تصمیم عربستان برای هسته‌ای شدن در حالی منتشر شده است که مقامات آمریکا باید میان آغاز دومینو هسته‌ای شدن دیگر کشورهای عربی کوچک خاورمیانه و افزایش تهدیدات اسرائیل از یک سو و کسب ثروتی هنگفت از این جریان، دست به انتخابی استراتژیک بزنند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج، عربستان سعودی در سه سال گذشته و با انتخاب محمد بن سلمان به عنوان جانشین ولیعهد، وارد چرخه جدیدی از سیاست ها و اقداماتی شد که برخی از آنها در طول حاکمیت آل سعود بر عربستان هرگز دیده نشده بود. در سه سال گذشته بن سلمان که وزیر دفاع عربستان نیز بود، به طور یکجانبه دستور حمله به یمن را صادر کرد. این تصمیم در شرایطی صادر شد که مداخلات ریاض در عراق و سوریه برای تقویت گروه های تروریستی و اعمال نفوذ در ساختار سیاسی این کشورها همزمان با آغاز ناآرامی ها در خاورمیانه، شروع شده بود.

بن سلمان امیدوار بود در نبرد کوتاه نهایتا دو ماهه، بر یمن مسلط شود و اولین پیروزی خود را جشن بگیرد و آن را تبدیل به پله ای برای ارتقا در هرم قدرت عربستان کند. اما مقاومت نیروهای انصارالله و همراهی ارتش یمن با این گروه، باعث شد تا جنگ مذکور نزدیک به سه سال به طول انجامد. اما این پایان آرمان‌گرایی های محمد بن سلمان نبود.  از همین رو وی با طرح سند چشم انداز 2030 عربستان، گامی بزرگ در جهت اصلاحات اقتصادی و سیاسی عربستان برداشت. شاهزاده جوان تلاش داشت با معرفی خود به عنوان فردی تحول خواه، در میان جوانان عربستانی کسب محبوبیت کند و امکان کنار زدن ولیعهد را با حمایت مردمی فراهم سازد.

طبق این طرح 80 پروژه با هزینه‌ای بالغ بر 3.7 میلیارد دلار  باید تا سال 2030 اجرایی می شود. بودجه اجرایی این چشم انداز هم بالغ بر 20 میلیارد دلار در نظر گرفته شده است. همچنین بر اساس این سند بن سلمان اعلام کرده عربستان باید وابستگی به نفت خود را کاهش دهد و با ایجاد ساختارهای اقتصادی جدید، تنوع اساسی در درآمدهای خود ایجاد کند.

توسعه توریسم، تحول در بخش آموزش، سلامت، زیر ساخت و خدمات از مهمترین این تغییرات است تا ضمن کاهش بیکاری جوانان به ویژه بیکاری افراد تحصیل‌کرده، زمینه درآمد زایی فراهم شود. 

بخشی از این طرح نیز مربوط به تقویت فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری، افزایش میزان صنایع غیر وابسته به نفت، افزایش حجم تجارت میان عربستان و سایر کشورها و مهمتر از همه افزایش سرمایه گذاری دولت بر روی ساخت سلاح و مهمات است.

تاکید بن سلمان بر رهایی بودجه عربستان از درآمدهای نفتی در حالی عنوان می شد که این کشور با در اختیار داشتن حدود 42 میلیارد متر مکعب نفت، دومین کشور از نظر ذخایر نفتی است. ضمن آنکه اطلاعات زمین‌شناسی نشان می‌دهد که ممکن است بیش از 100 میلیارد بشکه نفت کشف‌ نشده در اعماق بیابان‌های عربستان وجود داشته باشد.

با توجه به این مسائل به نظر می رسد محمد بن سلمان اهدافی فراتر از تنوع بخشی درآمدهای عربستان و کاهش بیکاری جوانان کشورش را در ذهن داشته باشد. کنار زدن بن نایف از مقام ولیعهدی توسط ملک سلمان و انتخاب پسرش به عنوان جانشین پادشاه، اقدامی در راستای افزایش قدرت تصمیم گری شاهزاده جوان برای تحقق ارمان هایش بود. آرمان هایی که احتمالا ملک سلمان هم از آنها استقبال می کند و امیدوار است با نتیجه دادن آنها، تاریخ از دوران حکومت وی به عنوان دوران طلایی حاکمیت آل سعود بر این کشور یاد کند.

از همین رو چندی قبل یک مقام دولتی عربستان ماه گذشته در کنفرانسی در ابوظبی برای اولین بار از قصد این کشور برای استخراج اورانیوم برای استفاده در برنامه هسته‌ای خود خبر داد. طبق برآوردهای اولیه، عربستان حدود ۶۰ هزار تن سنگ اورانیوم در معادن زیرزمینی خود دارد و تمرکز بر این حوزه، علاوه بر بحث استفاده از تمامی منابع کشور برای توسعه و پیشرفت، اقدامی در راستای سیاست های مقابله جویانه و قدرت طلبانه بن سلمان قابل ارزیابی است. 

طبق اظهارات مقامات سعودی، تا انتهای سال 2018، ریاض قرار است اولین رآکتور هسته‌ای خود را با مشارکت شرکت‌های خارجی راه اندازی کند. شریک عربستان در این رابطه، چینی ها خواهند بود. زیرا اخباری درباره رایزنی دو کشور در زمینه افزایش همکاری های هسته ای منتشر شد. 

فارغ از آنکه بازار هسته‌ای شدن عربستان، نظر روس ها را هم به خود جلب کرده است، واکنش اسرائیل و آمریکا به این تصمیم قابل توجه است. اهداف ریاض از این برنامه علاوه بر افزایش توان داخلی، کسب درآمد ملی، گامی در مسیر ارتقا قدرت نظامی است تا بتواند در برابر توان هسته ای ایران قد علم کند.

اما به نظر نمی رسد اسرائیل تمایلی به ظهور یک کشور هسته‌ای دیگر حتی در ابعاد صلح آمیز و غیرنظامی در منطقه داشته باشد. آمریکا هم از شروع دومینو هسته‌ای شدن کشورهای منطقه استقبال نمی کند هرچند که تصمیم بن سلمان فرصتی برای کسب درآمد واشنگتن محسوب می شود.

عربستان امریکا

دولت ترامپ نشان داده است از هیچ امکانی برای کسب دلارهای نفتی عربستان نمی گذرد. اوایل سال جاری بود که در پی سفر ترامپ به عربستان، قراردادی به ارزش 110 میلیارد دلاری برای خرید تسلیحات از آمریکا میان این دو کشور منعقد شد. این قرارداد، بزرگترین قرارداد نظامی تاریخ آمریکا به شمار می آید و رئیس جمهور تاجرماآب ایالات متحده امیدوار است این روند که به بازگشت دلارهای نفتی و افزایش توان داخلی آمریکا منجر می شود، ادامه دار باشد. 

از سویی سیاستمداران آمریکایی در تلاش هستند تا از نفوذ مادی و معنوی ایران به عنوان رهبر محور مقاومت در منطقه بکاهند و توانمندی‌های هسته‌ای و موشکی ایران را به هر نحوی با چالش روبرو سازد. در این راستا مسلم است که برای دستیابی به این هدف، عربستان، به عنوان دشمن منطقه‌ای و ایدئولوژیک ایران گزینه بسیار مناسبی خواهد بود. اما محدود نگه داشتن توان هسته‌ای عربستان هم برنامه دیگری است که آمریکا برای تامین نظر اسرائیل باید به آن توجه داشته باشد. 

با این حال اگر حتی آمریکا به دنبال کسب سود از حضور در پروژه های هسته‌ای عربستان باشد و همزمان بر قدرت گیری هسته ای این کشور نظارت داشته باشد، باید انتظار داشت در یک دهه آینده چند کشور هسته‌ای دیگر در خاورمیانه سربرخواهند آورد.

در صورتی که سعودی ها به توانمندی برسند، امارات متحده عربی، کویت و قطر در صف کشورهایی خواهند بود که با برخورداری از پترودلار، وارد این عرصه می شوند. نکته مهم آنکه این توانمندی برای کشورهای عربی کم جمعیت با وسعت جغرافیای کم، صرفا در حوزه نظامی تعریف خواهد شد. 

 

 

 

عضویت در کانال تلگرامی خبرگزاری موج