رجعت به تاریخ این گواه را می دهد که منافع درخواست کنندگان طرح مذاکره مجدد ایران با آمریکا، از سوی منافقین و مخالفان نظام جمهوری اسلامی حمایت می شود و هیچگاه همگام و همراه نظام و انقلاب نخواهند بود.

محمودرضا امینی- خبرگزاری موج، مطالعه تاریخ ایران در صد و پنجاه سال اخیر، از دوره قاجار گواه می دهد که جریانات امنیتی، اطلاعاتی و اقتصادی برای بقا در صحنه بین الملل به دنبال ارتباط با کشورهای سلطه طلب اروپایی و آمریکا بوده و این کشورها همواره با نفوذ و استفاده از ظرفیت های نظامی، سیاسی، امنیتی و حتی اجتماعی و فرهنگی به دنبال بهره کشی و استثمار ایران بوده اند.

باتوجه به نکات ذکر شده، علت اصلی عقب ماندگی در دوران پهلوی، ظهور و بروز غرب در کشور، از طریق اشخاص مختلف در حکومت و حتی همراهی تعداد اندکی از علما بوده است.

در تمام مدت حضور و تعامل بیگانگان در امور داخلی کشور، هیچگاه ارزشی بر ایران افزوده نشد و نتیجه مطلوبی در جایگاه بین الملل کسب نشد و همواره جریان استثمار با استحمار همراه بود.

با ظهور انقلاب جمهوری اسلامی و برهم خوردن معادلات آمریکا و شکست سیاست های نفوذی در منطقه و فضای بین الملل، منافع بسیاری در داخل و خارج تحت تاثیر قرار گرفت و منجر به ترک عده ای از کشور شد، اما عده ای نیز با همان افکار غرب زدگی و غرب گرایی در کشور باقی ماندند.

اما پس از انقلاب با ظهور شعار نه شرقی نه غربی و عدم وابستگی و اصرار و مقاومت شخص امام، جوی در کشور حاکم شد که کمتر کسی تفکر ارتباط با کشورهای غربی را در سر می پروراند اما در برخی ادوار همچنان پدیده نفوذ، از شخص رئیس جمهور گرفته تا وزیر وابسته به تفکر غربی و حضور دست نشانده در ساختارهای امنیتی و اطلاعاتی کشور وجود داشت.

پس از رحلت امام (ره)، مقام معظم رهبری هم بر اصل انقلابی عدم وابستگی و سلطه پذیری پایبند بودند، در راستای همین اصل نیز، جمهوری اسلامی هیچگاه مخالفتی با تعامل ایران با کشورهای غربی، شرقی یا آفریقایی نداشته و ندارد اما به شرطی که اولویت، عزت و اقتدار کشور لحاظ شود تا در راستای توسعه، پیشرفت و بهبود وضعیت کشور گام برداشته شود.

در برهه ای از زمان که کشور، در چالش تفکری مذاکره با غرب، بلی یا خیر قرار داشت،  برجام به عنوان نقطه عطفی برای کشور قلمداد شد.

تشکیل گروه 1+5 با حضور کشورهای اروپایی و آمریکا و در مقابل ایران برجامی را برای ایران در برداشت که نتیجه آن تحمیل قرارداد از سوی این گروه، با وجود شرط دو طرفه بودن آن بود اما در نهایت با انصراف آمریکا از این قرارداد، حقیقت پشت پرده بر ملت ایران آشکار شد، تا همگی بدانند اقدام آمریکا و اروپا بر سر برجام یک بازی ترسیم شده و از پیش برنامه ریزی شده بوده و هیچگونه نتیجه مطلوبی برای ایران از همان ابتدا در نظر گرفته نشده است.

طبق توافق بین ایران و گروه 1+5 قرارشد همه مشکلات بانکی، پرداخت مطالبات بلوکه شده، بهبود و تسهیل روابط اقتصادی ایران با سایر کشورها، واردات مواد اولیه به کشور و عضویت ایران در باشگاه غنی سازی هسته ای تماما حل و فصل شود که با وجود تاکید و تذکر ممتد رهبرانقلاب مبنی بر اخذ تعهد رسمی از گروه متقابل بر اجرای صد درصدی مفاد قرارداد، برجام در نهایت به ضرر ایران تمام شد.

حال با اثبات عدم صداقت گروه 1+5 در توافق اخیر، ابراز امیدواری دونالد ترامپ پس از مذاکره با کیم جونگ اون، برای مذاکره مجدد ایران با آمریکا بر سر موضوعات موشکی، تسلیحاتی و اقتدار ایران در صدر اخبار قرار گرفت.

پس از ابراز امیدواری ترامپ، تعدادی از به اصطلاح سیاسیون از داخل و خارج از کشور صرف نظر از وابستگی به جناح خاص، شیفته و خودپرداز به تمایلات رئیس جمهور آمریکا پاسخ مثبت دادند و با تدوین نامه مشترک خواستار طرح مجدد مذاکره ایران با آمریکا شده اند.

یقینا منافع این افراد برای ملت و جمهوری اسلامی نخواهد بود و افراد درخواست کننده طرح مذاکره مجدد ایران با آمریکا، هیچ زجر و زحمتی برای حفظ انقلاب و دستاورد های انقلاب نداشته اند و بر اصل انقلاب جمهوری اسلامی اهمیتی قائل نیستند.

رجعت به تاریخ این گواه را می دهد که منافع این درخواست کنندگان، از سوی منافقین و مخالفین نظام جمهوری اسلامی حمایت می شود و هیچگاه همگام و همراه نظام و انقلاب نخواهند بود.

این تعداد اندک دلباخته مذاکره با آمریکا این روزها، دیدار رئیس جمهور کره شمالی با آمریکا را علت موجهی برای طرح مذاکره ایران و آمریکا می دانند اما هنوز، هیچ نتیجه مطلوبی از مذاکره حاصل نشده و باید یادآور شد کره شمالی با آزمایش های مختلف موشکی و ابراز قدرت در امور تسلیحاتی بارها آمریکا را به عقب رانده است.

البته تفکر انقلابی و اسلامی ایران با کره شمالی قابل مقایسه نبوده و منفعت درخواست طرح مذاکره ایران با آمریکا برای نظام جمهوری اسلامی نخواهد بود.