نائب رئیس خانه احزاب با اشاره به لزوم حمایت مالی دولت از احزاب گفت: در بودجه عمومی، دولت برای احزاب یارانه ای تعیین کرد که هنوز یک ریال از آن پرداخت نشده است.

سال 1396 با التهاب برگزاری انتخابات دوره دوازدهم ریاست جمهوری آغاز شد. از چند ماه پیش از روز رای گیری، احزاب و گروه های سیاسی از سایه خارج شده بودند و تلاش می کردند در این کارزار، نامزد موردنظرشان را به بهترین شکل به مردم معرفی کنند. اما پس از پایان انتخابات، کار احزاب هم خاتمه یافت و حتی در چیدمان کابینه جدید خبری از نقش آفرینی احزاب حامی نامزد پیروز نبود. در نیمه دوم سال برخی شهرها میدان ناآرامی های شدند که بازهم جای خالی احزاب و جریانات سیاسی برای ساماندهی مطالبات و برگزاری راهپیمایی های اعتراضی را نشان می داد. در همین رابطه خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج برای آسیب شناسی وضعیت موجود با شهاب الدین صدر، فعال سیاسی، نائب رئیس خانه احزاب و دبیرکل جبهه پیشرفت رفاه و عدالت گفتگویی انجام داده است که در چند قسمت تنظیم شده است که بخش اول این گفتگو را در ذیل می خوانید:

در ابتدا برای ورود به بحث درباره تاریخچه حضور و بروز احزاب سیاسی در ایران توضیحاتی را بفرمائید.

تاریخچه احزاب در ایران از نظر مقاطع به پنج دوره تقسیم می شود. دوره اول تحزب شامل سال های 1285 تا 1304 می شود. این دوره که مربوط به بازه زمانی پس از انقلاب مشروطه است دو حزب اجتماعیون عاملیون و اجتماعیون اعتدالیون فعال بودند.

دوره دوم مربوط به سال های 1320 تا 1332 است. ضمن آنکه از سال 1304 تا 1320 دوره ای رکود احزاب سیاسی بود. زیرا رضا خان اجازه فعالیت حزبی را نمی داد. در این دوره گرایشات مختلف کمونیستی، ناسیونالیستی و اسلامی فعال بودند. شکل گیری حزب توده، جبهه ملی (مصدق) و اسلام گرا (نواب صفوی) در این دوره بود. 

دوره سوم از 1339 تا 1342 است. در این بازه زمانی فشار آمریکا بر پهلوی باعث شد تا شاه فضای برای تنفس سیاسی بدهد و حزب زحمتکشان و جبهه ملی دوم شکل گرفت.

دوره چهارم مربوط به دوران پس از انقلاب است و از سال 1357 تا 1360 را دربرمی گیرد. با پیروزی انقلاب اسلامی، تحول اساسی در کشور رخ داد. در این دوره شاهد فراگیر شدن حزب جمهوری اسلامی بودیم. در همه شهرها میز گذاشته بودند و مردم به عضویت آن در می آمدند انگار که می خواستند به انقلاب بپیوندند. در مقابل این حزب گسترده، حزب خلق مسلمان با طرفداری از شریعتمداری قرار داشت. در این دوره قریب به اتفاق مسئولین و سران کشور در حزب جمهوری اسلامی بودند. از جمله آنکه آیت الله مهدوی کنی در این حزب نبود. ولی مقام معظم رهبری، شهید بهشتی. آیت الله اردبیلی و هاشمی رفسنجانی در شورای مرکزی بودند و قدرت آنجا متمرکز بود. من در آن زمان دانشجو پزشکی دانشگاه تهران بودم و انجمن اسلامی و دفتر تحکیم در آن هنگام در حال شکل گیری بود.

با جناح بندی که در حزب جمهوری اسلامی رخ داد و امام از آن مطلع شد، محدودیت هایی به وجود آمد. امام به مسئولین گفتند که حزبی نباشند و در حزب فعالیت نکنند که این منجر به پایین کشیده شدن فیتیله حزب مذکور شد. 

دوره پنجم هم از دولت هاشمی رفسنجانی تا امروز ادامه دارد و احزاب به شکلی هستند که می بینیم.  براساس قانون احزاب و کمیسیون ماده 10 احزاب، در حال حاضر 230 الی 240 حزب پروانه کار دارند، در مجمع خانه احزاب شرکت می کنند و حق رای دارند. 

با توجه به این تاریخچه بیش از صد ساله شکل گیری و فعالیت حزب در ایران، چرا احزاب در کشور ما به ویژه پس از انقلاب اسلامی قدرت نگرفتند و کماکان در حاشیه هستند؟

چند دلیل را می توان برای این مساله برشمرد. مساله اول به خود دولت ها برمی گردد که همه دولت های بعد از انقلاب را شامل می شود. ما در قانون اساسی اصول متعددی در مورد آزادی فعالیت احزاب و مشارکت سیاسی مردمی را داریم که شامل اصول 13، 14، 23، 27، 32، 39 و 40 می شود. 

در کشور ما به دلیل ماهیتی که دولت دارد، بیش از 60 درصد قدرت در دست این قوه است. قوه مجریه بیشترین امکانات و ثروت را دارد و لذا اگر احزاب با دولت هم نوا شوند، در چرخه رشد قرار می گیرند اگر بخواهند به شکل مستقل باشند و نقد کنند دولت ها کم کم آن ها را به حاشیه می برند. زیرا دولت به احزاب به چشم رقیب نگاه می کند و مدعی است با در دست داشتن دستگاه های کارشناسی، نیازی به مشاوره احزاب ندارد. 

دلیل دوم مربوط به ذهنیت منفی ایرانیان قبل و بعد از انقلاب به احزاب است. رویکرد احزاب کمونیستی و لیبرالیستی در گرایش به شرق و غرب، باعث شد تا مردم احساس می کردند احزاب می خواهند آن را به قدرت های جهانی وابسته کنند. بعد از انقلاب دولت و مردم بهم نزدیک شد اما اتفاقاتی که در ادامه رخ داد، مجدد ذهنیت مردم را منفی کرد. در واقع بی توجهی برخی احزاب به مطالبات مردم و جنگ قدرت میان آنها باعث این بدبینی گردید. 

دلیل سوم به عملکرد احزاب و نهادهای مدنی برمی گردد. احزاب در رقابت های انتخاباتی با هم برخوردهای حذفی داشتند. هر بار گرایشی بر سرکار آمد، رقبا را حذف کرد. 

دلیل چهارم مربوط به نیازهای مادی و کمبود بودجه احزاب است. احزاب برای ایجاد دفاتر استانی، برگزاری نشست ها و همایش به پول احتایج دارند. اگر برای تامین این هزینه ها وارد فعالیت های اقتصادی شوند، سو استفاده هایی ممکن است رخ دهد و در مواردی کمک افراد باعث بدنامی احزاب شده است. لذا بحث بودجه چالش جدی برای احزاب است. در قانون، دولت موظف به پرداخت یارانه به احزاب شده اما در بیست سی سال گذشته، تنها یکبار این یارانه پرداخت شده است. دولت کنونی هم در بودجه عمومی سال جاری، یارانه ای درنظر گرفته بود که تا امروز یک ریال از این یارانه به احزاب داده نشده است. ما در حال حاضر همه گرایشات در خانه احزاب گردهم آمده ایم، اما ساختمان مناسبی برای این تشکل وجود ندارد. سال قبل با زحمت و همکاری شهرداری ساختمانی را برای خانه احزاب گرفتیم و مناسب این کار نیست. بنابراین اگر حکومت احساس می کند احزاب باید فعال باشند و برای توسعه سیاسی و اقتصادی لازم هستند باید کمک کند. هرچند که دولت روحانی تا امروز همکاری زیادی داشته است.

دلیل پنجم این است که ما در کشور احزابی داریم که دولت ساز و قدرت ساز است. یعنی در دولت های مختلف بعد از انقلاب، پس از پیروزی در انتخابات حزب و جبهه ای راه انداختند. در دوران هاشمی رفسنجانی کارگزاران شکل گرفت که بعد از پایان عمر این دولت، فعالیت حزب کارگزاران کمرنگ شد. در دوره خاتمی حزب مشارکت و در دوره احمدی نژاد رایحه خوش خدمت و پایداری ایجاد شد. احزاب کلاسیک نباید وابستگی به قدرت دولتی داشته باشند. لذا احزاب مذکور، احزاب کلاسیک نیستند.

 بودجه احزاب که در بودجه سال جاری به تصویب رسیده بود، چقدر در نظر گرفته شده است؟ 

دولت نزدیک به 6 الی 7 میلیارد تومان برای احزاب کل کشور در نظر گرفت. در صورتی که این احزاب عضو گیری کرده باشند، کنگره تشکیل داده باشند می توانند از این یارانه برخوردار شوند ولی اکنون در پایان سال هستیم، هنوز یک ریالش هم به احزاب نرسیده است. در حال حاضر احزاب با حق عضویتی که بیشتر از اعضای شورای مرکزی گرفته می شود، اداره می گردد. دو سال و نیم پیش هم با تدبیر همه سیاسیون، سه جریان اصلاح طلبان، مستقلین و اصول گرایان توافق کردند مدلی سه وجهی برای اداره خانه احزاب ایجاد کنند که از هر جناح 7 نفر در شورای مرکزی حضور داشته باشد و ریاست آن هم به قید قرعه و یکساله در نظر گرفته شد که در سال سوم که امسال باشد، ریاست با اصلاح طلبان است و نواب هم از دو جریان دیگر. 

در جلسات خانه احزاب افراد رده بالای حکومتی هم شرکت کرده اند. در همین خصوص استانداری تهران در یکی از این جلسات گفت که 20 میلیون تومان بابت هزینه های جاری و حقوق مستخدمین خانه احزاب پرداخت می شود که همان رقم هم هرگز به دست ما نرسید. اگرچه بارها معاون اول رئیس جمهور و آقای روحانی دستور داده اند این یارانه پرداخت شود ولی هرگز عملی نشد.

چرا همین احزاب دولتی، هم شب انتخاباتی عمل می کنند و در سایر مقاطع سیاسی فعالیتی ندارند؟

احزاب اخیرا با ارائه لیست رای می آورند اما کارآمد، با قدرت و کلاسیک نیستند. اینها فعالیتشان محدود به انتخابات است و یکسال قبل از انتخابات، شروع به کار می کنند. برای رفع این مشکل لازم است احزابی با همان کارایی احزاب واقعی و کلاسیک به وجود آید. 

شما به لزوم تشکیل احزاب کلاسیک در کشور اشاره کردید، آیا ما زیرساخت های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی لازم برای به وجود آمدن چنین احزابی را داریم؟

در ابتدای انقلاب، یکی از شعارها استقلال، آزادی، حکومت اسلامی بود که بعد مدتی شعار اصلاح شد و به جای حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی قرار گرفت. تفاوت بین حکومت و جمهوری در حضور مردم و اهمیت نظر آنها بود. امروز هم بحث مردم سالاری و مشارکت سیاسی مردم در تصمیم گیری ها مطرح می شود. 

اگر بر جمهوری تاکید نمی شد امروز نظام سیاسی ما می توانست شکل دیگری بگیرد. چنانکه در انگلیس و اتریش علی رغم ادعای آزادی، نظام سلطنتی موروثی دارند. براین اساس حکومت و نظام ما وجه مردمی و دینی دارد. لذا به طور میانگین هر سال هم انتخابات سراسری برگزار می شود که در واقع مراجعه به آرا عمومی است. این انتخابات ها نیازمند سازماندهی مشارکت سیاسی مردم است که از عهده احزاب قانونی برمی آید. اگر بخواهیم مشارکت ها بر اساس مصالح ملی باشد و دخالت بیگانگان در آن کنترل شود، باید احزاب ساماندهی شوند. 

وقتی حزبی وجود نداشته باشد، ممکن است یک نفر که سابقه کمتری به برخی سیاسیون دارد، با فضاسازی مردمی و توده ای پیروز انتخابات شود. برای مقابله با این اتفاقات، باید احزاب کلاسیک ایجاد شود. 

برای ایجاد حزب، افزایش آگاهی سیاسی لازم است که در اثر گسترش ارتباطات در کشور ما که در واقع یک انقلاب ارتباطاتی محسوب می شود، این مساله در حال تحقق است. تا چند سال قبل فکر می کردند باید ویدئو را کنترل کنند، بعد ماهواره مطرح شد و الان اینترنت. اکنون همه به اطلاعات دسترسی دارند. 

نکته دوم اینکه برای تشکیل احزاب کلاسیک، توسعه و گسترش طبقه سوم در ایران است که هم اکنون به لحاظ کمی و کیفی این طبقه رشد کرده و باعث افزایش درخواست برای مشارکت سیاس شده است. 

نکته سوم مربوط به وقوع پدیده جهانی شدن و آن حالتی است که به آن گریز از مرکز می گویند. دهکده جهانی ما را به سمتی می برد که مردم را برای مشارکت سیاسی باید در احزاب و سازمان های قانونی ساماندهی کرد. در این شرایط برای حفظ استقلال، باید جریان های اجتماعی از طریق احزاب کنترل شود. 

نکته چهارم آنکه ما کشوری هستیم که با شعار استقلال انقلاب کردیم و مردم سرمایه این انقلاب بودند و هنوز پای کار هستند. علی رغم فضاسازی های دشمن، مردم در راهیپمایی 22 بهمن حضور یافتند. بسیاری از افرادی که راهپیمایی شرکت کردند کسانی هستند که مشکل اقتصادی دارند اما چون نظام را دوست دارند، مایلند مسئولین مشکلات را حل کنند. لذا باید مردم را به بهترین شکل در تصمیم های سیاسی مشارکت داد. 

این در حالی است که اگر احزاب قدرتمند وجود داشته باشند، اصل حکومت از آسیب های احتمالی مصون خواهد ماند. زیرا اگر مردم از وضعیت ناراضی باشند، به حزب دیگر گرایش پیدا می کنند که برنامه بهتری دارد و چالش موجود اصل نظام را هدف قرار نمی دهد. دیگر بحث اینکه باید رفراندوم برگزار شود یا خیر. اگر به جای 240 حزب کشور، چند حزب قوی وجود داشت، حاکمیت می دانست باید برای حل مشکلات با کی مذاکره کند. زیرا اکثر این احزاب به دلیل ضعف اقتصادی، در اداره خود مشکل دارند. 

 به چند مشکل و مانع دولتی در مسیر کار احزاب اشاره کردید، براین اساس برای رسیدن به حزب کلاسیک نیازمند حمایت دولت هستیم؟

قاعدتا باید دولت حمایت کند تا احزاب در مسیرهای مالی آلوده نشوند. دولت باید شرایط فعالیت قانونی را ایجاد کند. خانه احزاب اکنون چون مصوبه قانونی دارد، می تواند محفلی برای این کار باشد. هز حزب نیاز به دفتری برای نشست هایش دارد. اگر امکانات مشترکی فراهم شود، بسیاری از احزاب هزینه هایشان کم می شود و مجبور نمی شوند برای گرفتن یک سالن، اسپانسر بگیرند. 

چرا در فضای کنونی سیاسی، برخی از افراد پس از پست گرفتن تاکید دارند که وابسته به هیچ حزبی ندارند؟ 

این کار پسندیده نیست که برخی افراد پس از مسئولیت گرفتن بگوید فراجناحی هستیم. درست است مسئولین باید فراجناحی عمل کنند و باندی نباشند اما شاید علت این امر به خاطر سابقه ذهنی جامعه باشد که حزبی بودن در انظار عمومی منفی است. 

شهید بهشتی دبیرکل حزب جمهوری اسلامی بود اما وقتی در راس قوه قضائیه قرار گرفت، حزبی کار نمی کرد. عملکرد باز وی باعث محبوبیت حزبش در بین مردم می شد و افراد باید به این شکل عمل کنند.

برای اینکه احزاب درست کار کنند، باید در کشور فرهنگ سازی شود و بیان گردد که حزبی بودن منفی نیست چون همه این احزاب، احزاب قانونی جمهوری اسلامی هستند. از طرفی باید بازتعریفی در مورد گرایشات سیاسی کشور صورت گیرد. زیرا دسته بندی های امروزی دیگر کارایی ندارند و ما باید روی مشکلات اصلی کشور متمرکز شویم. 

فرهنگ سازی و ایجاد فضایی که باعث شود افراد بدون نگرانی از قضاوت مردم، اعلام کنند متعلق به چه حزبی هستند، کار چه فرد یا نهادی است؟ 

تا حدی احزاب با عملکردشان می توانند این فرهنگ سازی را صورت دهند.

ادامه دارد...

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج