سخنگوی فراکسیون روحانیت مجلس در مجلس شورای اسلامی گفت: امروز تقسیم بندی اصولگرا و اصلاح طلب دیگر مورد توجه مردم نیست و برای عبور از بحران ها نیازمند نیروهای انقلابی هستیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج، حجت الاسلام نصرالله پژمان فر نماینده مردم مشهد در خانه ملت و سخنگوی فراکسیون روحانیت از این خبرگزاری بازدید کرد.

در حاشیه بازدید فوق، حجت الاسلام پژمان فر به پرسش های خبرنگار موج پاسخ داد که بخش نخست این مصاحبه پیش از این منتشر شده بود.

متن پیش رو بخش دوم مصاحبه با حجت الاسلام پژمان فر است که با هم می خوانیم:

در بخش نخست گفتگو به تناقض در رفتار و گفتار اصلاح طلبان پیرامون شعارهای اصلی انقلاب اسلامی به ویژه عدالت اشاره کردید. طی چهل سال اخیر مدیریت اصولگراها در کشور را چگونه ارزیابی می کنید؟

به طور قطع در عمل و در حوزه اجرا با بد سلیقگی هایی از سوی اصولگراها رو به رو بودیم و یک ضعف برای آنها است.

اما به هر حال اصولگرایان تا حدودی توانستند در موقعیت هایی که به دست آوردند، فاصله بین شعار و عمل را کم کنند. البته از دولت آقای هاشمی به این طرف زمان اندکی مدیریت اجرایی کشور در دست اصولگرایان قرار داشت و این جریان فرصت زیادی برای اداره کشور نداشته است.

حتی می بینیم که دولت دوم آقای احمدی نژاد فاصله زیادی با گفتمان اصلی و اصیل انقلاب اسلامی پیدا می کند.

به همین دلیل نیز در دولت دوم احمدی نژاد کسانی منتقدان اصلی بودند و پرچم داری انتقاد از دولت را بر عهده داشتند که در دولت نخست و همچنین برای پیروزی وی تلاش بسیاری کردند. من نیز جز کسانی هستم که در دولت نخست برای پیروزی و موفقیت احمدی نژاد تلاش کردم.

اگر امروز هم احمدی نژاد سال 84 در صحنه حاضر شود، حاضر هستم برای او کار می کنم. این در حالی است که احمدی نژاد سال 90 به بعد را به هیچ عنوان قبول نداریم.

در سال 84 به اندازه ای عمل و گفتار احمدی نژاد به مردم نزدیک بود که شاهد افزایش رضایتمندی بسیاری در جامعه بودیم و یک موج تعلق خاطر به گفتمان نظام و انقلاب در مردم شکل گرفت.

ما باید بپذیریم هر جایی که خودرایی و مسائل نفسانی در افراد ایجاد شود، آسیب ها از همان نقطه آغاز خواهد شد.

نصرالله پژمان‌فر نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی

عملکرد احزاب اصولگرا طی سال های اخیر چگونه ارزیابی می کنید؟

امروز تقسیم بندی های اصولگرا و اصلاح طلب دیگر مورد توجه مردم نیست و صرف اصولگرایی و یا اصلاح طلبی موضوعی نیست که مردم را در صف قرار دهد. آنچه که مردم را در صف دفاع از انقلاب و اسلام قرار می دهد، جریان انقلابی و غیر انقلابی است.

امروز شرایط کشور کسانی را می طلبد که با تعلق خاطر به گفتمان انقلاب و با عشق و علاقه به مردم از همه تعلقات خاطر و منافع شخصی، حزبی و گروهی خود گذشته و رفتار انقلابی داشته باشند.

ما باید جریانی را در کشور حاکم کنیم که انقلابی باشد. این انقلابی ممکن است کسی باشد که در جریان های سیاسی حتی در تعلقات خاطر و شناسنامه سیاسی ای خود در جریان ها و طیف های مختلف تقسیم بندی شود، اما روحیه انقلابی و جهادی و ولایی دارد.

ما دنبال کسی می گردیم که در مسیر تحقق خواسته های انقلاب و رهبری جدی باشد و جدی عمل کند. کسانی که ادعا می کنند ما پیرو رهبری هستیم، اما مواضع نظام را در موضوع مقاومت و استکبار ستیزی قبول ندارند، انقلابی نیستند. کسانی که هجمه دشمنی که با تمام توان به ما حمله می کند را می بینند، اما پاسخگویی به این هجمه ها را بر نمی تابند، دیگر انقلابی نیستند.

کسی که از گفتمان انقلاب که ایستادگی است عبور می کند و از گفتمان سازش صحبت و دفاعی کند را انقلابی نمی دانیم.

در بحران های پیش رو برای عبور از بحران ها و مشکلات و ضعف ها و کاستی ها، به دنبال نیروهای انقلابی هستیم. نیروهایی که چاه منافع خودش را ببندد. کسی که هنوز این قدرت را ندارد تا برادر فاسدش را از خود دور کند را انقلابی نمی دانیم، این فرد می خواهد اصولگرا باشد و یا اصلاح طلب و یا اعتدالی. هر کسی باشد، انقلابی نیست.

ما به کسی برای اداره جامعه و کسانی در مدیریت ها نیاز داریم که به دنبال منافع شخصی و حزبی نبوده و به این مسائل توجه نکرده، اطرافیانش فاسد نباشند و در مسیر خدمت به مردم کوتاهی نکند. اگر کسی  با این ویژگی ها در صحنه حاضر شود، به طور قطع مردم با جان و دل از او حمایت خواهند کرد.

نصرالله پژمان‌فر نماینده مردم مشهد در مجلس شورای اسلامی

آیا طی چهل سال اخیر توانستیم چنین افرادی را برای حضور در مدیریت های حساس تربیت کنیم و یا باید با چراغ قوه بگردیم تا شاید فردی با چنین شرایط و ویژگی ای پیدا کنیم؟

به طور قطع هر ریزشی یک رویشی هم دارد. انقلاب رویش های خوبی داشته و این اتفاقاتی که در کشور می افتد مثبت است.

اگر کشور را فقط در میان تعدادی رجال سیاسی که از اول انقلاب بودند و همه پست ها را اشغال کرده اند، کوچک کنیم، باید بگویم بله باید در بین این رجال سیاسی با چراغ قوه راه بیافتیم و ببینیم که آیا می توانیم دو تا آدم سالم پیدا کنیم و یا خیر.

اما اگر منظور تربیت جوانان مومن و انقلابی است که توان و عشق و علاقه لازم برای خدمت به کشور و رهبری را دارند و می توانند مدیران شایسته ای باشند، از این جنس افراد کم نیستند و رویش های بزرگ طی سال های اخیر داشتیم.

متاسفانه یک تعداد ورشکسته سیاسی در کشور داریم و نمی توان وجود آنها را انکار کرد. در مقابل  تعدادی هم هستند که خالصانه کار می کنند.

ورشکستگان سیاسی به منافع سیاسی و حزبی و اقتصادی خود فکر می کنند و به دنبال منافع مردم نیستند. اما بسیاری هم هستند که خالصانه کار می کنند.

ورشکستگان سیاسی بسیاری از مطالبات به حق مردم را سیاسی جلوه می دهند تا کارهای خوب را هم  تخریب کنند و می خواهند ارزش این خدمات در جامعه کم رنگ شود تا نگذارند مطالبه به حق مردم برآورده شود.

باید به جای این ورشکستگان سیاسی از جوانان انقلابی و جهادی در مدیریت ها استفاد کنیم.

بنابراین معتقدم که رویش های بسیار خوبی داشته ایم و باید به آنها برای ارائه توانایی خود فرصت بدهیم.

با همین رویکرد قانون منع بکارگیری بازنشستگان در مجلس طراحی و تصویب شد؟

مجلس یک قانون خوبی تحت عنوان قانون منع بکارگیری بازنشستگان را طراحی و تصویب کرد که به واسطه آن کام مردم شیرین شد و به طور قطع این اقدام یکی از کارهای خوب مجلس است.

آخر کسی که 35 سال و یا 40 سال کار کرده و هر چه در توان داشته و هر آنچه تجربه داشته را به اجرا گذاشته را بار دیگر چرا بر مسوولیت های سنگین قرار می دهید؟ این فرد هر کاری بلد بود انجام داده است.

آیا قحط الرجال داریم؟ آیا هیچ کس به اندازه این آقایان توانمندی ندارد؟ آیا در نظام به بن بست مدیریت خورده ایم؟

به عنوان نمونه فردی را منصوب می کنند که در همه جیب هایش قرص است و دکتر به او گفته که چند ساعت بیشتر نباید از خانه خارج شود و باید استراحت کند. چه ضروریتی دارد که این فرد را استاندار و فرماندار و حتی وزیر کنیم؟

ما می توانیم به جای وی، از نیروهای انقلابی و جهادی و تحصیل کرده و با دانش جوان استفاده کنیم و از این فرد بخواهیم که به عنوان مشاور در کنار این جوان باشد. متاسفانه برخی از مدیران ما نمی خواهند میزهای قدرت را رها کنند و یکی از ریشه های اصلی مشکلات در همین رها نکردن میزها و صندلی های قدرت است.

ادامه دارد...