دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا یک کاسبکار است و با چنین رئیس جمهور کاسبکاری، ژنرال های تیزهوش اقتصادی ما می توانند بهتر تعامل داشته باشند تا مردان سیاسی.

ما و دیگران نمی توانیم دونالد ترامپ رئیس جمهور کاسبکار آمریکا را در قالب یک سیاستمدار ارزیابی کنیم و طبیعی است روابط و توافقات مثل برجام را نمی توان به صورت گذشته مدنظر داشت. یقینا باید ژنرال های تیزهوش اقتصادی و بخش خصوصی مان را به تعامل با وی تشویق و ترغیب کرد.

باید بپذیریم که جنس آقای ترامپ با سایر سیاستمداران و روسای جمهور آمریکا از جهاتی متفاوت است. وی را نمی توان به عنوان یک سیاستمدار کهنه کار با توجه به سن او مورد ارزیابی قرار داد. به طور قطع یقین نمی توان گفت که آقای ترامپ نسبت به منافع آمریکایی و سیاست های سلطه گرایانه این کشور بی توجه است. اما می توان گفت که:
1- چیدمان سیاسی ترامپ به جز اعضای خانواده اش از بین افرادی است که در فرایند های سیاسی، امنیتی  و نظامی دارای تجاربی هستند و گاهی آزمون شده اند. پس نگاه آنها به آموزه های قبلی خود می باشد و این اولین و مهمترین شکاف با آقای ترامپ است که تفکری کاملا متفاوت و غیر سیاسی  غیر دیپلماتیک دارد و به همین دلیل تغییرات مستمر در دولت آقای ترامپ مر بدیهی است تا به نقطه مطلوب و خاستگاه رئیس جمهور آمریکا باشد.

2- دیدگاه رئیس جمهور آمریکا واقعا متفاوت و بر این باور است که سیاست های گذشته و ساختار نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی آمریکا نتوانسته موجب حفظ منافع ملی این کشور و هویت آمریکایی ها در داخل و خارج از کشورشان باشد. مردم را ناراضی می داند. اقتصاد را ته نشین شده می پندارد و اساسا ساختار چیدمان سیاسی را ظالمانه می دانند و این در شعارها و گفتمان های انتخاباتی وی مشهود بود. با این باور همواره تلاش می کند تغییراتی را به نفع اقتصاد آمریکا و مردم صورت دهد و این یعنی بر هم زدن منافع بسیاری از افراد سیاسی و حتی کارتل ها و تراتست های رقیب.

3- شاید خوانندگان محترم از این جمله که ترامپ بهترین رئیس جمهور برای مردم آمریکاست، تعجب کنند، اما با دید یک آمریکایی پرادعای سلطه گر قابل درک است. از دیدگاه وی مردم آمریکا باید در آسایش بیشتری باشند. ساختار اقتصادی آمریکا باید متحول شود. از تولید اجناس آمریکایی حمایت شود. عدالت اجتماعی در آمریکا باید بهینه شود. سوء استفاده های سیاسی برای مقاصد خاص در این کشور باید از بین برود. بازار درآمد اقتصادی آمریکا در فضای بین الملل باید بسیار بیشتر سودآور شود و به هر قیمتی مبادلات سیاسی به نفع آمریکا و با محوریت این کشور شکل گیرد که البته بهای آن را دیگران باید بپردازند. از این رو سیاست هایی مثل:
الف-  توسعه فروش تسلیحات در آسیا، آفریقا و هر کجای دیگر دنیا در اولویت قرار گیرد. بازار جدید اقتصادی به هر طریقی، ولو با اعمال ترس و وحشت در دنیا باید ایجاد شود. معادلات سیاسی را بر هم می زند که ما به ازای ثبات آن را نقدا حساب کند و البته منافع مردم آمریکا را بیشتر تامین کند.

ترامپ یک آمریکایی اصیل است که از هر فرصتی می خواهد خود و خانواده اش بهره مند شوند. ما و سایرین نمی توانیم ترامپ را در قالب یک سیاستمدار ارزیابی کنیم. طبیعی است که روابط و توافقات همچون برجام را نمی توان به صورت گذشته ارزیابی کرد. یقینا باید ژنرال های تیزهوش اقتصادی خود و بخش خصوصی کشورمان را به تعامل با ترامپ تشویق و ترغیب کرد که در غیر این صورت وی برای هر کاری قیمت مضاعفی را طلب خواهد کرد و سیاستمداران نمی توانند با وی به خوبی و منطق دیپلماتیک رفتار کنند. برای شناخت بیشتر ترامپ خوب است برخی کتاب های اقتصادی وی را مطالعه کنیم.
روابط شکل گرفته ترامپ با روسیه و حتی مسائل انتخاباتی وی را که از سالیان قبل شکل گرفته بود را باید صرفا در قالب یک تجارت تجزیه و تحلیل کرد. تجارتی که همراه با وعده به قدرت رسیدن وی بود.

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج