یک کارشناس مسائل دینی گفت: متاسفانه هنوز حوزه های ما از عنوان دکتر خوششان نمی آید و معتقدند لفظ حجت الاسلام و دکتر قابل جمع نیست.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری موج، بسط و گسترش و ترویج گفتمان انقلاب اسلامی از جمله نیازهای اساسی امروز جامعه ما است.

گفتمانی که اگر از آن دور شویم، به طور قطع آسیب های زیادی متحمل خواهیم شد. گفتمانی که تمام دستاوردهای چهل سال اخیر به ویژه در حوزه دفاعی و امنیتی حاصل توجه به آن بوده و هر جا با روحیه انقلابی وارد میدان شدیم، موفق بوده ایم.

در چهلمین سال استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی، لازم است نقاط ضعف در حوزه ترویج و توسعه روحیه جهادی و انقلابی مورد ارزیابی دقیق صورت گرفته تا بتوانیم خود را آماده دست یابی به برنامه های کلان توسعه ای به ویژه چشم انداز 1440 کنیم.

در همین راستا خبرنگار حوزه دینی خبرگزاری موج، گفتگویی با حجت الاسلام والمسلمین ادیب یزدی از علمای دینی و کارشناسان مسائل مذهبی انجام داده است که پس از انتشار بخش نخست، هم اکنون بخش دوم این گفتگو را با هم می خوانیم:

در پایان بخش نخست گفتگو اشاره کردید که حوزه های علمیه ما نتواستند جای خالی بزرگانی چون شهید مطهری ها و بهشتی ها و مفتح ها را پر کنند. چرا این اتفاق افتاد؟

گفتم که برخی از طلبه ها تلاش هایی داشتند و در کنار تحصیل علوم دینی، در دانشگاه ها نیز تحصیل کردند. اما به جهاتی توفیق اثرگذاری بر روند انقلاب اسلامی از آنها سلب شده بود.

یکی از دلایل این است که در حوزه چندان هویتی نداشتند. همین امروز حوزه های علمیه از کلمه دکتر فلانی خوشش نمی آید و دوست ندارد در کنار عنوان حجت الاسلام، از عنوان دکتر نیز استفاده شود و اساسا عنوان حجت الاسلام با دکتر را قابل جمع نمی داند.

برخی می گویند یا باید بلندگوی حوزه باشی و یا بلندگوی دانشگاه. این دو با هم جمع نمی شود! اگر بخواهی هر دو را با هم داشته باشی، در حوزه جایگاه این فرد چندان تثبیت نخواهد شد.

اما داریم علمایی که در دانشگاه تحصیل کرده اند و از آنها در رسانه ها مثلا با عنوان حجت الاسلام دکتر فلانی یاد می شود.

استثنا هم داریم. اما برای افراد بسیار اندک و معدود که آنهم دلایل دیگری دارد.

به عنوان مثال برخی از افراد را رسانه ها به سراغ آنها می روند و به واسطه بهره مندی از رسانه در میان مردم شناخته می شوند. اما همین افراد در میان فضلای حوزه و علما جایگاهی ندارد.

این نگاه دوگانه - دانشگاهی و حوزوی - متاسفانه باعث شد ما از بسیاری از مواهب طرفین محروم باشیم. دانشگاه ما هرگز در مورد حوزه مطالعه درستی نکرد و نتوانست خواسته حوزه را بفهمد. حوزه ما هم نتوانست خیلی با دانشگاه ارتباط برقرار کند. اگر چه تلاش هایی در این زمینه صورت گرفت و تبلیغات هم شد. اما محتوایی تولید نشد و نتوانستیم راهکار عمده ای را برای آینده انقلاب ترسیم کنیم.

ضعف دوگانه حوزه و دانشگاه چه آسیب هایی را در پی داشته است؟

یکی از آسیب ها این است که ما در تدوین راهکار برای اداره کشور در امور مختلف به ویژه صنعتی، بانکداری، اقتصادی متاسفانه توفیقی نداشتیم. دولت های ما نیز همچنان اسیر بانکداری غربی هستند.

تلاش هایی صورت گرفت، اما هر بار کار اصلاح سیستم بانکداری رها شده و توفیقی در این حوزه نداشتیم و همان فرمول های کهنه و پوسیده ای که انقلاب کردیم تا نباشد، بار دیگر ادامه یافت. مثلا انقلاب کردیم تا ربا نباشد، اما در بانکداری با این مشکل روبه رو هستیم.

متاسفانه در حوزه، نهضت جانانه ای که خودش را برساند به نیازمندی های دولت ها نداریم

به صورت جسته و گریخته کارهایی می شود. از یک سو دولت ها نیز به آسانی زیر بار نمی روند. چرا که می ترسند اگر از این طریق دست بردارند، به قول معروف نه "در غربت دلی شاد و نه رویی در وطن" داشته باشند. به عبارتی نه این طریق بانکداری برای آنها بماند و نه بتوانند رضایت مراجع معظم تقلید را کسب کنند. به همین دلیل این راه را حاضر نیستند رها کنند.

اگر دولت ها حاضر می شدند تمکین کنند در برابر تحقیقات حوزوی، شرایط ما حداقل در ابتدای یک دگردیسی قرار می گرفت و می توانستیم امیدوار باشیم تا در آینده نتیجه را ببینیم.

حجت الاسلام مرتضی ادیب یزدی

حال این پرسش مطرح می شود که آیا اساسا حوزه های ما در زمینه های مورد نیاز جامعه تحقیقات نداشته و راهکاری ارائه ندادند، یا اینکه تحقیقات و راهکار بود، اما دولت ها تمکین نکردند؟

تئوری پردازی به صورت مدون و علمی و قابل قبول متاسفانه نداشتیم. اما تئوری پردازی داشتیم. به ویژه که برخی از طلاب و فضلا زحمت کشیدند و کار کردند و کتاب ها نوشتند؟

مثلا؟

نمی خواهم نام ببرم. نام بردن از یک تعداد به معنی از قلم افتادن اسامی دیگر است و به عبارتی حق بعضی در این نام بردن ها ادا نمی شود.

پس چرا برخی از مطلعان می گویند مثلا درس اقتصاد اسلامی آیت الله هاشمی شاهرودی چند وقتی است در حوزه علمیه تعطیل شده و جایگزینی برای آن نداریم، چیست؟

بله متاسفانه کلاس های درس آیت الله هاشمی شاهرودی در این زمینه چندی است برگزار نمی شود. البته آن اقتصاد اسلامی که حضرت آیت الله شاهرودی می فرمودند، برداشتی از اقتصاد اسلامی مرحوم آیت الله صدر بود.

مرحوم آیت الله صدر یک دیدگاه های کلی را ارائه می کنند، برای اصلاح اوضاع اقتصادی جامعه. اما آنهم عملیاتی نبود. یعنی به صورتی نبود که بتوانیم از دل این بحث ها یک راهکار عملیاتی استخراج کرده و فردا به بانک ها بخشنامه کنیم و بگوییم این راه را دنبال کنید. یعنی عملیاتی نبود و بیشتر تئوری بود.

به عبارتی آنچه که به عنوان اقتصاد اسلامی در حوزه ها مطرح می شود، برکات اقتصاد مبتنی بر تعالیم اسلامی است و دورنمای اقتصاد اسلامی را نشان می دهد، اما راه رسیدن به مطلوب تبیین نشده و ما دچار کمبود شدید در این زمینه هستیم.

این در حالی است که مسائل اقتصادی بسیار جامعه را آزار داده و در این حوزه نیازهای زیادی داریم.

فقط در حوزه اقتصادی با این ضعف روبه روبه هستیم؟

در حوزه های دیگر نیز متاسفانه این کمبودها حس می شود. به عنوان نمونه در حوزه فرهنگی که بسیار مهم است، هنوز نتوانستیم به یک جمع بندی روز مبتنی بر فقه امام صادق (ع) برسیم.

مثلا یک سوال در جامعه امروز ما در رسانه ها مطرح شده و این است که بالاخره خانم ها می توانند در ورزشگاه ها حضور پیدا کنند و یا خیر؟

یکی می آید طرفداری جدی از حضور بانوان در ورزشگاه انجام داده و یک التهابی در جامعه ایجاد می کند. فرد دیگری در خطبه های نماز جمعه این حرف را رد می کند و دوباره التهاب ایجاد می شود. نه طرفدار تقصیر دارد و نه طرف مقابل.

ما باید در حوزه های مهم جامعه از جمله اقتصاد و فرهنگ و ... راهکارهایی از طریق مجتهدین صلاحیت دار که از نظر علمی و سوابق انقلابی و اعتقاد به نظام سوابق روشنی داشته و دارند، کسب کرده و در نهایت به یک راهکار و جمع بندی نهایی برسیم. سپس این نظر را به عنوان یک دیدگاه محققانه از طرف حوزه به دولت ها ارائه کنیم.

دولت هم مصالح را در نظر بگیرد و بعد با یک نگاه مصلحانه و آزاد اندیشانه ببینیم مصلحت نظام چیست. همه هم  تمکین کنند.

نه اینکه تا یک حرف مطرح شد، عده ای گروه مقابل را به ارتجاع متهم کرده و عده ای دیگر مخالفان خود را به بی دینی و بی حیایی و ... متهم کنند. بی دلیل نباید در جامعه التهاب ایجاد کرد.

پایان بخش دوم . ادامه دارد ...