یک تحلیلگر مسائل سیاسی معتقد است که جریان های سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب، خاصیت و اثربخشی خود را از دست داده اند و نتوانستند مشکلات مردم را برطرف کنند.

محمودرضا امینی در گفتگویی به پرسش های خبرنگار گروه سیاسی خبرگزاری موج در رابطه با رهنمودهای اخیر مقام معظم رهبری، ممنوعیت مذاکره با آمریکا، مشکلات اقتصادی، فساد اقتصادی و نحوه عملکرد مدیران و جریان های سیاسی پاسخ داد که مشروح این گفتگو در پی می آید:

رهبری عظیم الشان انقلاب اسلامی فرمودند که در شرایط فعلی مذاکره با آمریکا ممنوع است. به نظر شما معظم له بر اساس چه تحلیلی و با در نظر گرفتن کدام پارامترها این فرمان را صادر فرمودند؟

مقام معظم رهبری به کرات با مسوولان درباره رویکردها و سیاست های خصمانه آمریکا اتمام حجت فرموده اند. اما فرمایشات اخیر ایشان دو مطلب را روشن می کند. نخست اینکه به آمریکایی ها از ابتدا اعتمادی نداشتند و نتیجه امروز را به درستی پیش بینی فرموده بودند. اما خویشتن داری و صبوری کردند تا مدیران کشور تربیت شوند.

موضوع دوم این است، مقام معظم رهبری آن زمانی که به کرات به مسوولان درباره بی اعتمادی به آمریکایی ها تذکر می دادند، به خوبی امروز را پیش بینی می کردند.

بنابراین آنچه که امروز مطرح فرمودند، مغایرتی با فرمایشات و رهنمودهای گذشته ایشان ندارد و در گذشته نیز این موارد را اعلام فرموده بودند.

علت این است که آمریکایی ها در هیچ دوره ای قابل اعتماد نبوده و همواره با ما دشمنی داشته و به دنبال تغییر نظام جمهوری اسلامی به نظامی که سرسپرده باشد، هستند. آنها نظامی در ایران می خواهند که بتوانند مانند قبل از انقلاب از آن بهره کشی کنند.

سران کاخ سفید امروز این تحلیل را دارند که تحریم ها به اندازه ای در شاخص های اقتصادی ایران اثرگذار بوده که می تواند جمهوری اسلامی را به تغییر نظام وادار کند. آنها باورشان شده که تغییر نظام جمهوری اسلامی ممکن است و به همین دلیل خود را آماده شدیدترین تحریم های اقتصادی علیه ایران کرده اند.

بنابراین آمریکایی ها به دنبال یک جنگ تمام عیار اقتصادی با ایران و با هدف تغییر نظام هستند. اگر کسی فکر کند می شود با آمریکا به یک تعامل رسید، به طور قطع اشتباه می کند.

جنگ وقتی شروع می شود، کوتاه آمدن به معنی تسلیم است. اگر کسی از هیاهوهای آمریکایی ها ترسید، به این معنی است که نمی خواهد بجنگد. اگر یک جامعه به این نقطه رسید که تسلیم شده و مقاومت نکند، در مسیر اضمحلال هویت خود حرکت کرده است.

این در حالی است که جامعه ایران یک جامعه مقاوم است و همواره در برابر تهدیدها و دشمنی ها و تجاوزها ایستادگی کرده و می کند.

به همین دلیل رهبری معظم انقلاب اسلامی در فرمایشات اخیر دور مذاکره با آمریکا و حتی اروپا را، به شرط پیروی از آمریکا خط کشیدند و آن را ممنوع اعلام کردند.

محمود رضا امینی

برای مقابله با تهدیدهای آمریکا و تحریم های پیش رو چه باید کرد؟

پاسخ این پرسش نیز در همان فرمایشات مقام عظمای ولایت مطرح شده است. ایشان تاکید فرمودند که بدون آمریکا و حتی بدون اروپا، بازتعریفی از اقتصاد پویا، در قالب اقتصاد مقاومتی و استفاده از مزییت های جمهوری اسلامی و استفاده از حضور همه مردم و همه سرمایه های جامعه کردند.

دیگر نباید حل مشکلات اقتصادی را در قالب مذاکره و رابطه با آمریکا و حتی اروپا تصور کرد. این موضوع تنها با اتکا به توان داخلی محقق می شود.

آیا اقتصاد فعلی ایران توانمندی مقابله با تهدیدها و تحریم ها را دارد؟

ما توانمندی های بالفعل و بالقوه خوبی داریم. متاسفانه ما نتوانستیم توانمندی های بالقوه اقتصادی را به بالفعل تبدیل کنیم. به عنوان نمونه برخی از مسوولان تنبلی کرده و نتوانستند اقتصاد ایران را از اتکا به فروش نفت و خام فروشی رها کنند.

اگر به درستی شرایط اقتصادی کشور را بررسی کنیم، در می یابیم که نمی توانیم همه مشکلات را به دشمنی های خارجی ربط دهیم. رفتار و نوع مدیریت و تدبیر مسوولان ما در تحقق اهداف پیش بینی شده بسیار مهم است و می توانیم با اتکا به توان داخلی، مشکلات اقتصادی را برطرف کنیم.

به طور قطع مقابله با تحریم ها و تهدیدهای خارجی و اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی بدون همراهی مردم محقق نمی شود. آیا مردم ما آمادگی لازم برای ورود به این میدان که شما از آن به عنوان جنگ تمام عیار اقتصادی نام بردید را دارند؟

مردم گاهی نسبت به رفتار سیاستمداران و دولتمردان و سیاست ها نقد دارند. اما همه مردم استقلال و اقتدار کشور را می خواهند و در این امر هیچ شکی نداریم. هیچ کس به دنبال بی هویتی و نداشتن اقتدار و استقلال نیست.

اگر به اعتراضات خیابانی ماه های اخیر دقت کنیم، در می یابیم که مهمترین درخواست ها در حوزه اقتصادی است و به عبارتی مردم امروز دغدغه نان دارند. به همین دلیل برخی معتقدند که بحث اقتدار و استقلال و حتی آزادی در حال حاضر دغدغه اصلی مردم نیست.

این حرف صحیحی نیست که بگوییم مردم فقط به دنبال نان هستند. اگر در جایی اعتراض می کنند، به دنبال نان نیستند. بلکه به کجروی ها اعتراض می کنند. به عنوان مثال می گویند چرا بازار مالی و پولی کشور دارای ثبات نیست و هر روز قیمت ها افزایش می یابد. مردم نمی گویند چرا غذا در کشور نیست، بلکه می گویند چرا اقتصاد ما ثبات ندارد.

مردم از کج روی ها انتقاد دارند. نمی خواهند آمریکایی شوند و استقلال کشور از بین برود. بلکه می گویند چرا از ظرفیت ها به درستی استفاده نمی شود. مردم می خواهند از شر بی کفایتی و عدم تدبیر خلاص شوند.

شرایط ده سال اخیر نشان می دهد که مدیران ما مردم را باور ندارند. به عبارتی کلید ما در قفل ظرفیت های داخلی قرار نمی گرفته و در قفل های دیگران قرار داشته و با کدهای دیگران باید باز شود.

آیا می توانیم بگوییم که نیروی کار ماهر، مدیران خلاق، مدیران کارآفرین، سرمایه و مردم استوار و مقاوم در برابر تهدیدها نداریم؟ به طور قطع پاسخ این پرسش منفی است. ما به مدیرانی نیاز داریم که ظرفیت های کشور را در مسیر درست هدایت کند.

این چالشی که امروز در حوزه اقتصادی با آن روبه رو هستیم، تنها مختص ایران نیست. کشورهای دیگر نیز با آن روبه رو هستند. اما این کشورها به دنبال الگوهایی می گردند که بتوانند مشکلات خود را برطرف کنند. هدف بسیاری از کشورها این است که امروز در معادلات آمریکایی ها گرفتار نشوند.

البته هر مقاومتی هزینه های خاص خود را دارد. دیگران نیز این هزینه ها را پرداخت کرده اند. مردم ما نیز برای دست یابی به خواسته های خود هزینه داده اند و همچنان استوار هستند. البته دست یابی به اهداف پیش بینی شده، نیازمند وجود مدیرانی است که شایسته مردم مقاوم باشند.

دکتر امینی

در اینکه سران کاخ سفید از هر فرصتی برای ضربه زدن به ملت ایران استفاده کرده و همواره با ما دشمنی دارند، شکی وجود ندارد. اما این پرسش مطرح می شود که مقابله با یک دشمن تنها از طریق قطع هرگونه مذاکره محقق می شود و راهکار دیگری وجود ندارد؟

برای پاسخ به این پرسش باید مثالی را مطرح کنم. چندین سال پیش هیچ کس تصور نمی کرد تیم های والیبال و فوتبال ما بتوانند در مقابل قدرت های بزرگ، عملکرد قابل قبولی از خود به نمایش بگذارند. اما امروز می بینیم که تیم ملی والیبال ایران در رده برترین های جهان بوده و تیم ملی فوتبال نیز می تواند مقابل قدرت هایی چون آرژانتین و اسپانیا و پرتغال بازی خوبی داشته باشد.

علت این است که ما تراز ظرفیت های خود را افزایش دادیم.

موفقیت های ورزشی مانند تیم ملی والیبال و فوتبال این بود که از مربیان با دانش استفاده کرده و به طور مداوم در دیدارهای بین المللی شرکت کردیم. اگر با تیم های بزرگ بازی نمی کردیم، توانمندی های ما نیز افزایش پیدا نمی کرد.

در ابتدای بحث به این نکته اشاره کردم که باید از مدیران با دانش استفاده کنیم. این مدیر با دانش نیز الزاما نباید خارجی باشد و در میان جوانان ایرانی مدیران توانمند و خلاق بسیاری حضور دارند و من نیز معتقدم در حوزه اقتصادی و سیاسی نیز می توانیم مانند حوزه ورزشی با اتکا به مدیریت با دانش و توانمندی های داخلی موفق شویم.

ما اگر تراز ظرفیت های خود را افزایش دهیم، با دست پر می توانیم با دنیا حرف بزنیم. اگر دست ما پر باشد، مذاکره با هیچ کشوری مشکلی ایجاد نمی کند، چرا که از موضع ضعف با آنها روبه رو نمی شویم. این دست پر بودن نیز دو جهت دارد. یکی اینکه توانمندی داخلی داشته باشیم و دیگری این است که مدیران ما نیز به این توانمندی ها باور داشته باشند.

هیچ زمانی امام (ره) و مقام معظم رهبری منکر اصل مذاکره نبودند، بلکه شرایط را مناسب نمی دیدند. شرایط مناسب این است که در زمان مذاکره با دست پر پشت میز مذاکره بنشینیم و مدیر مذاکره کننده نیز به این ظرفیت ایمان داشته باشد.

وقتی دست های ما خالی باشد و به ظرفیت های مردمی باور نداشته باشیم، چه دلیلی دارد پشت میز مذاکره بنشینیم. به عنوان نمونه در موضوع برجام، تیم مذاکره کننده ما باور قطعی داشت که با آمریکایی ها به نتیجه رسیده و آمریکا نیز محال است از برجام خارج شود. اما دیدیم که اینگونه نشد. این در حالی است که رهبری معظم انقلاب از همان ابتدا به مذاکره بی اعتماد بودند.

اگر هنوز هم باور داشته باشیم برجام می تواند مشکلات را برطرف کند، همان اشتباه گذشته را مرتکب شده ایم.

دکتر امینی

پس معتقد هستید دیگر ادامه حضور ایران در برجام پس از خروج آمریکایی ها معنی ندارد؟

برجام دستاوردی برای ما نداشته است. امروز که آمریکا از برجام خارج شده، ایران باید با اقتدار در برابر اروپایی ها قرار گیرد و اگر آنها دنباله رو آمریکا هستند، دیگر برجام معنی نخواهد داشت.

اروپایی ها اگر مکلف هستند و می توانند آمریکایی ها را نادیده بگیرند، می شود با آنها ادامه داد. اما اگر می خواهند بهانه بیاورند و مدام به تحریم های آمریکا استناد کنند، ادامه برجام معنی ندارد.

برخی از تحلیلگران معتقد هستند کسانی به برجام و روابط ایران با آمریکا و اتحادیه اروپا انتقاد می کنند که نگاه به شرق دارند و امیدوار به حمایت روسیه و چین هستند. آیا این تحلیل ها مبتنی بر واقعیت است؟

هیچ کشوری قابل اعتماد صد در صد برای کشور دیگری نیست. در یک نگاه آمریکا و روسیه، آلمان و چین با هم تفاوتی ندارند، چرا که به دنبال منافع خودشان هستند. اگر اروپایی ها حقوق ایران را رعایت کرده و به منافع ما احترام می گذارند و در مذاکرات این منافع را در نظر می گیرند، ما منعی بر رابطه نداریم.

هرگز بنا نیست ما حیثیت و آبرو و اقتدار خودمان را بدهیم تا بتوانیم نفس بکشیم. اقتدار در برابر اقتدار. اگر هر کشوری به منافع ما احترام می گذارد، ما با آنها آماده مذاکره و رابطه هستیم.

آیا عدم مذاکره با آمریکا برای حل مشکلات کشور کفایت می کند؟

نه خیر. ما نیاز به مدیران انقلابی داریم. مدیر انقلابی نیز دارای ویژگی های مشخصی است. از خودگذشتگی داشته و برای خودش چیزی نخواهند، مردم را باور داشته باشد، معتقد به اسلام باشد و در نهایت معتقد و ملتزم به نقطه کانونی وحدت کشور یعنی ولایت فقیه باشد. ما با این مدیران می توانیم موفق شویم.

 آیا طی چهل سال اخیر در تربیت اینگونه مدیران موفق بوده ایم؟

بله. در حال حاضر مدیران انقلابی بسیاری در کشور داریم.

چگونه با وجود این مدیران انقلابی، باز هم شاهد افزایش مشکلات در کشور هستیم؟

برای اینکه باید قبول کنیم، این مدیران بیایند سر کار و اداره امور را بر عهده گیرند. ساختار تربیت مدیر در نظام ما به درستی کار خود را انجام داده است.

پس معتقد هستید در انتصاب و انتخاب مدیران اشتباه کرده ایم؟

نمی خواهم بگویم مردم در انتخاب خود اشتباه کرده اند. تبلور ذهنی مردم از مدیران انقلابی در همین افراد بوده است. اما حالا که دولت به این نتیجه رسیده مشکلات اقتصادی وجود دارد و نیاز به ترمیم کابینه وجود دارد، می تواند از مدیران انقلابی به جای مدیران اقتصادی فعلی استفاده کند.

من معتقد هستم دولت باید با قدرت به کار خود ادامه داده و با استفاده از ظرفیت 25 میلیون رای و ظرفیت مدیران انقلابی و توانمند و خلاق و توانمندی های داخلی برای رفع مشکلات کشور تلاش کند.

دولت نباید متکی به جریان های حزبی و گروهی باشد. باید متکی به توانمندی مردم باشد. زیرا جناح ها و احزاب به دنبال بازی های سیاسی خود هستند.

دولت خطا داشته است و باید با اتکا به توانمندی های موجود، برای جبران خطاها تلاش کند.

امروز انتظار داریم همه مردم، نخبگان، کارآفرینان، تولیدکنندگان و ... برای حمایت از دولت وارد میدان شده و دولت نیز به ظرفیت های موجود باور داشته باشد. دولت نباید به دنبال مطالبات حزب و گروه ها باشد. باید مطالبات مردم را پیگیری کرده و به جای پرداختن به مسائل انحرافی، اعتماد عمومی را تقویت کند.

امینی

معتقد هستید که دولت نباید نگاه حزبی داشته باشد، چرا منتقدان دولت با نگاه حزبی شرایط موجود را نقد می کنند؟

علت این است که بلندگوها در اختیار اینها هستند. اگر از مردم سوال کنید کاری به اصلاح طلب و اصولگرا ندارند. رییس جمهور و دولت مستقر است و باید تا پایان عمر چهار ساله دولت برای رفع مشکلات مردم تلاش کند و ما باید کمک کنیم.

در سال های اخیر یک گروه می گفتند مشکلات ناشی از تحریم ها و تهدیدهای خارجی است و یک گروه معتقد به سوء مدیریت ها بودند.

حالا هم همین را می گوییم.

مشکل اینجا است که جای این دو عوض شده است. چرا کسانی که در دولت گذشته مشکلات را به گردن خارجی ها می انداختند، امروز می گویند اشکالات ناشی از بی تدبیری مدیران است؟

اینها بازی گروه ها و احزاب سیاسی است. احزاب گاهی این طرف زمین قرار می گیرند و گاهی به طرف مقابل می روند. اما مردم وارد این بازی نشده و نمی شوند. امروز روز اختلاف نیست.

امروز روز اتحاد و وحدت برای حل مشکلات به ویژه مشکلات اقتصادی است. امروز زمان اختلاف نیست. همه باید کمک کنند تا مشکلات برطرف شود.

چرا وقتی می گوییم همه باید برای رفع مشکلات کشور وارد میدان شوند، مردم این شعارها را باور نمی کنند؟

برای اینکه ما همان هایی هستیم که کار را خراب کردیم. مردم یک بار حرف ما را باور می کنند و وقتی کار را خراب کردیم، دیگر باورمان ندارند. متاسفانه کسانی که کار را خراب کردند، حتی از مردم عذرخواهی هم نمی کنند. وزیری که کار را خراب کرده، باید از مردم عذرخواهی کند.

معلوم است وقتی از وزیر می پرسند وضعیت اقتصادی چگونه است، می گوید ما وضعیت خوبی داریم، مردم منزجر می شوند. این وزیر باید بگوید، می دانم مشکلاتی وجود دارد. ای مردم، ای نخبگان، ای اساتید دانشگاهی، ای تولیدکنندگان و کارآفرینان به من کمک کنید تا مشکلات را برطرف کنم.

تحلیلی مطرح می شود مبنی بر اینکه اصولگرایان زبان گفتگو با مردم را نمی دانند و در مقابل اصلاح طلبان به راحتی با مردم گفتگو کرده و زبان آنها را می دانند، اما توان اداره کشور را ندارند. آیا با این تحلیل موافق هستید؟

این حرفی که می زنید، دقیقا در چارچوب منافع حزبی و گروهی است. مردم چنین نظری ندارند. اینکه این گروه می تواند و آن گروه نمی تواند حرف های حزبی و بازی جریان های سیاسی است.

آیا قبول ندارید که جریان اصولگرایی با مردم همزبانی کمتری نسبت به اصلاح طلبان دارد؟

این یک ادعا است و قبول ندارم.

پس چرا هر زمانی میزان مشارکت در انتخابات افزایش یافته، جریان اصولگرایی کمتر موفق بوده است؟

به حرف من دقت نکردید. من معتقدم که این جریان های سیاسی خاصیت خود را در حل مسائل و مشکلات کشور از دست داده اند. چه جریان اصولگرایی و چه جریان اصلاح طلبی خاصیت و اثربخشی خود را از دست داده اند. زیرا فعالیت و برنامه های آنها هیچ نتیجه ای برای مردم نداشته است. برای اینکه برای حل مشکلات مردم موفق نبودند و در مشاغل دولتی حضور یافتند و باری از دوش مردم برنداشتند.

برای مردم فرقی نمی کند که چه کسی کار را پیش می برد. مردم می خواهند مشکلات برطرف شود و نتیجه بخش بودن مهم است. اگر دولت آقای روحانی به طور کامل اصولگرا بود و مردم وضعیت موجود را می دیدند، اعتراض نمی کردند؟ اگر دولت فعلی به طور کامل اصلاح طلب بود، مردم اعتراض نمی کردند؟ برای مردم اصولگرا و اصلاح طلب تفاوت نمی کند و می خواهند مشکلات کشور برطرف شود و حاضر هستند به مدیران برای رفع این مشکلات کمک کنند.

وقتی مردم اعتراض می کنند که چرا قیمت ها یک شبه افزایش یافته، ربطی به اصولگرایی و اصلاح طلبی ندارد. وقتی گرانی ها به نقطه ای می رسد که دیگر مردم قدرت خرید ندارند، اعتراض می کنند و این امر ربطی به اصولگرایی و اصلاح طلبی ندارد.

البته همان طور که گفتم بلندگوها دست کسانی است که حرف مردم را منعکس نمی کنند. خبرنگاران به دنبال مسوولان هستند و نظر آنها را می پرسند. این در حالی است که باید نظر مردم شنیده شود.

برای پرسش آخر، به طور قطع شرایط اقتصادی بسیار سختی در پیش داریم. به نظر شما مردم تا چه زمانی این سختی ها را تحمل می کنند؟

مردم ما آستانه تحمل بالایی دارند، به شرط آنکه ببینند مدیران در راستای نیازهای واقعی آنها حرکت می کنند و آثار آن را ببینند. همچنین ببینند که با سواستفاده کننده ها و متخلفان اقتصادی برخورد قاطع می شود. اگر شاهد این دو موضوع باشند، تا آخر ایستادگی می کنند.