نیرویی دریایی ایران در طول ۳۷ سال گذشته با تمرکز با بر ایجاد پایگاه های دریایی و تجهیزات نظامی بومی توانسته به مهمترین قدرت خلیج فارس تبدیل شود و این مساله عربستان را واداشت تا به دنبال اجرایی کردن «برنامه دوم توسعه دریایی» به همکاری با آمریکا برآید.

به گزارش خبرنگار امنیتی - دفاعی خبرگزاری موج، حوادثسیاسی و نظامی خاورمیانه از آغاز دهه دوم قرن بیست و یک، به سمتی در حال حرکت است که عربستان سعودی از هر فرصتی برای مقابله با ایران استفاده می کند. با این حال تاکنون مقامات کشورمان تلاش داشته اند در دام طرح های آمریکایی –صهیونسیتی نیافتند و در مواجهه ای بزرگ با ریاض قرار نگیرند. با این وجود دریادار علی فدوی، فرمانده نیروی دریایی سپاه در آخرین اظهار نظر خود در همایش بازاندیشی مفاهیم جنگ های آینده گفت: «اگر نیاز شود، می‌توانیم ضربات جبران‌ناپذیری به سعودی‌ها وارد کنیم.» این سخنان در حالی ایراد شد که وی تاکید داشت دشمن اصلی جمهوری اسلامی ایران آمریکا است نه عربستان.

واقعیت آن است که وضعیت در خلیج فارس پس از انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ و در طول جنگ تحمیلی به گونه ای رقم خورد که نیروی دریایی سپاه تامین امنیت این منطقه را بر عهده گرفت. در نتیجه این تصمیم این نیروی دریایی سپاه بود که باید در مقابل تحرکات نظامی آمریکا ایستادگی می کرد و از آنجا که مقامات این کشور به نیروهای سپاه به چشم نیروهایی شبه نظامی و ایدئولوژیک نگاه می کردند، حساسیت ویژه ای نسبت به حضور نیروی سپاه در آبهای جنوبی کشور پیدا کردند.

آمریکا برای تقویت مواضع خود و حفظ سلطه ای که در سالهای قبل از انقلاب بر خلیج فارس داشت، تلاش کرد ضمن افزایش تدابیر نظامی در کشورهای عرب متحدش، ناوهای جنگی ای در مرزهای جنوبی کشورمان نگاه دارد. در همین راستا سپاه با ایجاد پایگاه‌ها و مناطق مهم در جنوب کشور و متمرکز در خلیج فارس خود را برای شرایط اضطراری و هر تهاجمی از سوی دشمن آماده کرد.

نیروی دریایی سپاه در طول بیش از سی سال گذشته سعی کرده است کنترل ایران بر تنگه هرمز را عینیت ببخشد و در این راستا اقدام به احداثیک ایستگاه بین‌المللی کرد که همه شناورهای عبوری از تنگه هرمز موظف هستند برای ورود به خلیج فارس، خود را به نیروهای ایرانی در این ایستگاه معرفی کنند.

نیروی دریای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی موسوم به نداسا، از همان ابتدای تشکیل بر استفاده از قایق‌های تندروی مسلح به‌عنوان شناورهای اصلی خود تأکید خاصی داشت. براین اساس برای اجرای وظایف خود به تولید و به کارگیری این شناورها پرداخت؛ تا آنجا که امروز قایق‌های تندروی سپاه سریع‌ترین شناور نظامی جهان به شمار می‌روند و حتی سرعت آن دو برابر شناورهای آمریکایی است. به‌گفته یک فرمانده آمریکایی «بنا به برخی گزارشات تعداد قایق‌های تندروی ایران به ۳۰۰۰ تا ۵۰۰۰ می‌رسد و می‌توان از تمامی آنها در حملات سریع استفاده کرد.»

در برابر این استراتژی، آمریکا تصمیم گرفت در پوشش کشورهای حوزه خلیج فارس با نداسا مواجه شود. اما اعراب و در راس آنها عربستان سعودی در طول سالیان گذشته دستاوردی در زمینه توسعه نیروی دریایی خود نداشتند. به طوری که فرمانده نیروی دریایی سپاه اعلام کرد: «روزانه بیش از ۱۰۰ فروند شناور سپاه روی آب هستند و ما به هیچ وجه غیر از شناور آمریکایی و غربی، هیچ شناور دیگری روی آب ندیده‌ایم و ناوهای سعودی‌ها هم هیچ وقت از آب‌های خودشان خارج نشده‌اند.

بر همین اساس طبق سخنان دریادار فدوی هیچ یک از کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس توانایی تهدید ایران را ندارند و «خودشان هم این را می‌دانند.» کشورهای عربی می دانند پیشرفت های نظامی ایران از جمله دسترسی به توانمندی های دریایی به رغم تحریم های متعدد بین المللی باعثشود کشورمان امروز قادر باشد طبق گفته فرمانده نداسا ناو چند میلیارد دلاری آمریکا را در ۵۰ ثانیه نابود کند.

آنچه در طول بیش از سی سال گذشته منجر به آن شد که نیروی دریایی ایران در مقابل نیروی دریایی کشورهای عرب حوطه خلیج فارس به ویژه عربستان از قدرت مانور به مراتب بیشتری برخوردار باشد، راهبردی بود که نظامیان ایران برخلاف همتایان عربستانی خود در تمرکززدایی نیروهای دریایی خود مدنظر قرار دادند. به همین منظور در حال حاضر کشورمان دارای بیشترین تعداد پایگاه های دریایی در میان کشورهای خلیج فارس است.

در همین رابطه این پایگاه ها از نظر جغرافیایی به سه منطقه تقسیم می شوند: خلیج فارس - دریای عمان و دریای خزر. خلیج فارس در حال حاضر به سپاه واگذار شده است و اکثر پایگاه های آن متعلق به این نیرو است ولی وظیفه پشتیبانی هوایی از آن را نیروی هوایی ارتش بر عهده دارد.

در حوزه تجهیزات نظامی هم سعودی ها با وجود هزینه های چند میلیارد دلاری در بخش نظامی خود کماکان از قدرت دریایی ایران می هراسند. سال گذشته عربستان با رقم ۸۱ میلیارد دلار در جایگاه سوم جهان قرار گرفت. اما بخش اعظم این پول در زمینه جنگ های متجاوزانه به یمن، کمک به تروریست ها و بمب و موشک هایی هزینه شد که در جنگ های هوایی و زمینی به کار می رفتند.

سعودی ها در طول سالیان گذشته به پشتوانه توان دریایی آمریکا، سرمایه گذاری ویژه ای در این عرصه نکردند. در همین زمان نیروی دریایی ارتش و سپاه پیشرفت های قابل تاملی داشتند. قدرت نظامی نیروی دریایی ایران با بیش از ۲۰ هزار نیرو در خلیج فارس، دریای عمان و به خصوص تنگه هرمز تقویت شد.

دریابانان ایران در نظر دارند که در صورت شروع هر رخدادی در منطقه، با به کارگیری تاکتیک های ویژه با دو روش اقدام کنند: اول: به کارگیری قایق های تندرو ساخت داخل مجهز به بمب افکن ها و تجهیزات ضد شناور، دوم: کاشت مین های دریایی از جمله «ای ام ۵۲»، «صدف - ۱» و «ام ۸» که حتی ناو هواپیمابر را نیز غرق کند. سوم: برخورداری از انواع مهمات و وسایل جنگی مدرن مثل گشت های بی سرنشین در آب های خلیج فارس، زیردریایی های مدرن ساخت داخل چون غدیر که قادر به پرتاب موشک، موشک های زیر دریایی حوت با سرعتی معادل یک صد متر در ثانیه و سایر موشک های زیر دریایی پیشرفته چون کوثر هستند و همچنین تجهیزات زیر دریایی و موشک های رعد اس اس ان ۴ و سی ۸۰۲٫

علاوه بر این، ایران با داشتن چند جزیره در خلیج فارس و دریای عمان، عملا سد راهبردی دفاعی محکمی را در برابر تهدیدات آمریکا و متحدانش قرار داده است. به عنوان مثال در ابوموسی ایست بازرسی کشتی ها و در تنب کوچک وتنب بزرگ کماندوهای دریایی حضور دارند.

این در حالی است که عربستان بدون برخورداری از موقعیت ژئواستراتژیک در خلیج فارس، فقدان تجهیزاتی مانند زیردریایی، اخیرا در طرحی با عنوان «برنامه دوم توسعه دریایی» بنا دارد تا تسلیحات و تجهیزاتی به ارزش ۲۳ میلیارد دلار در مدت ۱۰ سال از آمریکا خریداری کند تا ناوگان شرقی خود را در دریای خلیج فارس قرار دارد، تقویت کند. این معامله که دومین خرید بزرگ سعودی ها پس از جنگ دوم خلیج فارس و اشغال کویت توسط عراق است، بازهم توانمندی ای محسوب می شود که مسائلی مانند تعمیر، نگهداری، آموزش و بعضا راه اندازی آنها وابسته به خارج است.

با توجه به این نکات «حمزه الحسن» معارض سرشناس عربستان، تلاش‌های ریاض برای تقویت ناوگان دریایی کشورش را صرفا برنامه ای در راستای کم کردن شکاف و فاصله با نیروی دریایی ایران خواند و تاکید کرد: «سعودی ها تمام توان خود را به کار بسته اند تا قدرت و توان نیروی دریایی خود را به سمت قدرت نیروی دریایی ایران نزدیک‌تر کنند؛ زیرا ریاض به خوبی می‌داند که در عرصه نیروی دریایی نمی‌تواند با ایران رقابت کند. ریاض هواپیماها و جنگنده‌هایی را از آمریکا خریداری کرده و بیشتر ناوها و ناوشکن‌های این کشور ساخت کشور فرانسه است و در مجموع شمار نیروی دریایی این کشور عربی حداکثر به هجده هزار نفر می‌رسد؛ از این رو سران عربستان سعودی تصور می‌کردند که این جنگنده‌ها و این تعداد نیرو برای آنها کفایت می‌کند؛ غافل از آنکه ایران کشور بزرگی است.»

نیروی دریایی ایران چالش بزرگ عربستان سعودی است چون به راحتی تاسیسات نفتی این کشور را در خلیج فارس هدف می‌گیرد. در مقابل نیروی دریایی عربستان که از این تاسیسات محافظت می‌کند مجهز به ۱۰۰ قایق و چند کشتی مین یاب است که بسیاری از آن‌ها کوچکند و نمی‌توانند مقابل حملات ایران ایستادگی کنند. در واقع نیروی دریایی کوچک عربستان سعودی ۱۳۵۰۰ نیرو دارد و ایرانی‌ها ۱۸ هزار نیروی ارتشی و ۲۰ هزار نیروی دریایی سپاه پاسداران را در خدمت دارند.

بر همین اساس نیروی دریایی ایران شجاعانه و با اتکا بر قدرت داخلی خود در پهنه آبهای جنوب کشورمان در حال فعالیت هستند و می دانند که اعراب حوزه خلیج فارس جز با اتکای قدرت آمریکا، توان ایجاد خطری در مسیر ایفای وظایفشان را نخواهند داشت. با این حال «مارک گافنی» یکی از کارشناسان خبره آمریکایی در گزارشی با اشاره به قدرت موشک‌های ناوشکن ایران به نیروی دریایی کشورش نیز هشدار داد: «در صورت حمله نظامی به ایران، خون نیروهای آمریکایی خلیج فارس را قرمز رنگ خواهد کرد».