رئیس جمهور منتخب ظرف روزهای نزدیک با حضور در مجلس و مراسم تنفیذ به طور رسمی رئیس جمهور دولت دوازهم خواهد شد.

رئیس جمهور منتخب از مدت ها پیش و هم اکنون نیز چالش ها و پرسش های قابل ملاحظه ای را برای انتخاب اعضای کابینه داشته و پیش رو دارد. 

پرسش اول آن است که آقای روحانی رئیس جمهور است یا اینکه منتخب 24 میلیون تن از مردم ؟به هرحال و به طور یقین وی بر سرنوشت مردمی حاکم خواهد شد که هم به او رای داده اند و هم به دیگر نامزدها و حتی برخی ها نیز رای نداده اند.

مدعیان 24 میلیونی که از طیف های مختلف تشکیل شده اند برآنند تا سهم خواهی حضور خود را در کابینه به طور جدی پیگیری کنند و قطعا برای دیگران هیچ سهمی قائل نیستند.اما رئیس جمهور اگر بخواهد با تدبیر و امید اداره دولت دوازدهم را داشته باشد به این نکات توجه خواهد کرد:

  1.  مهمترین محور انتخاب کابینه خود را کارآمدی، شجاعت، تدبیر و البته افراد پرتحرک و سرحال و جوانتر در نظر خواهد گرفت و این به معنای آن است که حوزه انتخاب افراد می تواند از دامنه طیف اصلاح طلب، سازندگی، اصولگرا و غیره باشد.
  2. توجه به گروه ها و جناح های سیاسی که پیروز در انتخابات بودند و نیز کسانی که آرایشان آنان را به پیروزی نرساند ولی مایل به خدمت و توسعه کشور هستند اگر چه گاهی در تفکر و سلائق و حتی مبانی متفاوتند اما به طور قطع یقین در جهت تعالی برای کشور اشتراک نظر دارند.به جز کسانی که از موفقیت در این جریان برای خود بخواهند پوستین دوزی کنند و مقصدشان شخص خودشان و اهداف درون گروهی شان باشد که قطعا چنین افرادی صلاحیت ندارند. از این رو به طور مشخص می توان در بین همه گرایش های فکری افراد معتدل را در یک جا جمع کرد و دولت را با تفکرات دیگر شکل داد.
  3. برد آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور که می تواند نبود آنرا نقص دولت یازدهم محسوب کرد آن است که وامدار گروه خاصی نباشد و به گونه ای رفتار کند تا همه فرصت های کارآمدی و نیروهای خدوم و پر تجربه را بتواند بکار بگیرد. در عین حال باخت روحانی (علیرغم آنکه وزیر نفت دولت یازدهم می گوید) این است که تصور کند مردم به وی رای داده اند زیرا از کارکرد همین وزاری دولت یازدهم راضی بوده اند.
  4. واقعیت این است که که برخی وزرای دولت یازدهم علیرغم تجربه، سن کافی و لازم به روز نبودند و در  دهه ای زندگی می کردند که تجربه خود را کسب کرده اند و متوجه حرکت رو به جلو و رشد نبودند. آنها همواره مایل بودند و تلاش کردند آنچه را که مثلا در زمان حضور در دولت مرحوم آیت الله هاشمی رفسنجانی یا خاتمی تجربه کرده بودند عملی کنند و این به معنای عقب گرد حداقل ده یا 16 سال است و برخی دیگر که نظرات جدیدی داشته و ادعاهایشان هم به عرش می رسید حاضر به هم نظری و همگرایی نبودند از این رو برآیند کابینه یازدهم برخی از چالش ها و نقایص زیر بود:
  • در اقتصاد نه تنها هم نظری نبود بلکه مخالفت و مقاومت بر نظرات وجود داشت بخصوص در موضوع درآمد (نفت ) و هزینه (برنامه و بودجه و بانک مرکزی ) و نیز در صنعت .
  • در فرایند فرهنگی سردرگمی جدی وجود داشت و منصه حضور و بروز مهمترین رویکرد های فرهنگی دولت یازدهم مباحث و چالش های بحث برانگیز کنسرت، فیلم و تجلیل از شخص و امثالهم شد و اتفاقا صرفت نظر از سند 2030 که گاف بزرگی بود اقدام جدی صورت نگرفت.
  • در بعد امنیتی و سیاسی در حوزه بین الملل حوادث مهم و قابل تحلیل و توجه رخ داد اگر چه با سعه صدر نقدهای جدی را باید پذیرفت امید است که همه تفکرات پیشنهادهای خود را با در نظرگرفتن دولتی کارآمد که دشمنان بیرونی دندان برای عدم موفقیت جمهوری اسلامی تیز کرده اند را یارای کمک کند.
عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج