محمودرضا امینی - تصویب قانون منع بکارگیری بازنشستگان اتفاق بسیار خوب و مبارکی در جامعه جوان ایرانی است. چرا که بدنه مجریان و فعالان حوزه های مختلف اداری و نظام اداری کشور به توان، تلاش و کوشش بیشتر نیروی جوانی مجهز می شود.

ما باید بپذیریم که سنین بالا، انسان را تبدیل می کند به یک روند کمتر ریسک پذیر و کمتر تلاشگر. اما سن جوان، فرصتی برای انسان ها است که می توانند با تلاش و اراده و ریسک پذیری خیلی از کارها را انجام دهند. اما به کارگیری نیروهای مسن و بازنشسته، علاوه بر اینکه جایگاه شغلی جوانان را اشغال می کند، مانع از رشد جوانان و در نهایت کشور می شود.

لذا قانون منع بکارگیری بازنشستگان اقدام بسیار مناسبی است، اما ای کاش در سطح مقامات عالی تر هم این قانون به کار گرفته می شد.

متاسفانه به طور طبیعی مقاومت هایی در جهت اجرای صحیح قانون منع بکارگیری بازنشستگان به وجود آمده و اما و اگرهایی نیز مطرح شده است. این مقاومت ها باید شکسته شده و تبدیل به فرهنگ عدم مقاومت در برابر قانون شود.

از سوی دیگر سازمان ها باید خودشان را مستثنی ندانند. در نظام اداری کشور این تدبیر اتفاق افتاده و نمی توان برخی از سازمان ها را به رغم اینکه مستقل بوده و یا هر عامل دیگری مستثنی کرد. لذا باید شمول این قانون به تمام دستگاه ها و نهادها و سازمان هایی که به نوعی از بودجه عمومی و دولت استفاده می کنند، گسترش یافته و بر اساس این تعریف شاید بتوان قوه قضاییه را نیز در شمول قانون فوق به شمار آورد.

بنابراین استثنا کردن شخصیت های حقیقی و حقوقی از این قانون تلاشی است که از سوی برخی در حال اتفاق بوده و قابل قبول نیست. حتی شنیده می شود که در برخی از نهادها تلاش می شود خودشان را به نوعی زیر مجموعه نهادهای بین المللی قرار داده و از این قانون محفوظ بمانند. به عنوان نمونه رییس یک فدراسیون و یا تشکیلاتی تلاش می کند تا از حوزه بین المللی به کشور فشار آورده تا او را تغییر ندهند.

همین چسبیدن به مسوولیت ها و زیربار نرفتن و تن ندادن به قانون و تلاش برای عدم تغییرات فرد نکته قابل توجهی است.

امای دیگر که بسیار مهم تر بوده، این است که پس از اجرای این قانون به طور طبیعی عده کثیری که انبوهی از تجربه و پختگی را دارند، از کار برکنار می شوند. این تجربه ها یک سرمایه بزرگ ملی است و باید برای به کارگیری این سرمایه بزرگ تلاش کرد و اجازه نداد به سادگی، انبوهی از تجربه که برای کسب آن از بیت المال هزینه شده، به راحتی از دست برود.

حلقه مفقوده این قانون عدم تدبیر لازم برای به کارگیری حجم زیادی از تجربه و پختگی و کارآمدی است که باید برای آن تصمیم گیری صحیح انجام شود.

بر اساس قانون بنا نیست که این افراد به پست های مشابه منتقل شده و یا حتی در سمت مشاور به کار گرفته شوند. اما بنا هم نیست که ما تجربه 40 سال خدمت و تلاش مدیران را به راحتی نادیده گرفته و آن را کنار بگذاریم.

یکی از راه حل هایی که در این حوزه می توان در مورد آن فکر کرد، توانمندتر کردن کانون های بازنشستگی است. کانون های فوق باید در درون خودشان سطح بندی کرده و به عنوان مکمل های مشاوره ای از آنها در حوزه های مختلف استفاده کرد.

به عنوان نمونه در وزارتخانه هایی چون نیرو و صنعت، تعدادی کارمند و مدیر بازنشسته می شوند. اما کانون بازنشستگی این وزارتخانه ها باید از این ثروت در جهت مشاوره به مدیریت حاضر استفاده شود.

در حال حاضر کانون های بازنشستگی در کشور داریم که حدود 50 وزیر و چند صد معاون وزیر و چند هزار مدیرکل بازنشسته دارد. این حجم از تجربه در جهت توسعه کشور به کار گرفته نمی شود که یک اشکال اساسی است.

اگر نتوانیم از تجربه بازنشسته ها به درستی استفاده کنیم، یک فساد بزرگ دامن گیر کشور می شود. به عنوان نمونه ممکن است بخش های خصوصی از مدیرانی که بازنشسته می شوند، برای استفاده از رانت اطلاعاتی آنها، این افراد را به خدمت بگیرند.

مشکل دیگر این است که فرد بازنشسته به ویژه اگر مدیری توانمند در حوزه کاری خود بوده و صادقانه در خدمت کشور گام برداشته است، ناگهان ببیند که از با یک قانون از کار برکنار شده و دیگر کسی از تجربه وی استفاده نمی کند. این اقدام به طور قطع از نظر روحی به مدیران ما ضربه می زند و جوانانی که مدیر می شوند نیز این وضعیت را می بینند و امید به آینده را از دست می دهند.

بنابراین یکی از بهترین تدابیر این است که کانون های بازنشستگی تخصصی در کشور راه اندازی شده و از مدیران بازنشسته دارای تخصص در این کانون ها استفاده گردد تا این کانون های تخصصی برای حل مشکلات کشور پیشنهادهای علمی و کارآمد ارائه دهند.

به طور قطع این تفکر که کسی پس از 65 سال سن و با وجود تجربه 30 تا 40 سال سابقه خدمت باید به خانه رفته و در گوشه خانه بنشیند، تفکر صحیحی نیست. اما اینکه گردش مدیریت در کشور داشته باشیم و از نیروی جوانی استفاده کنیم، تصمیم صحیحی است. به شرط آنکه بتوانیم این دو را به درستی مدیریتی و هدایت کنیم.

بنابراین ریزش های مدیریتی پس از اجرای قانون منع بکارگیری بازنشستگان باید به درستی مدیریت شود تا ضمن استفاده از نیروی جوانی و خلاقیت و کارآمدی نسل جوان، از تجربه مدیران خدمت گذار کشور نیز در بخش های مورد نیاز جامعه به درستی و طبق قانون استفاده کنیم.