نشست فصلی خانه احزاب امروز با حاشیه های متعددی چون گل کردن شم شاعری خزانه دار خانه احزاب، اجازه ندادن به برخی نمایندگان احزاب برای اظهار نظر به سخنان وزیر و همهمه کردن حین سخنان مطهری همراه بود.

نشست فصلی احزاب که قرار بود اوایل تیرماه برگزار شود پس از کش و قوس های فراوان در نهایت امروز آخرین روز از ماه تیر برگزار شد. این نشست با حضور نمایندگان برخی احزاب و وزیر کشور همراه بود. نائب رئیس خانه احزاب پیشتر در گفت وگو با موج از دعوت بسیاری از مسئولان خبر داده  و گفته بود تنها علی مطهری نائب رئیس مجلس به این دعوت پاسخ مثبت داده است. نشست امروز اما با حاشیه های فراوانی همراه بود؛ حین سخنرانی علی مطهری که درباره جلوگیری از رخنه فرصت طلب ها و رئیس دولت قبلی سخن می گفت، با اعتراض دبیر یک حزب در جمع حضار مواجه شد که این معترض از مطهری خواست تا به جای محکوم کردن دولت قبلی ، بیان کند که دولت فعلی چه اقدامات مثمر ثمر ی انجام داده است؛ همراه با این فرد، افراد دیگری هم وارد ماجرا شدند و دبیر خانه احزاب توانست جو را آرام کند. *اعتراض به سخنرانی وزیر کشور دیگر حاشیه این همایش اعتراض به سخنان وزیر کشور حین سخنرانی بود. وقتی وزیر درحال ایراد سخن درباره مسائل سیاست خارجی و موفقیت ها بود، یک نفر از فاصله دور از وزیر خواست تا به جای سخنرانی در ارتباط با احزاب سخن بگوید و این جمله او همهمه زیادی را به همراه داشت و در نهایت سعی شد تا صداها آرام شود که البته چنین هم شد. بسیاری از این نمایندگان درخواست پرسش و پاسخ با وزیر را داشتند که هیات رئیسه نشست فصلی امروز با این امر مخالفت کرده و گفته اند، آقای رحمانی فضلی امروز فقط به عنوان سخنران دعوت شده اند نه برای پرسش و پاسخ. *شاعر شدن خزانه دار حاشیه جالب توجه دیگر این همایش گل کردن خزانه دار خانه احزاب بود. حجت الاسلام مرتضوی کیاسری که گویی از سخنان باهنر رنجیده خاطر شده است و گفت: همه ما دور هم جمع شدیم هستیم بعد بگویند نیستیم پستیم! وی در ادامه خاطرنشان کرد: باهنر گفته که احزاب نیستند پس اینها که هستند چیستند! * لبخند گلایه آمیز حشمتیان از روبوسی نکردن وزیر کشور با او هنگامی که از وزیر کشور برای حضور در جایگاه دعوت شده بود ، حشمتیان نائب رئیس خانه احزاب خواست تا با او روبوسی کند که با مخالفت رحمانی فضلی مواجه شد. وزیر کشور حین سخنرانی که گاهی سرفه می کرد، گفت: گلویم درد می کند برای همین آقای حشمتیان خواست روبوسی کند گفتم گلودرد دارم شما هم مریض می شوی. در این حین حشمتیان با لبخندی که گلایه از پشت آن پیدا بود گفت، ولی با آقای غفوری فرد روبوسی کردید.