حمله موشکی آمریکا به هواپیمای مسافربری ایران بر فراز آب های خلیج فارس و در روز های انتهایی جنگ تحمیلی، نشان داد کاخ سفید برای دستیابی به اهدافش از هیچ ابزاری حتی جان انسان ها نمی گذرد.

به گزارش زهرا حسینی خبرنگار خبرگزاری موج، ساعت ۱۰ صبح روز ۱۲ تیر سال ۱۳۶۷ بود. کارکنان فرودگاه بین‌المللی بندرعباس در تکاپو بودند تا شرایط پرواز هواپیمایی آ-۳۰۰ به مقصد فرودگاه دبی را فراهم کنند، با این حال عقربه ها از ساعت ۱۰ گذشتند و مشخص شد پرواز کمی تاخیر دارد. ۲۷۴ مسافر با ملیت‌های مختلف داخل هواپیما نشسته و منتظر بودند تا پس از شنیدن خوش‌آمد گویی کاپیتان محسن رضاییان، از زمین اوج بگیرند. صدای کودکان فضای داخل هواپیما رو پر کرده بود. برخی هیجان‌زده از پنجره هواپیما به بیرون زل زده بودند و دلشان می‌خواست هر چه زودتر با پرواز بر فراز دریا، در میان ابرها قرار گیرند. برخی دیگر هم امیدوار بودند سفر کوتاهشان زودتر تمام شود و در فرودگاه مقصد عزیزانشان را که به استقبالشان آمده بودند، ببینند. هواپیما با ۱۵ دقیقه تاخیر، ساعت ۱۰:۱۷ دقیقه از زمین بلند شد. قرار بود این سفر تنها ۲۸ دقیقه طول بکشد اما تاریخ چیز دیگری رقم زد و این سفر تا ابدیت به طول انجامید. از این رو در حالی که خلبان پیش از ورود هواپیمای ایرباس آ-۳۰۰ به منطقه کنترل هوایی امارات، در محلی به نام «مولبیت»، تصمیم گرفت به ارتفاع ۱۴ هزار پایی صعود کند، فرمانده ناو جنگی وینسنس، نیز خود را آماده حمله به این هواپیمای مسافربری کرد. زیرا آمریکایی‌ها که به بهانه حفاظت و تامین امنیت نفت‌کش‌های متحدین خود در میانه جنگ ایران و عراق در خلیج فارس مستقر شده بودند، تصمیم داشتند با گشودن جبهه جدیدی در منطقه و هشدار به تهران، مانع پیروزی رزمندگان ایرانی در جنگ تحمیلی شوند. بر این اساس ساعت ۱۰:۲۲ بود که ناو آمریکا وارد حریم آب‌های ایران شد و چند لحظه بعد به دستور ناخدا ویل راجرز، فرمانده وینسنس، موشک استاندارد ۲ به سوی پرواز ۶۵۵ شلیک و متعاقب آن هواپیما از صفحه رادارهای زمینی محو شد. با عدم اطلاع از سرنوشت هواپیما، برج مراقبت فرودگاه بندرعباس، در تماس با دبی، پیگیر سرنوشت پرواز ۶۵۵ شد ولی آن‌ها اظهار بی‌اطلاعی کردند. از این رو بلافاصله ستاد تامین استان هرمزگان وضعیت اضطراری اعلام و فعالیت خود را آغاز کرد. با شناسایی دقیق محل سقوط، بالگردها و شناورها به موقعیت ۲۶ و ۴۲ عرض شمالی و ۵۶ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی منتقل شدند. اما همزمان با این اتفاق، آمریکایی‌ها اعلام کرد یک جنگنده اف-۱۴ ایرانی را ساقط کردند. مقامات آمریکا و ناخدای ناو جنگی مدعی شدند آن‌ها ۱۱ بار به هواپیمای مذکور که از فرودگاه دومنظوره (نظامی-مسافری) بندرعباس بلند شده بود، اخطار کردند اما پاسخی نگرفتند. در این شرایط برای جلوگیری از حمله احتمالی جنگنده، مجبور به شلیک شدند. این اظهارات در جلسه فوق‌العاده شورای ایکائو (سازمان بین‌المللی هواپیمای کشوری) مطرح شد و در نهایت در گزارش این سازمان اعلام کرد در دقایق آخر حمله به هواپیما، عده‌ای در ناو وینسنس هواپیما را یک هواپیمای مسافری و عده‌ای دیگر یک هواپیمای جنگی مهاجم تلقی کردند.  اما سرانجام دو دقیقه بعد کارکنان مرکز گزارشی را مبنی بر اینکه هواپیمای مزبور اف-۱۴ است، دریافت کردند و این باعث پرتاب موشک شد. اما واقعیت آن است که در این گزارش به ارتباط میان مسئولان پروازهای کشوری و واحدهای نظامی اشاره نشد در حالی که در ضمیمه معاهده شیکاگو این موضوع قید شده است. از این رو آمریکا بدون آنکه مسئول این حادثه شناخته شود، تنها به پرداخت مبلغی بلاعوض نه تحت عنوان غرامت، بلکه تحت عنوان «پرداخت از سر لطف» که به معنی پرداخت به دلیل احساس مسئولیت اخلاقی است، سعی کرد پرونده مذکور را ببندد. کشته شدن ۲۹۰ مسافر و خدمه پرواز که در میانشان ۶۶ کودک نیز وجود داشت، هفتمین جنایت مرگبار هوایی تاریخ نام گرفت و همچنین باعث شد نام آمریکا را در راس کشورهایی قرار دهد که برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کار ابایی ندارد. در واقع برای دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده آنچه مهم است صرفا رسیدن به هدف است و رویکرد ماکیاولیستی این کشور باعث شده که از هر ابزاری حتی جان انسان ها استفاده کند. دولت آمریکا مبلغ ۶۱.۸ میلیون دلار به خانواده‌های قربانیان و همچنین ۷۰ میلیون دلار برای خسارت ناشی از سقوط هواپیمای مسافربری را بدون قبول مسئولیت حادثه پرداخت کرد. این موضوع در واقع تلاشی برای ترمیم چهره خود در افکار عمومی جهان بود. گفتنی است ادعای آمریکایی مبنی بر اشتباه گرفتن هواپیمای مسافربری با جنگنده اف-۱۴ نیز پوچ بود. زیرا اگرچه جت های اف-۱۴ ایران از فرودگاه بندرعباس پرواز می‌کردند اما پرواز یک هواپیمای اف-۱۴ ایرانی مثلا بر فراز خارک یا در کنار یک هواپیمای مسافربری فقط برای هواپیماهایی که قصد نزدیک شدن به پایانه‌های نفتی خارک را داشتند تهدید محسوب می شد و نه برای شناورهای حاضر در منطقه. و البته آنکه آمریکایی ها به عنوان سازنده این نوع هواپیما قطعا در این خصوص اطلاعات دقیق و کاملی داشتند. علاوه بر این دریادار بازنشسته یوچین لاروک از مرکز اطلاعات دفاعی ایالت متحده نیز در خصوص این حادثه دل‌خراش تاکید کرد:«ناو وینسنس اصولاً نمی‌بایست برای عملیات به خلیج فارس اعزام می‌شد. ما در حال جنگ با ایران نبودیم و هیچ اعلان جنگی میان دو کشور وجود نداشت. هواپیمای ایرانی در یک محدوده هوافضای بین‌المللی بر فراز آب‌های بین‌المللی بود و آمریکا حق نداشت آن را برای هر هواپیمای مشکوک یا غیرمشکوک منطقه جنگی اعلام کند، زیرا رسما با ایران در حال جنگ نبود. دلیلی هم وجود نداشت که ایرباس ایرانی به پیام‌های هشدار ما پاسخ دهد.» مایک آیزنستات، مشاور سابق ارتش آمریکا، نیز اظهار داشت: «ناخدای ناو وینسنس از توصیه هایی که به وی درباره شرایط درگیری شده بود، پایش را فراتر گذاشت و با بی‌احتیاطی وارد آب‌های ایران شد.» اما به نظر نمی‌رسد ورود غیرقانونی آمریکا به حریم دریایی ایران و حمله به هواپیمای مسافربری، بدون اطلاع مقامات کاخ سفید گرفته شده بود. زیرا در غیر این صورت ویلیام راجرز، فرمانده ناو جنگی وینسنس در پایان خدمت خود مدال شجاعت دریافت نمی‌کرد. جالب آنکه در گزارش نهایی هیات حقیقت یاب پنتاگون، علت وقوع این حادثه فشار روانی ناشی از قرار گرفتن در وضعیت جنگی عنوان شد و برای اولین بار آمریکایی‌ها تصدیق کردند که برخلاف ادعاهای اولیه دولت این کشور، هواپیمای ایرباس در خطوط هوایی بین‌المللی پیش بینی شده پرواز می‌کرده و در زمان حادثه نیز در ارتفاع مجاز قرار داشته است.