگر فیلم «کپی برابر اصل» و لوکا بیگاتزی فیلمبردار فیلم«کپی برابر اصل» در این برنامه پخش شد.

سپس انیس دویکتور، پژوهشگر سینمای ایران از فرانسه  درباره کیارستمی صحبت کرد و گفت: عباس کیارستمی را  ۲۴ سال پیش در پروژه فیلم «مشق شب» در شهر کوچکی در فرانسه دیدم. هیچ چیزی از سینما و ایران نمی دانستم با این وجود این فیلم بود که مرا وداشت که سوژه دکترای خود را درباره سینمای ایران انتخاب کنم. کیارستمی مرا به ایران هدایت کرد. او عمیقا ایران را دوست داشت و می دانست چطور این عشق را به دیگران منتقل کند. فیلم های او ما را به سفری با خود می برد، سفری درباره آموزش و یادگیری.

او ادامه داد: کیارستمی به نوعی واقعی صحبت می کرد و از ما می خواست که آزاد و مسئول باشیم و این دو مورد خیلی آسان نیست. بدون شک به خاطر این است که عباس کیارستمی فقط یک فیلمساز ساده نبود. او یک نابغه بود. ابداع کننده فرم های بصری، روایی و زبانی بود. به خاطر همین ژان لوک ملانشُن، وزیر آموزش فرانسه و من این شانس را به دانش آموزان فرانسوی دادیم که این فیلم ها را کشف کنند. این کار را با دانش آموزان بسیار کوچک یعنی از مهدکودک شروع کردیم. وزیر پیشنهاد داده بود که کلکسیونی از صد فیلم برتر دنیا را آماده کنیم و اولین فیلم این مجموعه فیلم «چهارصد ضربه» از فرانسه نبود؛ بلکه فیلمی از کیارستمی بود. و قطعا آن فیلم «خانه دوست کجاست» بود. بچه های مهدکودک نه زبان می دانستند و نه می توانستند زیرنویس بخوانند، اما کاملا این فیلم را پذیرفتند و از آن یادگرفتند چطور بزرگ بشوند و رشد کنند. ما با رد شدن از چیزهایی که ما را می ترسانند بزرگ شدیم. با گذشتن از حد و مرزهای ممنوعیت های اجتماعی و سنتی و رسیدن به چیزی که به نظر ما درست است.

دویکتور با اشاره به این که فیلم «باد ما را خواهد برد» برای دانش آموزان دوران دبیرستان آماده شد گفت: این به این معناست که هزاران دانش آموز فرانسوی با این فیلم ها بزرگ شدند و آنها را دیدند. برای وزیر هدف آموزش از سینما در مدرسه ها این نبود که فیلم ها را نشان دهند تا از مسائل اجتماعی صحبت کنند،. این هم نبود که از آنها فیلمسازان معروفی بسازند.  بلکه هدف شان این است که آدم هایی بسازند که آزاده و مسئول هستند و فیلم هایی نظیر فیلم های کیارستمی که چنین مضمونی داشته باشند، بسیار نادر است. فیلم های کیارستمی به ما این فرصت را می دهد که به خودمان فکر کنیم و دنیا را طور دیگری ببینیم. این فیلم ها در دنیا بسیار شریف و نایاب هستند. این فیلم ها موقعیتی را فراهم می کنند که از لحاظ اخلاقی مسئول هستند و از لحاظ ذهنی آزاد. بدون عباس کیارستمی و بدون فیلم های جدیدش زندگی سخت تر خواهد شد. سپس فیلمی از مهرناز سعید وفا، فیلمساز و پژوهشگر سینمایی از آمریکا پخش شد.

سمیح کاپلان اوغلو، کارگردان ترکیه ای هنرمند بعدی بود که در این مراسم صحبت کرد و گفت: از مرحوم کیارستمی تشکر می‌کنم که باعث شده در این جمع همدیگر را ببینم. برای اولین بار با او در یک فستیوال آشنا شدم که به خاطر فیلم «شیرین» به آنجا آمده بود و من هم به خاطر فیلم «شیر» به این جشنواره رفته بودم. با یک هواپیما به آنجا پرواز کردیم و از ترمینال هوایی، با یک قایق در حالی که رو به روی هم نشسته بودیم به آنجا رفتیم. کسی که جسارت ساخت فیلم را به من بخشیده بود؛ عباس کیارستمی رو به روی ام نشسته بود، بدون این که با هم صحبت کنیم. من  شاهد نوع نگرش او به شهر در آن لحظات بی صدا بودم. خیلی کم حرف زدیم.

او ادامه داد: تا  اینکه دیدار و صحبت اصلی ما نیمه شب در خیابان شکل گرفت. چون ترکیه با ما تشابه فرهنگی در زمینه ادبیات و قصه خسرو و شیرین دارد و او این داستان قدیمی را بدین شکل به فیلم تبدیل کرده بود، برایم بسیار هیجان انگیز بود و می خواستم نظراتم را به او بگویم. او با خنده از من خواست که با هم به کافه برویم. انگلیسی ام خوب نبود. کیارستمی هم چندان حرف نمی زد. فقط روی نیمکتی نشستیم به کسانی که رد می شدند، نگاه کردیم.

کاپلان اوغلو  افزود: جلوتر از جایی که نشسته بودیم، بستنی روی زمین ریخته بود که مردم دائم سعی می کردند که از اطراف آن رد شوند و نمی خواستند رویش پا بگذارند. وسط بستنی به تدریج در حال ذوب شدن بود. در نهایت یکی پایش را به اشتباه روی بستنی ذوب شده گذاشت و لیز خورد. البته سریع هم خودش را جمع کرد. از حاصل ذوب شدن آن بستنی دایره ای ایجاد شد که همه شروع کردن از اطراف آن عبور کردن. در آن ده دقیقه ای که آنجا نشستیم احساس می کردم داخل فیلمی از کیارستمی رفتم. بعد او گفت که فیلم همین جا کف خیابان خوابیده است.

این فیلمساز ترکیه ای گفت: آنجا متوجه شدم کسی که آن آشغال را انداخته برای ما مهم نیست. و این همان جایی هست که تماشاچی در فیلم های کیارستمی وارد جریان می شود. چون هر کدام از ما یک بار برایمان پیش آمده که بستنی روی زمین بیاندازیم و این طوری است که فیلم های کیارستمی ما را به زندگی خودمان برمی گرداند. ما را به خانه خودمان برمی گرداند. فیلم هایش با ما تمام می شود. از همه هیجان انگیزتر برای من این است که او ما را به درون خودمان می برد.

او با اشاره به یکی از مصاحبه های کیارستمی بیان کرد: او در یکی از مصاحبه هایش می گوید که عکسی از چندین درخت گرفته بود و ده سال بعد به همان مکان برمی گردد و دوباره از آن درخت ها عکس می گیرد. دوتا عکس را کنار هم می گذارد و نگاه می کند. به ناگاه متوجه می شود که یکی از درخت ها نیست. نگاهی که آنجا کیارستمی داشت همه چیز حتی درخت را تبدیل به جاندار می کند. من دوباره بعد از مدت ها در ایران هستم. اما یک درخت بزرگ و پهناور که ما را داشت در سایه خودش بزرگ می کرد، متاسفانه دیگر در بین ما نیست. اما همه فیلم هایش، درس هایش و مصاحبه هایش هست و منبعی برای الهام ماست.

جف اندرو، منتقد سینمایی انگلیسی و دبورا یانگ، منتقد سینمایی هالیوود ریپورترز هم پیام هایی برای این مراسم فرستاده بودند. و در نهایت فیلم صحبت های مارتین اسکورسیزی در بزرگداشت کیارستمی در جشنواره مراکش پخش شد.

همچنین رونمایی از نسخه بازسازی شده «ناخدا خورشید» به کارگردانی ناصر تقوایی با حضور عوامل این فیلم ۳۰ ساله در حالی برگزار شد که از این اکران استقبال کم‌نظیری صورت گرفت.

فیلم بازسازی شده «ناخدا خورشید» در سینما فلسطین در حالی اکران شد که با وجود غیبت ناصر تقوایی از این کارگردان سینمایی ایران تقدیر بعمل آمد.

در این مراسم مرضیه وفامهر همسر ناصر تقوایی به نمایندگی از این کارگردان حضور پیدا کرد. هارون یاشایائی تهیه‌کننده این فیلم هم از دیگر حاضران در سالن بود.

پیش از اکران فیلم، عوامل آن از جمله داریوش ارجمند بازیگر و هارون یاشایی تهیه‌کننده اثر حضور داشتند و درباره خصلت‌های اخلاقی ناصر تقوایی در ساخت فیلم‌هایش صحبت کردند. همه اذعان داشتند که ناصر تقوایی، همیشه نگاه خاصی به سینما داشته است و هیچ‌گاه به دنبال آن شهرتی که دیگران پی‌اش می‌روند نبوده است. به عقیده آن‌ها، همین حساسیت و دقت نظر ناصر تقوایی باعث شده است، «ناخدا خورشید» پس از ۳۰ سال همچنان برای مخاطب تازگی داشته باشد.

ناخدا خورشید اقتباسی از «داشتن و نداشتن»، اثر ارنست همینگوی است که به عقیده عوامل این کار، به خوبی توانسته المان‌های ایرانی را حفظ و بر خلق یک داستان با سبک و سیاق ایرانی، تاکید کند.

همچنین در سینما فلسطین نمایشگاهی از تصاویر منتخب ثبت شده در دوربین فیلمبرداری «ناخدا خورشید» برپا شده است که از بین حدود ۲۰۰ هزار فریم بازبینی شده فیلم تعداد ۶۰ تصویر منتخب به نمایش درآمده‌اند.

سی وپنجمین جشنواره جهانی فیلم فجر کم کم به نیمه می رسد و رونق بیشتری می گیرد.

 

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج